کد خبر: ۳۱۸۹۸
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۲ : ۱۳ - ۲۷ تير ۱۳۹۰
جریان انحرافی خطرش بیشتر از سازمان منافقین و مجاهدین است

پالیزدار از جزئیات روزهای پس از افشاگری می گوید: خواست دولت بود كه با من برخورد شود/ فكر می‌كردیم آقای احمدی‌نژاد حامی ماست

بر اساس این لایحه، هر فردی كه در دستگاه خودشان نسبت به رییس‌شان به فسادی برمی‌خورد و گزارش به دستگاه امنیتی و نظارتی می‌دهد، مورد حمایت قرار می‌گرفت و حتی مجهز به اسلحه می‌شد
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
عباس پالیزدار که این روزها زیاد مصاحبه می کند و برخی آن را ورود احتمالی وی به صحنه انتخابات مجلس می دانند، تاكید كرد از او استفاده ابزاری شده است .

به گزارش انتخاب، اهم اظهارات وی در گفت و گو با روزنامه شرق چنین است :


• من مدت طولانی با مجلس همكاری داشتم. این همكاری از مجلس چهارم خیلی جدی‌تر شد. به عنوان مشاور در كمیسیون‌ها و كارشناس در مركز پژوهش‌های مجلس در تحقیق و تفحص‌ها حضور داشتم!


از آنجا كه من دبیر یك ان.جی.او قوی به اسم خانه صنعت ایران بودم و بسیاری از شعارهای نمایندگان مجلس هم حول حمایت از تولید، صنعت و این‌گونه مسایل بود، با آنها همكاری داشتیم. نمایندگان به نگاهای تخصصی ما نیاز داشتند، لذا در خانه صنعت نشست برگزار می‌كردند. حتی ما نمی‌رفتیم نمایندگان می‌آمدند. من نكاتی را به عنوان دبیرخانه صنعت درخصوص گلوگاه‌های مشكلات صنعت به تمام مسوولان نوشتم و ارایه دادم. از یك باب متاسفانه و از یك باب خوشبخانه فقط آقای هاشمی‌رفسنجانی موضوع را متوجه شد.


• در سال 80 زمانی كه مقام معظم رهبری موضوع مبارزه با مفاسد را طرح كردند، ما برای پیگیری این مساله برنامه‌ریزی كردیم. منظورم در زمان دبیری همان ان.جی.او «خانه صنعت» است. در این ان جی او ،یك عده بچه‌های جبهه و جنگ بودیم. در قالب آن، هم روحانی، هم رزمنده‌های دوران جنگ بودند.


این مجموعه شناخته شده بودند. اما شاید راضی نباشند اسم آنها برده شود. بهتر است اسم آنها را نگوییم. زمانی كه در جریان دستگیری ما همه آنها رفتند كنار معنایش این است كه دوست ندارند ما اسمشان را ببریم. اسم بردن از آنها مشكلی از ما كم نمی‌كند بلكه شاید مشكلی برای آنها ایجاد كند كه صلاح نیست بگوییم.


• ‌در آن زمان در مجلس مطرح شد كه خانم آجرلو نماینده كرج شما را به كمیته تحقیق و تفحص آورده است. ما خودمان خانم آجرلو را آوردیم. آمدن خانم آجرلو توسط بچه‌های جبهه و جنگ بود.


• نخیر، همسر خانم آجرلو قاضی هستند. آن زمان قاضی دادگاه انقلاب كرج بودند. ما از طریق دو تا از اخوی‌های ایشان حاج داوود و حاج احمد كه از فرمانده‌هان جنگ بودند و شهید شده‌اند این خانواده را می‌شناختیم. برادرهای شهید ایشان همسنگر و رفقای ما بودند. بچه‌های جنگ به حاج احمد به خصوص ارادت خاص داشتند. ما ابتدا سراغ عباس برادر جانباز خانم آجرلو رفتیم. گفت من تحصیلاتم پایین است. سوادش را ندارم و نمی‌توانم. خواهرشان را پیشنهاد كرد. اتفاقا آقای زاكانی هم كه رییس بسیج دانشگاهی دانشگاه تهران بود، خانم آجرلو را از زمان ریاست بسیج خواهران می‌شناخت. این آشنایی موجب شد خانم آجرلو انتخاب شوند.


• ‌در آن زمان كمیته تحقیق و تفحص شكل گرفته نبود اما در برنامه‌های ما بود. از جمله مواردی كه وقتی خواستیم خانم آجرلو را بیاوریم با ایشان مطرح شد. این بود كه خانم آجرلو گفت شرط من این است كه شماها هم باشید، گفتند این‌گونه نشود كه من آبروی حاج احمد و داوود را ببرم. ما از ایشان سوال كردیم شما اهل مبارزه هستید؟ گفتند بله هستم. به ایشان گفتیم اصل برنامه ما مبارزه با فساد است. گفت شما در همه مراحل با من باشید، من هم همكاری می‌كنم. این عین حرف‌هایی است كه در باغی در چهاردانگه با هم نشستیم و زدیم. زمانی كه كار را شروع كردیم ما همانطور كه وعده داده بودیم، عمل كردیم.


• در ابتدای امر ما شروع به یك تحقیق و تفحص خودسرانه كردیم. البته شاید خودسرانه نشود گفت به دلیل آنكه هر نماینده مجلس خودش یك جایگاه قانونی دارد و می‌تواند به تنهایی تحقیق و تفحص و نظارت بر دستگاه‌های دیگر داشته باشد. ما از همان اختیار كه قانون به یك نماینده داده بود خانم آجرلو را به عنوان اهرم جلو قرار دادیم و شروع به تحقیق و تفحص در مورد فساد كردیم.


• ‌قبل از آن خودمان پرونده و اطلاعاتی از مفاسد جمع‌آوری كرده بودیم . مثل یكسری تخلفاتی در بحث زمین‌خواری داشتیم.


• آن آدم‌ها از نظر من گزینش شده نبودند. ولی شاید كسانی كه به من می‌گفتند مثلا خبر ‌داری فلان فرد هم مشكل دارد و روی آن كار كنید، با انگیزه می‌گفتند. واقعیت این است كه برای من مهم نبود آن فرد كیست؟ برای من مهم این بود كه هر چه فرد دم كلفت‌تر، عشق من بیشتر بود تا دنبال جمع‌آوری اطلاعات بروم. چپ و راستش برای من اهمیت نداشت.


• من بدون در نظر گرفتن زاویه فكری وارد این ماجرا شدم. در شروع كار هم كسی به من جهت فكری نمی‌داد. اما در دل كار این اتفاق افتاد. من وقتی وارد یك كارزار شده بودم دنبال این بودم كه نیروهای خودم را قوی‌تر كنم. پشتوانه‌های قوی‌تری بیاورم به دلیل آنكه وارد یك كارزار شدم. ناچارا پیش آقای احمدی‌نژاد رفت و آمد ما زیاد شد.


• جلسات متعددی با مجموعه ریاست‌جمهوری و شخص آقای احمدی‌نژاد داشتیم. آقای احمدی‌نژاد در شعارهایش همیشه مبارزه با فساد را مطرح می‌كرد و ما فكر می‌كردیم حتما این شعار‌ها قرار است به عمل تبدیل شود. بنابراین سمت ایشان زیاد رفتیم و نماینده‌هایی هم در وسط كار وقتی دیدند ما جدی هستیم، كم‌كم به ما پیوستند.


• با وجود اینكه مصوبه مجلس را داشتیم، خیلی تلاش كردیم تا به قوه قضاییه ورود كنیم. اجازه ورود به دستگاه قضایی را نداشتیم. عنوان می‌شد قوه قضاییه زیر نظر رهبری است و اجازه ورود نداریم. تا اینكه نمایندگان ملاقاتی با رهبری داشتند و مجلس با رهبری برای انجام این كار هماهنگی انجام دادند. دستور اكید رهبری اجازه ورود به قوه قضاییه را داد.


• ‌در این مراحل آقای احمدی‌نژاد حضور نداشت . فقط مجلس و همان كمیته 24 نفره تحقیق و تفحص و آقای حدادعادل بودند. شاید این حرف كه آقای احمدی‌نژاد در حاشیه ماجرا از رهبری كمك خواسته باشند، درست بوده باشد.


• ما در آن مراحل با خانم آجرلو، پیش آقای احمدی‌نژاد رفتیم.
• ‌

• تضمینی به ما داده شد كه با پیگیری این پرونده‌ها مشكلی برای شما پیش نمی‌آید . بدین گونه كه آقای داوود احمدی‌نژاد لایحه‌ای را به من نشان داد كه این لایحه یا در زمان آقای خاتمی تهیه شده و مسكوت مانده یا در دوره خود آقای احمدی‌نژاد استارت خورده است. بر اساس این لایحه، هر فردی كه در دستگاه خودشان نسبت به رییس‌شان به فسادی برمی‌خورد و گزارش به دستگاه امنیتی و نظارتی می‌دهد، مورد حمایت قرار می‌گرفت و حتی مجهز به اسلحه می‌شد. رییس سازمان حق برخورد سازمانی نداشت و اگر برخوردی می‌شد، ریاست‌جمهوری حمایت می‌كرد. آقای داوود احمدی‌نژاد به من گفت: ما این‌گونه به دنبال مبارزه با فساد هستیم و حمایت می‌كنیم. این لایحه فقط برای شما تهیه نشده است. ما دنبال این هستیم همه مردم، همه جمعیت 70 میلیونی تبدیل به نیروهای امنیتی در مبارزه با مفاسد شوند.


• در ابتدا نگرانی نداشتم. وقتی كار استارت خورد، سعی می‌كردم به خودم بقبولانم با قانون محكم و قوی مشكلی پیش نمی‌آید. اما در اواخر كار و پایان ماجرا به این یقین رسیدم كه حتما با من برخورد خواهد شد.


• بارها گفته‌ام كه دولت به هیچ‌وجه، انگیزه مبارزه با فساد را نداشت. این امر برای دولت فقط یك نردبانی برای بالا رفتن بود. مردم هم از اینكه فساد در كشور بیداد می‌كرد به ستوه آمده بودند. برای مردم مهم نبود چه كسی می‌خواهد با فساد مبارزه كند. مهم این بود كه یك نفر حق‌شان را از گلوی مفسدان دربیاورد. با این شعاری كه سر داده شد، مردم گمراه شدند. امثال پالیزدار‌ها هم ابزار شدند كه مردم بپذیرند قرار است با فساد مبارزه شود.

• در حال حاضر با وثیقه، موقت آزاد هستم.


• بخشی از این باند پالیزدار كه عنوان می شد ، خانواده من بودند. همسرم، برادرم و برادر همسرم و باجناقم بودند كه همگی بازداشت شدند و افراد دیگری كه هیچ دخالتی در افشاگری‌ها نداشتند. مجموعه كسانی كه در این پرونده مورد آسیب قرار گرفتیم شكایتی را از عوامل بازداشت تهیه كردیم. شكایت ما در حال رسیدگی است.


• اگر روزی قرار باشد از جریان انحرافی تحقیق و تفحص كنیم به مراتب فساد اینها بیشتر است. من چندین مورد از فساد این جریان مانند همان هتل هفت ستاره رامسر كه چندین هزار متر زمین و جنگل سفید تمشك رامسر در حال تخریب هستند را جمع كرده‌ام. برای كارشان اسم ساخت هتل گذاشته‌اند تا اراضی كه عتیقه‌جات در آن بوده را به تاراج ببرند.


• جریان انحرافی دنبال زدن ریشه و اصل اسلام است. مفسدان شاید فقط چپاولگر بیت‌المال از باب شكم خود و خانواده‌هایشان باشند اما نگاه جریان انحرافی زدن اصل اسلام است. من جریان انحرافی را بسیار خطرناك‌تر از همه مشكلات و مصایب دیگر نظام می‌دانم. حتی جریان انحرافی خطرش بیشتر از سازمان منافقین و مجاهدین است. به نظرم منافق واقعی، بالفطره و ذاته همین جریان انحرافی است. شاید منافقین یك عده جوان را گول زده و در واقع فریب دادند اما این جریان انحرافی به ذات منافق و فریب‌دهنده است. از ریشه با نفاق جلو آمده‌اند. با چهره دیگری روی كار آمده‌اند اما در عمل كار دیگری را در جامعه اجرا می‌كنند.


• ‌این بحث جن‌گیری و رمالی كه این روزها مطرح است و عنوان می‌شود بخشی از دولت و جریان انحرافی مدعی استفاده از آن هستند، كاملا صحیح است. من موثق اطلاع دارم. از نزدیك با آدمای موثرشان ارتباط داشتم و می‌توانم تایید كنم كه مدعی ارتباط با عالم ماوراالطبیعه هستند. اصلا ما چنین چیزهایی در تاریخ نداشتیم. مطالب جدیدی است. اینها می‌خواهند بگویند امام زمان(عج) ظاهر است و وقتی امام زمان(عج) ظاهر است، دیگر ولی‌فقیه معنی ندارد.


• من حتی معتقدم خواست دولت بود كه با من برخورد شود. اگر پالیزدار بیرون بود، پی برده بود جریان از چه قرار است! و آنها به هدفی كه می‌خواستند نمی‌رسیدند. ممكن بود من افشاگری‌های دیگری انجام بدهم و بگویم اینها هیچ حمایتی از مبارزه با فساد نكرده‌اند. به همین دلیل به نتیجه‌ای كه می‌خواستند، نمی‌رسیدند. من می‌گویم خواست آنها بازداشت من بود.


• زمانی كه مناظره‌های انتخاباتی از تلویزیون پخش می‌شد، من زندان بودم. وقتی مناظره آقای احمدی‌نژاد با یكی از كاندیداها را دیدم، زنگ زدم به دفتر آقای احمدی‌نژاد. پشت تلفن تشخیص نمی‌دادم چه كسی است اما مطمئن هستم كه وقتی گفتند پالیزدار پشت خط است، یكی از افراد موثر در دفتر آقای مشایی یا یك فرد تصمیم‌گیر پشت خط آمدند. به آن فرد گفتم؛ این بازی را تمام كنید. گفتم اسامی بقیه مفسدان را هم بگویید. گفتم من می‌بینم برخی از مفسدان اطراف شما هستند و شما اعتراضی نمی‌كنید


• ‌در آن مقطع از جریان انحرافی سند و گزارشی درباره تخلفات‌شان نداشتیم، البته كم‌كم به شك افتادیم و به این رسیدیم كه اینها هم در حال تخلف هستند، اما چون یقین نداشتیم، ناچار بودیم بی‌تفاوت باشیم.


• روند دستگاه قضایی كشور این است كه سازمان بازرسی كل كشور سال به سال تحقیق و تفحص انجام می‌دهد. زمانی كه ما شروع به كار كردیم سال‌های اولیه ریاست جمهوری بود و هنوز فرصتی برای بروز تخلفات نبود یا تخلفات كمرنگ بود. به هر حال هنوز مدرك و سندی دال بر تخلف به دستگاه قضایی نیامده بود.


• مطمئن باشید اگر همان زمان متوجه می‌شدیم- با اینكه فكر می‌كردیم آقای احمدی‌نژاد حامی ماست- برای ما فرقی نداشت و با اطرافیان وی برخورد می‌كردیم. شاهد ادعای من حاج آقا داوود احمدی‌نژاد است. در همان مقطع من از آقای مشایی تخلف داشتم. اما تخلفی نبود كه به قوه قضاییه رسیده باشد و در تحقیق و تفحص ما نبود. اما از طریق دستگاه امنیتی شنیده بودیم.


• همان مساله‌ای را كه آقای گلپور مطرح كرده من سال 86 مطرح كردم. گفتم آقا داوود، این مساله جنگل دالخانی باید بررسی شود. آقا داوود گفت، خود شما با احمدی‌نژاد مطرح كنید، بهتر است. از من باور نمی‌كنند و من به آقای احمدی‌نژاد گفتم، من از آن زمان می‌دانستم كه این مشكل وجود دارد، اما پرونده و سند نداشتیم. یا مثلا یكی از روزنامه‌ها با من تماس گرفت كه چرا سراغ بقیه افراد نرفتید، گفتم من سندی نداشتم. گفتند بیاید ما سند می‌دهیم.
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
غیر قابل انتشار: ۴
نخودآش
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۸:۴۸ - ۱۳۹۰/۰۴/۲۷
0
1
دقت کردید کل آقایان بعد از اینکه انفصال خدمت میشن یا بهشون میدون نمیدن یهو بلبل میشن ودلشون بحال مردم میسوزه و منتقد دولت میشن. نمونه اش کل وزرای اخراج شده آقای احمدی نژاد و همین دوست عزیزمون
نظرات بینندگان
captcha