پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : با تشدید و احتمال تبدیل معضل اجتماعی خودکشی به موضوعی اپیدمی به عنوان پدیده نامطلوب، این موضوع اذهان نخبگان و افکار عمومی مردم را به خود مشغول داشته است به طوری که نوعی وفاق جمعی را برای مهار این معضل طلب می کند که باید مقامات رسمی کشور را به چاره اندیشی و اقدام در جهت اصلاح ، رفع و یا پیشگیری برای مهارآن وا دارد.
به گزارش انتخاب، در چنین شرایطی جامعه ضمن از دست دادن نیروهای مولد خود به دلیل بیماری ها، و آسیب های روانی – اجتماعی ناشی از این معضل هزینه های زیادی را متحمل می شود. علاوه بر آن خودکشی به سلامت روان اعضای خانواده قربانیان و حتی اعضای دیگر جامعه نیز آسیب زده و تاثیرات منفی آن بر زندگی اجتماعی سایه می اندازد.
البته آسیبهای اجتماعی در همه جوامع بشری کمابیش یافت می شود که شدت و ضعف آن در جوامع مختلف متغیر است که در صورت عدم مدیریت و اتخاذ تدابیر مناسب، شیوع عام پیداکرده و طیف وسیعی از جامعه را در بر خواهد گرفت و نگرانی عمومی را بیش از این تشدید خواهد کرد.
بی شک واقعیت اجتماعی خودکشی به عنوان یک آسیب اجتماعی پدیده ای نوظهور و مختص به نسل، جامعه و جنسیت خاصی نیست اما این واقعیت که در بین اقشار مختلفی دارای فراوانی بیشتری است به محک آزمون و پژوهش درآمده و مورد تایید و تصدیق است هر چند خودکشی به عنوان یک پدیده اجتماعی رابطه ای چند مجهولی با شرایط و کلیت شخص و جامعه دارد.
با توجه به افزایشی شدن میزان خودکشی در تهران در چند وقت اخیر، این نگرانی محسوس است و متاسفانه این مسئله هنوز بصورت جدی مورد بحث و بررسی قرار نگرفته و هنوز در دستور کار مقامات تصمیم گیر و سیاست گذار قرار نگرفته است . همانطور که ذکر شد خودکشی عوامل مختلفی دارد که با بررسی هر چند مختصر از منظر نوع افراد و خودکشی آنان و رکود حاکم بر اقتصاد شهری، یکی از پیش فرضهای محتمل شدت بروز این آسیب عامل اقتصادی باشد.
باتوجه به آمار خبرهای خودکشی در تهران اکثر این اتفاقات در یک منطقه شهری رخ داده است. افزایش تعداد خودکشی افراد در یک شهر، دلیل بر مسری شدن این آسیب در آن شهر است که می طلبد با تمرکز روی این مناطق، تدابیر و بررسیهای لازمه صورت بگیرد. چند خودکشی منجر به مرگ در یک شهر و مخصوصا در پایتخت آنچنان قابل توجه است که عدم توجه به آن منجر به احتمال آسیبهای بعدی نیز خواهد شد. هرچند که از اقدام به خودکشیهای ناموفق هم نباید غافل شد که قطعا تعداد آنها هم قابل توجه است و آمار مربوط به آن در برخی موارد محرمانه و غیر قابل دسترسی ذکر شده است .
معمولا در چنین مواقعی باید تمامی دستگاهها، انجمنها و بالاخص مراکز مرتبط با آسیب های روانی و اجتماعی با مهم دانستن موضوع نسبت به بروز بحران واکنش نشان داده و با همکاری بین بخشی، سعی در انجام اقدامات پیشگیرانه کنند که متاسفانه تابحال واکنش در خور توجهی مشاهده نشده است. باید قبول کرد در بسیاری موارد این معضل یک آسیب فردی نیست. لذا در سطوح مدیریتی، تشکیل جلسات کارشناسی و ارائه راهکارهای مناسب پیشگیری، تشدید اورژانس اجتماعی در محلات در معرض آسیب و سخنرانی کارشناسان جهت آگاهی بخشی به افراد دراماکن عمومی و آموزشی، احتمالابتواند جزو اقدامات اولیه پیشگیری از این آسیب در سطح شهر باشد. گرچه خودکشی وابسته به عوامل متعددی است و نیاز به بررسی و تحقیقات دامنه داری دارد اما عدم توجه به آن نشان از بی اهمیت دانستن موضوع و امکان تشدید شیوع بیشتر آن در آینده خواهد بود .
بنابراین بایستی تلاشهای چند نهادی در جامعه برای ایجاد همبستگی اجتماعی برای مهار این معضل فزاینده صورت پذیرد به طوری که در تعیین برنامهریزیهای خرد و کلان، در کنار حفظ منافع عمومی مصالح فردی هم در نظر گرفته شود و فشار و نظم اجتماعی در حد اعتدال و مطلوب باشد و به گروههای خاص و شکننده اجتماعی فشار مضاعفی تحمیل نشود.