صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

سه‌شنبه - ۲۸ بهمن ۱۴۰۴
کد خبر: ۹۱۰۱۸۳
تاریخ انتشار: ۳۳ : ۱۲ - ۲۸ بهمن ۱۴۰۴
در بیشتر طول تاریخ بشر، خواب ممتد هشت‌ساعته رایج نبود. مردم معمولاً هر شب در دو نوبت می‌خوابیدند؛ چیزی که به آن «خواب اول» و «خواب دوم» گفته می‌شد.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

در بیشتر طول تاریخ بشر، خواب ممتد هشت‌ساعته رایج نبود. مردم معمولاً هر شب در دو نوبت می‌خوابیدند؛ چیزی که به آن «خواب اول» و «خواب دوم» گفته می‌شد.

به گزارش انتخاب و به نقل از sciencealert ؛ هر یک از این دوره‌ها چند ساعت طول می‌کشید و میان آن‌ها فاصله‌ای یک‌ساعته یا بیشتر از بیداری در نیمه‌شب وجود داشت. اسناد تاریخی از اروپا، آفریقا، آسیا و دیگر نقاط جهان نشان می‌دهد که پس از غروب، خانواده‌ها زود به رختخواب می‌رفتند، حوالی نیمه‌شب بیدار می‌شدند، مدتی را بیدار می‌ماندند و سپس دوباره تا سپیده‌دم می‌خوابیدند.

نیمه‌شبی که «زمان مرده» نبود

تقسیم شب به دو بخش احتمالاً درک انسان از زمان را هم تغییر می‌داد. آن فاصله آرام نیمه‌شب، به شب یک «میانه» مشخص می‌داد و باعث می‌شد شب‌های بلند زمستانی کوتاه‌تر و قابل‌تحمل‌تر به نظر برسند.

این زمان، بیهوده یا تلف‌شده نبود؛ بلکه «زمانی آگاهانه» بود که تجربه ما از طول شب را شکل می‌داد.

برخی افراد از خواب برمی‌خاستند تا به کارهای خانه رسیدگی کنند؛ مثلاً آتش را هم بزنند یا به حیوانات سر بزنند. بعضی دیگر در بستر می‌ماندند و دعا می‌کردند یا درباره رؤیاهایی که دیده بودند فکر می‌کردند. نامه‌ها و یادداشت‌های پیشاصنعتی نشان می‌دهد مردم از این ساعت‌های آرام برای مطالعه، نوشتن یا حتی گفت‌وگوهای آرام با خانواده و همسایه‌ها استفاده می‌کردند. بسیاری از زوج‌ها نیز این زمان بیداری نیمه‌شب را برای صمیمیت غنیمت می‌شمردند.

در ادبیات باستان نیز نشانه‌هایی از این الگو دیده می‌شود. برای مثال، در آثار شاعر یونانی باستان Homer و شاعر رومی Virgil به «ساعتی که خواب اول را پایان می‌دهد» اشاره شده است؛ عبارتی که نشان می‌دهد خواب دو مرحله‌ای امری رایج بوده است.

چه شد که «خواب دوم» از بین رفت؟

از میان رفتن خواب دوم طی دو قرن گذشته و هم‌زمان با دگرگونی‌های عمیق اجتماعی رخ داد.

یکی از عوامل اصلی، نور مصنوعی بود. در قرن‌های هجدهم و نوزدهم، ابتدا چراغ‌های روغنی، سپس روشنایی گازی و در نهایت برق، شب را به زمانی قابل‌استفاده برای بیداری تبدیل کردند. مردم دیگر بلافاصله پس از غروب به رختخواب نمی‌رفتند، بلکه زیر نور چراغ تا دیروقت بیدار می‌ماندند.

از نظر زیستی نیز نور شدید شبانه ساعت درونی بدن ما (ریتم شبانه‌روزی) را جابه‌جا می‌کند و تمایل بدن برای بیدار شدن پس از چند ساعت خواب را کاهش می‌دهد. حتی نور معمولی اتاق پیش از خواب می‌تواند ترشح ملاتونین را سرکوب و شروع خواب را به تأخیر بیندازد.

در کنار این تغییرات، انقلاب صنعتی نیز الگوی خواب را دگرگون کرد. برنامه‌های کاری کارخانه‌ها استراحت را به یک بلوک واحد تبدیل کردند. تا اوایل قرن بیستم، ایده «هشت ساعت خواب پیوسته» جایگزین ریتم چندصدساله دو مرحله‌ای شده بود.

وقتی دوباره به تاریکی برمی‌گردیم

جالب است که در مطالعات آزمایشگاهی چند‌هفته‌ای که شب‌های طولانی زمستانی را شبیه‌سازی می‌کنند و نور مصنوعی و ساعت حذف می‌شود، افراد اغلب به الگوی دو مرحله‌ای بازمی‌گردند و میان آن یک دوره بیداری آرام دارند.

در یک مطالعه سال ۲۰۱۷ روی یک جامعه کشاورزی در ماداگاسکار که به برق دسترسی نداشت، مشخص شد مردم همچنان عمدتاً در دو نوبت می‌خوابند و حدود نیمه‌شب بیدار می‌شوند.

نور، ساعت درونی ما را تنظیم می‌کند و حتی بر سرعتی که گذر زمان را احساس می‌کنیم اثر می‌گذارد. در زمستان، وقتی نور صبح دیرتر و ضعیف‌تر است، هماهنگی ریتم شبانه‌روزی دشوارتر می‌شود. نور صبحگاهی به‌ویژه مهم است، زیرا نور آبی بیشتری دارد که در تحریک ترشح کورتیزول و مهار ملاتونین مؤثر است.

در آزمایش‌هایی که افراد را بدون نور طبیعی یا ساعت در غارها یا آزمایشگاه‌ها نگه داشته‌اند، بسیاری از شرکت‌کنندگان شمارش روزها را از دست داده‌اند؛ نشانه‌ای از اینکه بدون نشانه‌های نوری، حس زمان چقدر لغزنده می‌شود.

پژوهش‌های انجام‌شده در آزمایشگاه «شناخت زمانی محیطی» در Keele University نیز نشان می‌دهد پیوند میان نور، خلق‌وخو و ادراک زمان تا چه اندازه قوی است. در یک آزمایش واقعیت مجازی ۳۶۰ درجه، شرکت‌کنندگان کلیپ‌های دو دقیقه‌ای را در نورهای مختلف دیدند. آن‌ها صحنه‌های کم‌نور یا عصرگاهی را طولانی‌تر از صحنه‌های روشن روزانه برآورد کردند — به‌ویژه افرادی که خلق پایین‌تری داشتند.

به همین دلیل است که ساعت ۳ صبح می‌تواند بسیار کشدار و طولانی به نظر برسد.

نگاهی تازه به بی‌خوابی

متخصصان خواب تأکید می‌کنند بیداری‌های کوتاه در طول شب طبیعی است، به‌ویژه در انتقال میان مراحل خواب، از جمله نزدیک مرحله REM که با رؤیاهای زنده همراه است. آنچه اهمیت دارد، واکنش ما به این بیداری‌هاست.

درک ما از زمان انعطاف‌پذیر است: اضطراب، بی‌حوصلگی یا نور کم باعث می‌شود زمان طولانی‌تر به نظر برسد، در حالی که آرامش یا درگیری ذهنی آن را کوتاه‌تر می‌کند.

در گذشته، اگر نیمه‌شب بیدار می‌شدید، ممکن بود کاری انجام دهید یا با همسرتان گفت‌وگو کنید. اما امروز، وقتی در تاریکی به ساعت خیره می‌شویم، تمرکز بر زمان باعث می‌شود دقیقه‌ها بسیار طولانی‌تر احساس شوند.

درمان شناختی–رفتاری بی‌خوابی (CBT-I) توصیه می‌کند اگر حدود ۲۰ دقیقه بیدار ماندید، از تخت خارج شوید، در نور کم فعالیت آرامی مانند مطالعه انجام دهید و زمانی که دوباره خواب‌آلود شدید به رختخواب برگردید. همچنین متخصصان پیشنهاد می‌کنند هنگام بی‌خوابی ساعت را بپوشانید و از اندازه‌گیری زمان دست بکشید.

پذیرش آرام بیداری و درک اینکه ذهن ما چگونه زمان را تجربه می‌کند، شاید مطمئن‌ترین راه برای بازگشت دوباره به خواب باشد.

پیام اصلی

بیدار شدن نیمه‌شب الزاماً نشانه اختلال نیست؛ بلکه بازتابی از گذشته تکاملی ماست. شاید «خواب دوم» کاملاً ناپدید نشده باشد — بلکه فقط در دنیای پرنور و پرشتاب مدرن، جایی برایش باقی نمانده است.