صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

چهارشنبه - ۰۵ شهريور ۱۴۰۴
کد خبر: ۶۷۰۳۳۳
تاریخ انتشار: ۵۰ : ۲۳ - ۱۸ فروردين ۱۴۰۱
از او پرسیدم که آیا کیش شخصیتی که او را در بر گرفته بود تاثیر منفی بر توانایی‌اش در اداره‌ی امور نگذاشت؟ صدام پاسخ داد: «من به آن‌ها نگفتم که عکسم را همه‌جا نصب کنند... عراق پیش از صدام حسین مهم بود، و پیش از پدر صدام حسین، و پیش از پدربزرگ صدام حسین. این عراق بود که به بشریت یاد داد چطور بنویسند، هنر، نقاشی و صنعت را به جهانیان ارائه کرد... حالا چطور صدام حسین می‌توانست مهم‌تر از عراق باشد؟»
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

خشونت‌های فرقه‌ای در عراق پس از سقوط صدام حسین به شکلی حاد رو به افزایش گذاشت. در واقع، فرقه‌گرایی عراقی به صورت الگویی برای منطقه درآمد. در دوران رژیم صدام، او مرتبا به خود می‌بالید که هیچ نوع فرقه‌گرایی وجود ندارد: «آیا می‌دانی صدام حسین سنی است یا شیعه؟ آن‌ها در پیشگاه قانون برابرند. دبیرکل [حزب بعث] در سال ۱۹۵۹، یک شیعه‌‌ی اهل ناصریه بود. من سال‌ها بعد این موضوع را فهمیدم و گفتم که از این مسئله خبر نداشتم. دبیرکل حزب در ۱۹۶۰-۶۱ یک شیعه‌ی کرد به نام عبدالکریم الشیخلی بود. شما درباره‌ی پیدایش اجساد حرف زدید. به این عنوان که سنی یا شیعه بودند درباره‌ی آن‌ها قضاوت نشد. آن‌ها کسانی بودند که مقابل قانون ایستادند.»

صدام به شیوه‌ی رهبری‌اش بر حزب بعث افتخار می‌کرد: «این بخشی از ملتم است. حزب خواستار عدالت اجتماعی، وحدت عربی، آزادی و دموکراسی است؛ بنابراین به عنوان یک جوان دریافتم که این اهداف ارزش مبارزه دارند. همه‌ی خویشاوندانم عضو حزب بودند، به جز دایی‌ام خیرالله، چون خیلی پیر بود.» وقتی پرسیدم آیا در رأس حزب اصلا احساس تنهایی می‌کرده است، صدام پاسخ داد: «من یک فرمانده‌ام ولی از خط مقدم بازدید کرده و با سربازان غذا خوردم. به خط مقدم رفتم، بنابراین هیچ‌وقت احساس تنهایی نکردم.» صدام گفت که هرگز پیش‌بینی نمی‌کرد که مدتی طولانی بر عراق حکومت کند: «فکر می‌کردم که بعد از موفقیت انقلاب ۱۹۶۸ می‌توانم روز ۳۰ ژوئیه‌ بعد از این‌که حزب کنترل اوضاع را به دست گرفت، از رهبری استعفا کنم و بروم.» شورای فرماندهی انقلاب قویا با این امر مخالفت کرد. او گفت: «[گفتند] تو انقلاب کرده ای، در این موقعیت می‌خواهی ما را رها کنی؟ در سال ۱۹۷۴ دوباره خواستم کناره‌گیری کنم ولی تقاضایم رد شد... کناره‌گیری کردن یعنی دست کشیدن از اصول، دست کشیدن از مردم، و از آن پس تلاش برای کناره‌گیری را کنار گذاشتم.»

از او پرسیدم که آیا کیش شخصیتی که او را در بر گرفته بود تاثیر منفی بر توانایی‌اش در اداره‌ی امور نگذاشت؟ صدام پاسخ داد: «من به آن‌ها نگفتم که عکسم را همه‌جا نصب کنند... عراق پیش از صدام حسین مهم بود، و پیش از پدر صدام حسین، و پیش از پدربزرگ صدام حسین. این عراق بود که به بشریت یاد داد چطور بنویسند، هنر، نقاشی و صنعت را به جهانیان ارائه کرد... حالا چطور صدام حسین می‌توانست مهم‌تر از عراق باشد؟»

ادامه دارد...

 

منبع: جان نیکسون، «بازجویی از صدام؛ تخلیه اطلاعاتی رئیس‌جمهور»، تهران: ترجمه‌ی هوشنگ جیرانی، کتاب پارسه، چاپ شانزدهم، ۱۴۰۰، صص ۱۶۳-۱۶۴.