صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

۲۴ شهريور ۱۴۰۵
کد خبر: ۹۳۹۵۸۱
تاریخ انتشار: ۵۷ : ۱۸ - ۲۴ شهريور ۱۴۰۵
یکی از مشاوران سیاسی ارشد اسرائیل، گروهی در واتس‌اپ تشکیل داد و شماری از برجسته‌ترین مشاوران راهبردی، فعالان کارزارهای سیاسی، کارشناسان عملیات نفوذ، متخصصان تبلیغات و مقام‌های دولتی اسرائیل را گرد هم آورد. هدف آنها راه‌اندازی یک کارزار جهانی غیرنظامی برای اعمال فشار بر قطر بود.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
هاآرتص نوشت: ششمین روز جنگی بود که با حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شده بود. آنتونی بلینکن، وزیر خارجه وقت آمریکا، وارد اسرائیل شد و در دیدار با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، متعهد شد که دولت جو بایدن پس از حمله‌ای که در جریان آن ۱۲۰۰ نفر در مجموعه‌ای از شهرک‌های مرزی اسرائیل کشته شدند، در کنار اسرائیل بایستد. همان شب، دولت اضطراری تشکیل شد؛ پنج عضو حزب وحدت ملی به رهبری بنی گانتس به‌عنوان وزیر بدون وزارت منصوب شدند و کابینه جنگ نیز شکل گرفت.
 
به گزارش «انتخاب»؛ در ادامه این مطلب امده است: همزمان، یک ابتکار محرمانه در حال شکل‌گیری بود. یکی از مشاوران سیاسی ارشد اسرائیل، گروهی در واتس‌اپ تشکیل داد و شماری از برجسته‌ترین مشاوران راهبردی، فعالان کارزارهای سیاسی، کارشناسان عملیات نفوذ، متخصصان تبلیغات و مقام‌های دولتی اسرائیل را گرد هم آورد. هدف آنها راه‌اندازی یک کارزار جهانی غیرنظامی برای اعمال فشار بر قطر بود.
 
هدف این کارزار، ترویج تحریم بین‌المللی قطر بود؛ کشوری که از حماس حمایت مالی می‌کرد. اعضای این گروه معتقد بودند تنها فشار افکار عمومی بین‌المللی می‌تواند قطر را وادار کند حماس را برای آزادی ۲۵۱ گروگانی که مهاجمان ۷ اکتبر آنها را به نوار غزه ربوده بودند، تحت فشار قرار دهد. این گروه شامل متخصصان عملیات نفوذ و جنگ روانی، مشاوران سیاسی و پژوهشگران بود.
 
منابعی که با روزنامه هاآرتص گفت‌وگو کردند، از تلاش گسترده برای جذب نیرو خبر دادند و گفتند حدود ۳۰ نفر به این گروه پیوستند. برای این ابتکار منابع مالی نیز جمع‌آوری شد و فعالیت آن در هفته‌های نخست جنگ از طریق مجموعه‌ای از اقدامات غیرنظامی در حوزه دیپلماسی عمومی دنبال شد.
 
اعضای این گروه همچنین تلاش کردند چهره‌هایی از جنبش گسترده اعتراضات ضد دولتی را جذب کنند؛ جنبشی که پیش از جنگ برای مخالفت با طرح‌های دولت اسرائیل جهت تضعیف استقلال دستگاه قضایی سازمان‌دهی شده بود. آنها همچنین کوشیدند بر دیدگاه قانون‌گذاران در آمریکا و فرانسه و نیز خبرنگاران رسانه‌های خارجی تأثیر بگذارند.
 
این ابتکار توسط یکی از مشاوران باسابقه راهبردی اسرائیل سازمان‌دهی شد. برای آن، ارائه‌ها و مواد تبلیغاتی تهیه شد، یک وب‌سایت اختصاصی به چند زبان خارجی راه‌اندازی شد و حساب‌هایی در شبکه‌های اجتماعی ایجاد شد. ویراستاران، نویسندگان، مترجمان، متخصصان بازاریابی و مشاوران حقوقی نیز جذب شدند که بیشتر آنها به‌صورت داوطلبانه فعالیت می‌کردند. اما این تلاش به جایی نرسید.
 
حدود یک ماه پس از آغاز، کارزار علیه قطر بدون هیچ توضیحی ناگهان متوقف شد. وب‌سایت از دسترس خارج شد و منابعی که در این ابتکار مشارکت داشتند گفتند از پایان ناگهانی آن متعجب شده‌اند.
 
این ابتکار که هاآرتص برای نخستین بار آن را افشا می‌کند، یکی از چندین تلاش غیرنظامی بود که در میان آشفتگی و ناکارآمدی دولت اسرائیل در روزهای ابتدایی جنگ شکل گرفت.
 
این عملیات با تشکیل یک گروه واتس‌اپ به نام «آزادی ربوده‌شدگان» چند روز پس از ۷ اکتبر آغاز شد.
 
از جمله افرادی که به این گروه پیوستند، نوعام لانیر، فعال اعتراضات حوزه فناوری و تاجر؛ لیور خورِف، مشاور راهبردی که بعدها ریاست «مجمع خانواده‌های گروگان‌ها و مفقودان» را بر عهده گرفت و اکنون مسئول کارزار انتخاباتی نفتالی بنت در کنست است؛ آلون پینکاس، مفسر وقت هاآرتص که بعدها برای لابی‌گر آمریکایی جی فوتلیک کار کرد؛ و افراد دیگری بودند.
 
هویت کسانی که این عملیات را آغاز کردند، طبق دستور، قابل انتشار نیست.
 
در روزهای نخست پس از کشتار، هنوز مشخص نبود که قطر در مذاکرات برای پایان دادن به جنگ و آزادی گروگان‌ها به یک میانجی کلیدی تبدیل خواهد شد. کارزار تحت رهبری اسرائیل تلاش داشت نقش قطر در تأمین مالی حماس را وارد بحث‌های بین‌المللی کند.
 
یکی از مشاوران در گروه پرسید: «آیا می‌دانیم قطر هر سال چه مقدار پول به حماس می‌دهد یا رقم مالی دیگری که بتوانیم مرتب روی آن تأکید کنیم؟»
 
یکی دیگر گزارشی درباره دیدار وزیر خارجه ایران، حسین امیرعبداللهیان، با اسماعیل هنیه، رهبر حماس، در قطر به اشتراک گذاشت.
 
یکی دیگر از مشاوران ارتباطات نوشت: «قطر ـ گروگان‌ها مسئولیت شماست.»
 
خورف در پاسخ به انگلیسی نوشت: «Qatar-ISIS Ltd.» یعنی «قطر ـ شرکت داعش».
 
تنها چند ساعت بعد، عبارت «حماس همان داعش است» از این گروه به وب‌سایت کارزار و سپس به تصویر پروفایل صفحه فیس‌بوک آن منتقل شد.
 
چهار روز پس از تشکیل گروه، اودی لوی نیز به آن پیوست. او مقام ارشد پیشین موساد بود و ریاست واحد «هارپون» را بر عهده داشت؛ واحدی که برای هدف قرار دادن زیرساخت‌های مالی سازمان‌های تروریستی ایجاد شده بود.
 
لوی به اعضای گروه گفت: «من یک پرونده کامل دارم که مشارکت قطر در تروریسم در سراسر جهان طی ۱۵ سال گذشته را مستند می‌کند.»
 
در آن زمان، لوی برای افکار عمومی چهره‌ای تقریباً ناشناخته بود. نخستین حضور مهم او در عرصه عمومی در سپتامبر ۲۰۲۴ و در جریان شهادت مقابل یک کمیسیون تحقیق غیررسمی و غیرنظامی بود که به‌صورت خصوصی برای بررسی تعطیلی واحد هارپون تشکیل شده بود.
 
دو ماه بعد، هاآرتص پرونده «قطرگیت» را افشا کرد؛ پرونده‌ای که در آن، دستیاران نتانیاهو به همکاری با قطر متهم شده بودند. لوی پس از آن به یکی از چهره‌های اصلی و علنی کارزار پیرامون این پرونده تبدیل شد و حتی از سوی نخست‌وزیر مورد شکایت قرار گرفت.
 
لوی در چارچوب ابتکار غیرنظامی ضد قطر، یک سند پایه برای این کارزار تهیه کرد؛ یادداشتی موضعی که مبنای پیام‌رسانی گروه قرار گرفت. او همچنین برای حضور در رسانه‌ها اعزام شد.
 
یوآو کلاینر، مالک کنونی شرکت نفوذ Media Lap، نیز به گروه پیوست. همچنین دیوید آیشنباوم، مشاور ارتباطات آمریکایی که در کارزارهای انتخاباتی بیل کلینتون و باراک اوباما فعالیت کرده بود، به این گروه پیوست.
 
تماس‌هایی نیز با نیتسانا دارشان-لایتنر، بنیان‌گذار سازمان شورات هدین که اقدامات حقوقی و مالی علیه سازمان‌های تروریستی را دنبال می‌کند، برقرار شد. یکی از اعضای گروه در پیامی نوشت: «او با ماست.»
 
تحت رهبری سازمان‌دهندگان این پروژه، اعضای گروه هر شب در یک کنفرانس تلفنی شرکت می‌کردند تا درباره پیشرفت ابتکار گزارش دریافت کنند. کارها میان تیم‌های رسانه‌ای، خلاقیت، پژوهش و راهبرد تقسیم شده بود.
 
آنها ویدئو تولید می‌کردند، کمک مالی جمع‌آوری می‌کردند، برگه‌های اطلاعاتی تهیه می‌کردند، با خبرنگاران و افراد تأثیرگذار تماس می‌گرفتند و برای حضور اعضای کارزار در رسانه‌ها برنامه‌ریزی می‌کردند.
 
خورف، یکی از اعضای گروه، از دیگران خواست سریع‌تر عمل کنند و نوشت: «دولت در حال پذیرفتن دیدگاه قطری است و به نظر من، ما کاملاً باید هرچه سریع‌تر وارد عمل شویم.»
 
ستاره‌های عملیات نفوذ
 
بسیاری از اعضای گروه فعالیت حرفه‌ای خود را در دوران توافق اسلو در دهه ۱۹۹۰ آغاز کرده بودند. آنها در کارزارهای سیاسی خارج از اسرائیل با یکدیگر همکاری کرده بودند و گاهی حتی در دو سوی مخالف یک رقابت سیاسی قرار داشتند.
 
فردی که متن‌های کارزار ضد قطر را می‌نوشت، پیش‌تر در خارج از اسرائیل با سِرولیک اینهورن، مشاور پیشین کارزار انتخاباتی نتانیاهو، همکاری کرده بود.
 
اینهورن اکنون هم در پرونده قطرگیت ـ که شامل اتهام همکاری دستیاران نخست‌وزیر با قطر است ـ و هم در پرونده افشای اسناد محرمانه، که مربوط به افشای یک سند طبقه‌بندی‌شده برای روزنامه آلمانی بیلد است، مظنون محسوب می‌شود.
 
یک هفته پس از تشکیل گروه، فعالان باسابقه کارزارهای سیاسی، ایده‌ها و راهبردهای احتمالی خود را به‌طور گسترده در گروه مطرح کردند.
 
یکی از مشاوران پیشنهاد کرد مواد تبلیغاتی کارزار به خبرنگاران آمریکایی نشان داده شود تا گزارشی درباره «عوامل غیرنظامی در اسرائیل و سراسر جهان» که پشت کارزار شرمسار کردن قطر و شرکت‌های بزرگ بورسی تحت مالکیت این کشور هستند، منتشر شود.
 
فرد دیگری پیشنهاد داد «یک نظرسنجی جهانی» درباره دیدگاه مردم نسبت به حماس و تأمین مالی آن از سوی قطر برگزار شود.
 
لانیر یک ویدئوی گرافیکی از کشتار ۷ اکتبر در گروه به اشتراک گذاشت و گفت آن را برای رئیس لابی طرفدار اسرائیل آیپک فرستاده و «از آنجا برای تمام کنگره و سنا» ارسال شده است.
 
ایلان گلدشتاین نیز پیشنهاد یک کارزار خیابانی را مطرح کرد: «کسی باید بیرون هتل ریتز [هتل لندنی که در سال ۲۰۲۰ تحت مالکیت قطر قرار گرفت] از خودش فیلم بگیرد و بگوید این مکان متعلق به قطر است، قطر از حماس حمایت مالی می‌کند و هر کسی که به اینجا می‌آید، از تروریسم حمایت مالی می‌کند.»
 
اعضای گروه به مدت یک هفته پیش‌نویس‌های یک سند موضعی با عنوان «قطار پول خونین حماس» را میان خود دست‌به‌دست کردند.
 
نکات اصلی این سند با این شعار در وب‌سایت کارزار منتشر شد:
 
«قطر به حماس پول می‌دهد > حماس داعش است > تحریم قطر ۲۰۲۳»
 
این سند به امضای اودی لوی و رونیت مرزان، تاریخ‌نگار خاورمیانه، رسیده بود.
 
هنگامی که یکی از اعضا پیشنهاد کرد مستقیماً با اعضای کنگره آمریکا تماس گرفته شود، یکی از مشاورانی که این عملیات را آغاز کرده بود هشدار داد: «نباید مستقیماً با آنها تماس بگیریم»؛ زیرا قانون آمریکا موسوم به FARA، یعنی قانون ثبت عوامل خارجی، می‌تواند مانع این کار شود.
 
او راهکاری جایگزین پیشنهاد کرد: یکی از خانواده‌های گروگان‌ها که تابعیت آمریکا دارد، علیه قطر یک دادخواست گروهی مطرح کند.
 
اما پیام‌های اعضای گروه پس از دو هفته به‌تدریج کاهش یافت و تا ماه دسامبر، گروه عملاً غیرفعال شده بود.
 
این کارزار که هرگز به مرحله اجرا نرسید، ردپای دیجیتالی از خود بر جای گذاشت که از طریق تحلیل شبکه‌ای بازسازی شد.
 
وب‌سایت آن پس از ۷ اکتبر و در همان روزی که گروه واتس‌اپ ایجاد شد، ثبت شده بود، اما محتوای بسیار کمی روی آن منتشر شد. صفحه فیس‌بوک کارزار هیچ دنبال‌کننده‌ای نداشت، هیچ مطلبی در حساب آن در شبکه اجتماعی ایکس منتشر نشد و کانال یوتیوب آن تنها سه ویدئو داشت که بازدیدهای اندکی دریافت کردند.
 
حساب اینستاگرام کارزار حذف شد و این ابتکار حتی برای یک تبلیغ نیز هزینه نکرد. وب‌سایت آن نیز مدت‌هاست از دسترس خارج شده است.
 
ورود به خدمت دولت
 
پس از تعطیلی ابتکار ضد قطر، وجود یک «عملیات نفوذ» دولتی اسرائیل افشا شد. بر اساس گزارش‌ها، این عملیات با هدف «تأثیرگذاری بر تصمیم‌گیرندگان در سراسر جهان در واکنش به کارزارهای حامی حماس» فعالیت می‌کرد.
 
هاآرتص از طریق سازمان غیرانتفاعی هاتسلاخا، درخواست‌هایی را بر اساس قانون آزادی اطلاعات برای دفتر نخست‌وزیری و وزارت امور دیاسپورا ـ که هر دو کارزارهای نفوذ در خارج از کشور را اجرا می‌کردند ـ ارسال کرد و درباره وضعیت استخدامی یکی از بنیان‌گذاران این پروژه اطلاعات خواست.
 
هر دو وزارتخانه اعلام کردند اطلاعاتی در این زمینه ندارند.
 
با این حال، پژوهشگران سازمان Active Info دو جلسه را در تقویم مدیرکل وزارت امور دیاسپورا پیدا کردند که با یک مشاور ارتباطات برگزار شده بود؛ جلساتی که دقیقاً همزمان با پایان یافتن ابتکار ضد قطر شکل گرفته بود.
 
یکی از افراد مشارکت‌کننده در این ابتکار به هاآرتص گفت: «بعد از مدتی، آن را تعطیل کردند. ما دیگر با کارزار قطر کاری نداشتیم. دیگر هیچ‌وقت چیزی درباره این کارزار نشنیدم.»
 
منبع دومی گفت: «با من تماس گرفتند، خیلی درباره آن هیجان‌زده بودند و بعد ناگهان ناپدید شدند.»
 
یک عضو دیگر گروه گفت: «ما نمی‌دانستیم منابع مالی پروژه از کجا می‌آمد. اکثریت قریب به اتفاق ما حتی یک پنی هم دریافت نکردیم. و کسی که این پروژه را آغاز کرده بود باید توضیح می‌داد چرا تمام شد. اما هیچ‌چیز گفته نشد.»
 
از «قطرگیت» تا نهاد نفوذ دولتی
 
همان‌طور که هاآرتص پیش‌تر گزارش داده بود، در بحبوحه آشفتگی بلافاصله پس از حمله حماس، کارکنان شرکت‌های فناوری پیشرفته و شرکت‌های حوزه فناوری برای ایجاد یک اتاق جنگ با هدف انجام اقدامات اطلاعاتی و دیپلماسی عمومی بسیج شدند.
 
هدف این تلاش‌ها مقابله با چیزی بود که از آن به‌عنوان «ماشین مسمومیت ضد اسرائیلی» یاد می‌شد؛ ماشینی که به گفته آنها اطلاعات نادرست طرفدار فلسطین و حماس و همچنین انکار کشتار ۷ اکتبر را منتشر می‌کرد.
 
بیشتر این ابتکارات بر رصد اطلاعات در دسترس عموم و پاسخ‌گویی از طریق دیپلماسی عمومی و عملیات نفوذ متمرکز بود.
 
وزارت امور دیاسپورا میلیون‌ها شکل برای طرح‌های نظارتی جدید و ده‌ها عملیات سرمایه‌گذاری کرد که برخی از آنها مخفیانه بودند.
 
کارزار ضد قطر که در این گزارش افشا شده، با این اتاق جنگ غیرنظامی و داوطلبانه دیپلماسی عمومی هم‌پوشانی داشت.
 
پس از آن، دولت اسرائیل تصمیم گرفت فعالیت‌های نفوذ خود را از طریق وزارت امور دیاسپورا رسمی کند. بعدها تمام این ابتکارات در یک «نهاد نفوذ» دولتی متمرکز شدند و موضوعات و اهداف مختلفی، از جمله حماس، ایران و دیگر بازیگران دولتی، در دستور کار آن قرار گرفت.
 
هاآرتص و هاآرتص-دِمارکر پیش‌تر نیز افشا کرده بودند که یک کارزار گسترده نفوذ در شبکه‌های اجتماعی به زبان فارسی توسط یک سازمان خصوصی اسرائیلی اداره می‌شد که از دولت بودجه دریافت می‌کرد.
 
این کارزار در آستانه جنگ با ایران راه‌اندازی شد و تغییر حکومت در تهران را تبلیغ می‌کرد.
 
همین حساب‌ها همچنین مطالب گیلا گملیئل، وزیر علوم و فناوری اسرائیل و متحد پهلوی در اسرائیل، را تقویت و بازنشر می‌کردند.
 
هیچ‌یک از افراد یا سازمان‌های نام‌برده در این گزارش به درخواست هاآرتص برای اظهارنظر پاسخ ندادند.