صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

دوشنبه - ۲۱ مهر ۱۴۰۴
کد خبر: ۶۲۶۶۵۷
تاریخ انتشار: ۰۳ : ۰۰ - ۱۷ تير ۱۴۰۰
مظفرالدوله از سیستان آمده بود با امیر شاهنوازخان افغان، پسر سلطان احمدخان مرحوم به حضور رسیدند. مظفرالدوله با یک پسر گنده‌ی خودش و یک پسر کردی، از کمال‌خان بلوچ آمده بود. شاهنوازخان خودش و عبدالله برادرش که بسیار جوان خوشگلی بود، به سن بیست سال می‌شد. با چند نفر افغان علی‌کزایی و پوپل‌زایی و خرزایی [و] گربه‌زایی، که همه پابرهنه و برای خالی کردن کیسه‌های بی‌پیر آمده‌اند تشریف آوردند. خبر رسیده است سردار محمدیعقوب‌خان، حاکم هرات با هزار نفر افغان می‌آیند، پناه بر خدا از آن‌ها.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

سرویس تاریخ «انتخاب»؛  دیروز کیفیت فوج زرند را نوشتم که به بست رفته بودند. بعد از ماموریت فوج و وزرا، شب را الی صبح در گفت‌وگو بودند، صبح درهای صحن را بستند که سربازها را بگیرند، همه آمدند ورقه‌ی اطاعت کردند، در میان‌شان سربازی از فوج ۶ تبریزی که پارسال فوج ۶ را این‌جا محرک بوده است و این سرباز چراغ‌علی نام دارد، حالا هم این‌ها را محرک شده بود و از جانب آن‌ها، او حرف می‌زد گرفته به حبس حضرت داده بودند.

خلاصه، امروز آخر کتابچه‌ی خراسان را دبیر، میرزا نصرالله، حاجی محمدرضا، ایشیک‌آقاسی‌باشی و غیره آوردند، ملاحظه و تمام شد و مشغول کارهای دیگر هم بودم. مظفرالدوله [میرزا ابراهیم‌خان خمسه‌ای] از سیستان آمده بود با امیر شاهنوازخان افغان، پسر سلطان احمدخان مرحوم به حضور رسیدند. مظفرالدوله با یک پسر گنده‌ی خودش و یک پسر کردی، از کمال‌خان بلوچ آمده بود. شاهنوازخان خودش و عبدالله برادرش که بسیار جوان خوشگلی بود، به سن بیست سال می‌شد. با چند نفر افغان علی‌کزایی و پوپل‌زایی و خرزایی [و] گربه‌زایی، که همه پابرهنه و برای خالی کردن کیسه‌های بی‌پیر آمده‌اند تشریف آوردند.

خبر رسیده است سردار محمدیعقوب‌خان، حاکم هرات با هزار نفر افغان می‌آیند، پناه بر خدا از آن‌ها.

خلاصه، قرار شد پس‌فردا ان‌شاءالله برویم سه چهارشنبه به ییلاق شاندیز. هوای شهر خوب است، شب‌ها که بسیار سرد است مثل شهرستانک. این ییلاق برای گردش و عوض کردن آب و هواست. امروز زیارت هم نرفتم. امیرزاده – تلخ خاله – که در گون‌آباد قاین چند سال است شوهر کرده است و می‌نشیند، چند روز است آمده است. قالی و زعفرانی آورده بود اما عوض هم دارد. عجب هیولا و ترکیبی و رویتی به هم زده است؛ پیر، سیاه، دندان افتاده، رو چین‌چین، چیز غریبی.

امروز حرم که رفته بود زیارت، عایشه، تاج‌الدوله، هما خانم، شیرازی کوچکه نرفته بودند. عایشه دو روز است نمی‌رود، اما شیرازی کوچکه بی‌جهت امروز نرفته بود. چون عایشه نمی‌رفت، او هم مانده بود. شب را گلین خانم بله شد. امروز صبح حمام سرتن‌شوری رفتم. موهای پایم را ملک‌محمد و قربان‌علی قیچی کردند. آقا فرج باز ناخوش است.

 

منبع: روزنامه خاطرات ناصرالدین‌شاه، از ربیع‌الاول ۱۲۸۳ تا جمادی‌الثانی ۱۲۸۴ به انضمام سفرنامه اول خراسان، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ دوم، ۱۳۹۷، صص ۲۵۷ و ۲۵۸.