صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

پنجشنبه - ۲۰ شهريور ۱۴۰۴
کد خبر: ۷۷۱۳۵۱
تاریخ انتشار: ۰۰ : ۱۵ - ۰۴ فروردين ۱۴۰۳
خاطرات نخستین وزیرمختار انگلیس در ایران؛ شماره نه؛
سر هارفورد هنگام ورودش به شیراز، پالتویی از شال کشمیر بر تن داشت که جمعیت حاضر را از مقام و مرتبه والای او مطمئن ساخت و تحت تأثیر قرار داد. بعداً به من گفته شد که دلیل واقعی اعلام ممنوعیت استفاده عمومی از شال کشمیر از طرف شاه ایران به خاطر واقعه‌ای است که مدتی قبل رخ داده است. تاجری از کشمیر آمده و با خود محموله‌ای از زیباترین و ظریف‌ترین شال‌های کشمیر آورده بود که بهای بسیار زیادی برایشان مطالبه می‌کرد. آن شال‌ها را به پادشاه عرضه کردند و او از میان آن‌ها سه یا چهار شال برای استفاده شخصی خودش انتخاب کرد که آن تاجر قیمتی معادل سه هزار دلار برای هر کدامشان پیشنهاد کرد. شاه حاضر نشد شال‌ها را به این قیمت بخرد. اما بعضی زن‌هایش که از زیبایی فوق‌العاده شال‌ها خبردار شده بودند، در فرصتی مناسب و وقتی شاه سرحال و خوش اخلاق بود راضیاش کردند که شال‌ها را بخرد.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

سرویس تاریخ «انتخاب»: سر هارفورد جونز بریجز (۱۱۴۲-۱۲۲۵) دیپلمات و نویسنده اهل انگلستان بود. او نخستین وزیرمختار دولت بریتانیا در ایران بود. هارفورد جونز در جوانی به کمپانی هند شرقی پیوست و در جایگاه نمایندهٔ این شرکت میان سال‌های ۱۱۶۱-۱۱۷۲ در بصره خدمت کرد. همچنین از ۱۱۷۶-۱۱۸۴ را در بغداد سپری کرد. او که چیرگی بسیاری در زبان‌های شرقی یافته بود با پشتیبانی رابرت داندس در سمت نمایندهٔ فوق‌العادهٔ بریتانیا به ایران در دوره فتحعلیشاه فرستاده‌شد. وی در ۱۸۳۳ کتابی را به نام دودمان قاجار که ترجمه‌ای از کتابی دست‌نویس ایرانی بود را به چاپ‌رساند. در ۱۸۳۸ نیز جزوه‌ای را دربارهٔ علایق انگلستان در ایران منتشر کرد.

 

در اینجا باز هم به یادداشت‌های دوستم رجوع می‌کنم که نوشت شاه ایران اخیراً استفاده از شال‌های کشمیر را ممنوع اعلام کرده است یا به عبارت بهتر فقط شاهزادگان درجه اول و معدودی از بزرگان برگزیده، حق استفاده از آن را دارند. گفته می‌شود این فرمان پادشاه به خاطر حمایت و توسعه صنعت شال بافی کرمان صادر شده که شال‌هایی بسیار ظریف می‌بافند که تقریباً می‌تواند با شال کشمیر رقابت کند.

سر هارفورد هنگام ورودش به شیراز، پالتویی از شال کشمیر بر تن داشت که جمعیت حاضر را از مقام و مرتبه والای او مطمئن ساخت و تحت تأثیر قرار داد. بعداً به من گفته شد که دلیل واقعی اعلام ممنوعیت استفاده عمومی از شال کشمیر از طرف شاه ایران به خاطر واقعه‌ای است که مدتی قبل رخ داده است. تاجری از کشمیر آمده و با خود محموله‌ای از زیباترین و ظریف‌ترین شال‌های کشمیر آورده بود که بهای بسیار زیادی برایشان مطالبه می‌کرد. آن شال‌ها را به پادشاه عرضه کردند و او از میان آن‌ها سه یا چهار شال برای استفاده شخصی خودش انتخاب کرد که آن تاجر قیمتی معادل سه هزار دلار برای هر کدامشان پیشنهاد کرد. شاه حاضر نشد شال‌ها را به این قیمت بخرد. اما بعضی زن‌هایش که از زیبایی فوق‌العاده شال‌ها خبردار شده بودند، در فرصتی مناسب و وقتی شاه سرحال و خوش اخلاق بود راضیاش کردند که شال‌ها را بخرد.

بنابراین روز بعد تاجر را احضار کردند و دستور دادند شال‌هایی را که اعلاحضرت انتخاب کرده است، همراه خود بیاورد و ضمنا به او گفتند که قیمت مورد مطالبه‌اش را خواهد گرفت تاجر بیچاره به دربار رفت ولی مجبور شد با ترس ولرز به اطلاع شاه برساند که شال‌های مورد نظر او فروش رفته‌اند. شاه با عصبانیت فریاد زد: چطور ممکن است شال‌هایی که قیمتشان به نظر من زیاد بود به فروش رفته باشد!

حرف بزن و بگو ببینم به چه کسی آن‌ها را فروخته‌ای؟ تاجر بدبخت در جواب گفت: عفو بفرمایید قبله عالم آن‌ها را به یک قاطرچی فروختم. شاه انگار صاعقه خورده باشد، خشکش زد و سپس آن قاطرچی را احضار کرد و به او گفت: چطور است که تو می‌توانی کالایی را بخری که من آن را برای یک پادشاه هم گران می‌دانم؟ چه استفاد‌های از چنان شال‌هایی می‌توانی بکنی؟ برو و فوراً آن‌ها را برای من بیاور قاطرچی جواب داد عفو بفرمایید قبله عالم آن شال‌ها دیگر در دست من نیست واگذار شده و مورد مصرف قرار گرفته است «شاه گفت چطور؟ چطور؟ آن‌ها را به چه کسی داده‌ای؟ قاطرچی: گفت عفو بفرمایید قبله عالم من آن‌ها را به زنم دادم و او هم آن‌ها را بریده تا برای خودش شلوار بدوزد شاه: گفت بسیار خوب من گاه می‌شنوم که رعایایم از سنگینی مالیات‌ها و هدایایی که وظیفه دارند در مواقع معین بدهند شکایت می‌کنند اما این طور که پیداست آن‌ها زیاد تحت فشار قرار ندارند چون یک قاطرچی می‌تواند چیزی را برای زنش بخرد که من به خاطر قیمت، زیادش حاضر نشدم برای زن خودم بخرم.

من این داستان را بیشتر به این دلیل نقل کردم که به خواننده بگویم در، ایران حتی افراد طبقه پایین و فقیر به ندرت قطع‌های جواهر یا شی ء گرانبهای دیگری را که هر طور شده بتوانند بخرند از زن‌هایشان دریغ نمی‌کنند و من از اشخاص مطمئن شنیده‌ام که همسران تاجران، ثروتمند لباس‌های گرانبهایی همچون لباس زنان پادشاه می‌. پوشند در ترکیه هم همین طور است و خواننده برای آگاهی از این موضوع می‌تواند به کتاب هیجان‌انگیز و آموزنده بانو مری ورتلی مانتگیو رجوع کند.

در اروپا به خاطر اطلاعات به ناگزیر ناچیزمان در این موضوع و نیز غلط بودن همین اطلاعات اندک این تصور باطل در ما ایجاد شده است که بانوان آسیایی بسیار بدبخت و ستمدیده و شدیداً مورد بدرفتاری و آزارند اما از همین اندک اطلاعاتی که درین باره کسب کرده، ام کاملاً متقاعد و مطمئن شده‌ام که بیشتر آن‌ها از موقعیتی بهتر و جایگاهی والاتر از آنچه عموماً در اروپا تصور می‌شود برخوردارند.