کد خبر: ۴۱۷۸۳
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۵۳ : ۱۲ - ۲۷ مهر ۱۳۹۰

پاسخ وزیر علوم به منتقدان تغییر علوم انسانی

اصلی‌ترین مباحث اسلامی کردن دانشگاه‌ها، تغییرات در سرفصل‌ها و متون دروس و اسلامی کردن آنها است. بدون این تغییر، امکان ندارد دانشگاه‌ها اسلامی شوند، ولی نباید از ظواهر نیز غافل بود وزیر علوم می‌گوید: «تا می‌گوییم اصلاح سرفصل و محتوا، برخی از این آقایان می‌گویند اگر می‌خواهید سرفصل عوض کنید، کار سیاسی است. ما نیز واهمه نداریم، کار ما سیاسی است.»
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
اصلی‌ترین مباحث اسلامی کردن دانشگاه‌ها، تغییرات در سرفصل‌ها و متون دروس و اسلامی کردن آنها است. بدون این تغییر، امکان ندارد دانشگاه‌ها اسلامی شوند، ولی نباید از ظواهر نیز غافل بود وزیر علوم می‌گوید: «تا می‌گوییم اصلاح سرفصل و محتوا، برخی از این آقایان می‌گویند اگر می‌خواهید سرفصل عوض کنید، کار سیاسی است. ما نیز واهمه نداریم، کار ما سیاسی است.»

به گزارش انتخاب به نقل از ایسنا، کامران دانشجو که در گردهمایی روسای دانشگاه‌های سراسر کشور سخن می‌گفت تاکید می‌کند اسلامی کردن سرفصل‌های علوم انسانی، سیاسی است.

وزیر علوم در ادامه سخنانش افزود: «این همه سال، سرفصل‌های آن‌ور آبی را اینجا آوردند، سیاسی نبود؟ حالا که می‌خواهیم علوم را اسلامی کنیم، سیاسی است؟ حتما ما باید اشراف کامل به نظریات آن ور آبی داشته باشیم و بتوانیم نظراتی را بر مبنا و اصول و پایه‌های اسلامی اعمال کنیم.

این را می‌گویند سیاسی است. واهمه‌ای هم نداریم، چه اشکالی دارد؟ سیاست ما عین دیانت ماست.»

وی در ادامه گفت: «اصلی‌ترین مباحث اسلامی کردن دانشگاه‌ها، تغییرات در سرفصل‌ها و متون دروس و اسلامی کردن آنها است. بدون این تغییر، امکان ندارد دانشگاه‌ها اسلامی شوند، ولی نباید از ظواهر نیز غافل بود.»
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۲
محمد
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۴:۳۲ - ۱۳۹۰/۰۷/۲۷
0
2
تولید و ایجاد علم بومی مستلزم داشتن نظریه پردازانی است که بتوانند به شکلی کاملا علمی و متقن و با ارایه نظرات و قوانین، یک علم را ایجاد کنند. بدون استثنا همه دانشمندان و متخصصین علوم انسانی ایران که در رشته های خود مطرح هستند، خودشان در کشورهای خارج تحصیل کرده اند و اگر امروز شخصیت علمی و مطرح دارند به دلیل آن است که در همین علوم انسانی فعلی به تحقیق و پژوهش پرداخته اند و مطرح شده اند. من عضو هیات علمی دانشگاه هستم و با اطمینان می گوییم هیچ کدام از دانشمندان علوم انسانی در ایران دارای نظرات مخصوص به خود نیستند، یا حداقل آنقدر دارای نظرات مخصوص به خود نیستند، که با استناد به آن نظریان وایده های متقن علمی بتوانند مثلا علم فعلی جامعه شناسی را در هم بشکنند و یک علم جامعه شناسی اسلامی با نظرات جدید ایجاد کنند. در سایر رشته های علوم انسانی نیز وضع به همین گونه است. سالها صحبت از اسلامی کردن دانشگاه ها بود و به جایی نرسید حالا تب اسلامی کردن رشته های انسانی رسیده. دانشگاه و دانشگاهیان بسیار مظلوم و نجیب هستند زیرا همواره تهمت بی دینی به آنان زده شده است در حالی که اکثر قریب به اتفاق، انسان های فرهیخته، نجیب و مسلمان حقیقی هستند. وقتی همه کشورهای اسلامی از همین علوم انسانی استفاده می کنند چگونه می توان ادعا کرد که فقط در جهان اسلام ما هستیم که غیر اسلامی بودن علوم انسانی را متوجه شده ایم؟ چطور تا کنون هیچ یک از مراجع تقلید در طول سالیان دراز از گذشته تا کنون حکم به حرام بودن علوم انسانی نداده اند؟ مگر می شود همه جهان اسلام غافل باشند همه مراجع تقلید غافل باشند؟؟؟؟
نظرات بینندگان