کد خبر: ۲۶۳۳۸۹
تاریخ انتشار: ۰۰ : ۰۷ - ۲۹ فروردين ۱۳۹۵

تجربه تلخ!

*ابوالقاسم قاسم زاده
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
تشكيل سازمان كنفرانس اسلامي كه امروز به « سازمان همكاري اسلامي» تغيير نام داده است، به سال‌هاي دور از دوران «ناصر» و اوج ناصريسم براساس «قوميت عربي» و تشكيل سازماني به نام «اتحاديه عرب» بر مي‌گردد. در آن دوراني كه اوج تئوري سوسياليسم عربي بود، ناصر رئيس‌جمهوري وقت مصر، در برابر دو پادشاهي ايران و سعودي با تشكيل «اتحاديه عرب» طرح مبارزه با صهيونيسم و حاكميت‌هاي ارتجاعي منطقه را در اتحاديه قومي عربي، جستجو مي‌كرد. جبهه‌اي از مصر، سوريه، لبنان، سودان، ليبي و ... از منطقه خليج‌فارس تا شمال آفريقا را شكل داد تا در كنار مبارزه با رژيم صهيونيستي‌، دفاع از فلسطين اشغالي را دنبال كنند. تقابل با رژيم شاه كه روابط مستحكم با اسرائيل و آمريكا داشت، در دستوركار اتحاديه عرب به فرماندهي ناصر قرار گرفت. 

بعد از آتش‌سوزي در «مسجدالااقصي» و تهديد قدس قبله اول مسلمانان جهان، سه كشور ايران، عربستان و الجزاير با هدايت ايران و مديريت شاه، سازماني موازي با اتحاديه عرب، به‌نام سازمان كنفرانس اسلامي را علم كردند. ناصر اگر چه موفقيت‌هايي به دست آورد، اما درجنگ با ارتش اسرائيل شكست خورد و شكست بزرگتر او آن شد كه «انورسادات» جانشين او گرديد، آنهم با سياستي كه در استراتژي و تاكتيك مخالف ديدگاه ناصر شد و سكان حاكميت مصر، بزرگترين و قدرتمندترين كشور عربي وقت را در اختيار گرفت. سادات با اسرائيل روابط سياسي رسمي برقرار كرد و يكباره به تهران آمد و دست در دست شاه نهاد. در دوران سادات، نگاه به شرق (شوروي) ناصر، چرخشي كامل پيدا كرد و مصر در اختيار آمريكا قرار گرفت. 

سفارتخانه مصر در تل‌آويوو سفارتخانه اسرائيل در قاهره گشايش يافت. اين دوره اي است كه اتحاديه عرب افول كرد و سازمان كنفرانس اسلامي با عضويت رسمي بيش از 60 كشور مسلمان نهادينه شد.

در اين چرخش تاريخي در حالي كه سادات در اوايل دوران رياست جمهوريش دوبار با اسرائيل جنگيد و پيروزي به دست نياورد، چرخش به «مصالحه» به جاي مقاومت و سازش با اسرائيل جايگزين گرديد كه تا امروز نتيجه‌اي براي آزادسازي فلسطين و ثبات براي كشورهاي عربي ببار نياورده است. 

بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، سياست جمهوري اسلامي ايران ادامه همكاري با سازمان كنفرانس اسلامي گرديد، تا با شعار «وحدت اسلامي» جبهه‌اي از مقاومت با مشاركت كشورهاي مسلمان در برابر نژاد پرستي صهيونيست‌ها را سامان دهد. جبهه مقاومت با پيروزي انقلاب اسلامي چنان متحول شد كه به قول «ژنرال موشه‌دايان» كه انقلاب اسلامي ايران را زلزله بزرگ ناميد، سكاندار مبارزه عليه نژادپرستي رژيم صهيونيستي شد. خاورميانه بعد از سه دهه از پيروزي انقلاب اسلامي و تحولات جهاني مسيري را طي كرده است كه امروز در باور عمومي درجهان مركز بحران‌هاي جنگ و تروريسم شده است . اكنون خاورميانه سه شاخص ويرانگر پيدا كرده است: 

1ـ اغلب دولت‌هاي آن دچار انواع و اقسام فساداند. 

دلارهاي نفتي آنها مصروف خريد انواع و اقسام ادوات نظامي و جنگي از شرق و غرب مي‌گردد. 

2ـ اغلب دولت‌هاي مستقر در خاورميانه، و جاهت مردمي ندارند و حاكمان « امنيتي»‌اند. 

3ـ در حالي كه مردم در كشورهاي خاورميانه با دولت‌هاي خود تنافر دارند، دولت‌‌ها نيز با يكديگر يا تضاد منافع دارند و يا درحال تهديد‌هاي خصمانه بسر مي‌برند و سهم بزرگي از ثروت ملي را در مسابقه خريد تسليحاتي هزينه مي‌كنند. در حالي كه فقرزدگي مردم آن بيداد مي‌كند.

***

در چنين بستر واقعي از بسط جنگ و تروريسم است كه نشست سازمان همكاري اسلامي در استانبول تركيه تشكيل گرديد. مصر كودتا زده به رياست جمهوري ژنرال سيسي، رياست دور جديد سازمان را به اردوغان رئيس جمهوري تركيه تحويل داد. 

ملك‌سلمان شاه سعودي هفته قبل از قاهره ديدار كرد و بسيار تلاش كرد تا مگر «سيسي» را به استانبول براي انتقال رياست در نشست سازمان همكاري اسلامي بكشاند. اما شكست خورد و به جاي سيسي، معاون او براي چند ساعت در نشست حضور پيدا كرد و بعد از مراسم كوتاه انتقال رياست، خاك تركيه را ترك كرد. بيانيه نهايي نشست استانبول 200 بند دارد كه گنجاندن 4 بند درباره ايران در آن، موضوع روز رسانه‌ها و اغلب محافل سياسي شده است. اگر چه درباره اين 4 بند، اتفاق نظر كامل در نشست استانبول به دست نيامد و اردوغان مانع شد تا متن آن در نشست پاياني قرائت گردد. گزارش خبري آن به صورت فشرده در يكي از روزنامه‌هاي صبح تهران چنين شرح داده شده است:

بيانيه ضدايراني چگونه شکل گرفت؟

پيش‌نويس سند فوق الذکر که 200 بند دارد، در جريان نشست کارشناسان ارشد کشورهاي عضو در نهم و دهم اسفند ماه سال گذشته به رياست ترکيه در جده تدوين شد و هيات رسمي ايران به دليل عدم اعطاي رواديد از سوي دولت عربستان امکان حضور و مشارکت در اين نشست را پيدا نکرد. بنابراين چهار بند ضدايراني که در بيانيه وارد شد، در حقيقت در همان اجلاس جده تهيه و در غياب ايران وارد بيانيه کارشناسان در نشست استانبول در چند روز گذشته شد. ريشه اين چهار بند هم به اجلاس اضطراري وزراي خارجه سازمان همکاري اسلامي در دي ماه سال گذشته در جده، که عراقچي هم در آن حضور داشت، برمي گردد که بعد از حادثه حمله به سفارت عربستان در تهران صورت گرفت و سعودي‌ها توانستند با تطميع برخي از اعضا چند بندي را در آن فضا عليه ايران تصويب کنند. به گفته عباس عراقچي به رغم اينکه تصميمات سازمان هميشه با اجماع همراه بوده است، اما در اجلاس اخير به طور روشن اجماع وجود نداشت، اما رياست جلسه و کشورهايي که به دنبال اين قضيه بودند، اين بندها را به هر نحو مصوب تلقي کردند.

واکنش‌ها به حضور ايران

در واکنش‌هاي صورت گرفته به حضور ايران در اين نشست بايد گفت که عمده اين واکنش‌ها به دو دسته تقسيم مي شود؛ دسته اول اين واکنش‌ها از سوي کارشناساني است که معتقدند ايران نبايد در اين اجلاس شرکت مي کرد يا اگر شرکت کرد، در سطح معاون وزير خارجه حضور پيدا مي کرد. استدلال اين گروه به اين موضوع برمي گردد که وقتي از قبل مشخص شده که در اين اجلاس، بيانيه‌هاي ضد ايراني قرار است عليه ايران تصويب شود، اين حضور آن هم در سطح عالي چه معنايي مي‌تواند داشته باشد. در واقع گنجاندن و تصويب 4 بند ضدايراني باعث تقويت استدلال اين گروه شده است.

در مقابل اين واکنش‌ها، اما دسته ديگري از کارشناسان معتقدند که عدم حضور ايران در اين اجلاس عملا به معناي اين بود که ايران صحنه را خالي کرده و تسليم اين صحنه آرايي عربستان شده است. استدلال اين گروه به اين موضوع برمي گردد که اتفاقا حضور ايران آن هم در سطح عالي موجب مي شود تا ايران ضمن رايزني و اتخاذ يک ديپلماسي فعال بتواند مانع از تصويب و قرائت بندهاي ضدايراني شود. در واقع عدم قرائت بيانيه پاياني در نشست سران و ديدارهاي متعدد رئيس جمهوري با سران کشورها باعث تقويت اين گزاره شده است.

پيش‌تر رئيس جمهوري اسلامي ايران، اگرچه ابراز داشت که عربستان و ايران مشکل يکديگر نيستند؛ اما گفت که حمايت برخي کشورها از تروريسم مشکل اصلي جهان اسلام است. وزير خارجه ايران نيز در واکنش به تلاش‌هاي مخرب سعودي‌ها در استانبول عليه ايران و حزب الله، سرنوشت وزير خارجه رژيم بعث عراق را به مقامات سعودي يادآور شد. محمدجواد ظريف در واکنش به طرح ضدايراني سعودي‌ها که با حمايت برخي از هم پيمانانش ارائه شده بود، اين اقدام را برخلاف روح همبستگي اسلامي و در راستاي منافع رژيم صهيونيستي خواند و نسبت به عواقب اين رويکرد مخرب هشدار داد. عباس عراقچي معاون وزير خارجه نيز که از روز يکشنبه هفته گذشته براي شرکت در نشست کارشناسان اين سازمان به استانبول رفت، با بيان اينکه هيچ گونه ملاقاتي در هيچ سطحي با سعودي‌ها صورت نگرفته، گفت: مسلما سازمان از اين مواضعي که عليه ايران و حزب الله گرفته در آينده پشيمان خواهد شد.

سياست خارجي هر كشوري تابعي از سياست‌هاي داخلي آن است. در نقد تجربه تلخ از نشست سازمان همكاري اسلامي بسيار مي‌توان نوشت، اما ضربه‌اي كه اشغال سفارت عربستان در تهران به كيان سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران وارد كرد را بايد در طراز ضربه به منافع ملي ارزيابي و ديد. مدير كل پيشين خاورميانه وزارت خارجه در باره اين «تجربه تلخ» و چرايي بيانيه پاياني اجلاس در استانبول آن را چنين ترسيم كرده است كه شرح واقعيت آن است:

سازمان همکاري اسلامي بايد نخستين جايي باشد که ايران و ديگر کشورهاي اسلامي، مشکلات‌شان را در آنجا مطرح مي‌کنند. البته بايد توجه داشت که نتايج حاصل از کنفرانس اخير و صدور بيانيه‌اي با 4 بند ضدايراني حاصل يک يا دو شب اجلاس اخير نيست بلکه اين بيانيه حاصل يک پروژه است که در سطح کارشناسان، وزرا و در نهايت سران مطرح شده است. بندهاي ضدايراني در بيانيه اخير را بايد هزينه حمله به سفارت عربستان در تهران به دنبال اعدام روحاني شيعي، شيخ نمر دانست.

در اين ميان بحث‌هايي نيز مطرح است که ايران نبايد در سطح رئيس‌جمهوري در چنين اجلاسي شرکت مي‌کرد اما بايد توجه داشت كه حضور نيافتن ايران در سطح سران، تنها باعث مي‌شد که ميدان براي عربستان سعودي خالي شود. ديپلماسي ايران بايد با يک سياست مبتني بر عقل پيش برود و نه براساس احساس. درخصوص عملکرد اين سازمان که بايد در جهت تحکيم روابط کشورهاي اسلامي باشد اما ظاهرا عکس آن عمل مي‌کند، بايد گفت که هر سازماني شرايط خاص خود را دارد و کشورهاي عضو اين سازمان چون عراق، لبنان، ليبي، يمن، مصر و... اغلب مشکلات بسياري دارند. در اين ميان کشورهايي مانند ترکيه و عربستان از فضا استفاده کرده و ديپلماسي فعالي را در پيش گرفته‌اند.

تمامي اين فاکتورها در تصميم‌گيري‌هاي اين سازمان موثر است. جهان اسلام مشکلات عديده‌اي دارد و دموکراسي در جهان عرب يک حلقه مفقوده است.در اين ميان مشکلات ميان تهران و رياض نيز بر اوضاع جهان اسلام تاثيراتي برجاي گذاشته است. انتقادي که نسبت به عربستان و برخي کشورهاي اسلامي وارد مي‌شود اين است که آنها سعي مي‌کنند برخي مشکلات دوجانبه‌شان‌ را به جاي آنکه از طريق ديپلماسي و به‌صورت دوجانبه حل کنند در چنين اجلاس‌هايي مطرح مي‌کنند تا از برخي طرق براي خود يارگيري کنند. 

اين رويکرد نه تنها باعث حل مشکلات نمي‌شود بلکه بر اختلافات مي‌افزايد. تجربه تلخ از نشست سازمان همكاري اسلامي در استانبول به دور از فضاي احساسي بايد از مسير بازنگري مجدد ديپلماسي منطقه‌اي جمهوري اسلامي، مورد ارزيابي قرار گيرد تا براي آينده مسير پيش‌گيري از نفوذ صهيونيست‌ها به خصوص در گسترش و اختلاف افكني ميان دولت‌ها در كشورهاي مسلمان، فراهم گردد.


نظرات بینندگان