صفحه نخست

تاریخ

ورزش

خواندنی ها

سلامت

ویدیو

عکس

صفحات داخلی

سه‌شنبه - ۱۹ خرداد ۱۴۰۵
کد خبر: ۹۲۵۰۸۸
تاریخ انتشار: ۳۰ : ۱۵ - ۱۹ خرداد ۱۴۰۵
پژوهشی تازه نشان می‌دهد برخلاف هیجان رسانه‌ها درباره نشانه‌های احتمالی حیات فرازمینی، بیشتر دانشمندان هنوز با احتیاط به این ادعاها نگاه می‌کنند.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

 

پژوهشی تازه نشان می‌دهد برخلاف هیجان رسانه‌ها درباره نشانه‌های احتمالی حیات فرازمینی، بیشتر دانشمندان هنوز با احتیاط به این ادعاها نگاه می‌کنند.

به گزارش انتخاب و به نقل از  sciencealert ؛ شاید این روزها به نظر برسد که بشر در آستانه کشف حیات فرازمینی قرار دارد. در سال ۲۰۲۵، انتشار یک بیانیه خبری اعلام کرد که قوی‌ترین شواهد تاکنون از وجود حیات در سیاره فراخورشیدی K2-18b به دست آمده است.

همچنین شان دافی، مدیر ناسا، هنگام صحبت درباره نمونه‌ای جمع‌آوری‌شده از صخره‌ای موسوم به «چیوا فالز» در مریخ گفت این یافته «نزدیک‌ترین چیزی است که تاکنون به کشف حیات در سیاره سرخ رسیده‌ایم.»

چنین اظهاراتی به‌سرعت توجه افکار عمومی را جلب می‌کنند و تخیل مردم را به پرواز درمی‌آورند. اما یک پرسش مهم وجود دارد: دانشمندان واقعاً چه فکری می‌کنند؟

نکته جالب این است که اغلب پاسخ این سؤال را نمی‌دانیم.

در زمان بروز یک جنجال علمی یا کشف بزرگ، رسانه‌ها معمولاً نظر چند متخصص را بازتاب می‌دهند. این دیدگاه‌ها ممکن است ارزشمند باشند، اما لزوماً بازتاب‌دهنده نظر جامعه علمی به‌طور کلی نیستند.

با این حال، در بحث‌های عمومی بارها عباراتی مانند «علم می‌گوید» یا «دانشمندان معتقدند» شنیده می‌شود؛ گویی یک پاسخ روشن و قابل اندازه‌گیری وجود دارد. در واقع، داده‌های نظام‌مند درباره نظر واقعی دانشمندان اغلب در دسترس نیست.

به همین دلیل، گروهی از پژوهشگران تلاش کردند این خلأ را در حوزه اخترزیست‌شناسی پر کنند.

دو ادعای بزرگ درباره حیات فرازمینی

اندکی پس از دو اعلامیه مهم سال ۲۰۲۵ درباره احتمال وجود حیات فرازمینی، پژوهشگران از صدها اخترزیست‌شناس در سراسر جهان نظرسنجی کردند تا دریابند قضاوت متخصصان درباره این ادعاها چگونه توزیع شده است.

نخستین مورد مربوط به سیاره فراخورشیدی K2-18b بود. در آوریل ۲۰۲۵، محققان از احتمال شناسایی مولکول‌هایی به نام دی‌متیل سولفید و دی‌متیل دی‌سولفید خبر دادند. روی زمین، این ترکیبات معمولاً با فعالیت‌های زیستی مرتبط هستند.

پوشش رسانه‌ای این خبر بسیار گسترده بود و بسیاری از گزارش‌ها آن را گامی بزرگ در مسیر یافتن حیات بیگانه توصیف کردند.

دومین مورد در سپتامبر همان سال رخ داد؛ زمانی که ناسا اعلام کرد صخره «چیوا فالز» در مریخ ممکن است حاوی یک زیست‌نشانگر باشد. این نشانه‌ها شامل ساختارهایی موسوم به «لکه‌های پلنگی» بودند؛ حلقه‌های معدنی که روی زمین اغلب در نتیجه فعالیت میکروب‌ها شکل می‌گیرند.

بار دیگر، تیترهای خبری و حتی مقام‌های ناسا از کشفی مهم و بالقوه تاریخی سخن گفتند.

دانشمندان چه نظری داشتند؟

نتایج نظرسنجی تصویری بسیار محتاطانه‌تر از آنچه در رسانه‌ها دیده می‌شد ارائه کرد.

در مورد K2-18b، تنها ۶.۶ درصد از اخترزیست‌شناسان معتقد بودند که احتمالاً حیات فرازمینی کشف شده است.

در مقابل:

* نزدیک به دو سوم با این ادعا مخالف بودند.
* ۲۸ درصد نیز موضعی خنثی داشتند.

در پرونده مریخ، میزان خوش‌بینی بیشتر بود اما همچنان احتیاط غالب بود:

* ۱۵.۱ درصد موافق بودند که احتمالاً نشانه‌ای از حیات کشف شده است.
* ۴۴.۶ درصد مخالف بودند.
* ۴۰.۳ درصد نیز نظر خنثی داشتند.

اما پژوهشگران تأکید می‌کنند که نگاه صرف به موافقت یا مخالفت، کل داستان را نشان نمی‌دهد.

در پرونده K2-18b حدود ۳۵.۱ درصد از دانشمندان به‌شدت مخالف بودند، اما این رقم در مورد مریخ به ۱۱.۱ درصد کاهش یافت.

این موضوع نشان می‌دهد تغییر نگرش دانشمندان بیشتر از «رد کامل» به سمت «احتیاط و تردید» بوده است، نه از «نه» به «بله».

به بیان دیگر، جامعه علمی نسبت به احتمال وجود حیات در مریخ بازتر شده بود، اما هنوز حاضر نبود این ادعا را به‌طور قطعی بپذیرد.

چرا دانشمندان محتاط هستند؟

یکی از دلایل این تفاوت به نوع شواهد مربوط می‌شود.

در مورد K2-18b، دانشمندان تنها بر اساس نشانه‌های موجود در جو سیاره و از فاصله‌ای میان‌ستاره‌ای نتیجه‌گیری می‌کردند.

اما در مورد مریخ، یک سنگ واقعی در دسترس بود که می‌شد آن را به‌طور مستقیم و با جزئیات بیشتری بررسی کرد.

با این حال، اخترزیست‌شناسان سال‌هاست می‌دانند که بسیاری از پدیده‌هایی که در نگاه اول شبیه نشانه‌های حیات به نظر می‌رسند، می‌توانند از فرآیندهای کاملاً غیرزیستی نیز به وجود آمده باشند.

چالش اصلی اغلب این نیست که توضیح دهیم چگونه حیات می‌تواند یک سیگنال خاص ایجاد کند؛ بلکه این است که بفهمیم طبیعت بدون حضور حیات، از چه راه‌های دیگری قادر به تولید همان سیگنال است.

علم فقط «بله» یا «خیر» نیست

نویسندگان این پژوهش تأکید می‌کنند که افکار عمومی معمولاً علم را به‌صورت دوگانه می‌بیند؛ گویی دانشمندان یا موافق‌اند یا مخالف.

اما واقعیت پیچیده‌تر است.

توافق کامل، موافقت نسبی، بی‌طرفی، مخالفت و مخالفت شدید، هر کدام اطلاعات متفاوتی درباره نحوه واکنش جامعه علمی به یک ادعا ارائه می‌دهند.

برای مثال، تعداد زیاد پاسخ‌های خنثی می‌تواند نشان‌دهنده این باشد که:

* شواهد هنوز کافی نیستند؛
* سطح اطمینان دانشمندان در حد متوسط است؛
* یا ادعا آن‌قدر قطعی نیست که بتوان آن را پذیرفت یا رد کرد.

به همین ترتیب، کاهش مخالفت شدید حتی در شرایطی که هنوز اکثریت مخالف‌اند، می‌تواند نشانه نرم‌تر شدن دیدگاه‌ها باشد.

درسی فراتر از موجودات فضایی

نویسندگان معتقدند این موضوع فقط به جست‌وجوی حیات فرازمینی محدود نمی‌شود.

در حوزه‌هایی مانند تغییرات اقلیمی، همه‌گیری‌ها، هوش مصنوعی و پژوهش‌های پزشکی نیز بحث‌های عمومی مرتباً به «اجماع علمی» استناد می‌کنند.

گاهی چنین اجماعی واقعاً وجود دارد و گاهی نه.

اما در بسیاری از موارد، به‌ویژه زمانی که شواهد هنوز در حال شکل‌گیری هستند یا عدم قطعیت بالاست، اطلاعات دقیقی درباره آنچه دانشمندان واقعاً فکر می‌کنند در اختیار نداریم.

به گفته پژوهشگران، علم از مسیر تردید، اختلاف نظر و اصلاح تدریجی پیشرفت می‌کند. بنابراین اگر بحث‌های عمومی و حتی تصمیم‌گیری‌های سیاسی بیش از پیش به این وابسته است که «دانشمندان چه فکر می‌کنند»، باید تلاش بیشتری برای سنجش دقیق و نظام‌مند دیدگاه‌های جامعه علمی انجام شود.