اندیشکده بلفر در گزارشی با اشاره به بهانه جدید روزنامه راستگرای 'وال استریت ژورنال' در خصوص تداخل برجام با قانون 'آمیپا' (قانون تولید ایزوتوپ های پزشکی آمریکایی) آن را ادعایی بی اساس می خواند.
در این گزارش که به قلم 'جرت بلانک' از اعضای ارشد اندیشکده بلفر و نماینده پیشین ایالات متحده در آژانس بین المللی انرژی اتمی و ' لورا هالگیت' عضو ارشد اندیشکده کارنگی، نگاشته شده، آمده است:
در تاریخ 12 اکتبر، وال استریت ژورنال با انتشار گزارشی استدلال کرد که برنامه جامع اقدام مشترک (JCPOA) ناقض قانون تولید ایزوتوپهای پزشکی آمریکا است.
این ادعا موضوع جدیدی بود که نسبت به دیگر انتقادهای خسته کننده در مورد برجام تازگی بیشتری داشت.
بیایید از مهمترین ادعا شروع کنیم که بر اساس آن برجام به گونه ویژه ای به تهران حق نامحدود تولید اورانیوم غنی شده برای تولید ایزوتوپ پزشکی را می دهد.
در حقیقت، برجام ایران را از تولید اورانیوم با غنای بالا برای هر هدفی ممنوع می کند. ایران تا 15 سال حق غنی سازی اورانیوم تا میزان 3.67٪ را دارد و این مقدار اورانیوم با غنای کم نیز دارای محدودیت 300 کیلوگرم است.
این برنامه کامل ایران برای تولید ایزوتوپ های پزشکی (به ویژه مولیبدن 99) است. این تنها ایزوتوپ پزشکی تولید شده فعلی در راکتور تحقیقاتی تهران است که برای تولید آن از اورانیوم با غنای کمتر از 20 درصد استفاده می شود. براساس برجام از تولید اورانیوم دارای غنای 20 درصد منع شده است، اما می تواند از مقادیر محدود سوخت وارداتی تحت شرایط کنترل شده استفاده کند. ممکن است که راکتور اراک در آینده بتواند برای تولید مولیبدنیوم 99 مورد استفاده قرار گیرد، اما در صورتی که اورانیوم استفاده شده بدین منظور دارای غنای تنها 3.67درصد باشد.
در مورد ادعای بعدی نویسندگان این گزارش مبنی بر اینکه ایالات متحده از نظر قانونی موظف به ورود برای محدود کردن تولید چنین ایزوتوپهای پزشکی است، باید بگوییم:
قانون چنین چیزی را نمی گوید. قانون ((AMIPA یا 'قانون تولید ایزوتوپ های پزشکی آمریکایی' ایالات متحده را مجبور به حمایت از تولید داخلی مولیبدنیوم 99 می کند که از اورانیوم با غنای بالا استفاده نمی کند. در بعضی موارد در آینده، زمانی که نیازهای پزشکی ایالات متحده را می توان با مولیبدنیوم 99 بدون استفاده از اورانیوم با غنای بسیار بالا، برطرف کرد، این خود مانعی برای صادرات اورانیوم با درصد بالا به کشورهای خارجی مصرف کننده مولیبدنیوم می شود. هیچ کدام از اینها هیچ ارتباطی با ایران ندارند، زیرا ایران از اورانیوم با غنای بالا استفاده نمی کند و همچنین آمریکا هم به دلایل قانونی و اهداف سیاسی فراتر از قانون تولید ایزوتوپ های پزشکی، اورانیوم غنی شده ای به منظور اهداف پزشکی و یا هر هدف دیگری به ایران صادر نمی کند. هرچند تولید ملی مولیبدنیوم 99 توسط ایران با استفاده از اورانیوم غنی شده با درصد کم و تحت نظارت دقیق بازرسان بر اساس مفاد برجام، نظر قانون تولید ایزوتوپ های پزشکی آمریکایی را برآورده می کند.
مطمئنا، با این حال، ما باید نگران این نکته ذکر شده نویسندگان باشیم که، به موجب برجام، 'ایران آزاد است که با سایر تولیدکنندگان برای کنترل، عرضه و قیمت، با دیگر تولید کنندگان در ارتباط باشد' و این احتمالا جان بیماران ایالات متحده را به خطر می اندازد؟
به طور قطع تولید مولیبدنیوم 99 'استفاده صلح آمیز' از انرژی هسته ای است که تحت پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای هیچ کس نمی تواند این حق ایران را نادیده بگیرد. حال اینکه ایران تصمیم به فروش مولیبدنیوم 99 دارد هیچ ارتباطی با برجام ندارد، اما این ایده که تولید مولیبدنیوم 99 توسط ایران چنان قدرت تجاری را ایجاد می کند که با بازار آمریکا تداخل ایجاد می کند، بهانه خنده داری است.
به نظر می رسد چنین بحث هایی حتی ارزش توجه را هم نداشته باشند اما برخی ادعاهای این نویسندگان ما را برآن داشته تا مطلب را روشن تر کنیم؛
آنها ادعا می کنند که برجام ایالات متحده را مجبور می کند 'برای توسعه ایزوتوپ های پزشکی در انتقال فن آوری، پروژه های مالی، اعتبارات، صادرات یا سایر انواع سرمایه گذاری به ایران کمک کنند'.
اینطور نیست. بخش های متعددی از برجام که همکاری های بالقوه هسته ای مدنی را توصیف می کنند، هیچ کدام از این تعهدات را شامل نمی شوند. طبق ضمیمه 2 بند 3 برجام، همه پروژه های همکاری های هسته ای به طور متقابل توسط کشورهای شرکت کننده تعیین خواهد شد و مطابق با برجام و قوانین و مقررات ملی کشورهای شرکت کننده خواهد بود. همگی می دانیم که مشارکت ایالات متحده در پروژه های هسته ای در ایران به دلایل قانونی و سیاسی دارای محدودیت های فراوان است. این محدودیت های قانونی از 'قانون انرژی اتمی' و نه قانون تولید ایزوتوپ های پزشکی آمریکایی نشات می گیرد و از انتقال هر گونه فناوری هسته ای به ایران جلوگیری می کند.
از سوی دیگر، زبان ویژه پزشکی هسته ای و ایزوتوپ های رادیویی بسیار گسترده است، به عنوان مثال در ضمیمه 3 پاراگراف 11 برجام، کشورهای E3 / EU + 3 در صورت فراهم بودن شرایط همکاری می توانند به ایران برای بهبود استفاده از انرژی هسته ای و تخصص ایرانی ها در تصویربرداری و پرتودرمانی و همچنین افزایش دسترسی به رادیو ایزوتوپهای پزشکی برای تشخیص و درمان شهروندان ایرانی و بهبود مشارکت ایران در جامعۀ پزشکی علمی و پزشکی هسته ای بین المللی، کمک کنند. چنین همکاری هایی می تواند شامل:
باز طراحی راکتور اراک به کمک کشورهای عضو 5+1 به ریاست ایالات متحده و چین، که از اهمیت بسیار بالایی در خصوص منافع ملی آمریکا برخوردار است، باشد تا اطمینان حاصل شود که راکتور باز طراحی شده اراک دیگر قادر به تولید پلوتونیوم برای ساخت سلاح های هسته ای نخواهد بود. در حالی که راکتور بازطراحی شده اراک ممکن است برای تولید مولیبدنیوم 99 استفاده شود، نقش ایالات متحده در این کارگروه اینست در روند تولید ایزوتوپ پزشکی نقش تسهیل کننده نداشته باشد. به عبارت دیگر ایالات متحده در این روند نباید هیچ گونه نقشی در انتقال فناوری و یا پشتیبانی مالی از این طرح داشته باشد.
در نهایت، نویسندگان این گزارش در وال استریت ژورنال از این بابت شکایت می کنند که «دولت اوباما به طور مشخص از انجام الزامات قانون تولید ایزوتوپ های پزشکی آمریکایی اجتناب کرده است» زیرا مولیبدنیوم 99 همچنان در ایالات متحده تولید نمی شود و ایالات متحده باید اورانیوم با غنای بسیار بالا را به کشورهای تولید کننده این عنصر صادر کند.
اما قانون ایالات متحده، تقاضای فوری به این محصول پزشکی را نادیده نگرفته است. اداره ملی امنیت هسته ای آمریکا بیش از 80 میلیون دلار به 4 پروژه آمریکایی برای توسعه فناوری تولید مولیبدنیوم 99 بدون نیاز به اورانیوم با غنای بالا اختصاص داده است. انتظار می رود این فناوری ها در چند سال آینده تولیدات خود را در ایالات متحده آغاز کنند. وزارت انرژی نیز تمام این موارد را به طور منظم به کنگره گزارش کرده است. هرچند بر طبق قانون تولید ایزوتوپ های پزشکی آمریکایی، نیاز به صادرات اورانیوم با غنای بالا تاسال 2020 ادامه خواهد داشت.
این گزارش ارائه شده توسط وال استریت ژورنال بیش از آنکه باعث خشم شود، سرگرم کننده و خنده دار بود. محدودیت هایی ایجاد شده بر سر برنامه هسته ای ایران هرگونه خطری برای تولید سلاح هسته ای را به صفر رسانده است. لذا بهتر است به جای تمرکز بر روی مسائل بی اهمیت، اطمینان حاصل کنیم که ایران به تعهدات خود مبنی بر برجام پایبند است.
'اندیشکده بلفر یک مرکز پژوهشی است که در کالج دولتی جان اف کندی در دانشگاه هاروارد قرار دارد. مدیر فعلی این مرکز، 'گراهام تیل آلیسون' دانشیار سابق دانشگاه کندی است.
بلفر در سال 1973 توسط پل دتی زیست شناس به عنوان «برنامه علمی و امور بین الملل» در دانشکده هنر و علوم هاروارد برای ارائه تجزیه و تحلیل در کنترل تسلیحات و کاهش تهدید هسته ای تاسیس شد. این مرکز در سال 1997 به احترام رابرت و رنه بلیفر مرکز علوم و امور بین الملل بنیانگذار شرکت بلکو نفت و گاز، بلفر نامگذاری شد'.

