پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
سرویس تاریخ «انتخاب»: اسدالله علم (۱ مرداد ۱۲۹۸ بیرجند – ۲۵ فروردین ۱۳۵۷ نیویورک)، یکی از مهمترین چهرههای سیاسی دوران محمدرضا شاه، وزیر دربار از ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۶ و نخستوزیر ایران از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۲ بود.
«انتخاب» هر شب یادداشت های روزنوشت علم را منتشر می کند.
یکشنبه ۳۱ تیر ۱۳۵۲: صبح حضور شاهنشاه شرفیاب شدم که قرار بود دو ساعت دیگر به سمت لندن و واشنگتن پرواز فرمایند. شاهنشاه سرحال و تنها و نسبتاً بیکار بودند. دستخطی برای پادشاه یونان توشیح فرمودند، در جواب عریضه او. مدتی در خصوص یونان صحبت کردیم که آیا رژیم کلنلها قابل دوام است یا نه. فرمودند: معلوم نیست، ولی عجب این است که تمام کشورهای کمونیستی هم از اینها راضی هستند، چون کار یونان به هر حال الان سر و سامانی گرفته است.
بعد در خصوص افغانستان صحبت شد. عرض کردم گو اینکه پادشاه هیچ عکس العملی نکرد، ولی ما هم خیلی مفتی آنها را شناختیم. ما امکان همه جور اقدامات داشتیم و داریم. فرمودند: آخر اقدام یک طرفی ما کافی نبود. عرض کردم: برای امتیاز گرفتن که خوب بود. من خودم میتوانستم تا هرات دردسرش را فراهم کنم. فرمودند: میدانم، ولی از این عمل داود را جریحه دار میکردیم. عرض کردم: هنگام این بدبختی و اوّل کار ناچار بود امتیازات فراوانی به شاهنشاه بدهد. دیگر چیزی نفرمودند. مثل اینکه از کمک آمریکا و انگلیس در مقابل شوروی خاطر جمعی ندارند. به هر حال من بنده شاه هستم، هر چه او خواست میکنم و مطمئن هستم از من بهتر میبینند.
صحبتهای دیشب فریده خانم را عرض کردم و منجمله اینکه ایشان به من میگفتند، دختر من خوشبختانه به تجمل عادت نکرده [است] (یعنی اینکه میتواند طلاق بگیرد). گو اینکه این را بر زبان نیاوردند، ولی معنی آن این بود. فرمودند: زکی! و بعد مفصل صحبت کردیم که چه باید بشود. قرار شد برای این دختره پدرسوخته شوهری پیدا کنیم.
کاری نبود عرض کنم. نامهای از یک دختر بسیار خوبی رسیده بود، حضورشان تقدیم کردم. خوشحال شدند. مدتی خواندیم و مشغول شدیم. امر فرمودند مدتی حرف زده ایم، یک چای برای تو هم بیاورند. چای خوردیم، باز هم حرف زدیم. حوصله علیا حضرت شهبانو سر آمد، تلفن فرمودند: چه قدر حرف میزنید؟ فرمودند: آخر کار داریم!... شاهنشاه ساعت ۱۱۲ پرواز فرمودند....