پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
اعتراضات مردمی و درگیری با نیروهای انتظامی تا روز ۲۹ بهمن ۵۶، چهلم شهدای قم ادامه داشت. در آن روز در سراسر کشور مردم در مراسم چهلم شهدای قم به تظاهرات وسیعتری روی آوردند. در تبریز این تظاهرات خونینتر از هر شهر دیگر بود. نیروهای مسلح رژیم از پادگانهای شهر و حتی شهر مراغه مامور خواباندن شورش مردم شدند. کشتار مردم بسیار وسیع بود، به طوری که رژیم ناچار به تعویض فرمانداران و استانداران و فرماندهان نظامی گردید. در تبریز مردم علاوه بر شرکت در اجتماع عظیم مردمی و استماع سخنرانی و صدور قطعنامه، به مشروبفروشیها و قمارخانهها نیز حمله کردند. [...]
اعتراض به کشتار مردم تبریز و شهرستانهای دیگر سراسر کشور را فرا گرفت، مرکز حزب رستاخیز در چند شهر هدف تظاهرکنندگان قرار گرفت و ویران یا به آتش کشیده شد. در آلمان به دعوت اتحادیهی انجمنهای اسلامی تظاهراتی در شهر بن ترتیب داده شد. در این تظاهرات که تعداد زیادی از هواداران شاخهای از کنفدراسیون نیز شرکت داشتند حدود ۲۰ تن از دانشجویان آلمانی هنگامی که صف راهپیمایان از مقابل دفتر مقر خبرگزاری پارس عبور میکرد از صف خارج شده و وارد ساختمان شدند. ازدحام تظاهرکنندگان در مقابل دفتر خبرگزاری مانع از آن میشد که پلیس از اوضاع داخل ساختمان اطلاع حاصل کند. دوستان آلمانی بلافاصله در مدتی کوتاه وسایل موجود در آن دفتر را بر هم زده و به تخریب کامل اتاقهای دفتر و شکستن وسایل ارتباطی موجود پرداخته و تحت حفاظت دانشجویان از ساختمان خارج شدند. در مسیر راه بود که پلیس از یورش دانشجویان مطلع گردیده و با مراجعه به مسئولان تظاهرات قصد توقیف آنان و توقف تظاهرات را داشت، که در پاسخ به اظهار بیاطلاعی ماها مواجه شد. وانگهی اعضای دفتر خبرگزاری گفته بودند که شورشگران آلمانی بودهاند گرچه تحقیقات پلیس تا چند هفته ادامه داشت ولی آسیبی و یا تعرضی به ایرانیان شرکتکننده وارد نیامد.
فریدون سحابی از ایران اطلاع داد که اگر امام پیامی برای ارتشیان بفرستند و آنان را از قید قسم به قرآن که برای حفظ سلطنت به هنگام اخذ سردوشی ادا میکنند آزاد سازند در روحیهی نظامیان موثر خواهد بود. من مطلب را تلفنی به احمد آقا در نجف اطلاع دادم و امام نیز در پی یک استفتا پاسخ دادند که چنین قسمی جنبهی تعهد شرعی نداشته و عمل به خلاف آن در شرایط موجود واجب است.
بعد از کشتار وحشیانهی مردم تبریز، تظاهرات در شهرهای دیگر ابعاد بیسابقهای گرفت. دولت بر آن شد تا به عنوان دلجویی از مردم تبریز و برگزاری چند اجتماع فرمایشی از وخامت اوضاع بکاهد. جمشید آموزگار خود به تبریز رفت و در اجتماعی کوچک (کمتر از پانصد نفر) که از کارمندان دولت و اعضای حزب رستاخیز شکل گرفته بود اعلام داشت تحقیقات انجامشده نشان میدهد که هیچکدام از آذربایجانیهای غیور و وطنپرست در تظاهرات چند هفته قبل شرکت نداشتند. شاه هم قبلا در عکسالعمل به قیام مردم تبریز، آن را بخشی از تحریکات «مارکسیستهای اسلامی» اعلام کرده بود.
ادامه دارد...
منبع: صادق طباطبایی، «خاطرات سیاسی اجتماعی (۱)؛ جنبش دانشجویی ایران»، تهران: موسسه چاپ و نشر عروج، چاپ سوم، ۱۳۹۳، صص ۳۰۲-۳۰۳.