پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : پس از انتشار خاطرات روزانه آیت الله هاشمی رفسنجانی، «انتخاب» قصد دارد این بار بخش های گزیده ای از خاطرات دیگر شخصیت های مهم و تاثیرگذار کشور را روزانه، مرور و منتشر کند
به گزارش انتخاب، در خاطرات علم آمده است:
... از شهبانو اجازه خواستم [از جشن هنر شیراز]به تهران برگردم، به آسانی اجازه دادند. لطف شهبانو محسوس است که به من کم شده. به ایشان حق میدهم، چون زیادی با شاهنشاه مانوس هستم و لابد کم و بیش رفتار ما را هم میدانند. اما من اهمیتی نمیدهم، چون خدمت من به شاه است و او را دوست دارم. احترام و علاقهای که به سایرین دارم محض خاطر اوست. اما شهبانو اصولا زن بسیار خوبی هستند، از این جهت حیف است که با من بیمهر باشند، بالاخره خواهند فهمید که من چه اندازه صمیمی هستم...
در راه بازگشت با نخستوزیر [هویدا] صحبت کردم. از اوضاع مالی فوقالعاده نگران بود. گفتم: «درست است که در یک بودجه یک میلیارد دلاری ریخت و پاشهای کوچک چیز مهمی نیست، ولی خلاف اصل است. مثلا همین که میفرمایید وزیر خارجه [اردشیر زاهدی] نهصد ساعت واشرون کنستان برای کادو سفارش داده است، هرکس بشنود گوش و چشم خود را از تعجب میگیرد. آخر چرا چنین اجازههایی میدهید؟ این خلاف اصل است.» بیچاره سر دلش باز شد و شکایتها آغاز کرد. گفتم: «هیچکس غیر از خودت مسئول نیست، زیرا اولا بسیار ضعف به خرج میدهی. اگر من جای تو بودم، روزی که وزیر خارجه در کراچی به تو فحش داد، از قرار حق و حساب، او را تنبیه میکردم، یعنی امر میدادم آنقدر چوب به ماتحت او بزنند که به پای مرگ برسد. هرچه شاهنشاه بعد میفرمودند، اطاعت میکردم، ولی از او نمیخوردم. بعد هم تو میخواهی همه مردم را راضی کنی [و این] نمیشود. اما یک مطلب را فراموش نکن، که بالاخره اگر رشتههای اقتصادی از هم [بگسلد] آقا را دراز میکنند. ببین با وزیر برنامهریزی تونس که ده سال بر سر کار بود و بعد برنامههایش شکست خورد، بورقیبه – رئیسجمهوری – چه کرد. او را به ده سال حبس با اعمال شاقه محکوم کرد. آقا از این قاعده مستثنی نیستید و نوبت شما هم خواهم رسید.» بیچاره خیلی دستپاچه شد، [از ترس این] که مبادا من این مطالب را به عرض پیشگاه شاهانه برسانم.