پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
چیزی که برایم بسیار جالب آمد این بود که بسیاری از کارهای صدام فیالبداهه بوده است. این بر خلاف تصور تحلیلگران واشنگتن دربارهي رژیم صدام بود. اغلب در عراق، بحث چندانی دربارهي سود و زیان یک اقدام خاص، یا جمعآوری اطلاعات و تحلیل، یا بحثهای پشت درهای بسته شورای عالی صورت نمیگرفت. وقتی سرانجام قضایا شکل بدی پیدا میکرد، هیچ برنامهای برای رفع و رجوع خرابکاریها وجود نداشت. با نگاه به گذشته، احتمالا میبایست ارزیابی بهتری از توانایی صدام برای کارهای فیالبداهه صورت میدادیم. سرانجام، در جریان جنگ خلیج[فارس] متوجه شدیم که او هر شب در منزلی متفاوت به سر میبرد – معمولا خانههایی که صاحبان آن شهروندان معمولی بودند. صدام ناگهانی خودش را آفتابی میکرد و از صاحبخانه میپرسید که مشکلی نیست شب را در آنجا به سر ببرد؟
وقتی از صدام پرسیدیم، چرا قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل – پس از حمله به کویت – را اجرا نمیکرد، در پاسخ گفت: «کجا عراق با قطعنامههای سازمان ملل همراهی نکرده است؟ تنها قطعنامهای که ما فورا با آن موافقت نکردیم، قطعنامهی ۶۶۱ بود [که تحریمهایی علیه عراق وضع کرد] ما با بقیه موافقت کردیم. ولی عراق هیچ تصوری در این زمینه نداشت که این قطعنامهها چطور باید اجرایی شوند. چقدر قطعنامه دربارهي اسرائیل صادر شده است؟ چه تعداد از آنها را اجرا کردهاند؟ با این حال، هیچ جنگی هم علیه این کشور به راه نیفتاد. کدام کشور بوده که قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل را اجرا نکرده ولی بعد مورد حمله قرار گرفته است؟ از نظر من فقط یک کشور بوده است – عراق. بنابراین آمریکاییها باید بروند دنبال این قضیه که چرا آمریکا به عراق حمله کرد. عراق کشوری تروریست نیست، هیچ ارتباطی با بنلادن نداشته، هیچ سلاح کشتارجمعی هم نداشته... و تهدیدی نیز برای همسایگانش نبوده است. ولی رئیسجمهوری آمریکا [جرج واکر بوش] گفته که عراق میخواسته پدر او را ترور کند [جرج هربرت واکر بوش]، و «دنبال سلاح کشتارجمعی» بوده است.» (این فقط بوش نبود که فکر میکرد عراق به دنبال کشتن پدرش است. رئیسجمهور کلینتون پس از دریافت گزارشهایی «قانعکننده» دال بر وجود توطئهای برای کشتن رئیسجمهوری پیشین آمریکا، ۲۳ موشک کروز به دفاتر سرویس اطلاعاتی عراق شلیک کرد). صدام هرگونه توطئه را برای کشتن بوش پدر – پس از اینکه در انتخابات سال ۱۹۹۲ بازنده شد و اوایل سال ۱۹۹۳ به کویت سفر کرد – از اساس منکر شد. پس از آنکه بوش کاخ سفید را ترک کرد، صدام گفت که دیگر به او به چشم دشمن نمینگرد. صدام هرگز متوجه نبود که توطئهی ادعایی تنها یکی از دلایل مقدماتی بود که جرج واکر بوش میخواست با استفاده از آن، او را از قدرت ساقط کند.
وقتی از صدام پرسیده شد که آمریکا چطور دربارهی سلاحهای کشتارجمعی به راه خطا رفت، شروع به فلسفهپردازی کرد: «روح شنیداری و فهم قضیه وجود نداشت... خودم را از این قصور مبرا نمیدانم.» این یکی از معدود اعترافهای صدام بود دال بر اینکه میتوانست کار بیشتری انجام دهد تا تصویری روشنتر از مقاصد عراق در ارتباط با سلاحهای کشتارجمعی ارائه کند.
او گفت که کار تیمهای بازرسی را با جزئیات دنبال نمیکرده است ولی طارق عزیز را مامور پیگیری این مسائل کرد در سال ۱۹۹۱ همانطور که قطعنامهی ۶۸۷ شورای امنیت سازمان ملل درخواست کرده بود، عراق گفت که به صورت یکجانبه سلاحهای شیمیاییاش را منهدم کرده است. حتی با وجود اینکه حکومت عراق دستور همکاری با سازمان ملل را داده بود، مقامهای محلی عادت به دخالت بیرونیها نداشتند و حاضر نبودند پروندههاشان را به بازرسان سازمان ملل نشان بدهند. صدام گفت: «در جریان جنگ، پروندهها برای در امان ماندن از حملات هوایی و نظایر آن جابهجا میشوند. بنابراین تمام پروندههای دولتی در همهي سطوح جابهجا شده بودند. همهی این اقدامها به عنوان پنهانکاری با اهداف شوم مورد تعبیر و تفسیر قرار گرفت.» صدام گفت که رولف اکیوس، دیپلمات سوئدی که مسئولیت گروهی از کارشناسان سازمان ملل را برای خلعسلاح عراق پس از جنگ خلیج[فارس] بر عهده داشت، «در سال ۱۹۹۵ گزارش داد که ۹۵ درصد سلاحهای عراق منهدم شدهاند. لذا از سال ۱۹۹۵ تاکنون، پنج درصد باقیمانده پیدا نشده و با وجودی که ارتش آمریکا اینجاست هنوز هم پیدا نشده است.»
ادامه دارد...
منبع: جان نیکسون، «بازجویی از صدام؛ تخلیه اطلاعاتی رئیسجمهور»، تهران: ترجمهی هوشنگ جیرانی، کتاب پارسه، چاپ شانزدهم، ۱۴۰۰، صص ۱۴۴-۱۴۶.