پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : مجله «آتلانتیک» نوشت: برای ماهها، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، نتوانسته است درگیری با ایران را به پایان برساند. یک کارزار بمباران گسترده کارایی خود را از دست داد و ذخایر مهمات آمریکا رو به کاهش گذاشت. دیپلماسی نیز پیشرفت چندانی نداشت؛ زیرا رهبران تهران همچنان مایل بودند روند مذاکرات را عمداً طولانی کنند و کنترل خود بر تنگه هرمز را تحکیم بخشند. حتی آتشبس فعلی ــ که بسیار شکننده و ناآرام است ــ نیز نتوانسته هزینه انرژی در سراسر جهان را به شکل معناداری کاهش دهد.
به گزارش «انتخاب»؛ در ادامه این مطلب آمده است: با باقی ماندن گزینههای اندک، دولت ترامپ اکنون وارد کارزاری بالقوه طولانی برای اعمال فشار اقتصادی شده است؛ کارزاری که هدف آن تحت فشار قرار دادن ایران تا جایی است که رهبران این کشور چارهای جز بازگشت جدی به مذاکرات نداشته باشند. اما اگر آمریکا کشورهایی را که همچنان با ایران تجارت میکنند و اقتصاد آن را سرپا نگه میدارند مجازات نکند، این رویکرد ممکن است بیاثر باشد. ترامپ نیز در گذشته نشان داده است که تمایل چندانی برای رویارویی با کشورهایی مانند چین و روسیه، یا حتی کره شمالی ــ که با تهران ائتلاف راهبردی دارد ــ ندارد.
اگر هیچ نتیجه دیگری نداشته باشد، رویکرد جدید به کاخ سفید اجازه میدهد بگوید که در حال تلاش برای حل مسئله است و سپس ــ که مهمتر است ــ دیگر درباره جنگ صحبت نکند. مشاوران و متحدان ترامپ به ما گفتهاند که بخشی از این طرح آن است که تلاش شود ایران به حاشیه ذهنی افکار عمومی رانده شود؛ در حالی که کاخ سفید امیدوار است قیمت بنزین حتی اندکی کاهش پیدا کند و جمهوریخواهان بتوانند پیش از انتخابات میاندورهای، تمرکز کشور را به موضوعاتی سیاسیتر و مطلوبتر برای خودشان معطوف کنند.
این امر واقعیت موجود در خاورمیانه را تغییر نخواهد داد: ائتلافها تحت فشار قرار گرفتهاند، ارتش آمریکا بیش از حد تحت فشار قرار دارد و ایران اکنون بسیار قدرتمندتر از آغاز جنگ، یعنی حدود شش ماه پیش، در منطقه نفوذ دارد. اما این رویکرد میتواند به ترامپ ــ که استاد منحرف کردن توجه افکار عمومی است ــ اجازه دهد به سراغ اولویتهای دیگری برود: جنگ تجاری با کانادا! ادعاهای تقلب انتخاباتی! مهارتهای او در کار با میلههای پرچم! و تلاش کند دستکم یکی از دو مجلس کنگره را در پاییز برای حزب خود حفظ کند.
یکی از مشاوران ترامپ به ما گفت: «ما فقط تلاش میکنیم تا انتخابات میاندورهای دوام بیاوریم.»
در حال حاضر، راهبردپردازان هر دو حزب معتقدند دموکراتها شانس بیشتری برای تصاحب مجلس نمایندگان دارند. در مورد سنا نیز، با وجود نقشه انتخاباتیای که به نفع جمهوریخواهان است، رقابت تقریباً برابر ارزیابی میشود. روندها از قبل علیه جمهوریخواهان حرکت کردهاند: بهطور سنتی، حزبی که در قدرت نیست در انتخابات میاندورهای عملکرد خوبی دارد و طی یک دهه گذشته، به نظر میرسد حامیان ترامپ زمانی که نام او روی برگه رأی نیست، تمایل کمتری به رأی دادن دارند.
خود رئیسجمهور نیز کمک چندانی نکرده است و محبوبیت او در نظرسنجیها بهشدت سقوط کرده؛ حتی در زمینه اقتصاد و مهاجرت که معمولاً نقاط قوت او محسوب میشوند. جمهوریخواهان که از واکنش منفی مردم بیم دارند، تا حد زیادی تصمیم گرفتهاند در تابستان امسال از برگزاری نشستهای عمومی با رأیدهندگان خودداری کنند؛ نشستهایی که معمولاً راه مؤثری برای ارتباط با مردم حوزههای انتخاباتی محسوب میشود. تعدادی از نمایندگانی که چنین نشستهایی را در حوزههای خود برگزار کردهاند، با خشم و پرسشهای دشواری درباره ایران مواجه شدهاند؛ از جمله اینکه چرا آمریکا اساساً این جنگ را آغاز کرد.
جمهوریخواهان از کاخ سفید خواستهاند درگیری را پایان دهد و فشار آن بر اقتصاد کشور ــ و شانس انتخاب مجدد جمهوریخواهان ــ را کاهش دهد. اما یافتن راهحل دشوار بوده است. اهداف ترامپ در این درگیری هرگز بهروشنی بیان نشد و بارها تغییر کرده است. وعدههای بلندپروازانه درباره تغییر رژیم یا جلوگیری از برخورداری ایران از برنامه هستهای دیگر مطرح نیستند.
یک مشاور خارج از دولت و یک مقام ارشد دولت آمریکا، که به شرط ناشناس ماندن درباره رایزنیهای داخلی صحبت کردند، به ما گفتند ترامپ در گفتوگوهای خصوصی با متحدان سیاسی خود گفته است که پس از بازگشایی تنگه هرمز، تمایل دارد بهسادگی اعلام پیروزی کند و از این مسئله عبور کند.
اما حتی این هدف نیز مشکلساز شده است: ایران همچنان کشتیهایی را که از تنگه عبور میکنند تهدید کرده و اصرار داشته است که هزینه یا عوارضی برای عبور دریافت کند. کشورهای دیگر منطقه این مسئله را غیرقابل قبول دانستهاند؛ چرا که تنگه هرمز پیش از جنگ باز و آزاد بود. با این حال، ترامپ درباره اینکه آیا میتواند با دریافت چنین عوارضی کنار بیاید یا نه، مواضع متناقضی داشته است.
رئیسجمهور آمریکا دیروز گفت آخرین مینهای ایرانی از مسیر کشتیرانی خارج شدهاند، اما یک مقام از یکی از کشورهای منطقه به ما تأکید کرد که حتی اگر این وضعیت ادامه داشته باشد، ایران همچنان میتواند با استفاده از قایقهای کوچک، پرتابگرهای راکتی دستی و پهپادها کشتیها را مورد آزار و تهدید قرار دهد.
فشار اقتصادی جدید
جمهوریخواهان حمایت خود را از کارزار جدید فشار اقتصادی کاخ سفید اعلام کردهاند؛ کارزاری که وزیر خزانهداری، اسکات بسنت، اوایل همین هفته آن را اعلام کرد. تیم سیاسی کاخ سفید امیدوار است این طرح یک نوع خفهسازی آرام اقتصادی ایجاد کند ــ تعبیری که بسنت از آن با عنوان «خفهسازی اقتصادی» یاد کرده است ــ که بتواند بهتدریج به حل درگیری کمک کند و در عین حال مزیت دیگری نیز داشته باشد: دور نگه داشتن جنگ از تیتر اخبار.
تهدیدهای تهاجمی ترامپ علیه ایران همواره چرخه خبری را تحت تأثیر قرار داده و به جمهوریخواهان آسیب زده است. برخی در دولت معتقدند اگر تحریمهای جدید بتواند ایران را پیش از ماه نوامبر به پای میز مذاکره بکشاند، شاید تلاش دوباره برای دیپلماسی بتواند بازارها را تقویت کند و در آخرین لحظات، به جمهوریخواهان کمک کند.
ترامپ مدتی است از جنگ خسته شده است. دستیاران او تلاش کردهاند او را متوجه اقتصاد کنند تا به نامزدهای جمهوریخواه کمک شود، اما ترامپ همچنان چالشهای مربوط به هزینههای زندگی و استطاعت اقتصادی مردم را کماهمیت جلوه داده است؛ مسئلهای که باعث نارضایتی دستیارانش شده است.
اگرچه ترامپ همچنان از سرسختی ایران و امتناع این کشور از کوتاه آمدن خشمگین است، دستیارانش او را متقاعد کردهاند که به طرح جدید فرصت بدهد. از برخی جهات، این ایده جدیدی نیست: ترامپ از نخستین دوره ریاستجمهوری خود نیز به کارزار «فشار حداکثری» اقتصادی متکی بوده تا ایران را وادار کند برنامه هستهای خود را کنار بگذارد.
اما جامعه اطلاعاتی آمریکا در آن زمان در این تصور اشتباه بود که ایران بهسرعت زیر فشار مالی تسلیم خواهد شد. به نظر میرسد حکومت ایران حاضر است برای حفظ قدرت خود، سختیهای قابلتوجه را تحمل کند.
رویکرد جدید نیز خطرات سیاسی خاص خود را دارد. اگر ایران بار دیگر نشان دهد که در برابر فشارها مقاوم است، کارزار فشار اقتصادی ممکن است فراتر از انتخابات میاندورهای ادامه پیدا کند و در این فاصله، قیمتها همچنان بالا بمانند.
اولیویا وِیلز، سخنگوی کاخ سفید، در بیانیهای به ما گفت آمریکا تاکنون «توانمندیهای نظامی ایران را نابود کرده» و اکنون با قطع باقیمانده راههای ارتباط مالی ایران با جهان، «آنچه از اقتصاد اسفبار این کشور باقی مانده را خفه میکند.»
وِیلز نوشت: «آنها تنها، ورشکسته و منزوی خواهند ماند.» او افزود: «رئیسجمهور کاملاً روشن گفته است که همیشه منافع آمریکا را پیش خواهد برد و هرگز اجازه نخواهد داد ایران به سلاح هستهای دست پیدا کند.»
کاهش حملات نظامی آمریکا
ارتش آمریکا چند هفته است که به ایران حمله نکرده است. آرامش نسبی این ماه ادامه الگویی طولانی از استفاده از زور برای گرفتن امتیاز از ایران است؛ روشی که در نهایت موفق نشده است.
پس از یک کارزار حملات ۱۳ روزه در ماه ژوئیه، ارتش آمریکا در ارزیابیهای محرمانه خود به این نتیجه رسید که ادامه این کارزار به بازدهی کاهنده منجر خواهد شد و کمبود شدید و غیرعادی مهمات آمریکا را نیز بدتر خواهد کرد.
اوایل ماه جاری، استیو فاینبرگ، نفر دوم پنتاگون، در یادداشتی خواستار آن شد که صنایع دفاعی بهسرعت ظرفیت تولید خود را افزایش دهند.
در طول جنگ، آمریکا بخش قابلتوجهی از موشکهای تاماهاوک، پهپادها و مهمات پدافند هوایی خود را مصرف کرده است. ارزیابی ۲۷ ژوئیه مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS) نشان داد که جنگ ذخایر پدافند هوایی آمریکا، بهویژه رهگیرهای پاتریوت و تاد (THAAD)، را بهشدت کاهش داده است و بازگرداندن ذخایر این مهمات به سطح پیش از جنگ سالها زمان خواهد برد.
هفته گذشته، شرکت ریتیون اعلام کرد قراردادی به ارزش ۲۲.۹ میلیارد دلار دریافت کرده است که به گفته این شرکت، «تولید موشکهای کروز تاماهاوک را بهطور چشمگیری تسریع خواهد کرد». با این حال، دولت همچنان تأکید دارد که ذخایر تسلیحاتی آمریکا در وضعیت قدرتمندی قرار دارند.
هزینههای دیگری نیز برای ارتش آمریکا وجود داشته است: ۱۸ نظامی آمریکایی کشته شدهاند و پایگاههای آمریکا در منطقه آسیب دیدهاند.
حدود ۵ هزار ملوان و تفنگدار دریایی مستقر در ناو هواپیمابر یواساس آبراهام لینکلن بیش از ۲۷۰ روز متوالی را در دریا و بدون توقف در بندر سپری کردند. استقرار طولانی این ناو با گزارشهایی درباره کمبود غذا و تجهیزات، مشکلات لولهکشی و کاهش روحیه نیروها همراه بود.
این ناو تنها در روزهای اخیر منطقه را ترک کرده و عازم آسیا شده است؛ هرچند آمریکا همچنان دو گروه رزمی ناوهای هواپیمابر، یعنی یواساس جورج واشنگتن و یواساس جورج اچ. دبلیو. بوش، را در نزدیکی منطقه نگه داشته است.
ادامه تهدیدها در تنگه هرمز
ایران نیز تا حد زیادی حملات خود علیه پایگاههای آمریکا در سراسر منطقه را متوقف کرده است.
هفته گذشته، امارات متحده عربی اعلام کرد ایران دو موشک بالستیک شلیک کرده که در خلیج فارس سقوط کردهاند؛ یکی از آنها در داخل آبهای سرزمینی امارات فرود آمده بود. این آخرین مورد شناختهشده از اقدام تهاجمی ایران بود، هرچند تهران دخالت در آن را رد کرد.
روز دوشنبه، یک نفتکش در مسیر کشتیرانی عمانی در تنگه هرمز با یک پرتابه ناشناس مورد اصابت قرار گرفت. این حمله به موتورخانه کشتی آسیب زد و آن را از حرکت انداخت. خدمه کشتی آسیبی ندیدند و تاکنون هیچ طرفی مسئولیت این حمله را بر عهده نگرفته است.
ترامپ هرگز فردی نبوده که انضباط و صبر زیادی از خود نشان دهد و ممکن است در برابر این بازی انتظار صبر خود را از دست بدهد.
اما ایران نیز در تعیین آنچه بین اکنون تا ماه نوامبر رخ خواهد داد، نقش دارد. تحریمهای تنبیهی بیشتر آمریکا احتمالاً واکنش ایران را برخواهد انگیخت، بهویژه به این دلیل که رهبران ایران میخواهند آمریکا هزینههای جنگ را احساس کند.
ایران همچنین انتخابات میاندورهای آمریکا را از نزدیک زیر نظر دارد؛ برخی مقامهای ایرانی نگراناند که ترامپ در هفتههای پس از برگزاری انتخابات، موضع تهاجمیتری اتخاذ کند.
این وضعیت ممکن است ایران را به این سمت سوق دهد که ابتدا دست به تشدید تنش بزند؛ و در آن صورت، جنگ بار دیگر به ذهن رأیدهندگان بازخواهد گشت.