پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
سرویس تاریخ «انتخاب»؛ با این وضع امام تصمیم نهایی خود را میگیرد: مهاجرت از عراق! به کجا؟ سوریه؟ لبنان؟ کشورهای اسلامی؟ کدامیک؟
فعلا باید از عراق خارج شد. قبل از اجرای تصمیم امام حجتالاسلام محتشمی را به سوریه و لبنان میفرستد تا اوضاع لبنان و سوریه را بررسی کرده و با یاسر عرفات دیداری داشته باشد. ماموریت آقای محتشمی به پایان نرسیده، امام تصمیم میگیرند به کویت سفر کنند و دو – سه روزی در آنجا اقامت کرده و عازم مقصد بعدی شوند.
از این رو دعوتنامهای توسط دوستانشان در کویت به نامهای سید روحالله و سید احمد مصطفوی صادر میگردد و فرزندان آیتالله مهری سید احمد و سید محمدرضا دعوتنامهها را به نجف برده، وسایل حرکت امام را فراهم میسازند.
سید احمد عصر روز یکشنبه ۹ مهرماه تعدادی از شاگردان و یاران امام را که در هستهی مرکزی روحانیت مبارز خارج از کشور متشکل بودند گرد آورده و پیام امام را خطاب به آنان چنین میخواند:
حضرت امام به همهی شما سلام رساندند و فرمودند:
«من در این مدت که در عراق و در نجف اشرف بودهام با همراهی شما کارهای زیادی انجام دادهام و شما نیز با من همکاری کردهاید. من تاکنون چیزی از شما مخفی نکردهام و لذا این تصمیم اخیر را هم از شما پنهان نمیکنم، ولی راضی نیستم خبر این موضوع را حتی به نزدیکترین افراد خود بدهید، حتی به همسر و فرزندانتان بگویید. موضوع این است که من از نجف میروم. تصمیم گرفتهام به کویت بروم و از آنجا به یک کشور اسلامی دیگر سفر خواهم کرد. ترتیب حرکت مسافرت را هم خودتا بدهید.»
صبح روز دوشنبه ۱۰ مهرماه ۱۳۵۷ آقای سید احمد مهری دعوتنامههای ذکرشده را از ادارهی گذرنامهی کویت میگیرد. در شناسنامههای امام و سید احمد کلمهی «خمینی» قید نشده بود.
بر خلاف نجف که خبر هجرت امام در نهایت مخفیکاری صورت میگیرد و سفر ایشان طراحی میشود؛ در کویت حجتالاسلام شیخ محمد منتظری با بسیج دوستان، تدارک استقبال از امام را میبیند؛ و حتی با عدهی زیادی از دوستان و علاقهمندان و مشتاقان امام به فرودگاه میروند تا استقبالی باشکوه از امام به عمل آید. به نظر من همین عمل مقامات کویتی را متوجه میکند که مسافران نجف، امام و همراهان ایشان هستند و با تماسی که با مقامات وزارت کشور و سران حکومت میگیرند و نیز ارتباطی که بین آنان و مقامات دولت ایران برقرار بوده، نظر مخالف دولت ایران را مبنی بر ورود امام به کویت دریافت میکنند و لذا مانع ورود ایشان میشوند.
ادامه دارد...
منبع: صادق طباطبایی، «خاطرات سیاسی اجتماعی (۳)؛ شکلگیری انقلاب اسلامی ایران»، تهران: موسسه چاپ و نشر عروج، چاپ سوم، ۱۳۹۲، صص ۱۸-۲۰.