صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

سه‌شنبه - ۰۷ بهمن ۱۴۰۴
کد خبر: ۹۰۷۱۶۹
تاریخ انتشار: ۱۲ : ۱۷ - ۰۷ بهمن ۱۴۰۴
جعفر خیرخواهان، اقتصاددان، در گفت‌وگو با «انتخاب»:
جعفر خیرخواهان، اقتصاددان، درباره وضعیت اقتصادی ایران، گفت: هر روز بر مشکلات اقتصادی افزوده می‌شود و دست دولت هم بسته است. همکاری خاصی هم در امور اقتصادی دیده نمی‌شود. شرایط بسیار سخت است و اقتصاد ایران شبیه به فردی شده است که بیماری جذام خشک دارد؛ به طوری که همه بدنش را زخم فرا گرفته، اما دیگر سیستم عصبی اعلام درد نمی‌کند. اقتصاد ایران هم با مشکلات انبوهی روبه‌رو است.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

 وضعیت اقتصادی کشور به گونه‌ای است که بسیاری از مردم نگران آینده‌اند و نمی‌دانند آیا حتی چند ماه دیگر قدرت خرید امروز را دارند و آیا اصلا چشم‌اندازی روشن ولو اندک در آتیه اقتصاد کشور می‌توان متصور بود یا خیر؟
 
جعفر خیرخواهان، اقتصاددان، درباره وضعیت اقتصادی ایران، به «انتخاب» گفت: «هر روز بر مشکلات اقتصادی افزوده می‌شود و دست دولت هم بسته است. همکاری خاصی هم در امور اقتصادی دیده نمی‌شود. شرایط بسیار سخت است و اقتصاد ایران شبیه به فردی شده است که بیماری جذام خشک دارد؛ به طوری که همه بدنش را زخم فرا گرفته اما دیگر سیستم عصبی اعلام درد نمی‌کند. اقتصاد ایران هم با مشکلات انبوهی روبه‌رو است اما انگار دیگر کاری از دست کسی برنمی‌آید یا شرایط به گونه‌ای است که انگار انگیزه‌ای برای اصلاح روندهای اقتصادی باقی نمانده است. تصمیم‌سازان درک درستی از وضعیت اقتصادی مردم ندارند و تصور می‌کنند امروز را بگذاریم تا فردا ببینیم چه پیش می‌آید. در گذشته اندکی امکانات وجود داشت و می‌شد امید داد که اگر این کارها بکنید یا این کارها نکنید وضعیت بهتر می‌شود اما حالا همان امید هم وجود ندارد و نمی‌دانیم آینده کشور به کدام سمت می‌رود و چشم‌انداز روشنی در اقتصاد ایران دیده نمی‌شود».
 
او ادامه داد: «نگاه بلندمدتی در کشور جاری نیست. مجلس هم عمده کارهایش پولولیستی است. هیچکس فکر نمی‌کند در ادامه قرار است چه کار کنیم. هیچ ذخیره‌ای باقی نمانده که بتوانیم با آن اوضاع اقتصادی را کنترل کنیم. سیر نزولی اقتصاد ایران هم مربوط به امروز و دیروز نیست و از زمان ریاست‌جمهوری آقای هاشمی آغاز شد؛ زمانی که جهش دو تا سه برابری نرخ ارز را شاهد بودیم. هرچه جلو رفتیم این وضعیت بدتر شد. تصمیم‌سازان هیچ درسی از شوک‌های ارزی نگرفتند. وقتی روسیه با غرب دچار مشکل و تحریم شد به دلیل داشتن ذخایر بالای اقتصادی توانست به نسبت ارزش پول خود را حفظ کند اما در ایران دیدیم که در دوره احمدی‌نژاد چه میزان درآمد نفتی سرشار به هدر رفت و در دولت روحانی هم منابع ارزی در ماجرای برجام‌ آزاد شد. در همین ایام اخیر هم واقع‌بین نبودیم و نخواستیم بپذیریم که فعال‌شدن مکانیزم ماشه چه آسیب‌هایی بر اقتصاد ایران وارد می‌کند. مسئولان با مردم صادقانه صحبت نکردند و نگفتند که سال‌هاست در شرایط شبه‌جنگی به سر می‌بریم».
 
این اقتصاددان همچنین بیان کرد: «مردم بی‌خبر از اوضاع واقعی اقتصادی، زندگی عادی خود را کردند و گفتند لابد مسئولان معجزه‌ای خواهد کرد در حالی که باید گفته می‌شد شرایط سختی در پیش است و همین نبود صداقت باعث شده است که ارتباط مناسبی میان مردم و تصمیم‌سازان در میان نباشد. مسئولان ادعای مردمی بودن دارند اما هیچگاه ارتباط درستی با مردم نداشتند. در سال ۱۹۹۷ کره جنوبی دچار شوک بزرگ مالی شد. سرمایه‌ها از بین رفت و پول ملی این کشور سقوط کرد. رئیس‌جمهور وقت کره جنوبی گفت که دولت منابع مالی ندارد و حتی سفارتخانه‌های این کشور در بسیاری از کشورها تعطیل شد زیرا توان مالی اداره آنها وجود نداشت. در این کشور از مردم خواسته شد که طلا هایشان را به دولت بدهند و مردم هم این کار را کردند و با اتحادیه مثال‌زدنی میان مردم و دولت ظرف دو سال کره جنوبی بحران را از سر گذراند. دلیل این همدلی مردمی صداقت مسئولان کره جنوبی بود».
 
خیرخواهان در پایان گفت: «شاید چند سال پیش می‌گفتیم راه‌حل‌هایی وجود دارد اما حالا نمی‌شود چنین گفت زیرا کوتاهی‌های مستمر و پیاپی اوضاع را به قدری وخیم کرده است که با شیوه‌های موجود عملا راهکاری وجود ندارد. اصلاح وضعیت اقتصادی هم دیگر راهکار دقیق اقتصادی ندارد و تا زمانی که شیوه‌های سیاسی اصلاح‌ نشود، وضع همین است که می‌بینید».