پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : زومیت: پژوهشگران دریافتند که مغز سگها میتواند با تکیه بر الگوی همخوانها و بدون نیاز به درک معنا، واژههای ساختگی را در یک گفتار پیوسته تشخیص دهد.
سگها ممکن است با شنیدن نام خود گوشهایشان را تیز کنند یا با شنیدن کلمهی «پارک» به سمت در بدوند. اما آیا مغز آنها میتواند کلمات ناآشنا را در صورت شنیدن بدون فاصله از هم تفکیک کند؟ پژوهشی تازه نشان میدهد مغز سگها حتی بدون درک معنا، الگوی موجود در جریان پیوستهی گفتار را دنبال میکند.
بهگزارش ساینسآلرت، سگها در آزمایشی جدید، به صوتی پیوسته از کلمات اختراعی گوش دادند. هیچ مکثی نشان نمیداد که یک کلمه کجا پایان مییابد و کلمهی بعدی از کجا آغاز میشود. بااینحال، مغز آنها به صامتهای تکرارشونده واکنش نشان داد. این نشانه مشخص میکرد کدام هجاها به یکدیگر تعلق دارند. همین پاسخ شفاف در سطح کلمه، زمانی که مصوتها کلمات را تعریف میکردند، ظاهر نشد.
پژوهش از وجود ترجیحی در سگها خبر میدهد که پیش از این تنها در انسانها مشاهده شده بود؛ براین اساس، مغز هنگام تفکیک گفتار پیوسته به بخشهای مختلف، میتواند الگوهای صامت را بر مصوتهای بلندتر اولویت دهد.
در نگاه نخست، چنین ترجیحی غیرعادی به نظر میرسد؛ چراکه مصوتها انرژی صوتی بیشتری دارند و نسبت به صامتها واضحتر شنیده میشوند. بااینحال، علت ترجیح دادن صداهای آرامتر چیست؟ در بسیاری از زبانهای انسانی، صامتها معمولاً اطلاعات بیشتری برای شناسایی کلمات ارائه میدهند. از این رو، پژوهشگران درصدد بودند دریابند آیا سگها که همواره در معرض گفتار انسان زندگی میکنند، به این کاربرد پی بردهاند یا خیر.
در پژوهش تازه، بوگلارکا موروای و همکارانش در دانشگاه اتووش لوراند مجارستان، روشی برای پاسخ به این پرسش طراحی کردند که به اطاعت سگها از دستورها وابسته نیست. در این مطالعه، صدای ضبطشدهی واژههای بیمعنا و سههجایی برای ۲۰ سگ بالغ پخش شد و همزمان، الکترودهای متصل به سر آنها فعالیت الکتریکی مغزشان را ثبت کردند؛ همچنین ۲۰ فرد بالغ نیز به همین صداهای ضبطشده گوش دادند.
جریان گفتار کاملا پیوسته بود و هیچ مکثی آغاز کلمهی بعدی را نشان نمیداد. در یک نمونهی ضبطشده، تکرار الگوهای صامت هجاها را در قالب کلماتی ساختگی دستهبندی میکرد و در نمونهای دیگر، الگوهای مصوت این نقش را بر عهده داشتند. در نسخه سوم نیز هجاها بهگونهای درهمآمیخته شده بودند که هیچ الگوی واژگانی تکرارشوندهای برای کشف و شناسایی باقی نمیماند.
از لحاظ ویژگیهای صوتی، مصوتها قدرت و رسایی بیشتری داشتند. بنابراین چنانچه مغز سگها صرفا صداهای برجستهتر را پردازش میکرد، مصوتها برتری مییافتند؛ اما اگر این حیوانات برای تقطیع جریان گفتار از الگوهای کاربردی بهره میگرفتند، صامتها با وجود شدت کمتر غالب میشدند. در همین راستا، پژوهشگران ارزیابی کردند که آیا سیگنالهای مغزی در فقدان مرزهای شنیداری آشکار با ریتم کلمات ساختگی هماهنگ میشود یا خیر و علاوه بر این، واکنشها به جریانهای گوناگون صوتی را با یکدیگر مقایسه کردند.
یافتههای بهدستآمده کاملا واضح بود. با تکرار صامتها، امواج مغزی سگها با ضربآهنگ واژههای ساختگی سههجایی هماهنگ شد؛ موضوعی که نشان داد آنها بخشهای تکرارشونده را در جریان گفتار دنبال میکنند. بااینحال، در کلمات مبتنی بر مصوت، واکنش مغزی در سطح واژه تفاوت معناداری با صداهای درهمریخته نداشت. اگرچه انسانها نیز صامتها را ترجیح دادند، مغز آنها توانست الگوهای متکی بر مصوت را هم قویتر از جریانهای نامنظم پیگیری کند.
پژوهشگران دو احتمال را مطرح کردند: اول آنکه ترجیح دادن صامتها شاید به تواناییهای زبانی ویژه در مغز انسان وابسته باشد. دیگر اینکه مواجههی مکرر با گفتار ممکن است به حیوان کمک کند تا صداهای حاوی نشانههای کاربردی را تشخیص دهد. پژوهشگران میگویند دستکم برخی از جنبههای پردازش گفتار مستلزم مغزی نیستند که از پیش برای زبان سیمکشی شده باشد؛ تجربه و مواجههی مداوم با گفتار میتواند برای شکلگیری آنها کافی باشد.
البته، آزمایش دلیل ترجیح سگها را ثابت نمیکند و وجود سوگیری مشابه نیز به معنای پردازش یکسان گفتار در سگها و انسانها نیست. هرچند مغز هر دو گونه ریتم هجاها را دنبال کرد، فقط انسانها توانایی ردیابی شفاف اصوات مجزای گفتار را نشان دادند. پژوهشگران در اینباره توضیح دادند: «برای انسان هر صدای گفتار یک واحد مستقل است؛ در حالی که برای سگها، هجاها کوچکترین واحدهای پردازش بهشمار میروند.»
پژوهشگران همچنین بررسی کردند که آیا سگها باید از دوران تولگی شنوندهی گفتار انسان باشند یا خیر. تصور میشد ۱۱ سگ قبل از ۱۲ هفتگی و ۹ سگ دیرتر وارد خانهای با گفتار فراوان شدهاند، اما هر دو گروه سوگیری صامت را نشان دادند. پژوهشگران میگویند: «اگرچه نمونه کوچک بود، توانستیم سوگیری صامت را در سگهایی که در نخستین هفتههای زندگی خود در خانهای با گفتار فراوان زندگی نکرده بودند، شناسایی کنیم.»
اگرچه سابقهی پیش از پذیرش سگها کاملا ثبت نشده، شاید مواجههی زودهنگام و مداوم با گفتار چندان ضروری نباشد. بررسی سگهایی با پیشینهی مستند، زمان پیدایش ترجیح را مشخص میکند و مقایسهی آنها با گرگها نیز نشان خواهد داد که این ظرفیت بنیادین پیش از اهلیسازی وجود داشته یا حاصل همزیستی با انسان است. یافته شگفتانگیز این است که حتی وقتی صداها هیچ معنایی ندارند، مغز سگ میتواند الگویی را در جریان گفتار دنبال کند.