پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : خجسته ناطق: خسته و گرسنه از مدرسه برگشته بود. مي دانست در خانه چيزي براي خوردن پيدا نمي شود و مادرش مانند هميشه خمار و عصباني، تلافي حال خرابش را سر او و خواهر و برادر بي گناهش در خواهد آورد.ولي وقتي پا به خانه گذاشت، بر خلاف تصورش همه جا مرتب و آرام بود. مادرش «سر کيف» و خوشحال به استقبالش آمد و گفت: عزيزم! امروز ديگر بايد «بله» را بگويي و گرنه...! و او مي دانست در صورت مخالفت باز هم با چوب و چماق و انبر و قاشق داغ به جانش مي افتد و بدن نحيفش را سياه و کبود مي کند.
زمان زيادي نگذشت که به ناچار «بله» را گفت و به خاطر هزينه اعتياد مادرش به عقد يک قاچاقچي درآمد و اکنون پس از سالها تحمل رنج و مرارت به جرم حمل و نگهداري موادمخدر به حبس ابد محکوم شده است و بايد تا آخر عمر، پشت ميله هاي زندان تاوان اعتياد مادرش را پس بدهد!اعتياد زنان؛ نيازمند رويکردهاي نوين رواج اعتياد به موادمخدر در نزد زنان، زنگ خطر بزرگي است که مدتهاست براي خانواده هاي ايراني به صدا درآمده است.
تحقيقات نشان مي دهد، تأثير اعتياد مادر، در فروپاشي خانواده و قرباني شدن کودکان به مراتب بيش از اعتياد پدر است زيرا اعتياد مادر به عنوان رکن خانواده، نظم و انضباط اين نهاد را بر هم مي زند و در صورت زنداني شدن زن معتاد، بيشتر ديده شده است که همسر او ازدواج مجدد مي کند و زندگي خانوادگي نابسامان مي شود.
به همين خاطر تصور بيشتر افراد جامعه در مورد اعتياد اين است که موادمخدر و سؤ مصرف، بيشتر پديده اي مردانه است و زنها بسيار کمتر از مردها به اعتياد رو مي آورند. شايد به دليل اينکه پديده اعتياد با نقش آشناي همسر و مادري مهربان و دلسوز در جامعه ايراني، همخواني ندارد اما آيا به راستي اينگونه است؟ آيا زنان نسبت ناچيز و بي اهميتي را از جمعيت معتادان در کشور ما تشکيل مي دهند.
ستوان يکم «شهرزاد ضميري» مشاور خانواده در اداره مشاوره پليس در اين باره به گزارشگر ما مي گويد: هرچند آمار دقيقي از مقدار جمعيت زنان معتاد در کشور در دست نيست، اما براساس برخي آمار و اطلاعات پراکنده و مقدماتي، ديگر نمي توان به آساني گفت که جمعيت اندکي از زنان، گرفتار موادمخدر و پيامدهاي آن هستند. از سوي ديگر به گفته مسؤولان زندانهاي کشور، هم اکنون حدود نيمي از زندانيان زن در ارتباط با موادمخدر و اعتياد در زندان به سر مي برند که در سالهاي اخير نيز رو به افزايش است. با وجود اين، بخش قابل توجهي از جمعيت معتادان زن کشور در آمار گنجانده نمي شود زيرا بسياري از زنان و دختران ايراني به دليل برچسب هايي که به يک زن و دختر معتاد در جامعه ما زده مي شود، کمتر تصور مراجعه به مراکز «خود مصرف» را دارند بنابراين در بيشتر موارد، اعتياد در زنان و دختران پنهان مي ماند.اين مسؤول با بيان اينکه زنان معتاد به مراتب آسيب پذيرتر از مردان معتاد هستند، مي افزايد: متأسفانه مصرف مواد در زنان بيشتر اوقات با آسيب هاي اجتماعي مانند فرار از خانه، روسپيگري و خشونت همراه است. از سوي ديگر وقتي يک زن گرفتار اعتياد مي شود فرزندان و خانواده او نيز به شدت از اين رفتار متأثر مي شوند، زيرا نه تنها در فرهنگ ايراني بلکه در بيشتر فرهنگ هاي جهان، به زنان معتاد به چشم افراد بي بند و بار و بي عفت نگاه مي کنند و اگر چنين زني خانواده داشته باشد، خانواده وي نيز از اين انگها و برچسب ها مصون نمي مانند.وي ادامه مي دهد: بويژه دختران خانواده در نتيجه همانند سازي با مادر و مشکلات عاطفي ناشي از سؤ مصرف مواد به وسيله مهربان ترين عضو خانواده، دچار انحرافات و پيامدهاي جبران ناپذيري مي شوند.
کاهش فرصت ازدواج دختران معتاد
اين روان شناس در ادامه يادآوري مي کند که اعتياد مي تواند مانع بزرگي در ازدواج دختران معتاد باشد زيرا هيچ فردي راضي نمي شود چنين دختري را به عنوان مادر فرزندان خود برگزيند و اگر دختر معتادي بتواند با مکر و فريب، فردي را به خود جلب کرده و با او ازدواج کند، بي ترديد اين ازدواج پايدار نمي ماند.به گفته وي، زنان معتاد افزون بر از دست دادن اعتبار و منزلت اجتماعي شان، از لحاظ عرف جامعه نيز طرد مي شوند. اين طرد از سوي خانواده فرد معتاد نيز صورت مي گيرد به جهت آنکه اعتياد زنان نشانه فرو غلتيدن آنان در رفتارهاي ضد اخلاقي هم است. با اين نگرش، خانواده زنان معتاد روابط عاطفي و حمايت هاي خانوادگي را از آنان قطع مي کنند و اين مسأله، سرآغاز مشکلات جديدتري است.
مادران گمشده
شهرزاد ضميري، مشاور خانواده در ادامه مي گويد: بي ترديد اعتياد مادر موجب مي شود که پيوسته به فکر رفع وابستگي هاي جسماني و رواني خود باشد و نتواند وظايف مادري اش را به خوبي انجام دهد، در نتيجه فرزندان اين خانواده از احساسات و عواطف مادري محروم مي شوند و ممکن است جذب کساني شوند که به دروغ نسبت به آنها اظهار عشق و علاقه مي کنند. همچنين به دليل ارتباط پيوسته مادر با فرزندان، اثرگذاري او بر افکار، اخلاق و رفتار فرزندان بيش از پدر است، بنابراين تأثيرات منفي اعتياد مادر بر دختران، بسيار بيشتر است.
اين مشاور خانواده ادامه مي دهد: «اعتياد» براي خود فرد يک مسأله است و براي خانواده او مسأله اي ديگر، زن معتاد نه تنها وجود خود را که سرمايه اي ارزشمند براي جامعه و خانواده است به خطر مي اندازد بلکه زندگي همسر و فرزندان را به تباهي مي کشاند. خانه معتاد، خانه اي سرد و بي رونق است و گرمي و حرارتي در آن به چشم نمي خورد. زن معتاد نسبت به اعضاي خانواده احساس مسؤوليت نمي کند و هميشه نيازهاي خود را بر خواسته هاي آنها مقدم مي دارد، ارتباط عاطفي او به اعضاي خانواده بسيار سطحي و زودگذر است و در آلام و مشکلات اعضاي خانواده همدردي نمي کند. چنين رويه اي در نهايت به درخواست طلاق از سوي مرد منجر مي شود.
پيامدهاي فردي اعتياد زنان
اين کارشناس ارشد روانشناسي با اشاره به اينکه کمترين پيامد اجتماعي اعتياد در زنان، متلاشي شدن خانواده است، مي افزايد: براساس آمار جهاني، اعتياد در زنان عوارض خطرناک تري نسبت به مردان ايجاد مي کند. براي نمونه، فاصله زماني اولين تجربه مصرف مواد، تا تزريق مواد در زنان به طور ميانگين 2 سال به درازا مي کشد در حالي که اين زمان در مردان حدود 8 سال است با اين حساب زنان 6 سال زودتر از مردان به ورطه وابستگي شديد کشيده مي شوند که درمان آن سخت تر و عوارض جسمي،رواني و اجتماعي آن نيز به مراتب بيشتر است و نيز مرگ در اثر مصرف مواد در زنان و دختران سريع تر رخ مي دهد. بخصوص مصرف بيش از اندازه، خودکشي و تصادفات ناشي از آثار مصرف برخي مواد علت اصلي مرگ و مير در زنان معتاد است.
همچنين از آنجا که اعتياد در زنان، زمينه ساز انحرافات ديگر است، استفاده تزريقي از مواد و وجود سرنگهاي مشترک در نزد اين زنان خطر ابتلا به ايدز، هپاتيت و ساير بيماريهاي مقاربتي را افزايش مي دهد.
وي در ادامه مي گويد: جالب اينکه در بعد درمان، پيش آگاهي بهتري در زنان نسبت به مردان وجود دارد و اين مسأله اميدواري بيشتري در به نتيجه رسيدن اقدامات درماني در زنان معتاد پديد مي آورد. از سوي ديگر، برخي موانع نيز پيش روي زنان درخصوص اقدام به درمان اعتياد وجود دارد که بايد به آنها توجه کرد. به باور اين مشاور خانواده شايد مهمترين مانع در اين ميان، باورها و نگرش هاي موجود در جامعه درباره زنان معتاد باشد، اگرچه افراد جامعه مي توانند اعتياد را در مردان يک نوع بيماري فرض کنند اما در مورد زنان معتاد شرايط متفاوت است.متأسفانه بيشتر افراد، اعتياد را در زنان يک موضوع غيراخلاقي در نظر مي گيرند تا يک بيماري در نتيجه، زنان با دروني کردن نگرش موجود در جامعه مبتني بر اينکه اعتياد، نوعي تزلزل اصول اخلاقي در آنهاست از درمان خود اجتناب مي کنند.
زنان معتاد و زندان
با توجه به اينکه بيشتر زنان معتاد مرتکب جرايمي مانند سرقت، جيب بري يا توزيع موادمخدر مي شوند و در نهايت از زندان سر در مي آورند بايد ديد در زندان براي اين زنان چه اقداماتي انجام مي شود تا پس از سپري کردن دوران محکوميت و آزادي از زندان بار ديگر به اعتياد رو نياورند.
صديقه صبري، کارشناس پرستاري و مسؤول توزيع متادون در زندان در اين باره به خبرنگار ما مي گويد: زنان معتادي که در زندان ترک مي کنند از دو گروه تشکيل مي شوند: يک گروه زناني هستند که مرتکب جرايمي شده اند و در زندان از سر اجبار به ترک اعتياد اقدام مي کنند. آنها پس از آزادي، از آنجا که مشکلشان برطرف نشده است، دوباره به استفاده از مواد رو مي آورند اما گروه دوم که داوطلبانه براي ترک اقدام مي کنند و متادون درماني مي شوند، پس از آزادي ديگر بازگشت نمي کنند، چون متادون دارويي است که گيرنده هاي مغز افراد معتاد را که بر اثر استفاده موادمخدر تحريک شده است، سرکوب مي کند. اين افراد با استفاده از متادون مي توانند تا آخر عمر پاک بمانند. جالب اينکه بعضي افراد پس از 6 ماه تا يک سال، متادون را هم توانسته اند کنار بگذارند با اين حال ما به افرادي که در زندان متادون درماني کرده اند معرفي نامه مي دهيم تا بتوانند پس از آزادي از زندان با رفتن به نزد کلينيک هاي ترک اعتياد، متادون نيمه بها دريافت کنند.
وي در ادامه مي گويد: در زندان به جز متادون درماني براي اين افراد کلاسهاي مهارت زندگي گذاشته مي شود تا ياد بگيرند چگونه استرس و عصبانيتشان را کنترل کنند. همچنين کلينيک مثلثي داريم که درباره بيماريهايي مانند ايدز، هپاتيت و ساير بيماريهاي مسري و خطرناک به آنها آموزش مي دهيم زيرا بيشتر اين افراد در اين زمينه هيچ اطلاعاتي ندارند و نمي دانند اعتياد تزريقي و بعضي از عادات نادرست، آنان را به اين بيماريها مبتلا مي کند.
پيشگيري با نگاه به ويژگي هاي جنسيتي
ناديده گرفتن و يا توجه کمتر به بحث اعتياد زنان در آينده اي نه چندان دور، پيامدهاي ناگواري را بر جامعه تحميل مي کند. اکنون در دنيا در حوزه هاي پيشگيري، درمان، آموزش، پژوهش، بهداشت و رفاه اجتماعي به بحث تفاوتهاي جنسيتي در برنامه ريزيها توجه خاص مي شود. در مورد اعتياد نيز بايد به اين مسأله توجه کرد زيرا از نظر اقدامات پيشگيرانه و درماني، زنان به دليل ويژگي هاي خاص جنسيتي نيازمند حمايت هاي ويژه و اختصاصي هستند، هرچند توجه به بحث اعتياد زنان در گذشته به دليل تمرکز بر اعتياد مردان، بيشتر مغفول مانده بود اما رويکرد جديد ستاد مبارزه با موادمخدر نويدبخش تدارک اقداماتي جديد در راستاي توجه به اعتياد زنان و دختران است.