صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

سه‌شنبه - ۰۷ بهمن ۱۴۰۴
کد خبر: ۹۰۴۲۰۲
تاریخ انتشار: ۴۴ : ۱۸ - ۱۸ دی ۱۴۰۴
ما همیشه فکر می‌کردیم پایان دنیا با برخورد یک شهاب‌سنگ یا یک جنگ هسته‌ای رقم می‌خورد، ولی انگار قرار است در سکوت و پشت مانیتورها، به دستِ کدهایی که خودمان نوشته‌ایم، بازنشسته شویم.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

ما همیشه فکر می‌کردیم پایان دنیا با برخورد یک شهاب‌سنگ یا یک جنگ هسته‌ای رقم می‌خورد، ولی انگار قرار است در سکوت و پشت مانیتورها، به دستِ کدهایی که خودمان نوشته‌ایم، بازنشسته شویم. هوش مصنوعی دیگر یک «ابزار» نیست؛ یک «گونه‌ی جدید» است که ما با دست خودمان به زنجیره‌ی تکامل اضافه کردیم. ولی سوال اینجاست: این فرزندِ ناخلف، قرار است عصای دستمان باشد یا طنابِ دارمان؟

۱. سلاخیِ مشاغل: وقتی غرورِ انسان می‌شکند

دورانِ «درس بخوان تا کاره‌ای شوی» به پایان رسیده است. هوش مصنوعی برخلاف ماشین‌آلات صنعتی که فقط بازوان کارگر را نشانه رفته بودند، حالا مستقیماً به «مغز» ما شلیک می‌کند. فردا روزی است که یک وکیل، جایش را به یک اپلیکیشنِ چند دلاری می‌دهد و راننده‌ای که سی سال جاده‌ها را گز کرده، باید تماشاچیِ کامیونی باشد که بدونِ راننده، بارش را به مقصد می‌رساند. این فقط بیکاری نیست، این فروپاشیِ غرورِ انسانی است. ما با طبقه‌ای جدید روبرو هستیم، «طبقه‌ی بی‌مصرف‌ها». آدم‌هایی که نه به دلیل تنبلی، بلکه به دلیل «انسان بودن» از چرخه‌ی تولید حذف می‌شوند.

۲. شکافِ خونین: سیلیکون‌ولی در برابر خاورمیانه

ما در خاورمیانه، درست وسط یک شکاف تاریخی ایستاده‌ایم؛ جایی که نه راهِ پس داریم و نه پایِ دویدن. در حالی که غول‌های تکنولوژی با کدهایشان دارند مرزهای بیولوژی را جابه‌جا می‌کنند، ما اینجا هنوز درگیرِ ابتدایی‌ترین جنگ‌های هویتی و بقایِ روزمره‌ایم. فاجعه اینجاست که هوش مصنوعی برای ما، نه یک «فرصت»، بلکه یک «قاضیِ بی‌رحم» خواهد بود. اگر دنیا به سمت دگرگونی برود، ما نخستین کسانی هستیم که از قطار پیاده می‌شویم؛ چون تماشاچیِ صرف بوده‌ایم. ما مصرف‌کننده‌ی الگوریتم‌هایی هستیم که هیچ درکی از فرهنگ، بغض‌ها و آرزوهای ما ندارند. در دنیای فردا، کسی که مالکِ داده (Data) نیست، عملاً «نامرئی» است. تلخ است، ولی واقعیت این است: پیشرفته‌ها شاید با هوش مصنوعی به جاودانگی برسند، اما برای ما، این تکنولوژی می‌تواند دیوارهایی بلندتر و فقری مدرن‌تر بسازد. ما در خطرِ این هستیم که به «مستعمره‌ی دیجیتال» تبدیل شویم.

۳. انقراض؛ فیزیکی یا هویتی؟

بعید است روبات‌ها تفنگ به دست بگیرند و ما را شکار کنند؛ آن‌ها باهوش‌تر از این حرف‌ها هستند. آن‌ها فقط ما را «غیرضروری» می‌کنند. انقراضِ واقعی زمانی است که تمام تصمیمات بزرگ زندگی‌مان را بسپاریم به الگوریتم‌ها. راستی، اگر قرار باشد تمدن بشری سقوط کند، این فروپاشی از قلبِ نیویورک یا لندن شروع نمی‌شود؛ بلکه از حلقه‌های ضعیف‌تر شروع می‌شود؛ از جوامعی که زیرساخت ندارند و در برابر فقرِ ناشی از اتوماسیون بی‌دفاع هستند. پیشرفته‌ها شاید آخرین بازماندگان باشند، ولی در نهایت، آن‌ها هم در دنیایی که دیگر «معنای انسانی» ندارد، غرق خواهند شد.

۴. کلام آخر: آینه‌ی سیاه

راستش را بخواهید، شاید اصلاً انقراضی در کار نباشد. شاید فقط داریم از شدت ترس، کابوس می‌بینیم. ولی چیزی که قطعی است، این است که آدمِ سال ۲۰۵۰، شباهتی به منی که الان این متن را می‌نویسم نخواهد داشت. هوش مصنوعی شیطان نیست؛ آینه‌ی تمام‌نمای خودِ ماست. اگر تاریخ ما پر از استعمار و خون‌ریزی بوده، ماشینی که از روی دست ما یاد گرفته هم همین مسیر را خواهد رفت. ما در حالِ ساختنِ «فرزندی» هستیم که از خودمان باهوش‌تر است؛ سوال اینجاست که آیا این فرزند، از والدینِ خود مهربان‌تر خواهد بود؟ یا برای تصاحبِ ارثیه، زودتر از موعد به زندگی ما پایان می‌دهد؟

سمانه نظیف

دکتری باستان شناسی پیش از تاریخ