وی در نخستین گام در خانه ملت، کاندیدای ریاست بر مجلس و فراکسیون اصولگرایان شده و در هر دو سمت نیز با رأی وکلای ملت بر کرسی ریاست تکیه زد.
مدیریت رئیس مجلس در موضوع ادغام وزارتخانهها و مواضع وی در جریان فتنه به خصوص گفتههایش در گفتوگوی ویژه خبری سال ۸۸ که بسیار هم جنجالی بود، ما را بر آن داشت که با لاریجانی به گفتوگو نشسته و به طرح این مسائل بپردازیم، مشروح این گفتوگو به شرح ذیل منتشر میشود.
مجلس قبل از سال برای کاهش تعداد وزارتخانهها، ماده ۵۳ قانون برنامه را تصویب کرد و امروز چند ماه از آن تصمیم گذشته است، سیر تحولات این ماهها را همه میدانند، اما چه شد که دولت و مجلس کارشان به اینجا کشید که این همه اختلاف پیش آمده و حتی موضوع منجر به این شود که رهبری ورود کرده و تنظیم قوا (اصل ۱۱۰ قانون اساسی) را اعمال کنند و باز هم امروز علیرغم همه این تحولات احساس میشود که اختلافات زیادی بین دولت و مجلس در مورد کاهش تعداد وزارتخانهها و ادغامها وجود دارد، نظر شما در این باره چیست؟
برداشت من این نیست که ما در حال حاضر اختلافات زیادی در زمینه ادغامها داریم، خیلی هم دوست ندارم که گذشته را ورق بزنم چون میتوانست بهتر از این عمل شود.
دولت میتوانست در ادغام وزارتخانهها بهتر عمل کند
چه کسی میتوانست بهتر عمل کند؟
دولت میتوانست بهتر عمل کند، اصل اینکه دولت کوچک شود یک منطق است، مخصوصاً با اجرای اصل ۴۴؛ در زمانی که برنامه پنج ساله پنجم نوشته میشد مباحثی بین دولت و مجلس وجود داشت که براساس آن مباحث ما قصد داشتیم که دولت کوچک شود. البته ما تجربهای هم قبلاً داشتیم و مجلس تشکیل وزارت ورزش و جوانان را تصویب کرده بود و دولت در قبال آن موضعگری کرد که نباید میکرد اما به هر حال موضعگیری کرد.
دو سال به دولت زمان دادیم تا با مطالعه در زمینه ادغامها عمل کند
ما هم گفتیم که حد را در قانون برنامه مشخص میکنیم و دولت را موظف میکنیم که وظایف این وزارتخانهها را در چارچوب مشخص ارائه دهد؛ در واقع میخواستیم بخشی را با دولت بسته باشیم. در قانون برنامه این کار صورت گرفت، معنی آن هم این بود که دولت برای کاهش تعداد وزارتخانهها طرحی را با مطالعه آماده کند لذا ما دو سال به دولت برای آن زمان دادیم.
انتظار این بود که دولت در نهایت بیاید و بگوید که ما در مجموعه مطالعاتی که انجام دادیم به این نتیجه رسیدیم که فلان بخشها تجمیع شده و فلان وزارتخانه باید تشکیل شود.
اگر دولت مدعی مبهم بودن قانون بود باید از موجود حی و حاضری به نام مجلس تفسیر میخواست
دولت روی همین اصل متن ماده ۵۳ هم حرف داشت، اگرچه امروز با تفسیر شورای نگهبان کار تمام شده اما دولت در چند ماه گذشته به خاطر همین نوع نوشتن قانون به حاشیه رفت؛ حرف دولتیها هم این بود که مجلس قانون را بد نوشته است، آیا شما مبهم نویسی مجلس را قبول دارید و آیا نباید مجلس قانون را روشن مینوشت که دولت هم روشن عمل میکرد؟
اگر دولت اشکالش این است که قانون مبهم است، باید از مجلس تفسیر میخواست و ما هم تفسیر میکردیم. موجود حی و حاضری به نام مجلس وجود دارد و قانون اساسی هم اعلام کرده که تفسیر قانون با مجلس است و اگر دولت میگفت قانون مبهم است باید تفسیر میخواست.
هر مسئلهای یک راه دارد و قائدتاً دولت هم منطقی برای خود داشت لذا بنده نمیخواهم آن را مبنای قضاوت بدانم بلکه میخواهم موضوع را شرح دهم.
نیازی نبود که دولت با عجله وزرا را عزل کند
پس ما میخواستیم کمک کنیم که دولت موفق شده و کاهش وزارتخانهها را انجام دهد و موضوع مثل مسئله وزارت ورزش هم نشود که بگویند مجلس خودش تصمیم گرفت لذا گفتیم که شما (دولت) پیشنهاد بدهید و هیچ نیازی هم نبود که با عجله وزرا را عزل کرده و بعد بگویند ادغام صورت گرفت.
قبل از اینکه دولت در مورد عزل وزرا تصمیم بگیرد گفته بودم که این تصمیم غلط است
بنده همان روز قبل از تصمیمگیری در دولت، به آنها عرض کرده بودم که این تصمیم شما غلط است و ما آن را قبول نداریم.
کدام تصمیم را میگویید؟
اینکه خودشان بتوانند ادغام کرده و از طرفی هم وزرا احتیاج به رأی اعتماد نداشته باشند؛ چون اصل حرف دولت این بود که من اصلاً ادغام دو وزارتخانه نمیکنم، بلکه ادغام یک یا دو وزارتخانه در دل یک وزارتخانه دیگر میکنم بنابراین نه احتیاجی به مجلس است، نه احتیاج است که شرح وظایف مجلس بیاید و نه نیاز به رأی اعتماد داریم چرا که یک وزارتخانه قبلاً رأی اعتماد گرفته و ما چند وزارتخانه دیگر را در دل آن وزارتخانه قرار میدهیم.
تئوری دولت برای قرار دادن چند وزارتخانه در دل یک وزارتخانه، شاذ بود
این مسئله، موضوع شاذی بود. به هر حال مصنف و مدون قانون وجود دارد و میتوان از او پرسید. اما به هر حال در قبال ادغام وزارتخانهها میتوانست این طور عمل نشود و ظرف دو یا یک سال مطالعه شده و مثل تشکیل وزارت جهاد کشاورزی، صنایع و معادن و صنایع سنگین عمل شود. چرا که ما سابقه آنها را داشتیم.
مجلس قرائت دولت از ماده ۵۳ قانون برنامه را صد در صد غلط میدانست
چه شد که موضوع به اختلاف رسید؟
اینکه اختلاف شد به خاطر این بود که مجلس قرائت دولت را صد در صد غلط میدانست.
اگر شما قرائت دولت از ماده ۵۳ را غلط میدانید، مگر قبل از تصویب موضوع را با دولتمردان چک نکرده بودید، مگر مجلس قبل از تصویب ماده ۵۳ با کار کارشناسی و با حضور نمایندگان دولت عمل نکرده بود که پس از تصویب ماده ۵۳ دولت حرف دیگری زده باشد؟
بله ما قبلاً در مورد تعداد وزارتخانهها با دولت همگام بودیم، اما بعدش با ما مشورتی نشد، ما اعلام کردیم که این کار شما را غلط میدانیم، اعتنا نشد لذا ما فکر میکنیم که برای احقاق حقوق مردم باید ایستادگی میکردیم.
وقتی هم که برخی شبهه داشتند من از شورای نگهبان تفسیر خواستم و شورای نگهبان هم همین نظر را داد. (ادغام وزارتخانهها باید با تصویب مجلس باشد و وزار هم رأی اعتماد بگیرد) اما باز هم توجه نشد لذا باتوجه به اختیاراتی که قانون اساسی به رهبری داده، ایشان ورود کردند.
استدلال احمدینژاد برای ادغام سریع وزارتخانهها
این مسئله تجربهای است که اگر ما به قانون اعتبار ببخشیم و بیخود تفسیرها و قرائتهای شاذ را نیاوریم، به نفع کشور است؛ امروز از این مرحله عبور کردهایم، فقط اشکالش این بود که مدتی وزارتخانهها بیسرپرست ماندند البته آقای احمدینژاد استدلالی داشتند و استدلالشان هم این بود که اگر سیر ادغام وزارتخانهها طولانی شود وزارتخانهها متزلزل میشوند و من برای اینکه این مسئله را جمع کنم سریع در مورد ادغامها، اقدام کردم.
استدلال احمدینژاد را قبول نداشتم
بنده این حرف را خیلی قبول ندارم اما به نظر وی احترام میگذارم و به هر حال آقای احمدینژاد استدلال داشت.
یعنی شما تعجیل دولت را درست نمیدانید؟
بله تعجیل دولت را درست نمیدانم، یعنی میتوانست خیلی دقیقتر عمل شود حتی دقیقتر از آن کاری که الان کردهایم، من نمیگویم کاری که الان در مورد ادغامها کردهایم دقیق است ولی بهترین راه حل در ظرف زمانی فعلی بود.
اقدام کنونی در مورد ادغامها بهترین راهحل در ظرف زمانی فعلی بود
ما در نهایت هم به احمدینژاد گفتیم که بهترین کار این است که شما نمایندگانی را معرفی کنید و من هم نمایندگی معرفی کنم تا آنها با هم به نتیجه برسند و این بساط را جمع کنیم. جمع کنیم هم معنایش این است که پهن شدن موضوع خوب نیست ولی در عین حال باز هم میگویم که میتوانست خیلی دقیقتر از این در مورد ادغامها عمل شود.
امروز دیگر مسئلهای بین دولت و مجلس درباره ادغام وزارتخانهها وجود ندارد و ما به نتیجه رسیدهایم
بنده در مجموعه شرایط و ظرف زمانی فعلی همین فکری که مجلس در مورد ادغامها انجام داده را خوب میدانم، اما نه بهترین، در حال حاضر دیگر مسئلهای بین دولت و مجلس وجود ندارد و ما به نتیجه رسیدیم. البته ممکن است که یک یا دو وزارتخانه دیگر مثل نیرو و نفت هم ادغام شوند ولی باز هم عجلهای نیست چرا که دو سال فرصت داریم.
در مجموعه کنشها و واکنشهایی که در مورد ادغام وزارتخانهها صورت گرفت از جمله مبهم نویسی مجلس، تعجیل دولت و عمل نکردن به قانون، با در نظر گرفتن این مجموعه آیا شما دولت را مقصر اصلی میدانید یا مجلس هم مقصر است؟
من اصلاً راجع به این ماجرا نظر نمیدهم چون فایدهای ندارد و دلخوریهایی ایجاد میکند. الان از این مرحله عبور کردهایم ولی تحلیل من این است که میتوانست بسیار بهتر از این ماده ۵۳ اجرا شود. البته باید از این تجربه برای آینده استفاده کرد ولی در کل اینکه کسانی مقصر بودهاند یا نه، بلاوجه است و دلخوری ایجاد میکند.
عدهای دلشان میخواهد شائبهها در مورد من باقی بماند
شائبه یا سوء تفاهمی بین اصولگرایان و نیروهای حزباللهی پیش آمده و برخی معتقدند که در جریان فتنه و در آن شرایطی که رهبری یک تنه به موضوع ورود کرده و از کیان انقلاب دفاع کردند، شما در آن دوره کمرنگتر به موضوع ورود کردید و حتی در گفتوگوی ویژه خبری هم تا حدی اعتراضات خیابانی را تأیید کردید، لطفا روشن و صریح درباره این مسئله صحبت کنید؟
من در این زمینه قبلاً زیاد صحبت کردم. عدهای دلشان میخواهد این شائبهها باشد و ما خیلی نمیخواهیم آنها را در مضیقه قرار دهیم.
این عده چه کسانی هستند؟
مسئله واقعاً این طور بود، یک تصمیمات استراتژیکی نظام دارد که رهبری آنها را اتخاذ میکنند، ما هم باید در طول عمر سیاسی خودمان به آن توجه کافی و وافی داشته باشیم.
نه به خاطر سؤال شما، اما این مسئله را میگویم که نظر بنده این است که نظام ما یک نقطه برجسته به نام ولایت فقیه دارد و اگر در دورههای مختلف توجه وافی و کافی به نظرات این جایگاه چه در دوران امام راحل و چه در دوران آیتالله العظمی خامنهای نشود، کشور ضرر کرده است.
وقتی فهمیدم نظر رهبری چیست، نظرم را اصلاح کردم
اعتقادم این است که، چه در زمانی که در وزارت ارشاد بودم، چه در رادیو و تلویزیون، چه در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی و چه در مجلس؛ بنده نزد خود و خدای خودم احساس میکنم که نظرات رهبری را بفهمم، عمل میکنم. البته ممکن است زمانی من برداشتی داشته باشم و رهبری برداشت دیگری داشته باشند اما وقتی فهمیدم که نظر ایشان فلان است، اصلاح کردم؛ این مسئله وجود داشته است؛ هم در رادیو و تلویزیون ممکن بود، باشد و هم الان.
انسانها تشخیصهای متفاوتی دارند ولی در مسائل پس ازانتخابات یک بخش تصمیمات رهبری بود و یک بخش مدیریت صحنه، این دو مقوله یکی نیستند.
در گفتوگوی ویژه خبری سال ۸۸ سعی کردم فضا را آرام کنم
آن روزی هم که بنده مصاحبه تلویزیونی کردم، زمانی بود که حوادث بسیاری در تهران رخ داد و شهر مضطرب شده و افرادی هم کشته شده بودند؛ آن شب تلاشم این بود که فضا را آرام کنم. آرام کردن فضا هم این نیست که موج جدیدی ایجاد و با تندی صحبت کرد بلکه باید فضا را آرام کنیم تا طرفین احساس کنند تا افراد و مراجعی هستند که به موضوع رسیدگی میکنند.
در آن گفتوگوی تلویزیونی بنده به نظرات رهبری تأکید کردم و به اجرای قانون هم تأکید داشتم و گفتم که قانون باید در کشور اجرا شود. بنابراین مبنای امروز و آن روز بنده قانون بود. اما اینکه مردم بتوانند تظاهرات کنند، من این را درست میدانم و مردم میتوانند تظاهرات کنند اما در چارچوب قانون و نه بدون اجازه.
اگر هم مردم اعتراضاتی دارند، رسیدگی میشود و این منطقی است که من همیشه دارم؛ ما که نباید بگوییم اگر کسی اعتراضی دارد رسیدگی نمیشود. حتی رهبری هم در نماز جمعه فرمودند که ما رسیدگی میکنیم. ایشان ضمن اینکه تلقی خودشان را فرمودند، گفتند که رسیدگی میکنیم.
رهبری در نماز جمعه ۲۹ خرداد تلقی خودشان را به عنوان ناظر بیان کردند
متأسفانه جریانهای رسانهای صحبت آقا را درست منتقل نکردند یعنی نگاه ناصواب کردند چون من به دلیل سابقه زیادی که با ایشان داشتم، میدانم که فکر ایشان چیست. ایشان گاهی نظری دارند ولی میفرمایند، شورای نگهبان هر تصمیمی بگیرد من آن را قبول دارم و بنده از زبان خودشان چندین بار این را شنیدم که میگفتند نظر من این است اما شورای نگهبان هر نظری داشته باشد من آن را قبول دارم.
آن روز در نماز جمعه، ایشان تلقی خودشان را به عنوان یک ناظر فرمودند، ولی گفتند که شورای نگهبان هم به همه چیز رسیدگی کند، من هم در آن روز در مصاحبه همین را تأکید کردم که مراجع رسیدگی وجود دارد و باید رسیدگی شود البته برخی از آقایان فکر میکنند که با حرف تند زدن می شود شرایط کشور را درست کرد اما من این گونه مدیریت را درست نمیدانم چرا که کشور ضرر میبیند. البته ممکن است که آنها با حسن نیت این حرفها را بزنند.
برخی از آقایان فکر میکنند که با حرف تند زدن می شود شرایط کشور را درست کرد
ولی در کل، مدیریت صحنه در برخی جاها میتوانست بهترین از این باشد کما اینکه آقا فرمودند آنچه که در کوی دانشگاه رخ داد مثل یک جنایت بود و پس از اینکه ما بررسی کردیم، اصلاح شد و چقدر خوب است که نظام ما یک شیوه خود اصلاحی دارد.
بنابراین پیروی از رهبری یعنی هر کسی در طبقه خود شرایط را آرام کند و پیگیر مسائل باشد که به کسی ظلم نشود و به نظام هم ظلم نشود. اما بعضیها این طور فکر نمیکنند، آنها فکر میکنند که مثلاً اگر بخشهایی را نبینند به نفع نظام است. اما ما واقعاً این را درست نمیدانیم کما اینکه اگر رهبری دستور نمیدانند و مجلس در مورد کهریزک پیگیری نمیکرد، شاید یک عده بدشان نمیآمد که این موضوع را هم نبینند و من این را درست نمی دانم.
ممکن است برخی از من خرده بگیرند اما من مشرب خودم را میروم
اگر یک عده پس از انتخابات به نظام ظلم کردند نباید یکسری از مدیران پایین هم به یک عده ظلم کنند، ظلم همیشه پاسخ بدی دارد. منطق ما این بود وگرنه من علیالاصول معتقدم که در نظام ما حتماً باید زیر نظر ولیفقیه حاکم باشد.
ممکن است برخی از من خرده بگیرند اما من مشرب خودم را میروم، حتی ما در مجلس گاهی چیزی را تصویب میکنیم، وقتی میفهمیم که نظر رهبری متفاوت است آن را عوض میکنیم و من فکر میکنم از این نکات مثبت مجلس هشتم است که آنجایی که نظرات رهبری را میفهمد، اجرا میکنند.
از دکتر اطفال گرفته که رتنبه اول کار سیاست خارجی است تا دکتر ترافیک که کار مملکت داری می کند.
لطفا اشکال در کار دکترها نکنید بالاخره دکترند و آخر کار. هر کس مریض می شود می رود دکتر.