صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

۱۰ شهريور ۱۴۰۵
News ID: ۹۳۷۴۵۴
Publish Date: ۳۷ : ۱۹ - ۱۰ شهريور ۱۴۰۵
تحلیل فارن افرز:
در واقع، برخی بازیگران منطقه‌ای ممکن است تعامل بیشتری با ایران داشته باشند و در ازای رفتار کمتر تهدیدآمیز تهران، به ایران سهمی در امنیت خاورمیانه بدهند. از این گذشته، اگر واشنگتن نتواند از آنها محافظت کند ـ و حتی از دید آنها با اقدامات تهاجمی خود بر ناامنی‌شان بیفزاید ـ آنها ممکن است ناچار شوند با تهران گفت‌و‌گو کنند؛ به‌ویژه با توجه به اینکه سال‌ها سیاست مهار ایران موفق نبوده است.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
فارن افرز نوشت: خاورمیانه با درگیری و جنگ بیگانه نیست. اما حتی با معیارهای این منطقه نیز، شش ماه گذشته به‌طور خارق‌العاده‌ای پرآشوب بوده است. از زمانی که آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه وارد جنگ با ایران شدند، کشورهای منطقه با چرخه‌هایی از حملات پهپادی و موشکی علیه پایگاه‌های نظامی، زیرساخت‌های انرژی و تأسیسات آب‌شیرین‌کن خود مواجه بوده‌اند. فرودگاه‌ها و پالایشگاه‌های نفت آنها بارها مجبور به توقف فعالیت شده‌اند. بنادر تجاری آنها نیز گاه به دلیل حملات ایران به کشتی‌ها در تنگه هرمز، عملاً از فعالیت بازمانده‌اند.
 
به گزارش «انتخاب»؛ در ادامه این مطلب آمده است: با وجود ماه‌ها مذاکره، به نظر می‌رسد تهران و واشنگتن آماده‌اند به جنگی مقطعی و رفت‌وبرگشتی ادامه دهند؛ جنگی که هدف آن فرسوده کردن تجهیزات نظامی و اراده طرف مقابل است. در واقع، دامنه جنگ گسترش یافته است. اعضای بیشتری از شبکه نیروهای نیابتی منطقه‌ای ایران، از جمله حوثی‌های مستقر در یمن و شبه‌نظامیان همسو با ایران در عراق، وارد درگیری شده‌اند و حتی یک بندر در مصر نیز هدف حمله پهپادی قرار گرفته است. هیچ کشوری مسئولیت این حمله را بر عهده نگرفته، اما آمریکا ایران را مسئول آن دانسته است.
 
هرچه این درگیری طولانی‌تر شود، آسیب‌های واردشده به خاورمیانه بسیار فراتر از زیرساخت‌ها خواهد رفت. این جنگ شکاف‌های موجود در منطقه را عمیق‌تر خواهد کرد. برخی اقتصادها بیش از دیگران آسیب خواهند دید و این مسئله حتی می‌تواند سیاست‌های سنتاً باثبات کشورهای خلیج فارس را نیز دستخوش تغییر کند. نهادهای مهم منطقه‌ای، مانند اوپک‌پلاس، نیز ممکن است بیش از پیش تحت فشار شدید قرار گیرند.
 
دولت‌های خاورمیانه می‌توانند اقداماتی برای مقابله با این چالش‌ها انجام دهند، اما هیچ‌یک از این اقدامات ساده نیست و هرکدام پیامدهای خاص خود را دارند. بنابراین، برای عبور از دوره‌ای از بی‌نظمی فزاینده، کشورهای منطقه باید در روابط خود با جهان خارج و ـ مهم‌تر از همه ـ با یکدیگر تجدیدنظر کنند.
 
منطقه‌ای چندپاره
 
کشورهای خاورمیانه مدت‌هاست با یکدیگر اختلاف دارند. برای مثال، آنها بر سر اسرائیل، اسلام سیاسی و سیاست نفتی با یکدیگر مناقشه داشته‌اند. عربستان سعودی و امارات متحده عربی نیز چشم‌اندازهای متفاوتی درباره منطقه و فراتر از آن دارند؛ از جمله در مورد لیبی، سودان و یمن.
 
اما جنگ همه این شکاف‌ها را عمیق‌تر کرده و شکاف‌های جدیدی نیز ایجاد کرده است. امارات متحده عربی از لحن کم‌رمق محکومیت‌هایی که عمان، قطر و عربستان سعودی در قبال حملات ایران به زیرساخت‌های امارات مطرح کرده‌اند، ناراضی بوده است.
 
کشورها درباره نحوه مدیریت خود جنگ و همچنین دولت غیرقابل پیش‌بینی ترامپ اختلاف نظر دارند. این اختلافات بر مناقشات قبلی انباشته شده، نارضایتی‌ها را افزایش داده و مدیریت اختلافات منطقه را دشوارتر کرده است. این وضعیت تلاش‌ها برای سازگار شدن با جنگی که دائماً در حال تغییر است را ناکام می‌گذارد.
 
این درگیری همچنین آغازگر شکافی میان کشورهای خلیج فارس و آمریکا، یعنی ضامن اصلی امنیت آنها، شده است.
 
وقتی دونالد ترامپ به کاخ سفید بازگشت، بسیاری از دولت‌های خلیج فارس تصور می‌کردند روابطشان با واشنگتن پس از چهار سال پرتنش در دوران دولت بایدن بهبود خواهد یافت. از این گذشته، ترامپ در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود رویکردی دوستانه و معامله‌محور نسبت به منطقه داشت.
 
مقام‌های خاورمیانه تلاش‌های نمایشی و پرهزینه‌ای برای جلب نظر او انجام دادند؛ از جمله وعده سرمایه‌گذاری تریلیون‌ها دلار در آمریکا، افزایش تولید نفت، هدایت قراردادهای سرمایه‌گذاری به سوی خانواده رئیس‌جمهور و، در مورد قطر، هدیه دادن یک جت خصوصی به او.
 
اما سپس ترامپ نه یک جنگ، بلکه دو جنگ علیه ایران به راه انداخت و خواست اسرائیل برای تضعیف جمهوری اسلامی را بر خواست کشورهای عربی برای ثبات منطقه‌ای مقدم دانست.
 
این مسئله به منطقه نشان داد که نمی‌توان به واشنگتن اعتماد کرد.
 
خاورمیانه مدت‌هاست درباره وابستگی خود به آمریکا نگران بوده و از زمان بهار عربی در سال ۲۰۱۱ تلاش کرده روابط خود را متنوع‌تر کند. اما در گذشته، این تلاش‌ها عمدتاً با هدف تهدید یا تحت فشار قرار دادن واشنگتن برای وادار کردن آن به اتخاذ سیاست‌های مطلوب کشورهای منطقه انجام می‌شد.
 
اکنون این تلاش‌ها جدی‌تر شده‌اند.
 
برای مثال، عربستان سعودی همین ماه یک پیمان دفاع متقابل با پاکستان و ترکیه منعقد کرد. دولت‌های منطقه همچنین تسلیحات بیشتری از تأمین‌کنندگان اروپایی، کره جنوبی، ترکیه و حتی اوکراین خریداری می‌کنند.
 
آنها همچنان به چین و روسیه نیز به‌عنوان شرکای سیاسی و اقتصادی نگاه می‌کنند. علاقه آنها به گسترش روابط اقتصادی با چین به‌ویژه زیاد است؛ کشوری که همین حالا نیز صدها میلیارد دلار کالا با منطقه مبادله می‌کند. چین در حال حاضر مقصد اصلی نفت خام صادراتی منطقه است.
 
با این حال، چرخش به سمت دور شدن از آمریکا محدود خواهد بود.
 
دست‌کم در حال حاضر، هیچ جایگزینی برای شریک امنیتی آمریکا وجود ندارد.
 
چین تمایلی ندارد از قدرت اقتصادی خود برای ارائه کمک نظامی استفاده کند؛ روسیه در جنگ خود گرفتار شده است و اروپا برای هماهنگی در مسائل دفاعی با مشکلات جدی مواجه است. از نگاه کشورهای خلیج فارس، اروپا همچنین بیش از حد بر مسائل داخلی کشورهای خلیج فارس متمرکز است.
 
دولت‌های منطقه همچنین از تلاش‌های چین و روسیه برای کمک به ایران در جنگ ناراضی‌اند؛ چین با ارائه تجهیزاتی به تهران که می‌تواند برای بازسازی پایه صنعتی دفاعی خود استفاده کند و روسیه با کمک به ایران برای بهبود توانمندی‌های هدف‌گیری نظامی.
 
و اگرچه پایگاه‌های آمریکایی می‌توانند کشورهای میزبان را به هدف تبدیل کنند، دولت‌های منطقه همچنان خواهان حضور نظامی آمریکا و حمایت امنیتی این کشور هستند.
 
اما برخلاف تلاش‌های گذشته برای متنوع کردن روابط، این فاصله‌گیری محدود از واشنگتن معنادارتر خواهد بود.
 
این بار تمرکز بر تأمین نیازهای کشورهای خلیج فارس خواهد بود، نه صرفاً ایجاد توازن در برابر سیاست‌های آمریکا که آنها نمی‌پسندند. همین مسئله ممکن است برای کاهش نفوذ آمریکا در خاورمیانه کافی باشد.
 
در واقع، برخی بازیگران منطقه‌ای ممکن است تعامل بیشتری با ایران داشته باشند و در ازای رفتار کمتر تهدیدآمیز تهران، به ایران سهمی در امنیت خاورمیانه بدهند.
 
از این گذشته، اگر واشنگتن نتواند از آنها محافظت کند ـ و حتی از دید آنها با اقدامات تهاجمی خود بر ناامنی‌شان بیفزاید ـ آنها ممکن است ناچار شوند با تهران گفت‌وگو کنند؛ به‌ویژه با توجه به اینکه سال‌ها سیاست مهار ایران موفق نبوده است.
 
جنگ، و به‌خصوص هدف قرار دادن مستقیم کشورهای خلیج فارس از سوی ایران، چنین رویکردی را بسیار دشوار و ناخوشایند می‌کند.
 
اما در عین حال، همین مسئله آن را ضروری‌تر می‌کند.
 
همزمان با اینکه تهران بر ادامه جنگ با واشنگتن پافشاری می‌کند، قطر، عربستان سعودی و حتی امارات متحده عربی باید گفت‌وگو با مقام‌های ایرانی را افزایش دهند تا خود را از خط آتش خارج کنند.
 
بهترین گزینه از میان گزینه‌های بد
 
خاورمیانه، البته، نمی‌تواند صرفاً برای محافظت در برابر بی‌ثباتی بلندمدت به قدرت‌های خارجی تکیه کند.
 
کشورهای منطقه باید دفاع خود را نیز تقویت کنند؛ از جمله با بهبود سامانه‌های رهگیری هوایی و موشکی و افزایش توانمندی‌های مقابله با پهپادها.
 
صنایع داخلی این کشورها هنوز آن‌قدر بالغ نیستند که در آینده نزدیک بتوانند نیازهای منطقه را تأمین کنند و آنها همچنان به همکاری با تولیدکنندگان خارجی وابستگی زیادی دارند. اما این بخش در حال رشد است و ممکن است جنگ آن‌قدر طول بکشد که این شرکت‌ها بتوانند بخش بیشتری از تسلیحات مورد نیاز خاورمیانه را تولید کنند.
 
با این حال، شکاف‌های سیاسی فزاینده ممکن است همکاری کشورهای منطقه در زمینه اقدامات دفاعی را دشوار کند.
 
برای مثال، خاورمیانه ممکن است تمایل چندانی به یکپارچه‌سازی بیشتر شبکه‌های دفاع هوایی و موشکی خود یا بهبود سامانه‌های هشدار زودهنگام در برابر حملات احتمالی نداشته باشد، زیرا چنین اقداماتی مستلزم به اشتراک گذاشتن اطلاعات و داده‌های حساس است.
 
کشورهای منطقه همچنین ممکن است با استقرار تجهیزات نظامی متنوع‌تر، در حفظ قابلیت همکاری میان نیروهای مسلح خود با مشکل مواجه شوند.
 
و اگر هر کشور برای دستیابی به منابع محدود نظامی، مانند موشک‌های رهگیر پدافندی که تقاضای زیادی برای آنها وجود دارد، با دیگران رقابت کند، حتی حوزه دفاعی نیز ممکن است به عرصه‌ای برای رقابت تبدیل شود.
 
این وضعیت می‌تواند برای کشورهای کم‌ثروت‌تر منطقه، مانند بحرین و اردن، به‌ویژه ویرانگر باشد؛ کشورهایی که منابع مالی لازم برای افزایش قابل‌توجه بودجه‌های دفاعی خود را ندارند و به کمک همسایگانشان نیاز خواهند داشت.
 
علاوه بر این، هرچقدر منطقه برای دفاع هزینه کند، باز هم قادر نخواهد بود تمام حملات آینده ایران را رهگیری کند.
 
هیچ سامانه دفاعی‌ای زمانی که مجبور باشد میلیون‌ها کیلومتر مربع را پوشش دهد و با موج عظیمی از پهپادها و موشک‌ها مقابله کند، نفوذناپذیر نیست؛ به‌ویژه در شرایطی که ایران همچنان در حال ارتقای توانمندی‌های خود است.
 
شکاف‌های سیاسی و امنیتی نیز کارآمدی شبکه‌های دفاع هوایی را بیش از پیش کاهش خواهد داد.
 
این موضوع چشم‌انداز اقتصادی منطقه را تیره می‌کند.
 
بخش عمده خاورمیانه برای کسب درآمد به صادرات نفت و گاز وابسته است و ایران نشان داده که توانایی قابل‌توجهی برای کند کردن این تجارت از طریق تهدید به حمله به زیرساخت‌های آن دارد.
 
برای مثال، تهران می‌تواند تنگه هرمز را برای مدت نامحدود مختل کند؛ تنگه‌ای که بخش عمده نفت و گاز منطقه از آن عبور می‌کند. ایران می‌تواند این کار را صرفاً با شلیک به کشتی‌هایی که از تنگه عبور می‌کنند ـ یا حتی فقط با تهدید به چنین اقدامی ـ انجام دهد.
 
برخی کشورهای خاورمیانه می‌توانند به جای آن از مسیر دریای سرخ صادرات خود را انجام دهند؛ مسیری که در دو سوی آن کانال سوئز و تنگه باب‌المندب قرار دارند.
 
اما این آبراه‌ها نیز در برابر حملات گروه نظامی حوثی‌های یمن، که همسو با ایران هستند، آسیب‌پذیرند. حوثی‌ها طی سه سال گذشته به‌طور دوره‌ای این مسیر آبی را مختل کرده‌اند.
 
حتی معدود کشورهایی که مستقیماً به اقیانوس‌های آزاد دسترسی دارند، مانند عمان و امارات متحده عربی، باید نگران حملات ایران به بنادر خود باشند.
 
بازیگران خاورمیانه نشان داده‌اند که چگونه می‌توانند در شرایط فشار، راه‌حل‌های موقت و ابتکاری پیدا کنند.
 
اگر خاورمیانه همچنان در صادرات نفت و گاز با مشکل مواجه شود، ممکن است با مشکلات سیاسی داخلی روبه‌رو شود.
 
این مسئله بیش از همه درباره کشورهای وابسته‌تر به نفت، مانند عراق، صدق می‌کند؛ کشوری که بدون درآمدهای هیدروکربنی برای پرداخت هزینه قابل‌توجه دستمزدهای بخش عمومی خود با مشکل مواجه خواهد شد.
 
این موضوع درباره بحرین نیز صدق می‌کند؛ کشوری که یکی از بالاترین سطوح بدهی در جهان را دارد.
 
اما کشورهای ثروتمندتر نیز ممکن است با مشکل مواجه شوند.
 
خلیج فارس طی دو و نیم دهه گذشته از درآمدهای حاصل از فروش نفت و گاز برای ایجاد برخی از بزرگ‌ترین صندوق‌های ثروت ملی جهان استفاده کرده است.
 
سه صندوق، در کویت، عربستان سعودی و امارات متحده عربی، هرکدام دارایی‌هایی نزدیک به یک تریلیون دلار دارند.
 
نفت مدت‌هاست هزینه «قرارداد اجتماعی» گران‌قیمت کشورهای خلیج فارس را تأمین کرده است؛ قراردادی که در آن دولت‌ها در ازای همراهی سیاسی شهروندان، مشاغل دولتی مطلوب و خدمات عمومی باکیفیت در اختیار آنها قرار می‌دهند.
 
اگر بسته شدن آبراه‌های منطقه و توقف صادرات هیدروکربن‌ها به یک وضعیت دائمی تبدیل شود، این قرارداد اجتماعی ممکن است تحت فشار قرار گیرد.
 
کشورهای عربی کاملاً از این خطرات آگاهند و برای جلوگیری از مواجهه با آنها اقداماتی انجام می‌دهند.
 
برخی از آنها، برای مثال، در خطوط لوله‌ای سرمایه‌گذاری خواهند کرد که بتوانند آبراه‌های حیاتی و گلوگاه‌های منطقه را دور بزنند.
 
اما سیاست خطوط لوله در منطقه در گذشته دشوار و مناقشه‌آمیز بوده و روابط میان کشورهایی مانند عراق و ترکیه و قطر و عربستان سعودی را پیچیده کرده است.
 
این زیرساخت‌ها نیز همچنان در برابر حمله یا خرابکاری آسیب‌پذیرند.
 
در نتیجه، دولت‌های خاورمیانه احتمالاً بر سر یک راه‌حل به توافق خواهند رسید:
 
ایجاد ذخایر نفت در خارج از منطقه.
 
سازوکار این راه‌حل ساده است.
 
هر زمان که تنگه هرمز باز باشد، کشورها می‌توانند به‌سرعت محموله‌های نفتی خود را صادر کرده و مخازن نفتی خارج از کشور را پر کنند.
 
سپس کشورهای واردکننده می‌توانند زمانی که آبراه بسته می‌شود، از این ذخایر استفاده کنند.
 
چنین سیستمی برای همه مفید خواهد بود، نه فقط برای کشورهایی که به دلیل موقعیت جغرافیایی دسترسی بدون مانع به تنگه هرمز دارند.
 
ذخیره‌سازی نفت در خارج از کشور مزیت دیگری نیز دارد: فاصله جغرافیایی باعث می‌شود حمله ایران به این ذخایر بسیار دشوارتر باشد؛ هرچند این روند نیز از سایر اختلالات مصون نخواهد بود.
 
برخی کشورهای خاورمیانه در واقع از هم‌اکنون اقداماتی برای افزایش ذخیره‌سازی نفت در خارج از کشور انجام داده‌اند.
 
کویت، برای مثال، در حال بررسی گسترش شبکه ذخیره‌سازی نفت خود، احتمالاً در کره جنوبی و ژاپن، است.
 
امارات متحده عربی نیز در حال بررسی طرح‌هایی برای افزایش ذخیره نفت خام خود در هند است و چندین تولیدکننده دیگر خاورمیانه، علاوه بر کویت، اعلام کرده‌اند که به ذخیره نفت و گاز خود در کره جنوبی علاقه‌مند هستند.
 
اما این راه‌حل تنها بخشی از مشکل را حل می‌کند؛ زیرا ظرفیت تأسیسات ذخیره‌سازی نیز محدود است.
 
از سوی دیگر، حل نسبی یک مشکل، مشکل دیگری ایجاد خواهد کرد.
 
سازمان کشورهای صادرکننده نفت، اوپک، و ده کشور وابسته به آن که مجموعاً اوپک‌پلاس را تشکیل می‌دهند، بر سر سهمیه‌های تولید نفت اختلافات و مناقشات زیادی دارند.
 
افزایش ذخیره‌سازی در خارج از کشور می‌تواند این اختلافات را تشدید کند.
 
همچنین ممکن است کشورهای بیشتری را به تولید فراتر از سقف توافق‌شده سوق دهد؛ زیرا کشورها از ذخایر نفتی خارج از کشور به‌عنوان توجیهی برای افزایش تولید استفاده خواهند کرد و این امر شکاف‌های موجود در اوپک‌پلاس را بیشتر خواهد کرد.
 
رقابت فرسایشی
 
با وجود تمام این چالش‌ها، تاریخ نشانه‌هایی در اختیار ما می‌گذارد که منطقه می‌تواند از درگیری آمریکا و ایران عبور کند و شاید حتی از ایجاد زخم‌های جدی و ماندگار نیز جلوگیری کند.
 
این نخستین جنگی نیست که منطقه در شرایط دشوار مجبور شده از سر بگذراند.
 
خاورمیانه از جنگ هشت‌ساله ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ جان سالم به در برد.
 
منطقه همچنین توانست حمله عراق به کویت در سال ۱۹۹۰ و حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ را پشت سر بگذارد.
 
در چند مورد از این بحران‌ها، بسیاری از بازیگران خاورمیانه توانستند تحت فشار، راه‌حل‌های ابتکاری پیدا کنند.
 
مصر در سال ۱۹۹۰ با قرار گرفتن در کنار آمریکا علیه عراق، توانست نیمی از بدهی عمومی خود را بخشوده و از یک بحران اقتصادی خارج شود.
 
قطر نیز در همان دهه توانست از محدودیت‌های ژئوپلیتیک خطوط لوله عبور کند؛ به این صورت که روی یک فناوری جدید سرمایه‌گذاری کرد: تبدیل گاز طبیعی به مایع برای صادرات با کشتی.
 
وقتی این قمار اقتصادی نتیجه داد، قطر به یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان تبدیل شد.
 
خاورمیانه امروز باید به مسائل جدیدی بیندیشد.
 
منطقه باید راه‌های جدیدی برای حفظ ثروت خود، دستیابی به خودکفایی بیشتر و متنوع‌سازی اقتصاد و حتی در اختیار گرفتن امنیت خود طراحی کند.
 
منطقه به سازوکاری جدید نیاز دارد که بتواند به کشورهای خاورمیانه کمک کند اختلافات خود را مدیریت کنند و در برابر تهدیدات مشترک متحد شوند.
 
این تنها راهی است که منطقه می‌تواند از این درگیری جان سالم به در ببرد و در برابر جنگ بعدی نیز دوام بیاورد.