کد خبر: ۴۳۱۳۵
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۷ : ۱۲ - ۱۰ آبان ۱۳۹۰

طنز/علاءالدين دود مي كند

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
پوریا عالمی در اعتماد نوشت: علاءالدين آن زمان كه ما بچه بوديم و جنگ بود، غذا و خانه مان را گرم مي كرد. البته آن زمان كه بچه بوديم يك علاءالدين ديگر هم بود كه تلويزيون نشانش مي داد و با غول چراغ جادو در ارتباط بود. الان ولي غول چراغ جادو با اسفنديار رحيم مشايي در ارتباط است. خلاصه حالاكه بزرگ شده ايم كاركرد علاءالدين گويا عوض شده است. آن زمان ها علاءالدين، عالي نسب اش معروف بود. الان يك علاءالدين بروجردي داريم كه نماينده مجلس و رييس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس است. اين علاءالدين برخلاف علاءالدين زمان بچگي ما كه مردم و جنگ زده ها را گرم مي كرد، گويا فقط به گرم كردن حوزه انتخابيه خودش مشغول بوده، از طرفي ما نمي دانيم علاءالدين در مجلس با چراغ جادو در ارتباط است يا با اسفنديار رحيم مشايي و گروه اقتصادي امير منصور آريا. حالاببينيم قضيه علاءالدين و چراغ جادو و مجلس و سربرگ و... چيست.
    
    علاءالدين در انباري
    به همين مناسبت يك نماينده ديگر در پاسخ به اين پرسش كه آيا بروجردي (علاءالدين شان) واقعا در بازداشت به سر مي برده است يا خير؟ به خبرنگار ما گفت: «خود بروجردي در كميسيون امنيت ملي در اين ارتباط گفته كه قاضي پرونده وي را فرا خوانده و درباره كارهايي كه انجام داده از وي سوال شده است، اما اينكه اين پرسش و پاسخ چه ميزان طول كشيده مشخص نيست.»
    كاناپه:الان يادمان افتاد علاءالدين (منظورم بروجردي اش نيست، عالي نسب اش است) در حال حاضر در انباري است.
    
    علاءالدين دود كرد
    البته اينكه علاءالدين چه كارهايي انجام داده ما خبر نداريم. اما كلاغه خبر داد كه: «بروجردي با استفاده از سربرگ كميسيون توصيه هايي را در جهت حمايت از گروه اقتصادي امير منصور آريا (كه در پروژه 3000 ميليارد تومان اختلاس شاغل بوده اند!) انجام داده كه اين امر كفايت مي كند وي از رياست كميسيون استعفا كند.»
    كاناپه: الان يادمان افتاد كه وقتي بچه بوديم علاءالدين بعضي موقع ها خوب نمي سوخت و دودش درمي آمد. مادربزرگ مان براي اينكه دود علاءالدين به چشم كسي نرود يك پوست پرتقال مي گذاشت روي آن تا بوي پرتقال دود علاءالدين را لاپوشاني كند.
    
    علاءالدين خاموش نيست نفت ندارد
    علاءالدين بروجردي كه معلوم نشد پرسش و پاسخش با قاضي پرونده چقدر طول كشيده است، خسته روي كاناپه نشست و گفت: «من و فرزندانم هيچ نقشي در فساد مالي اخير نداريم.»
    ما گفتيم: «مي فهمم. مي فهمم.»
    علاءالدين گفت: «معتقديم مقصر اصلي اين حادثه را بايد اعدام كنند.»
    ما گفتيم: «چه خشن.» و توي علاءالدين داخل روزنامه نفت ريختيم و روشنش كرديم.
    سپس به علاءالدين گفتيم: «علاءالدين الان ديگر هوا سرد شده، اگر موافقي علاءالدين را روشن كنيم گرم مان شود. كاش تو هم روشن حرف مي زدي كه سردت نشود. روشن شدي؟»
    علاءالدين روشن نشده بود. فتيله اش پايين بود. ما هم فتيله مان را مي كشيم پايين و سر و ته كاناپه امروز را همين جا هم مي آوريم.
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
نادر
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۱:۰۳ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۱
0
0
عجب
نظرات بینندگان