پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : خاطرات مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۶، هر شب منتشر میشود. پیشتر، خاطرات «آیت الله» از سال ۵۸ تا ۷۱ در سرویس تاریخ «انتخاب» منتشر شده بود.
سرویس تاریخ «انتخاب»: متن کامل خاطرات ۷۱ تا ۷۶ (که به صورت اختصاصی در «انتخاب» منتشر میشود) در زیر آمده است
سال ۱۳۷۱
ساعت ده صبح با هليكوپتر به مرقد امام رفتيم. رؤساى سه قوه، همراه آيتالله خامنهاى در مراسم شركت كرديم؛ صحبتهاى رهبرى و شعارهاى فراوان و ... .
با هليكوپتر از همانجا به محل سد لتيان رفتم. تا ظهر تنها بودم. بعد از ظهر حاجيه والده و همشيره فاطمه رسيدند. آقاى [حميد] ميرزاده هم آمد. با هم ناهار خورديم. عصر كمكم فاطى، محسن، مهدى و ياسر آمدند. عفت هم ناهار را در پاويون مرقد با خانواده امام مانده بود و عصر آمد.
ديروز و امروز به طور متناوب رعد و برق و باران داشتيم. اينگونه هوا در اين فصل سال، در سالهاى اخير بى سابقه است. گاهى گفته مىشود كه منطقه در حال تغييرات اساسى جوى اقليمى است. سد لتيان مملو از آب است و هنوز هم رو به بالا است.
آقاى [حسين] موسويان، [سفير ايران در آلمانغربي]، تلفنى گفت آلمانىها منتظر آزادى گروگانهايشان در روز جمعه هستند و مىخواهند وزيرشان را براى تحويل بفرستند، ولى مانعى پيش آمده است؛ خواست كه براى رفع آن كمك كنم. گفتم احتمالاً به زودى قابل رفع نباشد. تلفنى با رهبرى در اين خصوص صحبت كردم؛ به نتيجه نرسيديم. آقاى [مصطفي] پورمحمدى از وزارت اطلاعات هم در همين باره صحبت كرد. آنها هم به صورت دو پهلو حرف مىزنند.
سال ۱۳۷۲
به مرقد امام براى شركت مراسم سالگرد رفتيم. قبل از نمازجمعه همراه با آقايان ناطق[نوري] و [محمد] يزدى در بالكن جايگاه در صحن غربى به احساسات مردم پاسخ داديم؛ پرشور بود. آيتالله خامنهاى هم رسيدند. جريان تلفن سفيرمان در ليبى، در خصوص گله آنها از لغو سفر آقاي [عليمحمد] بشارتى را گفتم. ايشان تغيير نظر داد وقبول كرد كه بهتر است سفر انجام شود. شب از لتيان به دكتر ولايتى گفتم كه سفر انجام شود. نماز جمعه را به امامت رهبرى خوانديم.
به لتيان رفتيم. عفت و فاطى هم بعد از من آمدند. هواى مطبوعى داشتيم. عصر مقدارى پيادهروى كردم و كمى هم به تماشاى بازى واليبال بىهيجان و كمرونق پاسداران نشستم.
سال ۱۳۷۳
بخشى از خاطرات سفر را نوشتم. براى مراسم سالگرد، به مرقد امام رفتيم. عفت هم جداگانه رفت. آیتالله خامنهاى قبل از من رسيده بودند. با سفارش واحد حفاظت، تصميم گرفتيم كه امسال، مثل سالهاى قبل، هنگام سخنرانى آیتالله خامنهاى عمل نشود. سالهاى قبل، رؤساي سه قوه، پشت تريبون سخنرانى مینشستند. محافظان اين اجتماع را مخالف ضوابط حفاظت مىدانند؛ قبول كرديم كه در جاى ديگرى بنشينيم.
محل را ترك كردم و به لتيان آمدم. بعضى از بچهها قبل از من رسيده بودند. نوشتن خاطرات سفر را تكميل كردم. عفت هم به ما ملحق شد؛ ناهار را با خانواده امام، در مرقد مانده بود. تا شب به مطالعه و استراحت و قايق سواري گذشت.
سال ۱۳۷۴
آقاي [محمدحسن] رحيميان و فرزندانش آمدند. اوضاع روحانيت اصفهان و وضع شهريههاي علما را گفت كه آيتالله خامنهاي توسط ايشان، بيش از ديگر مراجع، وجوه شرعي دارد. براي مراسم رحلت امام به مرقد نرفتم؛ سالهاي گذشته ميرفتم، چون ديشب آنجا بودم و ملاحظات امنيتي هم اجتماع سران در چنين نقطهاي را تجويز نميكند. به سد لتيان رفتيم. جمعي از بچهها هم جمع شدند. عصر و شب، باران حسابي باريد. وقت به استراحت و مطالعه گذشت.
سال ۱۳۷۵
از منزل به مرقد امام رفتيم. كمى با حسنآقا [خمینی] و آقاى [محمدرضا] توسلى صحبت كرديم. آقاى ناطق [نوری، رییس مجلس شورای اسلامی] هم آمد؛ به ايشان توصيه كردم كه سعى كنند در مسایل اعتبارنامههای نمايندگان در مجلس، خطى برخورد نكنند و سريعاً اين دوره موقت را پشت سر بگذارند. در مسير محل تريبون با حضار مواجه شدم. جمعيت زيادى آمده بودند؛ بيشتر از سالهاى قبل. احساسات گرمى ابراز كردند. آنجا را به سوى سد لتيان ترك كردم.
محسن هم با من بود. تا عصر فاطى و فائزه و مهدى و بچههايشان و جمعى ديگر از بستگان رسيدند. تا شب به مطالعه و قدم زنى گذشت و مقدارى هم دربارة مجلس و انتخابات و كارهاى بيمنطق گروه انصار حزبالله صحبت شد. در اين گونه بحثها، عفت كه از افراطيون حزبالله عصبانى است، انتظار دارد رهبرى آنها را كنترل كنند؛ عصبانى و ناراحت مىشود.
شب دكتر ولايتى اطلاع داد كه دولت بحرين به سفير ما اطلاع داده، به خاطر حمايت ايران از نيروهاى مخالف دولت، سطح روابط را از سفارت به كاردارى تنزل داده است. گفتم چند روز پيش اين اخطار را كرده بودند و خواسته بودند، صداى [جمهوری اسلامی] ايران، برنامههايش را اصلاح كند، چرا اقدام نكردهايد؟
سال ۱۳۷۶
براى استفاده از سه روز تعطيلى، ساعت ده صبح با اتومبيل عازم رامسر شديم. عفت، براى مراسم سالگرد به مرقد امام رفت و بعداً به ما ملحق شد. بچهها هم با اتوبوس آمدند. مهدى براى كارهاى نفت به پاريس و محسن نيز به خارج رفته است.
در مسير، از شهرك تحقيقاتى كاوش، عبورى بازديد كردم؛ در حال ساخت است. در دو پمپبنزين، براى زدن بنزين توقف كرديم. مردم من را شناختند و خيلىگرم ابراز محبت كردند. يك نفر جلو آمد و گفت در آمريكا زندگى مىكند و امروز كه به ايران آمده، فوقالعاده تحت تأثيركارهاى عمرانى من است.
براى نماز و براى ناهار در كنار رودخانه شاهرود [از شاخههای سفیدرود]، در نزديكى لوشان توقف كرديم. پيشروها غذا تهيه كرده بودند. ماشينهاى عبورى را شمرديم؛ در هر دقيقه، حدود 20 ماشين به طرف رشت و حدود هفت اتومبيل از شمال به سوى مركز مىرفت. جادهها و هوا و مزارع، مسير بسيار زيبا و تماشایى است.
ساعت پنج بعد از ظهر، وارد استراحتگاه رامسر شديم. امروز باران خوبى باريده است. تا شب به قدمزدن و استراحت و مطالعه نتايج مطالعات جهادسازندگی، دربارة طرح آبراه خزر - خليج فارس گذشت. بچهها تأخير داشتند. كمى ناراحت بوديم. معلوم شد ماشينشان خراب شده است. در گزارشها، پيروزى جناح چپ در فرانسه قابلتوجه است؛ به خصوص با توجه پيروزى حزب كارگر در انگليس.