«خون؟ کاش مسئله فقط همین بود.» این جمله شاید کوتاهترین روایت از واقعیتی باشد که بسیاری از زنان و دختران تجربه میکنند؛ واقعیتی که در آن، قاعدگی تنها به تغییرات جسمی محدود نمیشود و مجموعهای از نگرانیها، محدودیتها و محرومیتها را با خود به همراه میآورد.
برای کسی که فقر قاعدگی را تجربه میکند، مسئله فقط نداشتن یک محصول بهداشتی نیست. گاهی نبود آب و سرویس بهداشتی مناسب، نداشتن اطلاعات کافی، نگرانی از نشت خون، ترس از تمسخر و ناتوانی در بیان نیازها، مدیریت این دوره طبیعی را به تجربهای دشوار تبدیل میکند.
فقر قاعدگی زمانی جدیتر میشود که فرد نتواند با حفظ کرامت انسانی از بدن خود مراقبت کند، به محصولات و اطلاعات معتبر دسترسی داشته باشد یا بدون شرم و محدودیت در محیط مدرسه، محل کار و جامعه حضور پیدا کند.
فقر قاعدگی مفهومی فراتر از محرومیت اقتصادی است. این مفهوم، دسترسی به محصولات بهداشتی، آموزش و اطلاعات معتبر، امکانات مناسب برای مدیریت قاعدگی و برخورداری از محیطی امن و عاری از انگ و تبعیض را در بر میگیرد.
بر اساس مرور پژوهشی مطرحشده در این نشست، از میان ۱۸۹۴ مقاله شناساییشده، پس از بررسی عنوان و چکیده، ۵۶ مقاله برای ارزیابی متن کامل باقی ماندند و در نهایت ۲۳ مطالعه انتخاب شدند. این مرور، زمینهای برای شناخت ابعاد مختلف فقر قاعدگی و بررسی مداخلات انجامشده در این حوزه فراهم کرده است.
در این چارچوب، مسئله تنها تأمین محصول نیست؛ افراد باید بتوانند بدون انگ اجتماعی و محدودیت، درباره نیازهای خود صحبت کنند، اطلاعات صحیح دریافت کنند و به امکانات لازم برای مدیریت ایمن قاعدگی دسترسی داشته باشند.
یکی از نکات مهم در تعریف فقر قاعدگی، توجه به کرامت انسانی است. آیا زنان و دختران میتوانند دوران قاعدگی را بدون ترس از قضاوت و تحقیر پشت سر بگذارند؟ آیا امکان مطرح کردن پرسشها و نیازهایشان را دارند؟ آیا دسترسی به محصولات و امکانات بهداشتی برای همه آنها فراهم است؟
پاسخ به این پرسشها نشان میدهد که فقر قاعدگی فقط یک مسئله فردی نیست؛ بلکه با شرایط اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و همچنین زیرساختهای بهداشتی ارتباط دارد.
فقر قاعدگی میتواند بر حضور دختران در مدرسه، مشارکت اجتماعی و سلامت روان آنها اثر بگذارد. در این نشست، به آماری منتسب به یونسکو اشاره شد که بر اساس آن، حدود ۱۰ درصد از دختران دانشآموز در جهان هنگام قاعدگی غیبت از مدرسه را تجربه میکنند. همچنین، رقم ۴۰ درصد برای هند مطرح شد؛ آماری که پیش از انتشار نهایی باید با منبع اصلی و جامعه آماری آن تطبیق داده شود.
در بخش دیگری از نشست، به پژوهشی درباره سلامت روان دانشجویان در آمریکا اشاره شد که میزان افسردگی را در میان افرادی که فقر قاعدگی را بهصورت ماهانه تجربه میکردند، ۶۸ درصد و در میان افرادی که چنین تجربهای نداشتند، ۴۳ درصد گزارش کرده بود.
همچنین، به مطالعهای اشاره شد که در آن ۴۴ درصد از نوجوانان فاقد دسترسی کافی به محصولات بهداشتی، احساس شرم را تجربه کرده بودند.
این آمارها ضرورت توجه به پیامدهای روانی و اجتماعی فقر قاعدگی را برجسته میکنند؛ پیامدهایی که ممکن است در ظاهر دیده نشوند، اما بر احساس امنیت، عزتنفس و کیفیت زندگی افراد تأثیر بگذارند.
صدیقه حنطوشزاده با تأکید بر اهمیت آگاهی و آموزش گفت که نداشتن اطلاعات کافی درباره قاعدگی میتواند زمینهساز مشکلات جسمی و روانی شود. به همین دلیل، آموزش باید متناسب با سن و نیاز دختران، از سالهای پیش از شروع قاعدگی آغاز شود.
او با اشاره به پایینتر بودن سن شروع بلوغ در برخی دختران نسبت به گذشته، بر ضرورت آمادگی خانوادهها و نظام آموزشی تأکید کرد. وقتی دختران در سنین پایینتری وارد دوره بلوغ میشوند، آگاهیرسانی بهموقع اهمیت بیشتری پیدا میکند.
حنطوشزاده با اشاره به شرایط زنان و دختران در مناطق کمبرخوردار توضیح داد که برخی از آنها ممکن است به محصولات بهداشتی مناسب دسترسی نداشته باشند یا ناچار به استفاده از محصولاتی شوند که کیفیت یا شرایط نگهداری آنها نامشخص است.
نبود دسترسی مناسب، در کنار فقدان آموزش و امکانات بهداشتی، میتواند احتمال بروز حساسیتهای پوستی و مشکلات بهداشتی را افزایش دهد. به همین دلیل، حمایت از این گروهها باید بهگونهای باشد که دسترسی ایمن و مستمر به محصولات مناسب را فراهم کند.
یکی دیگر از موضوعات مورد تأکید حنطوشزاده، ضرورت توجه به سلامت عمومی زنان بود. کمبود آهن، خستگی، اختلال خواب و تغییرات خلقی از جمله مسائلی هستند که میتوانند کیفیت زندگی را تحت تأثیر قرار دهند و نیازمند بررسی و مراقبت مناسباند.
او همچنین بر اهمیت شناخت سندرم پیش از قاعدگی یا PMS تأکید کرد؛ وضعیتی که ممکن است در برخی افراد با تغییرات خلقی و علائم جسمی همراه باشد و بر روابط خانوادگی، فعالیتهای روزمره و کیفیت زندگی تأثیر بگذارد.
از نگاه حنطوشزاده، نباید توجه به فقر قاعدگی فقط به دختران نوجوان محدود شود. زنان در دورههای مختلف زندگی، از نخستین سالهای قاعدگی تا سالهای نزدیک به یائسگی، ممکن است به اطلاعات، مراقبت و خدمات مناسب نیاز داشته باشند.
فقر قاعدگی میتواند در شکلهای مختلفی بروز کند؛ از ناتوانی در تهیه محصولات بهداشتی گرفته تا دسترسی نداشتن به خدمات درمانی و ناآگاهی از تغییرات بدن. شناخت این ابعاد، نخستین قدم برای طراحی حمایتهای مؤثرتر است.
حمیده عادلیان با نگاهی اجتماعی به موضوع فقر قاعدگی، تأکید کرد که برای شناخت این مسئله نباید فقط بر فرد تمرکز کرد؛ بلکه باید رابطه میان فرد، جامعه و ساختارهایی را دید که تجربه قاعدگی در بستر آنها شکل میگیرد.
به گفته عادلیان، یکی از مفاهیم اساسی در بررسی فقر قاعدگی، کرامت انسانی است. پرسش این است که آیا افراد میتوانند بدون انگ، شرم و محدودیت، دوران قاعدگی را مدیریت کنند و نیازهای خود را آزادانه مطرح کنند؟
کرامت انسانی فقط به برخورد محترمانه محدود نمیشود؛ بلکه مستلزم فراهم کردن شرایطی است که افراد بتوانند بدون ترس از قضاوت، درباره نیازهای بهداشتی خود صحبت کنند و به خدمات و امکانات موردنیاز دسترسی داشته باشند.
عادلیان با اشاره به مفهوم عاملیت توضیح داد که برخورداری از امکانات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی میتواند توان افراد را برای تصمیمگیری و پیگیری نیازهایشان افزایش دهد. با این حال، تأکید صرف بر توانمندسازی فردی کافی نیست.
اگر محیط اجتماعی همچنان با شرم، تبعیض و سکوت همراه باشد، حتی افراد آگاه و توانمند نیز ممکن است برای بیان نیازهای خود با مانع مواجه شوند. بنابراین، ایجاد محیطی امن و حمایتگر که در آن بتوان بدون ترس درباره قاعدگی صحبت کرد، اهمیت ویژهای دارد.
او همچنین بر ضرورت توجه به عدالت جنسیتی تأکید کرد. زنان و دختران در شرایط اجتماعی و اقتصادی یکسانی زندگی نمیکنند و گروههایی مانند افراد دارای معلولیت و کسانی که با فقر یا تبعیضهای چندگانه روبهرو هستند، ممکن است محدودیتهای بیشتری را تجربه کنند.
از این منظر، برنامههای مقابله با فقر قاعدگی باید تفاوت نیازها و شرایط گروههای مختلف را در نظر بگیرند و امکان دسترسی عادلانهتر به خدمات و حمایتها را فراهم کنند.
عادلیان با تأکید بر رویکرد حقوقمحور، بر این نکته انگشت گذاشت که خدمات و حمایتهای مرتبط با فقر قاعدگی نباید صرفاً بهعنوان کمکهایی مقطعی دیده شوند. دسترسی به امکانات و اطلاعات موردنیاز برای مدیریت بهداشتی قاعدگی باید در چارچوب کرامت انسانی، حقوق افراد و مسئولیتهای اجتماعی بررسی شود.
دکتر مصی مقدسی با اشاره به اهمیت دسترسی به محصولات بهداشتی، از جمله نوار بهداشتی، تأکید کرد که تأمین این محصولات اقدامی ضروری است؛ اما برای مقابله با فقر قاعدگی، باید به نیازهای گستردهتر افراد نیز توجه کرد.
در بخش مربوط به اقدامات مایلیدی، به توزیع پنج میلیون پد بهداشتی رایگان در سه سال گذشته اشاره شد. همچنین، محصولات بهداشتی رایگان در ۸۹۰ نقطه توزیع شدهاند؛ اقدامی که با هدف افزایش دسترسی به محصولات بهداشتی و حمایت از افراد نیازمند انجام شده است.
این اقدامات در کنار آموزش، میتوانند بخشی از موانع دسترسی به محصولات بهداشتی را کاهش دهند. با این حال، برای ارزیابی اثرگذاری آنها، باید به میزان دسترسی مستمر، تناسب حمایتها با نیاز واقعی افراد و شرایط بهداشتی محیط نیز توجه کرد.
بر اساس اطلاعات مطرحشده در نشست، ۲۵ هزار نوجوان نیز آموزش بهداشت قاعدگی دریافت کردهاند. آموزش نوجوانان میتواند به شناخت بهتر تغییرات بدن، اصلاح باورهای نادرست و افزایش آمادگی برای مدیریت بهداشتی قاعدگی کمک کند.
اهمیت آموزش زمانی بیشتر میشود که دختران بتوانند پرسشهای خود را بدون شرم مطرح کنند و پاسخهایی معتبر و متناسب با سنشان دریافت کنند.
مقدسی تأکید کرد که دسترسی به محصولات بهداشتی باید در کنار دسترسی به امکانات مناسب قرار گیرد. آب، سرویس بهداشتی خصوصی، شرایط مناسب برای تعویض محصولات و امکان رعایت بهداشت، از نیازهای اساسی مدیریت قاعدگی هستند.
در غیر این صورت، حتی دسترسی به محصولات رایگان نیز ممکن است نتواند تمام مشکلات افراد را برطرف کند.
یکی دیگر از محورهای مطرحشده از سوی مقدسی، اهمیت ایجاد فضای امن برای گفتوگو بود. او با اشاره به تجربه پاسخگویی پزشکان به پرسشهای مخاطبان در شبکههای اجتماعی، بر ضرورت فراهم کردن بستری برای بیان آزادانه نگرانیها و دریافت اطلاعات معتبر تأکید کرد.
تا زمانی که افراد نتوانند درباره تجربههای خود صحبت کنند، بسیاری از مشکلات پنهان میمانند. گفتوگو میتواند به شناسایی نیازهای واقعی، اصلاح اطلاعات نادرست و کاهش انگ اجتماعی کمک کند.
یکی از نکات مهم این نشست، ضرورت همراه کردن مداخلات سختافزاری و نرمافزاری بود.
مداخلات سختافزاری شامل تأمین محصولات بهداشتی، فراهم کردن آب و سرویسهای بهداشتی مناسب، حفظ حریم خصوصی و بهبود زیرساختهای لازم برای مدیریت ایمن قاعدگی است.
مداخلات نرمافزاری نیز آموزش، افزایش آگاهی، اصلاح نگرشهای اجتماعی، کاهش انگ و ایجاد فضای امن برای گفتوگو را در بر میگیرد.
تأمین محصول بدون آموزش ممکن است نتواند تمام نیازهای افراد را برطرف کند؛ همانطور که آموزش بدون فراهم بودن امکانات و محصولات لازم، اثربخشی محدودی خواهد داشت. بنابراین، این دو مسیر باید همزمان و در کنار یکدیگر پیش بروند.
نخستین گام، شناخت ابعاد فقر قاعدگی در ایران است. برای طراحی برنامههای مؤثر، باید وضعیت گروههای مختلف اجتماعی و اقتصادی بررسی شود و ابزارهای پژوهشی معتبر و متناسب با شرایط کشور در اختیار پژوهشگران قرار گیرد.
تأمین محصولات بهداشتی باید با آموزش صحیح درباره بهداشت قاعدگی، مراقبت از سلامت و زمان مراجعه به متخصصان همراه باشد. این رویکرد به افراد کمک میکند با آگاهی بیشتری از بدن خود مراقبت کنند.
دسترسی به سرویسهای بهداشتی مناسب، آب و امکانات لازم برای تعویض محصولات، بخش جداییناپذیر مدیریت ایمن قاعدگی است. این موضوع بهویژه در مدارس و مناطق کمبرخوردار باید مورد توجه قرار گیرد.
شکستن تابوها و کاهش شرم اجتماعی، بدون فراهم کردن امکان گفتوگوی آزادانه دشوار است. خانوادهها، مدارس، متخصصان سلامت و رسانهها میتوانند در ایجاد این فضا نقش داشته باشند.
برنامههای حمایتی باید با توجه به شرایط اقتصادی، محل زندگی، سن، وضعیت جسمی و نیازهای متفاوت افراد طراحی شوند تا حمایتها به شکلی مؤثرتر به دست کسانی برسد که بیش از دیگران به آن نیاز دارند.
فعالیتهای مطرحشده از سوی مایلیدی در این نشست، سه مسیر اصلی را دنبال میکند: افزایش آگاهی و آموزش، بهبود دسترسی به محصولات بهداشتی و ایجاد فضای امن برای گفتوگو.
یکی از اقدامات اعلامشده، توزیع محصولات بهداشتی رایگان در ۸۹۰ نقطه است. این اقدام با هدف گسترش دسترسی به محصولات بهداشتی و حمایت از افرادی انجام شده که ممکن است در تأمین این نیاز با محدودیت روبهرو باشند.
بر اساس اطلاعات ارائهشده در نشست، طی سه سال گذشته پنج میلیون پد بهداشتی رایگان اهدا شده است. این اقدام، بخشی از تلاشها برای کاهش موانع دسترسی به محصولات بهداشتی به شمار میرود.
آموزش ۲۵ هزار نوجوان، یکی دیگر از اقدامات مطرحشده است. افزایش آگاهی در سنین نوجوانی میتواند به شناخت بهتر بدن، آمادگی برای شروع قاعدگی و کاهش نگرانیهای ناشی از کمبود اطلاعات کمک کند.
یکی دیگر از محورهای فعالیت، ایجاد فضای امن برای طرح پرسشها و دریافت پاسخهای تخصصی است. فراهم کردن امکان گفتوگو با پزشکان و متخصصان، بهویژه در بستر شبکههای اجتماعی، میتواند به افزایش دسترسی به اطلاعات معتبر و کاهش شرم و نگرانی کمک کند.
در این رویکرد، هدف تنها توزیع محصول یا انتقال اطلاعات نیست؛ بلکه تلاش میشود موضوع قاعدگی از فضای سکوت و پنهانکاری خارج شود و افراد بتوانند تجربهها و نیازهای خود را بدون ترس از قضاوت مطرح کنند.
فقر قاعدگی با یک اقدام یا یک برنامه کوتاهمدت برطرف نمیشود. مقابله با آن به مجموعهای از اقدامات هماهنگ نیاز دارد؛ از تأمین محصولات بهداشتی و بهبود زیرساختها گرفته تا آموزش، اصلاح نگرشهای اجتماعی و تضمین دسترسی عادلانه به خدمات.
تجربههای مطرحشده در این نشست نشان میدهد که فقر قاعدگی باید بهعنوان مسئلهای مرتبط با سلامت، کرامت انسانی و عدالت اجتماعی دیده شود؛ مسئلهای که نمیتوان آن را صرفاً به توان مالی افراد برای خرید محصولات بهداشتی محدود کرد.
شاید نقطه شروع تغییر، همین باشد که درباره قاعدگی آزادانهتر حرف بزنیم، نیازهای واقعی زنان و دختران را بشنویم و برای رفع موانعی اقدام کنیم که مدیریت یک فرایند طبیعی را به تجربهای دشوار تبدیل کردهاند.
زیرا گاهی مسئله فقط خونریزی نیست؛ مسئله تمام چیزهایی است که در سکوت، شرم و محرومیت پنهان ماندهاند.