پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : «نیکلاس برنز» استاد دیپلماسی و سیاستهای بینالملل در دانشکده کندی هاروارد و معاون سابق وزیر خارجه اسبق آمریکا «شورای آتلانتیک» نوشت: «روحانی» در یک کنفرانس مطبوعاتی قول داد که «وارد مذاکراتی جدی و اساسی شود.» او همچنین «جواد ظریف» را به عنوان وزیر امور خارجه خود منصوب کرد؛ «ظریف» به علت دورانی که به عنوان سفیر ایران در سازمان ملل متحد در نیویورک گذرانده است، امریکاییها را درک میکند و سابقه همکاری موثر با دیپلماتهای امریکا به هنگام مستقر ساختن یک دولت جدید در افغانستان پس از سقوط طالبان را نیز دارد.
به گزارش سرویس بین الملل سایت خبری تیک Tik.ir، آیا روحانی واقعاً میتواند موفق عمل کند؟ او از زمان انقلاب ایران، یکی از خادمان وفادار آن بوده و همواره از برنامه هستهای پشتیبانی کرده است.
البته تنها راهی که برای آزمودن او وجود دارد، بر سر میز مذاکره است. به همین خاطر است که «اوباما» حق دارد به دنبال بهرهبرداری از این روزنه کمیاب دیپلماتیک باشد. با این که مذاکرات اصلی میان ایران در یک سو، و ایالات متحده، اروپا، روسیه و چین در سوی دیگر برگزار خواهد شد، اما وجود مذاکرات حاشیهای میان امریکاییها و ایرانیان به منظور هماهنگ ساختن گفتمانهای مستقیم جهت بررسی مسائل جدی که باعث شکاف میان دو کشور شده است، نیز مفید خواهد بود. اگر مذاکرات به بنبست برسند، ممکن است به سال 2014 کشیده شوند و با توجه به خطرات عظیمی که این امر برای هر دو کشور دارد، «جان کری» ، وزیر امور خارجه، باید شخصاً رهبری آنها را بر عهده گیرد.
با این که انگیزه ایران برای دست یافتن به تسلیحات هستهای، موضوع اصلی مذاکرات خواهد بود، اما تیم «اوباما» باید برگزاری گفتمانهای گستردهتر با «ظریف» و رهبران ایران را نیز مورد توجه قرار دهد.
ممکن است ایالات متحده، دیدگاهی گسترده را ارائه سازد و در آن بررسی کند که اگر ایران تصمیم بگیرد در آینده به تسلیحات هستهای مجهز نشود، چه مزایایی به دست خواهد آمد. ایالات متحده میتواند مبادلات تجاری، کمکهای بشردوستانه و مواردی از این دست را برای سازگار شدن با امتیازات ایرانیان پیشنهاد دهد. چنین رویکرد عظیم و استراتژیکی به معنای صدقه دادن نخواهد بود. بر عکس، این کار به ایالات متحده اجازه خواهد داد تا مخالفت محکم خود با رفتار ایران در سوریه و عراق تحکیم نماید.
ایالات متحده باید فشارهای خود بر ایران را نیز حفظ نماید. «کاندولیزا رایس» ، وزیر سابق امور خارجه، مانند من معتقد است که ایالات متحده باید در طول مذاکرات، تحریمها و تهدیدها را علیه ایران را حفظ نماید.
چنین رویکردی احتمالاً تنها راه ممکن برای متقاعد ساختن ایران به ارائه امتیازات لازم برای پیشرفت اوضاع خواهد بود. ایالات متحده از سرعت یافتن غنیسازی اورانیوم ایران و برنامههای رآکتورهای آب سنگین در ماههای گذشته نگران است.
«بنیامین نتانیاهو»، نخست وزیر اسرائیل، «روحانی» را با عنوان «گرگی در لباس میش» توصیف کرده است. او به اعضایی از کنگره که با وی دیدار داشتهاند گفته است در مورد «روحانی» احتیاط کنند و هشدار داده است که «در حالی که همه مشغول مذاکره با وی هستند، او مشغول غنیسازی اورانیوم خواهد بود.»
«اوباما» در کنگره نیز با موانع زیادی روبروست، چون هر دو حزب در تحمیل تحریمهای بیشتر علیه ایران با یکدیگر به رقابت مشغول هستند. کنگره با اکثریت آراء تحریمهای جدید بسیار سختگیرانهای را علیه ایران تصویب کرد که اوباما خواهان آن نبود.
دولت امیدوار است که مجلس سنا این قانون را به تعویق اندازد یا اجازه دهد که رئیس جمهور تصمیم بگیرد چه زمانی باید آنها را اعمال نماید. منطقی نیست که پیش از آغاز شدن مذاکرات، دستان «اوباما» با اعمال تحریمهای اساسی تازه بسته شود. کنگره و اسرائیل به جای آن که در مذاکرات کارشکنی کنند، باید زمان، فضا و انعطافپذیری لازم برای سازش با سران ایران را در اختیار «اوباما» قرار دهند.
دو نفر از پیشینیان «اوباما» نیز باید تصمیم میگرفتند که چه زمانی و چگونه روابط دیپلماتیک با رقبای خود را بگشایند. «فرانکلین روزولت» در سال 1933 و پس از 15 سال عدم ارتباط، مذاکره با اتحاد جماهیر شوروی «استالین» را آغاز کرد؛ و سفر هوشمندانه «ریچارد نیکسون» برای دیدار از مائو، به بیش از 20 سال انزوا میان پکن و واشنگتن پایان داد. روزولت و نیکسون متوجه بودند که مذاکره با دشمنان ساده نیست اما برای حفاظت از جایگاه خود در این جهان پیچیده، راهی هوشمندانه است.
اکنون «اوباما» این فرصت را در اختیار دارد تا خود را با پیشنهادات «روحانی» سازگار سازد و برای نخستین بار در 34 سال گذشته، درهای مذاکره با ایران را بگشاید. او حق دارد که پیش از اندیشیدن به جنگ با ایران، دیپلماسی را مورد استفاده قرار دهد.