صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

۰۳ شهريور ۱۴۰۵
News ID: ۹۳۶۴۸۷
Publish Date: ۳۱ : ۱۵ - ۰۳ شهريور ۱۴۰۵
نیویورک‌تایمز:
جنگ دونالد ترامپ علیه ایران، برای چین به یک تجربه خوشایند و روشنگر تبدیل شده است؛ زیرا چین یکی از شدیدترین اختلال‌های عرضه نفت در دوران مدرن را پشت سر گذاشت و نشان داد سال‌ها آمادگی، یک آسیب‌پذیری بزرگ و یک منبع بالقوه اهرم فشار آمریکا بر پکن در یک رویارویی ژئوپلیتیکی را تا حد زیادی کاهش داده است.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

میچال میدن، رئیس بخش پژوهش انرژی چین در مؤسسه مطالعات انرژی آکسفورد در نیویورک تایمز نوشت: چین، بزرگ‌ترین واردکننده نفت خام جهان، در سال‌های اخیر برای بیش از ۷۰ درصد از مصرف خود به واردات وابسته بوده و حدود نیمی از این واردات از خاورمیانه تأمین می‌شود. مختل شدن تردد در تنگه هرمز، آن هم چند ماه پس از آنکه ایالات متحده جریان نفت جهانی از ونزوئلا را مختل کرده بود، ظاهراً یکی از بزرگ‌ترین نگرانی‌های راهبردی رهبران چین را به واقعیت تبدیل می‌کرد: یک شوک فلج‌کننده نفتی که پکن کنترلی بر آن نداشته باشد.

به گزارش انتخاب، در ادامه این مطلب آمده: اما جنگ دونالد ترامپ علیه ایران، برای چین به یک تجربه خوشایند و روشنگر تبدیل شده است؛ زیرا چین یکی از شدیدترین اختلال‌های عرضه نفت در دوران مدرن را پشت سر گذاشت و نشان داد سال‌ها آمادگی، یک آسیب‌پذیری بزرگ و یک منبع بالقوه اهرم فشار آمریکا بر پکن در یک رویارویی ژئوپلیتیکی را تا حد زیادی کاهش داده است.

چین تا سال ۱۹۹۳ در زمینه نفت خودکفا بود؛ اما افزایش نیازهای اقتصاد در حال رونق این کشور، چین را به یک واردکننده خالص نفت تبدیل کرد. واردات نفت در سال‌های پس از آن به‌شدت افزایش یافت و همین مسئله باعث شد هو جین‌تائو، رئیس‌جمهور وقت چین، در سال ۲۰۰۳ هشدار دهد که قدرت‌های متخاصم ممکن است به دنبال کنترل تنگه مالاکا باشند؛ مسیر دریایی مهمی در جنوب‌شرقی آسیا که بخش قابل‌توجهی از نفت وارداتی چین از آن عبور می‌کند.

پکن در واکنش، راهبردی گسترده برای کاهش این وابستگی در پیش گرفت. چین منابع تأمین نفت خود را متنوع کرد تا سهم نفت خاورمیانه را کاهش دهد و همچنین شروع به ایجاد ذخایر نفت خام کرد که اکنون برآورد می‌شود بزرگ‌ترین ذخایر نفت خام جهان باشند؛ ذخایری که حجم آنها تقریباً با مجموع ذخایر ایالات متحده و ژاپن برابری می‌کند.

چین همچنین با جدیت تلاش کرده است خودروهای سواری را از سوخت‌های فسیلی به نیروی برق منتقل کند و امروز با فاصله‌ای چشمگیر، بزرگ‌ترین بازار خودروهای برقی جهان است. این کشور اکنون همین روند را به کامیون‌ها نیز گسترش می‌دهد.

تولید برق در چین نیز تقریباً به‌طور کامل به منابع انرژی داخلی مانند زغال‌سنگ، انرژی هسته‌ای، برق‌آبی و، با سرعت فزاینده، انرژی بادی و خورشیدی متکی است.

این راهبرد بلندمدت اکنون در جنگ ایران تحت یک آزمون واقعی قرار گرفته است و تاکنون موفق از آن بیرون آمده است.

اختلال در تنگه هرمز باعث افزایش قیمت نفت شد. اما برخلاف سال ۲۰۲۱، زمانی که چین با کمبود زغال‌سنگ مواجه شد و دولت به واردکنندگان دستور داد فوراً منابع انرژی مورد نیاز خود را تأمین کنند، این بار پکن دکمه اضطراری را فشار نداد.

ورود نفت به چین به‌شدت کاهش یافت، زیرا واردکنندگان خریدهای خود را کاهش دادند. این کشور به ذخایر خود متکی شد و در عین حال صادرات سوخت‌های مورد استفاده در حمل‌ونقل را محدود کرد تا سوخت بیشتری در داخل کشور باقی بماند.

افزایش قیمت سوخت همچنین ظاهراً باعث شد بسیاری از رانندگان چینی بیشتر از حمل‌ونقل عمومی، تاکسی یا خدمات درخواست خودرو استفاده کنند؛ بخش قابل‌توجهی از این وسایل نقلیه نیز برقی هستند.

در نتیجه، در حالی که برخی دولت‌ها در آسیا مجبور شدند اقدامات اضطراری دردناکی مانند سهمیه‌بندی سوخت، افزایش قیمت‌ها و کاهش خدمات عمومی را اجرا کنند، اقتصاد چین دچار اختلال قابل‌توجهی نشد.

خودداری چین از خرید بیشتر در بازارهای جهانی نفت همچنین فشار بر قیمت‌ها را کاهش داد و مانع از شکل‌گیری یک شوک نفتی حتی بزرگ‌تر در جهان شد؛ موضوعی که، به‌طور متناقض، پیامدهای سیاسی داخلی جنگ برای ترامپ را نیز با محدود کردن فشار بر قیمت بنزین در آمریکا کاهش داد.

توانایی چین برای عبور از اختلال‌های نفتی ناشی از جنگ ایران برای بسیاری غافلگیرکننده بود. اما نباید چنین می‌بود؛ زیرا این دقیقاً همان چیزی است که دولت چین سال‌ها برای آن آماده شده است.

رهبران چین انرژی را منبعی برای قدرت ملی و ژئوپلیتیکی، هم‌تراز با قدرت صنعتی، فناوری و نظامی، می‌دانند.

آنها در سال ۲۰۲۱ خواستار تبدیل چین به یک «قدرت بزرگ انرژی» شدند؛ کشوری که وابستگی کمتری به سوخت‌های فسیلی داشته باشد اما همچنان بتواند انرژی فراوان و قابل‌اعتمادی برای اقتصاد خود فراهم کند.

حتی پیش از آغاز جنگ در فوریه، رسانه‌های تحت کنترل حزب کمونیست چین اعلام کرده بودند که دستیابی به این هدف برای چین در «به دست گرفتن ابتکار عمل در رقابت میان قدرت‌های بزرگ» حیاتی است؛ اشاره‌ای آشکار به رقابت با ایالات متحده در صنایعی انرژی‌بر مانند تولید پیشرفته، مراکز داده و هوش مصنوعی.

آخرین برنامه انرژی چین که امسال تصویب شد نیز بازتاب‌دهنده همین جاه‌طلبی است.

این برنامه خواستار توسعه بیشتر انرژی‌های تجدیدپذیر و همچنین انرژی هسته‌ای و برق‌آبی است، در حالی که زغال‌سنگ ــ که برای مدت طولانی ستون فقرات سیستم برق چین بوده ــ همچنان به‌عنوان یک پشتوانه حیاتی حفظ خواهد شد.

چین همچنین سرمایه‌گذاری سنگینی در خطوط انتقال جدید انجام می‌دهد تا برق را از مناطق غنی از منابع انرژی به شهرها و کارخانه‌های نیازمند آن منتقل کند. این کشور در زمینه باتری‌ها و دیگر فناوری‌های ذخیره‌سازی انرژی و همچنین ارتقای شبکه برق نیز سرمایه‌گذاری گسترده‌ای دارد تا ثبات عرضه برق حفظ شود.

ایالات متحده نیز مزیت‌های انرژی مهم خود را دارد. این کشور همچنان بی‌رقیب‌ترین قدرت جهان در حوزه نفت و گاز است؛ از منابع فراوان داخلی، ظرفیت پالایش و صادرات در مقیاس بسیار بزرگ و ذخایر راهبردی قابل‌توجه برخوردار است.

اما شبکه برق آمریکا برای همگام شدن با افزایش سریع تقاضا از سوی موج جدید صنایع بسیار انرژی‌بر با مشکل مواجه است.

برای دهه‌ها، اهرم فشار نفتی در اختیار کشورهایی تصور می‌شد که کنترل عرضه را در دست داشتند؛ از جمله اوپک، روسیه و دیگر صادرکنندگان بزرگ و همچنین تولیدکنندگان نفت شیل آمریکا که می‌توانستند با افزایش یا کاهش عرضه، قیمت‌ها را جابه‌جا کنند.

بحران تنگه هرمز نشان داده است که چین در حال تبدیل شدن به نوع جدیدی از قدرت انرژی است: یک واردکننده نفت آن‌قدر بزرگ که می‌تواند بر قیمت‌های جهانی نفت تأثیر بگذارد و در عین حال در برابر اختلال‌های خارجی تاب بیاورد.

وابستگی چین به واردات نفت همچنان قابل‌توجه است، اما ژئوپلیتیک انرژی در حال تغییر است؛ به‌گونه‌ای که تمرکز قدرت از کنترل جریان نفت به کنترل سامانه‌های صنعتی برقی‌شده منتقل می‌شود.

چین در این گذار، یک برتری آشکار به دست آورده است؛ برتری‌ای که جایگاه این کشور را در رقابت صنعتی و راهبردی با ایالات متحده تقویت می‌کند.