پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
فیلیپ گوردون، مذاکره کننده برجام در مطلبی نوشت: دولت ترامپ اکنون میتواند ادعا کند که به هدف اولیه و حداقلی خود یعنی وارد کردن ضربهای قابل توجه به تواناییهای نظامی ایران، از جمله برنامههای موشکی و هستهای، سامانههای دفاع موشکی، نیروی دریایی و ساختار آن، دست یافته است.
به گزارش «انتخاب»، او در ادامه یادداشت خود نوشته است: با این حال، اهداف سطح بالاتر - یعنی تضمین ایمنی اورانیوم با غلظت بالا و تغییر نظام حکومتی ایران - همچنان آنچنان دور از دسترس هستند که ارزش هزینهها و خطرات ناشی از تشدید تنش را ندارند.
دنبالکردن هر یک از این دو هدف احتمالاً به هفتهها عملیات نظامی بیشتر نیاز خواهد داشت، خطر جدی ورود به عملیات زمینی را به همراه دارد، تلفات نظامی و غیرنظامی بیشتری ایجاد میکند و باعث تداوم بسته شدن یا منجر به مینگذاری تنگه هرمز میشود. این امر میتواند به توقف صادرات نفت و افزایش مداوم قیمتها منجر شود. همچنین میتواند:
· حملات حوثیها به کشتیرانی در دریای سرخ را تشدید کند (و قیمت نفت را حتی بالاتر ببرد).
· از طریق قیمتهای بالاتر نفت و کاهش تحریمها، منافع بیشتری را نصیب روسیه کند.
· ذخایر موشکهای رهگیر را به سطح خطرناکی کاهش دهد.
· نیروهای آمریکایی را از سایر صحنههای عملیاتی منحرف کند.
· و پیامدهای پیشبینینشده و غیرقابل کنترل دیگری ایجاد کند.
منتقدانی که میگویند پایان دادن به جنگ در این مرحله، ایران را خشمگین و در پی انتقام باقی میگذارد که در نهایت میتواند بازسازی شود و بار دیگر همسایگانش را تهدید کند، سخنی نادرست نمیگویند. اما این ریسک باید با هزینهها و خطرات قطعی دنبالکردن اهداف دستنیافتنی و اصرار بر ادامه مسیر در صورت محقق نشدن آنها مقایسه شود.
در این نقطه، حتی اگر آمریکا به دنبال پایان دادن به جنگ باشد، ایران ممکن است بدون تحمیل هزینههای بیشتر بر مهاجمان خود، حاضر به توقف نباشد. اما این بدان معناست که استفاده از گزینههای تشدید تنش آمریکا، به عنوان اهرم فشاری برای پایان دادن به جنگ و شکلدهی به پیامدهای آن، بهتر از تلاش برای بیرون کشیدن خود از چالهای است که اکنون در آن گرفتار شدهایم.