صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

سه‌شنبه - ۲۵ شهريور ۱۴۰۴
کد خبر: ۵۱۴۷۸۲
تاریخ انتشار: ۲۶ : ۰۰ - ۰۶ آذر ۱۳۹۸
شب میهمان رهبری بودم. یک رادیوی جیبی جالب به ایشان هدیه دادم؛ خوششان آمد. دو نامه‌ای که اوایل انقلاب، در رابطه با مسایل بنی‌صدر به امام نوشته بودیم، با هم خواندیم؛ یکی را من تنها امضاکرده‌ام و یکی را ما پنج نفر- آقایان بهشتی، باهنر، خامنه‌ای، موسوی‏اردبیلی- و من برایشان بردم؛ نامه‌های تاریخی مهمی است و قابل‏‌ انتشار. دربارة مسایل بیت سیدمحمد شیرازی، [احمد] آذری [قمی]، جامعه مدرسین [حوزه علمیه قم]، گروه پیام دانشجو، انصارحزب ‏الله، انتخابات، کاندیداهای جامعه‏ روحانیت ‏مبارز، سفر ایشان به قم، نیازهای شهر قم و احتمال دیدار آیت ‏الله منتظری، مذاکره و تبادل ‏نظر شد.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

خاطرات مرحوم  آیت الله هاشمی رفسنجانی را از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۵، هر شب منتشر می‌کند. پیشتر، خاطرات «آیت الله» از سال ۵۸ تا ۷۱ در «انتخاب» منتشر شده بود

به گزارش «انتخاب»؛ متن خاطرات آیت الله هاشمی در روز ۵ آذر 1371 تا 1375 در زیر آمده است

 

سال ۱۳۷۱

هوا سرد شده است. صبح زود کمی برف بارید. دیشب کمی باران آمده است. ساعت هشت در دفترم بودم. ساعت نُه صبح آقای [عبدالحسین] وهاجی، [وزیر بازرگانی] آمد. گزارش وضع بازار را داد و از انجمن‌های اسلامی اصناف شکایت کرد و برای سفر به اروپا نظر خواست.

آقای [عبدالله] نوری، وزیرکشورآمد. راجع به کامپیوتری‌کردن انتخابات ریاست‌جمهوری و خرید کامپیوتر اجازه گرفت. از وضع تبلیغات دینی و اجتماعی و از خشکی و بی‌رمقی تبلیغات و سطحی بودن مطالب و تکیه زیاد روی مسائل زنان گله‌مند بود. آقای [غلامرضا] شافعی، [وزیر تعاون] آمد. گزارش سفر به جمهوری آذربایجان و نخجوان را داد و برای تعاونی‌ها استمداد کرد.

ظهر کمی استراحت کردم. برای شرکت در اجتماع بسیجی‌ها، به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتم؛ اجتماع عظیمی بود. حدود صد هزار نفر حضور داشتند. جنگ سرنیزه، نمایش دانش‌آموزان بسیجی و فرود چتربازان انجام شد. برایشان صحبت کردم و از آنها خواستم که از تحجر و شعارهای سست و بی‌پایه خودداری کنند و عقلانیت را در افکار و برنامه‌ها به کار گیرند. رژه‌شان بی‌حال و گزارش آقای [علیرضا] افشار، [فرمانده بسیج] سرد بود. به خانه آمدم.

تلفنی به [آقای علی فلاحیان]، وزیر اطلاعات گفتم فرانسوی بازداشت شده را آزاد کنند و اگر ناصالح است، اخراج شود.

 

سال ۱۳۷۲

در گزارش‌ها از عدم تصمیم اجلاس اوپک برای کاهش تولید و در نتیجه کاهش بیشتر قیمت نفت داشتیم که مایه تأسف است. باران امروز هم ادامه دارد و عصر جماران را مه گرفته بود. همراه عفت و فاطی و فائزه، برای بدرقه میهمانان به اقامتگاه سعدآباد رفتیم. عکس خانوادگی با میهمانان برداشتند و سپس حرکت کردیم.

در راه مذاکرات خوبی داشتیم. از سفر مشهدشان خوشحال بودند، ولی از اینکه نتوانسته بودند در کنار ضریح، فیلم و عکس بگیرند، به گفته آقای غرضی، وزیر همراه‌شان، از اینکه در شلوغی زیارت کرده بودند، دلخور بودند. در فرودگاه مصاحبه‌ای داشتیم و بیانیه مشترک هم دادیم. بعد از سان رفتند. به خاطر بار زیادشان، بیست دقیقه تأخیر پیش آمد تا بارها را در هواپیما قرار دهند. در مسیر، از وضع هوا و شرایط جغرافیایی اندونزی گفت.

دو فصل خشک و بارانی، با تفاوت درجه حرارت در حدود شش درجه و رشد خوب اشجار به خاطر این هوا که تقریباً دو برابر مناطق چهار فصل است؛ مثلاً درختکاری‌های کاج و سرو برای تولید کاغذ، در آنجا هشت‌ساله و در جاهای سرد مثل ایران، شانزده ساله مورد بهره‌برداری است و امکان برداشت سه کاشت در یک سال از مزارع برنج که با اصلاح نژاد، دوره برداشت را به صد و ده روز رسانده‌اند.

عصر در منزل کارها را انجام دادم و کمی به کتابخانه پرداختم. شب آقای [شیخ حسین] هاشمیان آمد و گفت، جناح آنها می‌خواهند در مجلس در جهت سیاست‌های دولت، در مقابل افراطی‌های جناح راست فعال شوند؛ نگران اعمال فشار از طرف وزارت اطلاعات یا دادگاه ویژه و یا شورای نگهبان در مورد انتخابات‌اند. گفتم اگر حرکت صحیح باشد، جای نگرانی از اینها نیست. برای تکمیل فرودگاه رفسنجان و پرواز از رفسنجان به جنوب خلیج فارس استمداد کرد.

 

سال ۱۳۷۳

دیشب بارها با صدای باران و تگرگ و رعد و برق بیدار شدیم. کثرت آب باران، مشکلاتی برای جنوب تهران ایجاد کرد که مأموران شهرداری تا صبح مشکل را رفع کردند.

برای افتتاح نمایشگاه آثار هنری زنان هنرمند، از خانه به محل سازمان میراث فرهنگی رفتیم. عفت و فاطی هم همراه من آمدند. از آثار و کارگاه‌های هنرهای میراث فرهنگی بازدید کردیم و با استادها و هنرمندان مذاکره کردیم. سپس مراسم را در آمفی‌تئاتر اجراکردند. لوح‌تقدیر خانم زینت‌السادات امامی، [نگارگر اصفهانی] را دادم و برایشان صحبت تشویق‌آمیز نمودم.

به دفتر رفتم و کارها را انجام دادم. دکتر [حسن] حبیبی آمد. گزارش سفر به اصفهان را داد و دربارة برنامه و بودجه و مسائل شورای نگهبان مشورت کرد. آقای [فریدون] وردی‌نژاد، [مدیرعامل سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی] آمد. ابتکارات خبرگزاری [ایرنا] و روزنامه ایران را گزارش داد و دربارة فروشگاه‌های زنجیره‌ای توضیح دریافت کرد. عصر اخوی محمد، [قائم مقام وزیر امورخارجه] برای تقویت بودجه وزارت خارجه آمد و خواسته‌های وزیر را مطرح کرد. در جلسه هیأت دولت، تبصره‌های بودجه سال ۱۳۷۴ مطرح بود. ساعت نُه شب به خانه آمدم.

 

سال ۱۳۷۴

برای تقدیم بودجه سال ۱۳۷۵ به مجلس رفتیم. نمایندگان خیلی‏گرم‏تر از دفعه‌های قبل استقبال‏کردند و گرم گرفتند. به نظرم با تدبیر و برنامه هیأت‏رییسه و تحت‏تأثیر انتخابات آینده بود. نطقم، حدود دو ساعت طول کشید[۱]؛آمار و ارقام خسته‏کننده است. تا عصر در دفترم کار کردم.

آقای [جلیل] بشارتی، [رییس دفتر مناطق محروم ریاست‏جمهوری]، برای مسایل مناطق محروم آمد و اجازه گرفت که یک میلیارد تومان به کردستان بدهد؛ تحت‏تأثیر استقبال مردم بود. [آقای محمدرضا رحیمی]، استاندار کردستان، تلفنی‏کلی تشکرکرد و گفت، این سفر مدیران و استان را احیا کرد و گفت، بعد از مراجعت، بعضی از مردم گریه می‌کردند. در جلسه هیأت دولت، مبلغ ده میلیارد تومان برای صندوق بیمه صادرات تصویب کردیم. آقای [علیرضا] افشار، [فرمانده بسیج] آمد و گزارش وضع بسیج را داد.

شب میهمان رهبری بودم. یک رادیوی جیبی جالب به ایشان هدیه دادم؛ خوششان آمد. دو نامه‌ای که اوایل انقلاب، در رابطه با مسایل بنی‌صدر به امام نوشته بودیم، با هم خواندیم؛ یکی را من تنها امضاکرده‌ام و یکی را ما پنج نفر- آقایان بهشتی، باهنر، خامنه‌ای، موسوی‏اردبیلی- و من برایشان بردم؛ نامه‌های تاریخی مهمی است و قابل‏انتشار. دربارة مسایل بیت سیدمحمد شیرازی، [احمد] آذری [قمی]، جامعه مدرسین [حوزه علمیه قم]، گروه پیام دانشجو، انصارحزب‏الله، انتخابات، کاندیداهای جامعه‏روحانیت‏مبارز، سفر ایشان به قم، نیازهای شهر قم و احتمال دیدار آیت‏الله منتظری، مذاکره و تبادل‏نظر شد.

 

سال ۱۳۷۵

صبح برای مراسم فارغ‌التحصیلی، از منزل به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی رفتیم. پس از گزارش دکتر [علیرضا] مرندی، [وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی] و دکتر [سید محمود] طباطبایی، [رئیس دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی] و نماینده ولی‌فقیه و قرائت سوگندنامه‌ها و اعطای جوایز ممتازها، من در پیشرفت‌های بهداشت و پزشکی و مطلوب بودن شاخص و حُسن اجرای بیمه عمومی صحبت کردم

به دفترم رفتم. [آقای علی بخش جهانبخش]، استاندار سیستان و بلوچستان آمد و گزارش وضع را و مشکل عدم اجرای مصوبه بازارهای مرزی و کمبود سوخت و امثال این‌ها را داد. برای رفع مشکلات از وضع طرح‌های زه‌کشی و فاضلاب و چاه نیمه زابل و انتقال آب از زابل به زاهدان استمداد کرد. از پیشرفت طرح پرورش میگو و آماده‌سازی زیرساخت‌های شیلات سؤال کردم.

ظهر عفت در دفترم بود. عصر سلمانی برای اصلاح آمد. شب شورای عالی انقلاب فرهنگی جلسه داشت. عضویت فاطی در شورای اجتماعی بانوان تصویب و طرح آموزش متوسطه با اصلاحاتی تکمیل شد. نامه و پیامی را که برای آقای کهل تهیه‌کرده بودم، جهت مشورت، برای آیت‌الله خامنه‌ای فرستادم؛ با اصلاحات جزئی، تأیید کردند. شب اطلاع دادند که آ میرزا احمد هاشمی، دامادمان، در رفسنجان به رحمت خدا رفته است. تلفنی به همشیره فاطمه تسلیت گفتم. قرار شد در نوق دفن کنند. مدتی است که مریض بوده.