پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : خاطرات مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی را از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۵، هر شب منتشر میکند. پیشتر، خاطرات «آیت الله» از سال ۵۸ تا ۷۱ در «انتخاب» منتشر شده بود
به گزارش «انتخاب»؛ متن خاطرات آیت الله هاشمی در روز ۲ آذر 1371 تا 1375 در زیر آمده است
سال ۱۳۷۱
آقای [اسدالله] کیانارثی، نماینده فریدن اصفهان آمد. برای حوزهاش استمداد کرد و برای تأسیس کارخانه تبدیل سیبزمینی به نشاسته ارز خواست. از فشار خط راست مجلس برای برکناری عناصر چپ از دولت یا رأی ندادن به آنها در کابینه بعدی اظهار نگرانی کرد.
آقای [محمدرضا] رحیمی، نماینده سنندج آمد. برای تعویض استاندار کردستان استمداد کرد و خودش هم اظهارآمادگی برای پذیرش سمت استانداری نمود. آقای [محمود] جمالی، نماینده کاشان آمد. برای لولهکشی کاشان ارز خواست. طرح آمادهسازی زمین مسکونی در کنار کاشان، بدون هزینه دولت و تأثیر آن بر ارزانی زمین و سودبخشی آن را توضیح داد. گفتم گزارشی بفرستند که اگر ابتکاری دارند، استفاده شود.
آقای [قربانعلی] درّی [نجفآبادی، رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس] آمد. پیشنهادهای کمیسیون برنامه و بودجه را برای بودجه سال ۱۳۷۱ ارائه داد. به جلسه مشترک نمایندگان مجلس و مسئولان اقتصادی دولت رفتم. بحث طولانی داشتیم. دربارة بودجه ارزی سال ۱۳۷۱ به توافق رسیدیم که فقط ارز کالاهای اساسی، دفاع و دارو در بودجه باشد و بقیه هزینهها در اختیار دولت باشد که بهصورت ریالی به مجلس ارائه دهد. این جلسه سه ساعت طول کشید. ابهاماتی را برایشان رفع کردیم. بعد از جلسه، آقای مهندس [سیدمحسن] یحیوی، رئیس کمیسیون نفت آمد و اجازه
خواست که در قانون نفت تجدید نظر شود. گفتم پیشنهادهای تغییر را بیاورد.
عصر از ساختمان کاخ مرمر[۱] که برای بعضی از مراسم آماده شده است، بازدید کردم. شورای اقتصاد جلسه داشت. دربارة سیمان و کمک به واحدهای مسکونی زیر صد متر تصمیمگیری شد که به جای سیمان و پولاد ارزان، انشعاب آب و برق و گاز و عوارض شهرداری مجانی باشد. دربارة سیاستهای بودجه به صورت تک نرخی شدن ارز بحث کردم.
سال ۱۳۷۲
مطابق معمول، ساعت هشت به دفترم رسیدم. تا ساعت نُه و نیم صبح کارها انجام شد. آقای [بیژن نامدار] زنگنه، [وزیر نیرو] و معاونان آمدند. طرحهای برنامه پنجساله دوم و کمی اعتبارات را گفتند. بناست تعدادی از طرحها یا حذف و یا طولانیتر شود.
تیمسار [مصطفی] ترابی، [فرمانده حفاظت و اطلاعات ارتش] آمد. گزارش پرونده باخمن آلمانی را داد و از بیانضباطی که در این مورد پیش آمده عذرخواهی کرد. گزارش وضع ارتش را داد. [آقایان آنتونیمانی و مرزانایی یولداشبیکوف]، سفیران جدید ایرلند و قزاقستان برای تقدیم استوارنامه آمدند. از سفیر ایرلند، سئوالات زیادی دربارة نزاع و جنگ در ایرلند شمالی و ریشه اختلافات و راهحل آن و موضع انگلیس و ایرلند جنوبی نمودم؛ معتقد است برخلاف ظاهر که جنگ مذهبی است، ریشه تاریخی دارد. از سفیر قزاقستان که اولین سفیر این کشور در ایران است، بیشتر دربارة «تنگه»، پول ملیشان که اخیراً نشر دادهاند، پرسیدم.
ظهر فاطی و [پسرش] علی میهمانم بودند. تا ساعت چهار بعد از ظهر، مطابق معمول استراحت و انجام کارها بود. سپس برای استقبال از رئیس جمهور اندونزی، به فرودگاه [مهرآباد] رفتیم. با یک ساعت تأخیر رسیدند. علت تأخیر را بارش برف زیاد در فرودگاه وین گفتند که مانع پرواز هواپیما بوده. با همسر و دختر و وزیرخارجهاش آمدند. عفت و فاطی هم از خانمها استقبال کردند. بعد از تشریفات سان و اجرای سرود و انجام مصاحبه، با هم به میهمانخانه سعدآباد رفتیم. در راه بیشتر دربارة کنفرانس سیاتل در آمریکا گفت که سران پانزده کشور آسیا و اقیانوسیه و آمریکا بودهاند و شروع کار است. نکته جالب حضور چین و تایوان در یک میز است که معمولاً چینیها نمیپذیرند و در اینجا به این بهانه که فقط جنبه اقتصادی دارد و نه سیاسی پذیرفتهاند.
به خانه آمدم. نماز و استراحت و سپس من رفتم به سعدآباد شماره سه و عفت رفت به کاخ قرمز برای ضیافت شام، قبل از شام و در حین شام دربارة اوپک و قیمت نفت مذاکره کردیم. هر دو قبول داریم که نفت ارزان است و باید با کمکردن تولید، گران شود، ولی آنها مثل ما جدی نیستند، چون کل صادراتشان روزانه چهارصدوپنجاه هزار بشکه است و سئوالات زیادی از وضع تولید و مصرف و صنعت و تجارت و کشاورزی کردم دربارة صدور نفت و گاز و درآمدشان از این رهگذر. اطلاعاتشان ضد و نفیض است. مثلاً ده میلیارد دلار در مقابل چهارصد و پنجاه هزار بشکه و بیست میلیون فوت گاز دارد که درآمد آن خیلی کمتر است. نزدیک ساعت نُه شب به خانه آمدم. نم نم باران هم میبارد. گفت برای دومین بار برف را در اتریش دیده و همسرش برای اولین بار دیده است.
سال ۱۳۷۳
دیشب باران زیادی بارید. بارها با صدای باران که روی برگهای خزانزده پاییزی در بالکن جمع شده، بیدار شدم. آقای میرزاده، [معاون اجرایی رییسجمهور] آمد. در مورد بقیه مهاجران جنگ تحمیلی که تا دو سال آینده، همه را برگردانند و کار بنیاد [امورمهاجرین جنگ تحمیلی] را جمع کنند و همچنین گرفتن اعتبار بیشتر بازسازی که ظرف سه سال آینده تکمیل شود، صحبت شد. دربارة مبارزه با گرانفروشی و تأسیس فروشگاههای زنجیرهای مذاکره شد.
آقای [سیدجواد] شهرستانی، داماد آیتالله [سیدعلی] سیستانی آمد. دو کتاب از تألیفات ایشان «قاعده لا ضرر ولا ضرار»[۱] و کتابی در اصول آورد و وضع ایشان را توضیح داد. در نجف محدودیت دارند و مانع نماز جماعتشان شدهاند. درآمدهایشان بیشتر از کشورهای خلیجفارس است و عمده خرجشان شهریه طلاب ایرانی است؛ حدود یکصد و سی میلیون تومان در ماه. همچنین مبلغ دویست هزار دلار هم خرج شهریه در پاکستان و هند و سوریه و لبنان دارند و ارتباطات معمولی از طریق تلفن و کارهای مهمتر توسط پیک است. برای آوردن سریعتر ارز از خارج استمداد کرد و از اظهارات آقای جنتی در نماز جمعه تهران علیه آقای سیستانی گله داشت که گفته در مدت اقامت امام در نجف، به دیدن امام نرفته است. این مطلب را تکذیب میکرد و میگفت ایشان علاقهمند به انقلاب اسلامی است. توضیحی دربارة مؤسسه «آلالبیت لاحیاء التراث» داد که از خودش است. تعدادی مُهر کربلا آورد.
آقای [غلامعباس] زایری، استاندار هرمزگان آمد. گزارش وضع استان را داد و برای استان و ساخت سیلو کمک خواست و از باران خوب امسال، اظهار خوشحالی کرد. آقای [حسین] محلوجی و [علی] شکرریز آمدند. گزارش صنایع فولاد را دادند و برای توسعه استمداد کردند و پیشنهاد ساخت نیروگاه زغال سنگ در کنار معدن طبس را دادند.
عصر [آقای آبیش ککلبایوف]، رییس شورای عالی قزاقستان آمد. در مورد توسعه همکاری صحبت شد. شب به جلسه هیأت دولت نرفتم. تا ساعت هشت و نیم کارها را انجام دادم. آقای [محمدی] ریشهری، [نماینده ولیفقیه و سرپرست حجاج
ایرانی]، تلفنی خبر داد که در مذاکرات ریاض برای حج، سعودیها اصرار دارند که برای عدم انجام برائت و عدم نشر روزنامه زائر[۲] تعهد بدهیم و کسب تکلیف کرد؛ گفتم تعهد ندهند و به عنوان مشورت برگردند.
سال ۱۳۷۴
تا ساعت ده صبح کارهای دفتر را انجام دادم. در گزارشها، وضع دولت کابل در مقابل فشار طالبان، متزلزل به نظر میرسد. ستاد مبارزه با مواد مخدر جلسه داشت. گزارش کار توسط ناجا [= نیروی انتظامی جمهوری اسلامی]، دبیرخانه ستاد و وزارت اطلاعات داده شد و چند مصوبه، برای بهترکردن کار و انتقال بخشی از زندانیهای معتاد به مراکز بازپروری داشتیم. غروب به خانه آمدم. شب تا ساعت ده، صرف اصلاح نطق بودجه کردم که از سوی سازمان برنامه و بودجه تهیه شده بود؛ خسته شدم.
سال ۱۳۷۵
آقای [سید کمال] فقیه ایمانی از اصفهان آمد. گزارش تهیه و نشر تفسیری بر قرآن به زبان انگلیسی [= نورالقرآن فی تفسیرالقرآن] را داد که بهسرعت مورد استقبال در کشورهای خارج قرار گرفته است. دو جلد منتشر شده و برای کارهای عمرانیاش استمداد و از خدمات من اظهار قدردانی کرد.
[آقای رامین مهمانپرست]، سفیر جدیدمان در تایلند برای خداحافظی و کسب نظر آمد و از پیشرفتهای تایلند گفت و پیشنهاد سفرم به آنجا را داد. آقای [شهریار] قرمزی، نماینده سمیرم آمد. برای سفرم به آنجا توضیحات داد. تقاضای کمک برای سد دیگری دارد. [آقای صمد رجاء]، استاندار و دو نماینده استان کهکیلویه و بویراحمد آمدند. طرحهای جدید را برای سفرم به استان توضیح دادند و تقاضای تأیید آنها را دارند.
جمعی از هنرمندان [و برگزیدگان نخستین جشنواره فیلم و عکس «تلاش مقدس»] آمدند. نتایج داوری در مورد آثار ممتاز در معرفی خدمات سازندگی را دادند که در جشنواره مطرح بودند. جوایزشان را دادم. برایشان درباره آثار مهم و سازنده استفاده از هنر برای معرفی سازندگی و تعمیق فرهنگ سازندگی در جامعه سخنرانی کردم.[۱]
عصر [آقای ملیکیان]، وزیرکار [و توسعه اجتماعی] روسیه آمد. درباره مسائل کار و تولید و تورم روسیه، سؤالات زیادی کردم. دکتر [حسن] روحانی، [رئیس شورای عالی امنیت ملی] آمد. گزارش سفر به اروپا را داد و گفت، رئیسجمهور فنلاند، مایل به سفر به ایران است و پیام شفاهی صدراعظم آلمان را آورد که ضمن اظهار اعتماد به من و تصمیم بر تقویت روابط و کمک به ایران، از فشارهایی که به خاطر ایران وارد میشود، گفته است.
شورای عالی امنیت ملی جلسه داشت. درباره افغانستان و مسائل ایران و آلمان بحث شد و تصمیمات جدیدی برای مهار تشنج و کیفیت جواب به آقای [هلموت] کهل، [صدراعظم آلمان] اخذ شد. مقداری از وقت امروز صرف اصلاح پیشنویس نطق بودجهام شد.