کد خبر: ۴۶۲۵۳
تاریخ انتشار: ۵۰ : ۲۳ - ۱۳ آذر ۱۳۹۰

غروب تاسوعا و دل شکسته زینب(س)

زینب (س) بزرگ شده خانه علی است وهنوز هم ناله های مادرش زهرا(س) راسراغ دارد که چگونه سینه پاکش درآتش درودیوار نقابداران ارزشهای دروغین می سوزد،واین زینب خوب می داند که فردا تازه مسئولییتش شروع می شود واوبایدعلمدار سپاه حسین بشود.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

حسن فاتحی با ارسال یادداشتی به "انتخاب" ، آورده است : 

روزتاسوعا به روایتی روزی است که شمر برای ابافاضل عباس ابن علی(ع) امان نامه می آورد،ساعاتی ازروزگارکه تحمل آن برای دل شکسته زینب(س) تحملش مصیبتی کمتر از ظهرعاشورانبود.

دریک طرف سپاهی سرمست ازقدرت زروزور ونیرنگ بافرماندهی ابا فتنه هایی که درنقاب خطابه وارزش دروغین،برای کشتن فرزندان پیامبرشان لحظه شماری می کردند تا شاید بخاطراین خوش خدمتیها مجوز حکومت ولایتی را دریافت نمایند،ودرطرف دیگر یاران اندک دراردوگاه امام حسین(ع) که دلشان ازنیرنگ وخدعه ابافتنه ها به تنگ آمده ودرآرزوی شهادت دعا وراز ونیاز وردشان بود.

درچنین شرایط سختی ،ناگهان خدعه دیگری از لشگرکین آهنگ متزلزل نمودن سپاه حسین (ع) می نمایدوبا آوردن امان نامه ای به علمدارسپاه حسین (ع) درصدد تضعیف قلوب مومنان می افتد.

شاید تعریف وتشریح تاریخی چنین واقعیتی سخت ننماید،ولی اگر برای پی بردن به عمق کینه وظلم خاندان طلقاء،درچنین لحظاتی توجهی به حال زینب کبری داشته باشیم ،بی گمان تاریخ نیز درچنین شرایطی ازاینکه چرا دوام آورده تا درآن ظلمی بدین عمق صورت پذیرد،احساس شرم خواهدنمود.

زمانیکه عباس ابن علی بافرستاده شمرگفتگو می نماید،دل زینب (س) طاقتی ندارد،چراکه امام عصرش خیلی تنهاشده است،اگر ابوالفضل برود،اگر اردوگاه حسین بی علمداربماندواگر غمی برغمهای حسین افزوده شود واگرلشکر کین ازاین حیلت بهره برداری تبلیغی نماید واگرهایی فراوانی که تنها دل زینب گواه آنها می باشد......

زینب (س) درچنین شرایطی ،علیرغم آنکه زنی باتمام احساسات لطیفش می باشد،می آید به خیمه برادرش حسین (ع) ومی گوید برادر من خودم علمدارت میشوم و.....

هرچند قلم ازشرح حزن واندوه دل زینب (س) ازدقایقی که داستان امان نامه شروع میشود تا پایان آن ،واقعا" عاجز می باشد،ولی بزرگی وعظمت زینب (س) زمانی برجسته میشود که روح ازبدنش جداشده وذوب در ولایت امام عصرش میشود ودغدغه مهم زینب این می شود که چگونه نهضت عاشورا را پاس دارد ونگذارد کربلا درکربلا مدفون بماند.

زینب (س) بزرگ شده خانه علی است وهنوز هم ناله های مادرش زهرا(س) راسراغ دارد که چگونه سینه پاکش درآتش درودیوار نقابداران ارزشهای دروغین می سوزد،واین زینب خوب می داند که فردا تازه مسئولییتش شروع می شود واوبایدعلمدار سپاه حسین بشود.

هرچند غیرت وجوانمردی عباس برای خواهرش زینب ناشناخته نیست ولی اوهم انسانی است که تمام عواطف واحساسات زنان دیگر را دارد وحق دارد درچنین شرایط سختی اندوهناک شود.

درتاریخ اسم زنان پرهیزگارفراوانی درج شده است که هرکدام درزمان خود بخاطر شجاعت ومناعت طبعی که داشتندماندگارشده اند،ولی بی گمان زینب (س) یکی ازبی نظیرترین زنان اسوه والگویی می باشد که تاریخ بدان افتخارمی نماید.

درنصف روزی برادران وعزیزانش درمقابل چشمانش پرپر می شوند وآنهم باچنان ظلم وشقاوتی که قلم ازشرح آن شرمسارمی شود،ولی زینب (س) مثل کوه استواری پناهگاهی برای فرزندان امامش میشود که هیچ ،بلکه درمجلس عبیداله..ویزید باخطابه های عالمانه اش بنیان ظلم خاندان بنی امیه را درهم می پیچد.

اگر درروز تاسوعا عظمت ورادمردی عباس ابن علی به الگوی ادب وجوانمردی تاریخ تبدیل می شود،واگر درروز عاشورایی پیکر معصوم حسین (ع) ویاران باوفایش دین اسلام را احیا می نماید،ولی زلف پریشان زینب (س) ودل شکسته وی چنان غیرتی را درتاریخ به یادگار می گذارد که بدون جانفشانیهای وی کربلادرکربلا می ماند،اگر زینب نبود.


تاریخ به خودندیده مصداق زنی
درصبرورضا نهدچوزینب قدمی

درصحنه تدبیرکمالات بسی
درپاس ولایتش چوکوه قدری

باعاطفه پاک زنان عصمت
هم مادروهم شیرزن پررمقی

هم حرمت خانواده بهتر داند
هم لحظه تکلیف شود عین علی

درصبروتحملش خلایق حیران
درساعت گفتار خطیبی ازلی

باقامت خونین عزیزان گریان
فرمانده لایقی به بیت نبوی

درمنبرتکریم ولایت محکم
درصحنه احساس مثالی ابدی

قربان کرامت وصفایت زینب
دادی توحیات دیگری بربشری

باصبروبصیرت علی وار خودت
دادی به حقیقت ولایت نفسی

درزمره معدود زنان اسوه
درسینه پاک تونهایت محنی

فاتح به همین نوشته ناقص خود
خواهدکه شود خادم درگاه نبی

هرچندلیاقت نوشتن ز ولا
سخت است به هرنقش ونگار وقلمی
نظرات بینندگان