کد خبر: ۳۱۵۲۹
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۷ : ۱۲ - ۲۳ تير ۱۳۹۰

حسين ابراهيمي: افروغ ، خوش چهره ، مطهري و... بايد منت نظام را بكشند

«اصولگرايان قهر كردند». اين خبري است كه عماد افروغ از قول بسياري از روشنفكران و به قول خودش نخبه هاي اصولگرا مي دهد. مي گويد وارد انتخابات نمي شوند چون ورود به سياستي كه صورتش اين روزها اينگونه بي اخلاق است مساوي با اين است كه خيلي ها آبرويشان را دست شان بگيرند و وارد كارزار رقابت شوند: حرفي كه سخن مشترك بسياري از چهره هاي اصولگرايي است كه به قول خودشان تنها به خاطر ايستادن مقابل برخي از دوستان شان، هزينه دادند و مي گويند: «نمي آييم».
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
اعتماد نوشت: «اصولگرايان قهر كردند». اين خبري است كه عماد افروغ از قول بسياري از روشنفكران و به قول خودش نخبه هاي اصولگرا مي دهد. مي گويد وارد انتخابات نمي شوند چون ورود به سياستي كه صورتش اين روزها اينگونه بي اخلاق است مساوي با اين است كه خيلي ها آبرويشان را دست شان بگيرند و وارد كارزار رقابت شوند: حرفي كه سخن مشترك بسياري از چهره هاي اصولگرايي است كه به قول خودشان تنها به خاطر ايستادن مقابل برخي از دوستان شان، هزينه دادند و مي گويند: «نمي آييم».

جامعتين اين روزها نماينده هايش را سراغ اين چهره ها فرستاده اما گويا روز به روز به ليست قدبلندهاي سياسي اصولگرا كه مي خواهند نيايند، افزوده مي شود. اما در بين جامعتين هم اختلاف ايجاد شده چون گروهي تصور مي كنند اگر اين چهره هاي خودي قهر كنند بازار انتخابات شان سخت بي رونق مي شود اما نگاهي ديگر بر اين باور هست كه ناز هيچ قهر كرده يي را نبايد كشيد و مهم نيست چه كساني كنار مي روند حتي اگر از مهره هاي مهم اردوگاه شان در مجلس باشند.

محمدحسين ابراهيمي عضو جامعه روحانيت مبارز و نماينده مجلس هشتم، از گروه دوم است و تقريبا با ادبياتي كه حكايت از عصبانيت هم طيفانش دارد، با «قهريون» اصولگرا صحبت مي كند.
    
    آقاي ابراهيمي آيا جامعه روحانيت مبارز به اين موضوع توجه دارد كه برخي از نخبگان و روشنفكران اصولگرا از خودي ها رنجيده اند تا جايي كه مي گويند حاضر نيستند آبرويشان را در دست بگيرند و وارد انتخابات شوند. ما عين اين جملات را اخيرا از سوي علي مطهري و عماد افروغ شنيده ايم. براي آشتي آنها چه مي كنيد؟
    مگر آقايان از نظام طلبكار هستند؟ اگر آبرويي داشته باشيم و اين آبرو را از نظام مضايقه كنيم، كافريم. اين نظام ولايي است و كسي از مردم طلب ندارد. قرار نيست كه از مردم طلبكار باشند. اگر براي خدا كار كردند، مزدش را از خدا بخواهند. اين طور نمي شود كه بگويند ما براي خودمان كار كرديم و حالاكه آبرويمان نگه داشته نمي شود ديگر نمي آييم. من از اين دوستان سوال دارم، اين حيثيت را چه كسي به شما داده؟ جز اين است كه اين حيثيت را از نظام گرفتيد؟ اگر كسي به اينجا رسيد كه بخواهد با اين ادبيات با نظام برخورد كند مصداق اين آيه است كه منت نگذاريد كه مومن شديد بلكه خدا بر شما منت دارد كه شما را مومن كرد. هر مقدار به كشور خدمت كنند، هنوز هم بدهكار هستند.
    به هر حال اين افراد بخشي از بدنه روشنفكري شما محسوب مي شوند و انتظار دارند با آنها اينگونه رفتار نكنيد كه حس كنند براي سياست بايد حيثيت شان را وسط بگذارند.
    آقايان افروغ و خوش چهره و امثال اينها بايد منت نظام را بكشند نه اينكه نظام منت آنها را بكشد. مگر اينها پيش از اين كي بودند و چي داشتند؟ نظام به اينها حيثيت داد، حالامي خواهند براي نظام شرط بگذارند؟ بزرگ تر از اينها براي نظام شرط گذاشتند و نابود شدند. همه يك چيز را در گوش شان بگذارند: براي نظام نمي توان شرط گذاشت. فرقي هم ندارد اصلاح طلب باشند يا اصولگرا. مگر امام نگفت حفظ نظام اوجب واجبات است.
    
    يعني از نماز هم واجب تر. حالاآقايان مگر براي نماز خواندن دنبال پول و آبرو هستند؟
    به هر حال شما اصولگرايان با برخي از دوستان خود تند برخورد كرديد و آنها از بودن در طيف اصولگرايي با اين شكل و شمايل كنوني رنجيده اند. مصداقش هم روشن است. بسياري از آنها در انتخابات مجلس هشتم حضور نيافتند و به اين قهريون اصولگرا در انتخابات مجلس نهم هم افزوده مي شود.
    من اگر بدانم آقايان ناراحت هستند و مي گويند خيلي ها نمي آيند چون نمي خواهند آبرويشان را وسط بگذارند، مي دانم چطور پاسخ شان را بدهم. مگر ما براي افراد آمديم كه بخواهيم براي افراد برويم؟ حالافرض هم كه اين حرف شان درست باشد. اين طور باشد اين دوستان مشرك هستند چون نيت شان براي خدا نبوده است. خدمتگزاري كه ديگر بالاو پايين ندارد، طلبكاري هم ندارد.
    با اين معيار شما بسياري در سياست كشور مشرك مي شوند.
    فقه اسلامي ثابت مي كند كه اگر كسي چنين تفكري داشته باشد نمي تواند به اسلام خدمت كند. خدمت به اسلام شوخي كه نيست. لطف خداست.
    اين صبحت شما مي تواند توجيهي باشد براي بي اخلاقي هاي سياسي كه اصولگرايان خودي را هم رنجانده است؟ به هر حال ما نمي توانيم مدعي شويم امثال افروغ و مطهري و توكلي وخوش چهره همگي اشتباه مي كنند و دنبال منافع شخصي هستند.
    من يك سوال مي پرسم. شما از همين افراد اخلاق ديديد؟ برخي از اين افراد همين الان در مجلس هستند. كدام يك رعايت اخلاق مي كنند؟اخلاق طرفيني هست. اصلافرض كه رقباي آنها در طيف اصولگرا اخلاقي رفتار نمي كنند، خب عيبي ندارد آنها اخلاقي باشند. مگر اينها شيعه نيستند؟ يادشان رفته پيامبر رويش خاكروبه ريخته مي شد.
    
    اين صحبت شما به نوعي اصولگرايان خودي را هم به تدريج از حضور در عرصه سياسي پشيمان نمي كند؟
    ما چه كار كنيم؟ بايد برويم در خانه هايشان سلام كنيم و بگوييم برگرديد؟ من حاضرم اين كار را بكنم. ببينيد حرف ما اين است كه كسي حق ندارد براي نظام شرط بگذارد. كسي حق ندارد قهر كند. يك پيامبر قهر كرد كه آن هم سرنوشتش را همه مي دانيم. كدام مسوول قهر مي كند. من مي گويم اين تفكر دوستان مان اشتباه است. مثلاهمين الان مگر آقايان توكلي و مطهري كم احترام دارند؟ آقاي توكلي كه مركز پژوهش هاي مجلس هم در اختيارش است. نمايندگان هم كه احترام مي گذارند. به هر حال در مجلس تضارب آراست.
    
    مسلما منظور آقاي افروغ و دوستان شان هم تضارب آرا نيست. مثلاآقاي خوش چهره بعد از انتخابات مجلس 8 مصاحبه كرد و گفت در حوزه انتخابيه يي كه خودش و خانواده اش به او راي دادند حتي يك راي هم به اسمش خوانده نشده، چقدر اين ذهنيت ها را در امتناع اين افراد در برگشت به عرصه انتخابات موثر مي دانيد؟
    اين حرف ها حرف هايي است كه از درون آن فتنه بلند مي شود. من اين حرف آقاي خوش چهره را قبول ندارم. مسلما اشتباهي شده است. به هر حال سر صندوق كه دولتي ها نيستند. سر صندوق ها معتمدين نظام حضور دارند.
    
    درباره اصلاح طلب ها چطور؟جامعه روحانيت مبارز و جامعتين آيا روي اين موضوع كار كرده اند كه بايد چه بستري را فراهم كنند تا اصلاح طلب ها به عنوان رقيب اصلي شان به عرصه سياست برگردند و آيا اصلاقبول دارند كه بايد در آشتي دادن اصلاح طلب ها با عرصه سياسي، نقش ايفا كنند؟
    اصولگرايان از ورود اصلاح طلب ها به عرصه سياسي كشور استقبال مي كنند. به هر حال اتفاقاتي در سال 88 افتاده و شايد تنها انتظار نظام اين است كه اصلاح طلب ها جبران اين اتفاق را كنند و از اين تنگنايي كه در آن گرفتار شده اند، بيرون بيايند. به هر حال براي ما ملاك نظر مقام معظم رهبري است و تصور ما اين است كه اصلاح طلب ها پس از فرمايشات رهبري مواضع شان را تنظيم كرده اند. با اين فرض اصولگرايان ميدان را بايد باز كنند تا اصلاح طلب ها در ميدان حضور پيدا كنند و رقابت كنند. به عبارتي هر اصلاح طلبي كه چهار اصل اسلام، انقلاب، امام و انديشه هايش و مقام معظم رهبري را با رهنمودهايش قبول داشته باشد، مي تواند در عرصه سياسي كشور فعال باشد و بايد اصولگرايان هم تا جايي كه مقدور است بستر حضور آنها را در انتخابات و فضاي سياسي كشور مهيا كنند.
    
    در كنار اين بستري كه اصولگرايان بايد فراهم كنند، اصلاح طلبان هم تاكنون در يك موضع مشترك، شرط خود براي برگشت به عرصه سياسي را محقق شدن شروط آقاي خاتمي عنوان مي كنند. به نظر شما آيا جو سياسي كشور به سمتي مي رود كه با تحقق اين شروط آرامش به ميدان سياست برگردد؟
    من براي آقاي خاتمي احترام قايل هستم. اما ايشان بايد در كنار اين سخنان ببينند كه نظام هم براي آنها چه شروطي دارد تا آنها بر گردند. به عبارتي افرادي كه در گردابي افتادند براي برگشت شرط هم دارند؟ اين از آن چيزهايي است كه عقل سليم نمي پذيرد و نبايد تصور كنند كه براي نظام خط و نشان بكشند و نظام هم براحتي شرط هاي آنها را بپذيرد.
    
    يعني قرار نيست اصولگرايان انعطاف هايي را براي آشتي اصلاح طلبان به خرج دهند؟
    چرا اين كار را كنيم؟ اول اصلاح طلبان برادري خودشان را به ما ثابت كنند بعد ادعاي ارث و ميراث داشته باشند. هنوز برادري دوستان براي ما ثابت نشده است. اول ثابت كنند كه در خط هستند و با نظام هستند. بايد دوستان بگويند آيا به وصيتنامه امام خميني(ره) عمل كردند. شرط ما همين است كه به وصيتنامه امام عمل شود.
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
غیر قابل انتشار: ۲
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۳۸ - ۱۳۹۰/۰۴/۲۳
0
2
اگر راست بگین همه چی مال مردمه پس کی منت مردمو میکشه؟شما که یکسره مشغول هم هستید؟
نظرات بینندگان
captcha