منوچهر متکی در تازه ترین گفت و گوی خود، از دخالت های زیاد رییس جمهور در وزارت خارجه سخن می گوید.
به گزارش خبرنگار سیاسی پایگاه خبری تحلیلی "انتخاب"؛ وزیر خارجه سابق ایران با بیان این که "سنت رییس جمهور ورود و دخالت در حوزه سیاست خارجی است" ، می گوید: ما سفیری را انتخاب میکردیم و مورد تأیید قرار میگرفت و در روزی که بایستی اعزام شود، رفتنش منتفی میشد. دخالتهایی از این دست در کار وزارت خارجه داشتیم، یعنی دخالتهای لحظهای در استمرار مدیریت که دائما محیط اجرا را تنشزا میکند، ما باید از اینها در مدیریت پرهیز کنیم.
وی در
این گفت و گو با اشاره به علاقمندی مکرر برخی برای "حضور ملک زاده در وزارت خارجه" ، اضافه می کند که "بقیه وزرا هم با این دخالت ها مواجه بودند و نمیتوانستند معاونین خودشان را خود انتخاب کنند"
متکی در بخش دیگری از اظهاراتش، از حضور همسرش در وزارت خارجه دفاع می کند و در مورد سوابق وی، به اظهارنظر می پردازد. متکی می گوید: همسر من بیش از 20 سال در کار سیاست خارجی همراهم بوده است.
متن کامل این گفت و گو در پی می آید:
شما در انتخاب سفرا و معاونین خودتان، به چه میزان استقلال داشتید و فشارهایی را که دفتر ریاستجمهوری و مجلس و دیگر بخشها به شما میآوردند، تا چه حد تمکین میکردید؟ اساسا طبع رؤسایجمهوری، بهخصوص در دولتهای نهم و دهم که البته سنت آن از دولتهای پیشین گذاشته شد، ورود و دخالت در حوزه سیاست خارجی است. این امر بهدلیل جایگاه و مسئولیت رؤسایجمهوری است. وقتیکه براساس مبانی و مواضع روشن، مراودات هماهنگ باشد، میتوان بهعنوان همافزایی از آن یاد کرد. اما هنگامیکه هماهنگی نیست، میتوان بهعنوان موازیکاری از آن نام برد. هنگامیکه موازیکاری در محتوا باشد، یعنی دو نگاه متفاوت در موضوع واحدی وجود داشته باشد، حتما این موضوع تنشزاست. من در وزارت خارجه و در طول حدود شش سال با این وضعیت مواجه بودم، موضوعی که وزرای دیگر نیز با آن مواجه بودند و نمیتوانستند معاونین خودشان را خود انتخاب کنند. من با توجه به ظرافتهایی وزارت خارجه و قدری هم روحیات خاص خودم، سعی میکردم ضمن داشتن تعامل، گزینههایی منتخب شوند که از بدنه وزارت خارجه خارج نباشد. البته در وزارت خارجه معدودی بودند که رویکردهای دولت نهم را قبول نداشته و مشخصا نمیتوانستند تصمیمگیر باشند. در مورد آن رویکردهای دولت نهم که هم در مجلس تأیید شده بود و هم توسط رهبری، و نگاه ایشان این بود که ما این رویکردها را بر اساس سیاست فعال و نه منفعلانه دنبال کنیم. به هر حال کسانیکه با این چهارچوب نمیتوانستند خود را تطبیق دهند، زیاد نبودند.
چند درصد از همکاران خود همچون معاونان، مدیرکلها و سفرا را شخصا انتخاب کردید؟ ما هم در انتخاب معاونین و مدیران وزارت خارجه و سفرا، اولویت را با انتخاب از درون وزارت خارجه میدانستیم، و شاید 90 درصد انتصابات نیز افرادی وابسته به وزارت خارجه بودند. گاهی مشکل بعد از انتخاب سفرا بود؛ یعنی ما سفیری را انتخاب میکردیم و مورد تأیید قرار میگرفت و در روزی که بایستی اعزام شود، رفتنش منتفی میشد. دخالتهایی از این دست در کار وزارت خارجه داشتیم، یعنی دخالتهای لحظهای در استمرار مدیریت که دائما محیط اجرا را تنشزا میکند، ما باید از اینها در مدیریت پرهیز کنیم.
برای عزلها چه میزان بر شما فشار وارد میشد؟ در بین معاونین در همان دوره نخست، موارد معدودی داشتیم. البته همانطور که عرض کردم، آنچه در بین همکاران من اشتهار دارد، صبر و استقامت در برابر خروج قطار دیپلماسی از ریل اصلی است.
اگر بخواهیم مصداقیتر صحبت کنیم، آقای شیخالاسلام یکی از بزرگان وزارت امور خارجه محسوب میشوند و در دوره شما بهعنوان قائم مقام انتخاب شدند، ولی ماجرای عزل ایشان به گفته خودشان کمی ابهام داشت که البته در جایی هم منتشر نشده است. لطفا چگونگی عزل ایشان را توضیح دهید و اینکه شما تا چه میزان از وی حمایت کردید؟ ما مدت طولانی در برابر عزل آقای شیخالاسلام مقاومت کردیم، ولی متأسفانه بالأخره ایشان را در وزارت خارجه از دست دادیم.
بسیاری شما را ادامهدهنده آقای دکتر ولایتی میدانند. گویا شما در مجلس اول برای انتخاب ایشان با رأی بالا تلاش بسیاری کردید و بهزعم برخی، به جهت همين مسائل میان شما همراهی آغاز شده است. جناب آقای ولایتی از پیشکسوتان عرصه سیاست خارجی بعد از انقلاب اسلامی به حساب میآیند، هرچند که بهخاطر دارم زمانیکه دکتر ولایتی بهعنوان وزیر خارجه انتخاب شد، رادیو عراق گفت که طفل سیاست خارجی را به پزشک اطفال سپردند. ایشان بهعلت حضور در یک دوره طولانی در سیاست خارجی، بهگونهای بودند که در اواخر کار خودشان بر تمامی جزییات امور تسلط داشتند. بنده هم مثل خیلیهای دیگر از ایشان در وزارت امور خارجه و بهطور کلی هر سه موردی که برای ایشان در مجلس اول رأیگیری شد، حمایت کردم. زمانی هم که با من برای وزارت خارجه صحبت شد، یکی از کسانیکه با او صحبت و مشورت کردم، آقای ولایتی بود. اما اینکه گفته شود سیاست خارجی دولت نهم ادامه راه سیاست خارجی دوران آقای دکتر ولایتی است، قبول ندارم چون شرایط بسیار متفاوت بود. سیاست در عرصه خارجی مشترکات و تشابهات خود را دارد. اما دولت نهم سیاستها و مواضع خاص خود را داشت که ما به آنها اعتقاد کاملی داشتیم و در حال حاضر نیز این سیاستها را سیاست درستی میدانم. سیاست ما، برآمده از مرعوب نشدن، ایجاد دست بالا برای کشور در مناسبات خارجی، خلق ابتکارات نو و اجازه ندادن به دشمن برای تعریف خط قرمزها بود. یکی از مواردی که هنوز هم بحثش وجود دارد، این است که چرا ما خط قرمز نرفتن به شورای امنیت در دولتهای گذشته را شکستیم، در دولت نهم قصد رفتن به شورای امنیت را نداشتیم و تلاش خود را هم در این راستا کردیم، اما خط قرمز اصلی ما منافع کشورمان بود.
همواره حرفهای در گوشی در وزارت خارجه شنیده میشود و گاه دامنه آن به بیرون نیز کشیده میشود. یکی از مواردی که درباره شما مطرح بود، این است که همسر خودتان را بدون هیچگونه سابقهای در وزارت خارجه بهعنوان مدیرکل منصوب کردید، اگر ممکن است در این رابطه توضیح دهید. همسر من بیش از 20 سال در کار سیاست خارجی همراهم بوده. حدود نیمی از این مدت در دو مأموریت ترکیه و ژاپن بودیم، ارتباط گسترده ایشان با فدراسیونهای زنان و همسران دیپلماتها در خارج از کشور و همسران مقامات آن کشورها و نیز شخصیتهای حقیقی و حقوقی از زنان مسلمان و نیز حضور فعال بهمدت 10 سال در ایران و در برنامههای وزارت امور خارجه، از ایشان فردی مطلع با مسائل خارج از کشور و بهویژه در امور زنان ساخته بود. برپایی اولین جلسه زنان ترکیهای برای حمایت از زنان و کودکان حلبچه پس از جنایت بمباران شیمیایی صدام، تشکیل مجمع همسران دیپلماتهای کشورهای مسلمان در ژاپن و فعالیتهایی از این دست در طی سالیان طولانی در کارنامه ایشان است. استفاده از چنین ظرفیتی مطمئنا برای وزارت امور خارجه یک فرصت بود. نگاهی به فهرست انتشارات و اقدامات این حوزه نشانگر درستی این انتخاب بود.
خوب است کسانیکه در پی القاء آوردن فامیل از سوی وزیر امور خارجه بودند، بدانند که وزیر امور خارجه عمو، دایی، عمه و خاله ندارد. نکته جالبتر آنکه تعداد کسانیکه وزیر امور خارجه در طول پنج سال از آنان دعوت به همکاری کرده است، به انگشتان دست نمیرسد و البته غیر از خانم دکتر نظری، چند نفر دیگر بود که هیچیک نسبت فامیلی با وزیر امور خارجه نداشتهاند.
با توجه به اینکه آقای صالحی سابقه مستقیمی در وزارت خارجه نداشتند، در مورد انتخاب ایشان چه نظری دارید؟ من در مورد شخصیت دکتر صالحی پیشتر بهعنوان چهرهای متدین و مثبت و باسابقه روشن که نامأنوس با وزارت خارجه نیست، صحبت کردم؛ ولی در همان روزهای نخست گفتم که باید به وزارت خارجه و آقای صالحی برای كار در وزارت خارجه فرصت داد تا بیشتر داخل شوند و در نتیجه ارزیابی دقیقتری را داشته باشیم. در حال حاضر، بخشی از مسائلی که وزارت خارجه با آن مواجه است، دخالتهای دیگران است. در حقیقت تصادف ناشی از ماشین شماست زیرا گاهی ما به ماشینهای دیگر میزنیم و گاهی هم دیگران به ما میزنند. البته دستگاه دیپلماسی همواره این مشکل را داشته است و دخالتهایی از بیرون در کار سیاست خارجه وجود داشته است. حوادثی را که الان در حال اتفاق است، باید همین الان هم علاج کرد. من این حوادث در دستگاه دیپلماسی را که ناشی از دخالتهای بیرونی است، سقوط آزاد در باتلاق موازیکاری مینامم که در صورت عدم معالجه دستگاه دیپلماسی ما را به ناکجا آباد میبرد.
گویا در دوره شما هم آقای ملکزاده پیشنهاد شده بود این مطلب صحت دارد؟ علاقهمندی وجود داشت، اما پیشنهاد رسمی صورت نگرفت.
آیا در دروان شما فشار برای استعفا به شخص شما هم وارد شد؟ کسی به من القاء نکرد که استعفاء بدهم.
در زمان تصدی جنابعالی که وزارت خارجه به وزارت رفقا و امور خاجه تبدیل شده بود(اگر نیاز هست لیست ارائه بدم) و همه چیز حاکی از آزادی عمل جنابعالی در عزل و نصب ها داشت. در ضمن حالا چرا ؟ چرا پیشتر افشاگری نکردید و یا استعفا ندادید ؟
این به اون در تیرتپر
.............................