صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

۰۷ شهريور ۱۴۰۵
News ID: ۹۳۶۹۲۳
Publish Date: ۳۸ : ۰۹ - ۰۷ شهريور ۱۴۰۵
نیویورک‌تایمز:
جنگ ترامپ در ایران، که روز جمعه شش‌ماهه شد، به هیچ وجه به پایان موفقیت‌آمیز نرسیده است. پس از گذشت نیم‌سال، این درگیری به باتلاقی تبدیل شده که خود رئیس‌جمهور آن را ایجاد کرده است؛ جنگی بدون اهداف روشن، بدون راهبرد مشخص و بدون چشم‌اندازی آشکار برای پایان.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

نیویورک‌تایمز نوشت: جنگ طی شش ماه گذشته به نسخه‌ای از «جنگ بی‌پایان» خودِ ترامپ تبدیل شده است؛ جنگی بدون اهداف روشن و بدون چشم‌اندازی برای پایان.

به گزارش انتخاب، در ادامه این مطلب آمده: رئیس‌جمهور ترامپ چند روز پیش تصویری قهرمانانه از خود منتشر کرد که در پس‌زمینه آن یک ناو هواپیمابر، هواپیماهای جنگی و پرچم‌های آمریکا دیده می‌شد. در گوشه پایین سمت چپ، تصویر رئیس‌جمهور پیشین، جورج دبلیو. بوش، و تابلویی با این عبارت قرار داشت: «مأموریت انجام نشد؛ ۲۰۰۱–۲۰۲۱». در گوشه دیگر نیز تابلویی با اشاره به خود ترامپ دیده می‌شد: «مأموریت انجام شد؛ ۲۰۲۶».

اما چنین چیزی رخ نداده است. جنگ ترامپ در ایران، که روز جمعه شش‌ماهه شد، به هیچ وجه به پایان موفقیت‌آمیز نرسیده است. پس از گذشت نیم‌سال، این درگیری به باتلاقی تبدیل شده که خود رئیس‌جمهور آن را ایجاد کرده است؛ جنگی بدون اهداف روشن، بدون راهبرد مشخص و بدون چشم‌اندازی آشکار برای پایان. ترامپ که با مخالفت با «جنگ‌های بی‌پایان» آقای بوش به قدرت رسید، اکنون نسخه مخصوص به خود را از همان جنگ‌ها به راه انداخته است.

برای ترامپ، این وضعیت شاید بدترین حالت ممکن از هر دو جهت باشد. او در برزخی آزاردهنده میان نبرد تمام‌عیار و صلح واقعی گرفتار شده است. از سرگیری بمباران گسترده را، با وجود تهدیدهای پرطنینش، نمی‌خواهد؛ اما تاکنون نیز نتوانسته توافقی برای پایان دادن به جنگ بر اساس شرایطی که برایش قابل قبول باشد، حاصل کند. او هیچ پیروزی‌ای ندارد که بتواند به نام خود ثبت کند، اما در عین حال بهای سیاسی جنگ را نیز با توجه به فشار بر اقتصاد آمریکا و کاهش شانس حزبش در انتخابات پاییز می‌پردازد.

از نظر تئوری، چنین وضعیت بلاتکلیف و بینابینی می‌تواند مدت زیادی ادامه پیدا کند؛ وضعیتی بسیار دور از حمله برق‌آسای چهار تا شش‌هفته‌ای که ترامپ هنگام صدور فرمان آغاز عملیات «خشم حماسی» در پایان فوریه پیش‌بینی کرده بود. در حالی که هیچ گشایش عمده‌ای در چشم‌انداز دیده نمی‌شود، هر دو طرف در حال آزمودن میزان توان طرف مقابل برای ادامه دادن هستند و آقای ترامپ، با وجود سابقه بی‌صبری، روشن کرده است که عجله‌ای ندارد؛ همان‌طور که اوایل این هفته گفت: «من عجله‌ای ندارم.»

او روز پنجشنبه به خبرنگاران گفت: «چیز زیادی برای صحبت کردن وجود ندارد» و علاقه خود را به مذاکره با ایران در مقطع کنونی رد کرد.

او گفت: «ما نمی‌خواهیم با آنها صحبت کنیم؛ به دنبال دیدار یا چیزی از این قبیل نیستیم. تنگه باز است؛ ما کشتی‌های زیادی را عبور می‌دهیم ــ هر روز میلیون‌ها و میلیون‌ها بشکه نفت از تنگه خارج می‌شود.»

اما در واقع، تنگه هرمز همچنان گذرگاهی پرتنش و بی‌ثبات است و تنها کسری از حجم تردد کشتی‌ها پیش از جنگ از آن عبور می‌کند؛ مسئله‌ای که بازارهای نفت را همچنان دستخوش نوسان کرده است.

جنگ به برنامه هسته‌ای ایران آسیب زد، اما تهران همچنان حاضر نیست آن را کنار بگذارد. ایران توانایی خود برای ایجاد آشفتگی در بازارهای جهانی انرژی از طریق محدود کردن کشتیرانی در تنگه هرمز را نشان داده است.

ریچارد ان. هاس، که هنگام حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ مدیر برنامه‌ریزی سیاستی وزارت خارجه آمریکا بود، گفت: «این یک افتضاح بوده است. این واقعیت تلخ ماجراست. او می‌تواند اعلام کند "مأموریت انجام شد". او می‌تواند تلاش کند این استدلال را به مردم بفروشد ــ همان‌طور که اغلب تلاش می‌کند، تقریباً به‌گونه‌ای که واقعیت را خلق کند. اما فروش این روایت بسیار، بسیار دشوار خواهد بود. هیچ چیزی وجود ندارد که نشان دهد ما اکنون وضعیت بهتری داریم یا اینکه این جنگ ارزشش را داشته است.»

حامیان جنگ خواستار شکیبایی شده‌اند و استدلال می‌کنند که ترامپ توانسته است ایران را به میزان قابل توجهی تضعیف کند، آن هم با تلفات بسیار کمتر نیروهای آمریکایی در مقایسه با جنگ‌های زمینی دوران بوش در عراق و افغانستان. آنها می‌گویند اگر ترامپ به این مسیر ادامه دهد، ممکن است در نهایت ایران را از طریق نیروی نظامی یا فشار اقتصادی وادار به عقب‌نشینی کند و در بلندمدت آمریکا را امن‌تر سازد.

دوبوویتز گفت ایران اکنون باید تصمیم بگیرد که آیا وارد مذاکره جدی شود یا دو سال آینده را زیر فشار بی‌امان سپری کند.

او گفت: «ما در صلح نیستیم و در عملیات‌های رزمی گسترده هم قرار نداریم. رئیس‌جمهور ترامپ شاید به جای آن، نقطه مطلوب راهبردی میان این دو را پیدا کرده باشد: فشار قهریِ مستمر، بدون جنگی بزرگ یا توافقی غیرقابل‌قبول.»

هر نتیجه‌ای که در نهایت حاصل شود، جنگ ایران اکنون به‌احتمال زیاد به بزرگ‌ترین قمار دوران ریاست‌جمهوری ترامپ، دست‌کم در حوزه سیاست خارجی، تبدیل شده است؛ و همچنین نمونه‌ای از تفاوت رویکرد او در دوره دوم ریاست‌جمهوری‌اش با دوره نخست است.

چهار سال نخست حضور او در قدرت با سیاست «اول آمریکا» و گرایش بیشتر به درون، در واکنش به مداخله‌گرایی بوش، تعریف می‌شد. اما ترامپ سال گذشته با آمادگی بیشتری برای استفاده از قدرت آمریکا در خارج از کشور به کاخ سفید بازگشت و ظاهراً مصمم‌تر بود که جهان را مطابق خواست خود بازطراحی کند.

برکناری رهبری ونزوئلا، تهدیدهای او برای تصرف گرینلند، کانال پاناما و کوبا، و حتی تغییر نام دریاچه انتاریو به «دریاچه آمریکا» در همین هفته، همگی از رئیس‌جمهوری حکایت دارند که به میراث تاریخی خود می‌اندیشد و می‌خواهد ردپای خود را فراتر از مرزهای آمریکا بر جای بگذارد.

با این حال، هر امیدی که وجود داشت جنگ ایران بتواند یک موفقیت سریع و قاطع باشد، مدت‌هاست از بین رفته است. اکنون هدف اصلی این است که راهی برای خروج از جنگ پیدا شود که بتوان آن را به نوعی پیروزی جلوه داد.

استیون ای. کوک، پژوهشگر باسابقه خاورمیانه در شورای روابط خارجی، گفت: «به نظرم عملیات "خشم حماسی" اساساً نمونه‌ای تمام‌عیار از رویکرد ترامپ است. بدون تردید جسورانه است، اما طراح آن عمدتاً بی‌احتیاط و ناآماده است و در حالی جنگ را پیش می‌برد که عملاً از روی غریزه و لحظه‌ای عمل می‌کند و بر حجم زیادی از رجزخوانی و تهدید تکیه دارد.»

کوک افزود: «آمریکا ممکن است در نهایت پیروز شود، اما این پیروزی صرفاً به این دلیل خواهد بود که آمریکا با وجود اشتباهات ترامپ قدرتمند است، نه به این دلیل که رئیس‌جمهور راهبرد مؤثری را دنبال کرده است.»

ویکتور دیویس هانسون، عضو ارشد مؤسسه هوور دانشگاه استنفورد، با این دیدگاه مخالفت کرد و گفت ترامپ در حال اجرای چیزی است که او آن را «راهبرد آناکونداییِ جنگ داخلی» می‌نامد؛ راهبردی که در نهایت نتیجه خواهد داد.

او در پادکست «دیلی سیگنال» در این هفته گفت: «او تا جایی که بتواند آنها را تحت فشار قرار خواهد داد. او امیدوار است این روند ادامه پیدا کند؛ یعنی مهار آنها تا انتخابات میان‌دوره‌ای ادامه یابد.»

هانسون افزود فشار اقتصادی بر ایران در نهایت می‌تواند به اعتراضات مردمی یا کاهش بیشتر توانمندی‌های کشور منجر شود. او گفت: «آیا این پیروزی است؟ نمی‌دانم.»

او گفت: «این را با یک تریلیون دلار هزینه در عراق و احتمالاً دو تریلیون دلار در افغانستان طی ۲۰ سال مقایسه کنید.»

اگر دلار و سنت را کنار بگذاریم، داستان شش ماه نخست جنگ ترامپ را می‌توان در پنج عدد خلاصه کرد: ۶۳، ۱۲، ۱٫۱۰، ۱۸ و ۷۵۹.

عدد نخست میزان مخالفت عمومی با جنگ را نشان می‌دهد. تنها ۳۱ درصد از آمریکایی‌ها از جنگ حمایت می‌کنند، در حالی که ۶۳ درصد با آن مخالف‌اند؛ آماری که یادآور تاریک‌ترین روزهای جنگ ویتنام است، بر اساس جدیدترین نظرسنجی ایپسوس.

عدد دوم، تعداد کشتی‌هایی است که هر روز از تنگه هرمز عبور می‌کنند: به‌طور میانگین حدود ۱۲ کشتی، در مقایسه با ۱۳۰ کشتی پیش از جنگ.

عدد سوم، میانگین قیمت بنزین در آمریکاست که حدود ۴٫۰۹ دلار به ازای هر گالن است؛ یعنی ۱٫۱۰ دلار بیشتر از زمان آغاز جنگ.

عدد چهارم نشان‌دهنده ۱۸ نیروی نظامی آمریکایی است که تاکنون در جنگ کشته شده‌اند.

و عدد پنجم، برآورد تعداد موشک‌های رهگیر پاتریوت باقی‌مانده در زرادخانه آمریکا است: ۷۵۹ فروند؛ در مقایسه با ۲۳۳۰ فروند پیش از جنگ. این برآورد یک ماه پیش توسط مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی (CSIS)، یک اندیشکده غیرحزبی، ارائه شده است.

اما درباره اهدافی که ترامپ در آغاز جنگ تعیین کرده بود، بیشتر آنها همچنان محقق نشده‌اند. او دوست دارد به این موضوع افتخار کند که نیروی هوایی و نیروی دریایی ایران را نابود کرده است، اما تهران همچنان توانایی حمله به پایگاه‌های آمریکا و متحدانش در منطقه را دارد.