کد خبر: ۳۲۰۰۷
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۵۸ : ۱۲ - ۲۸ تير ۱۳۹۰

عيادت، ملاقات و ميهماني رفتن در تهران قديم چگونه بود؟

تهراني هاي قديم در هر صورت با خود براي عيادت گل نمي بردند، چراكه اولااين رسم اروپاييان بود و هنوز آنچنان در ايران رواج پيدا نكرده بود و ديگر اينكه چيزي را كه به كار بدن و صحت بيمار نيايد، شايسته بردن نمي دانستند.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
عيادت و ملاقات بيماران از اموري بود كه مردم تهران قديم سخت به آن پايبند بودند و رعايت مي كردند. اگر به ملاقات بيمار مي رفتند حتما چيزي در خور وضع طبيعت و ناخوشي او همراه مي بردند؛ مثلااگر بيمار تب حصبه، يرقان و دردهايي مثل آن داشت به تناسب فصل گرمك و هندوانه، خيار، ليموشيرين، ليموترش، آب ليمو و امثال آن مي بردند و اگر مريض داراي ضعف و سستي، ناتواني و ناراحتي هاي عضلاني و روحي بود، سيب و گلابي، به، مركبات مي بردند و اگر اطلاعي از چگونگي حال مريض نداشتند، حتما با خود يك يا چند شيشه شربت از قبيل شربت بهارنارنج، به ليمو، ترنج، ريواس و آلبالو مي آوردند و اگر بيمار قواي عقلاني و توان فكري اش را از دست داده بود شيريني جات، امثال باقلواي گردو، باقلواي پسته و پسته خام، چهارمغز (مغز گردو، پسته، بادام و فندق) و نبات مي بردند.

به گزارش انتخاب،با اين حال همراه همه اين موارد چند جوجه مرغ يا جوجه خروس را نيز فراموش نمي كردند و معتقد بودند جوجه مرغ جهت بيماران سردمزاج و جوجه خروس براي گرم مزاجان مفيد است.

تهراني هاي قديم در هر صورت با خود براي عيادت گل نمي بردند، چراكه اولااين رسم اروپاييان بود و هنوز آنچنان در ايران رواج پيدا نكرده بود و ديگر اينكه چيزي را كه به كار بدن و صحت بيمار نيايد، شايسته بردن نمي دانستند.

 تهراني هاي قديم همچنين براي عيادت از بيماراني كه داراي چندان بضاعتي نبودند، علاوه بر دست پر رفتن كه حتما چيزي برايش مي بردند، هنگام خداحافظي نيز پولي به اقتضاي حاجت بيمار يا كرم خود زير تشكش قرار مي دادند.

البته اين رسم طبقه پايين و متوسط مردم بود، اما طبقات بالاتر و متمكن مملكت نيز از آن مستثني نبودند و هرگز در چشم روشني ها و در ملاقات و عيادت ها اگر چيزي مي بردند، چيزي مانند گل كه تنها جنبه خوشايند آني گيرنده يا صاحب منزل را داشته باشد، در نظر نمي گرفتند بلكه سعي مي كردند وسايل خانه به درد بخور و مفيد با خود بياورند؛ از جمله تك پايه (لاله هايي كه در يك پايه قرار دارد و يك كاسه لاله كه با شمع روشن مي شود كه در رنگ هاي مختلف و ساخت و تراش هاي گوناگون در بلورفروشي ها به فروش گذاشته مي شد)، دو شاخه، سه شاخه، جار (لاله چندشاخه داراي چراغ هاي بلند با پايه مروي)، قاليچه، گلدان نقره، سرويس چيني مرغي (چيني هاي ظريف نازك گل برجسته كه از بهترين چيني هاي آن دوره، نقوشي از گل و بلبل با شاخ و برگ بود)، گل سرخي (ظروف چيني اعلاكه داراي نقش غير برجسته از نوع گل سرخي بود)، پشتي (اسبابي جهت قرار دادن در پشت براي نشستن مانند بالش بزرگ با رويه مخمل، كركر، قاليچه و آستر به تناسب رويه و دروني از پنبه)، پادري (قاليچه كوچك كه ميان درگاه يا جلو پا بيندازند)، ساعت و از اين قبيل.

اوقات به عيادت رفتن

ساكنان قديم تهران براي عيادت رفتن بهترين اوقات را قبل از ظهر مي دانستند و مي گفتند كه بيمار زود بلند مي شود و هنگام غروب، بدترين زمان عيادت بود، چرا كه اعتقاد داشتند ناخوشي بيمار سنگين مي شود و از آن بدتر شب شنبه و چهارشنبه بود كه مي گفتند شگون ندارد. البته يك سري از افراد هم بودند به نام بدقدم (كساني كه داخل كار و معامله هر كس مي شدند آن كار سر نمي گرفت) و بد نفوس (اشخاصي كه اختيار زبان شان را نداشتند و غالبا نسنجيده و نامناسب سخن مي گفتند) كه از طرف صاحب مريض ممنوع الملاقات مي شدند.
    
آداب ميهماني رفتن

درباره ميهماني، حرمت ميهمان و پذيرايي از ميهمان همين كه اگر كسي تنها دو اتاق در اختيار داشت يك اتاق آن با بهترين و عزيزترين اسباب سفره و اتاق از پرده گرفته تا لحاف و تشك و مانند آن، بهترين و دست نخورده ترينش اختصاص به ميهمان داشت و جز در جهت پذيرايي ميهمان بكار گرفته نمي شد و اگر وسايلي جهت پذيرايي نداشتند از همسايه قرض مي كردند.

همچنين با بهترين خوردني ها و نوشيدني ها و مانند آن از ميهمانان پذيرايي مي شد آن هم با تعارف هاي پي در پي و اصرار بي حد و اندازه.

به گزارش انتخاب به نقل از شرق، ميزبان تا چاي را روي فرش نگذاشته، ميوه و هر آنچه در خانه داشت را فراهم كرد و با قسم هاي پشت سر هم كه جان من، مرگ فلان اگر اين نوع شيريني را دوست نداريد از آن يكي بخوريد يا اگر فراخورتان نيست از اين، يكي ميل كنيد و بدتر از اين در هنگام صرف غذا كه تا لقمه اي ميهمان برنداشته از غذاي ديگر تعارف مي كردند به همراه شكسته نفسي هاي پي در پي كه مي دانم هيچ كدام به دل تان نچسبيد و آخرش گرسنه بلند شديد، هيچ وقت غذاهاي ما به پاي غذاهاي خانه خودتان نمي رسد، اما بالاخره از سر سفره هم نمي شود گرسنه بلند شد، اين تن يا سيبل را كفن كردي، يك لقمه ديگر از آن بخوريد و ...
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۰:۲۷ - ۱۳۹۰/۰۴/۲۸
0
0
این چرت وپرت ها به چه درد مردم می خورن؟
نظرات بینندگان