کد خبر: ۴۴۲۴۶
تعداد نظرات: ۶ نظر
تاریخ انتشار: ۵۴ : ۱۱ - ۲۲ آبان ۱۳۹۰

ناشنيده يي از ملاقات شگفت علامه جعفري با اميرالمومنين(ع)

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

 غلامعلي رجايي در اعتماد نوشت: درست است كه مي گويند هر كاري مقدر است در زمان خودش انجام شود. تصميم داشتم خاطره يي از استاد فرزانه حضرت علامه محمدتقي جعفري تبريزي كه در ديدار اخير چند ماه پيش از بيت معظم له از فرزند فرهيخته شان آقا عليرضا شنيده بودم را به قول امروزي ها قلمي كنم و اندكي از ديني را كه مردم هميشه بر امثال اين حقير دارند ادا كنم تا اينكه اين فرصت دست داد و چندي پيش اين تقدير رقم خورد! اين خاطره كه به ظهور تجلي ولي الله اعظم حضرت اميرالمومنين علي بن ابيطالب (ع) بر جناب علامه حكايت دارد، خاطره يي بسيار شگفت و تكان دهنده است و شايد اگر از كسي جز علامه روايت شده بود باور آن قدري دشوار مي نمود، از اين قرار است: در صداقت گفتار و روايت مرحوم علامه جعفري هيچ گونه ترديدي نيست و هركس كه از نزديك ايشان را مي شناخت و از جمله اين كمترين كه از سال هاي آغازين جنگ تا زمان ارتحال شان توفيق حضور مكرر در محضرشان را داشتم مي داند و مي دانم كه آنچه را مي گفت و مي نوشت و عمل مي كرد، درست همان بود كه مي انديشيد و بدان اعتقاد داشت و در عمل به آن رسيده بود.
   
    ايشان به يكي از شاگردان نزديك خويش كه از وي خواسته بود تجلي حضرت علي(ع) را در دوران طلبگي در نجف اشرف به خود بيان كند، پس از انقلاب روحي كه با شنيدن اين نام مبارك به او دست داد، ضمن تاييد آن خاطره كه در جاي خود بسيار شنيدني است، به ملاقات دوم خود با حضرت امير(ع) در منزل مسكوني شان در تهران چنين اشاره كردند: روزي كه در كتابخانه منزل مشغول نوشتن يكي از جلدهاي شرح و تفسير نهج البلاغه بودم، غرق در نوشتن بودم كه ناگهان احساس كردم دستي از پشت سر بر شانه من قرار گرفت و همزمان ظاهرا صدايي شنيدم كه به من مي فرمود دستتان درد نكند.
   
    با اينكه در آن لحظه جز من كسي در كتابخانه نبود، با احساسي كه از اين حادثه به من دست داد، به پشت سرم برگشتم تا ببينم اين دست و صداي كيست، ولي وقتي هيچ كس را نديدم تعجب و حيرت من بيشتر شد. از طرفي چون هيچ شكي در شنيدن صدا و احساس آن دست بر شانه ام نداشتم، با مشاهده اين صحنه چنان حال و احساس عجيبي در من به وجود آمد كه احساس كردم تا لحظاتي ديگر روح از پيكرم خارج خواهد شد و در آستانه جدايي روح از بدنم هستم. براي اينكه قدري به حال اوليه بازگردم از جا برخاستم و كتاب هايي را كه در قفسه نزديك من بودند، بدون هدف خاصي به زمين ريختم و دوباره در قفسه چيدم تا مگر به حال عادي خود بازگردم: ولي آن حس هنوز در من بود و مرا رها نمي كرد و بدنم به شكل عادي خود بازنمي گشت. ديگر بار براي بازگشت به وضع عادي خود جارو را برداشته و حياط منزل را جارو كردم تا بلكه قدري آرام شوم: ولي تاثيري نداشت و انگار روح من در اثر آن حادثه قصد داشت از بدن خارج شود. ناگهان فكر ديگري به خاطرم رسيد كه قرآن بخوانم و قدري در مناجات با خدا گريه كنم كه اين تدبير كار خود را كرد و وضع جسم من به حال عادي خود بازگشت.
   
    استاد مي فرمود در اثر اين عنايت حضرت علي(ع) پس از آن به هر كتابي كه درباره موضوعي خاص مانند فيزيك، شيمي، تاريخ و... مراجعه مي كنم در كمال حيرت مي بينم آن موضوع را بلد هستم و انگار قبلاآن را خوانده و دانسته ام. محقق گرامي جناب آقاي كريم فيضي كه تاليفات ارزشمندي درباره حيات پربار علمي استاد انجام داده است، در صفحه 87 كتاب خود ديدار با علي مي نويسد: اين خاطره را آقاي سيدي از ارادتمندان حضرت استاد در مصاحبه يي كه در فروردين ماه سال 1378 با وي انجام داده براي او نقل كرده است.
   
    وقتي اين خاطره را از آقا عليرضا يادگار مرحوم استاد شنيدم، به يادم آمد كه حضرت ايشان در مجلد يازدهم شرح و تفسير نهج البلاغه به كرامتي ديگر از تجلي و عنايت حضرت امير المومنين به خود در اين كتاب ارزشمند چنين اشاره مي كند كه به هنگام نوشتن تفسير خطبه حالتي در من به وجود آمد كه در تفسير خطبه 70 آن حضرت با الفاظ معمول و متداول احساس ناتواني خاصي مي كنم: لذا قلم را براي لحظاتي به زمين گذاشتم و به عظمت آن بزرگ مرد مظلومي كه پس از پيامبر باعظمت ترين شخصيت بشري در هستي است، انديشيدم.
   
    ناگهان بدون اراده قلم در دست من قرار گرفته و بدون اينكه از خود اختياري داشته باشم، حضرت سطوري را به دست من بر صفحه كاغذ جاري كردند و... گوارا باد اين تجلّي بر حضرت استاد كه با نام علي در بيانات خويش نرد عشق مي باخت و در آتش عشق او مي گداخت.
   
    اينك كه در ميكده باز شده و حضرت عشق، عشاق خود را به ضيافت خاص خود فراخوانده است تا در اين اوقات نوراني جانشان را آكنده از نور كند، از خدا بخواهيم هر كه و هر جا و هرچه هستيم به بركت اين ماه خود ما را از ما بگيرد و از آن هيچ باقي نگذارد تا با خروج از اين ماه فقط و فقط او را ببينيم و از او بگوييم و در همه حال او را بجوييم و همه او شويم و همنوا با هاتف زمزمه كنيم: «كه يكي هست و هيچ نيست جز او وحده لاالله الاهو»بارالها! به حرمت و عظمت و منزلت و شان امير المومنين علي(ع) در نزد تو، در اين ماه، شراب «بي خودي» در كام جان ما بريز و ما را از خود بي خود فرما و در درياي عظمت خودت غرق كن. آمين
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۶
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ایمانی برندق
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۴:۳۱ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۲
20
23
بدون شک ایشان از انسانهای بزرگ الهی بود به قول غربیها زبان گویای اسلام بود و از الگوهایی است که جوانان ما باید سرمشق خود قرار دهند تا راه انسانیت را در این دنیای بده و بستان و معامله بیابند و دعایی از محضر ایشان: خدایا تو را سوگند به عظمتت در این دار دنیا که جایگاه بده و بستان و معامله است موفق بفرما که ما مغبون نشویم آنچه که می گیریم بیارزد در مقابل آن سرمایه الهی حیات که از دست می دهیم
پیمان
|
ITALY
|
۱۶:۴۶ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۲
6
48
متاسفانه بی اطلاعی و بی قیدی برخی اهل قلم در تیتر زذن و تنظیم یک خبر و حتی نوشتن یک کتاب ، موجب بوجود آمدن خدشه به شخصیت های شناخته شده می شود .
کجای این مطلب خبر از ملاقات علامه با حضرت علی دارد ؟ آیا الهام گرفتن از حضرت و یا احساس حضور ایشان به معنای ملاقات ایشان است ؟ همین بی قیدی ها در نقل قول هاست که ما را مضحکه دیگر ملل کرده و بهانه به دست دشمنانمان داده است . و اشاعه همین اخبار کذب است که موجب می شود برخی عارفان مبتدی جو گیر شده مدعی ارتباط و هاله نورانی و غیره شوند ! .
پاسخ ها
هيچ
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۱۰:۳۵ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۴
روح هاي بزرگ وجود دارن و براي دركشون بايد تا ميشه از ماده و ماديت دور شد ... گرچه در دل ماده بود ... اما اين فقط درك هست و خيلي وقتام با توهم اشتباه ميشه .....
درك روح بزرگ آثاري هم داره .. مثل حضرت حافظ كه چون توهم نبود از ايشون يك شخصيت جهاني مثبت و كامل ساخت در عرصه هنر و كلام .
اما اينكه به شكل ماده ديده بشه .. من نشنيدم و نخوندم . در اينجا ميخواستم اشاره كنم به يك جسم و روح بزرگ . حضرت مهدي عج . در مورد موضوع جمكران بايد برگشت به آخرين نامه حضرت مهدي كه اتفاقا شب قدر شبكه 1 سيما چندسال پيش در برنامه زنده از حرم امام خميني پخش كرد و يك روحاني بخشي از اين نامه رو كه اشاره شد من رفتم و تا ظهور نه ديده ميشم و نه ... ، خوند .
سيد حسن علوي
|
UNITED ARAB EMIRATES
|
۱۶:۱۴ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۳
0
0
خداوند روحش را با حضرت اميرالمومنين علي عليه السلام محشور كند.
مهدی59
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۴:۴۵ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۴
1
0
البته حضرت علامه یک مکاشفه ی دیگری در عنایت امیرالمومنین داشته اند ؛ که مربوط به دوران طلبگی ایشان در عراق است.
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳:۰۱ - ۱۳۹۰/۱۰/۲۰
0
0
بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
اگر کسی مقداری از تفسیر جناب علامه جعفری را با توجه بخواند، می تواند به عظمت و بزرگی روح ایشان پی ببرد .برای اینجانب شنیدن این موضوع تعجبی نداشته و بر این باورم که روح آن شخص خدایی، ظرفیت دیدارهای عمیق تر و نزدیکتر با اولیاِِ و ائمّه (ع) را داشته است
ربانی- یکی از علاقه مندان و خوانندگان کتاب های تفسیر نهج البلاغه ایشان
نظرات بینندگان