پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : زن شیکپوش گریه میکرد و میگفت اشتباه شده است اما خیلی زود پذیرفت یک جیببر حرفهای است. ساعت 10 صبح 23 آذرماه سال جاری هنگامی که زن جوانی در فروشگاه شهروند میدان آرژانتین تهران در حال جمعآوری اجناس بود به یکباره متوجه شد کیف دستیاش ناپدید شده است، وقتی سراسیمه به اطراف خود نگاه کرد، کیف را در دست زنی جوان دید که میخواست از فروشگاه خارج شود.
در ادامه زن جوان که مدارک و پول زیادی در داخل کیفش داشت به سرعت خود را به آن زن رساند و کیفش را خواست و پس از اینکه کیفدستیاش را پس گرفت، موضوع را به ماموران حراست فروشگاه اطلاع داد.
زن تبهکار که با دیدن ماموران دستپاچه شده بود، گفت کیف را به اشتباه از پیشخوان برداشته است ولی با توجه به دزدیهای قبلی در طول یک ماه گذشته در فروشگاهها به همین شیوه و شگرد وی تحویل ماموران پلیس شد.
این زن که فاطمه 35 ساله است در بازجویی منکر هرگونه دزدی از کسی شد و مدام ادعا میکرد که با توجه به شباهت کیفش با کیفدستی این زن فقط یک سوءتفاهم پیش آمده است و با اشک ریختن سعی داشت رضایت بگیرد.
با وجود ادعاهای زن دروغگو، پرونده برای رسیدگی تخصصی در اختیار تیمی از پایگاه سوم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت و کارآگاهان با انجام استعلام از سوابق وی دریافتند که زن تبهکار یک بار هم در چند سال پیش به جرم جیببری بازداشت شده بود. براین اساس و با ادعاهای دوباره زن مبنی بر بیگناهی، کارآگاهان دست به تجسسهای میدانی زدند و با بازبینی تصاویر دوربینهای فروشگاههایی که در مدت یک ماه پیش مشتریان آنها مورد سرقت قرار گرفته بودند، چهرهای را دیدند که زن دروغگو با دیدن تصاویر غافلگیر شد و دیگر نتوانست دزدیهایش را انکار کند. زن تبهکار که 4 تن از مالباختگان نیز وی را شناسایی کرده بودند، لب به حقیقت گشود و اعتراف کرد: از 10 سال پیش تاکنون اعتیاد به تریاک و شیشه دارم و با توجه به اینکه پسر 3 سالهای هم دارم و همسرم به دلیل اعتیاد شدید از دنیا رفته است، مجبور بودم هم اجارهخانه را بپردازم و هم هزینه اعتیادم را تامین کنم و به این دلیل با مراجعه به فروشگاهها و مراکز تجاری از فرصت استفاده میکردم و در یک لحظه کیف یا وسایل زنهایی را که حواسشان به وسایلشان نبود میدزدیدم ولی این بار گیر افتادم و میخواهم از آنها رضایت بگیرم. این گزارش حاکی است با توجه به شناسایی زن دروغگو توسط 10 تن از مالباختگان، پرونده همچنان در حال رسیدگی است و کارآگاهان احتمال میدهند که این زن به صورت باندی با چند دزد دیگر در حال همکاری بوده است. فاطمه که لباسهای شیکی بر تن دارد سعی دارد با اشکهای تمساح، خود را بیگناه جلوه دهد.
چند بار سابقه داری؟
فقط یک سابقه جیببری دارم.
سرقت را از چه زمانی شروع کردهای؟
از 4 سال پیش
چرا؟
برای تامین هزینه مواد
چند سال است ازدواج کردهای؟
10 سال
از کی معتاد شدی؟
8 سال پیش
چطوری؟
شوهرم من را معتاد کرد. به من گفت بیا بشین سر بساط. اوایل قبول نمیکردم ولی وقتی خواستم امتحان کنم، کمکم عادت کردم و اسیر اعتیاد شدم.
شوهرت چکاره بود؟
نقاش ساختمان
چی شد که از دنیا رفت؟
به دلیل نوع کارش و اعتیاد به تریاک عفونت ریه گرفت و از دنیا رفت.
چند سال پیش؟
2 سال قبل
خرج زندگیات را چطور تامین میکنی؟
اول سر کار میرفتم، لباس مردم را میشستم یا خانههایشان را نظافت میکردم ولی خماری اجازه نمیداد پولی برای خوراک خودم و پسرم بماند و وسوسه شدم دوباره مثل چند سال پیش دست به دزدی بزنم.
الان که بازداشت شدهای بچهات کجاست؟
پیش مادرم
چرا با مادرت زندگی نمیکردی؟
نمیخواستم بفهمد که معتاد شدهام.
چرا ترک نکردی؟
نه توانش را داشتم و نه جرأتش را.
مگر اعتیاد جرأت میخواهد؟
اگر برای ترک اعتیاد به کمپ میرفتم باید پسرم را چند هفتهای پیش مادرم میگذاشتم و بالاخره مادرم میفهمید که معتاد شدهام.
اگر مادرت بفهمد معتاد شدهای بهتر است یا بفهمد دستگیر شدهای؟
(سرش را پایین میاندازد و چیزی نمیگوید).
اگر زندان بیفتی چکار خواهی کرد؟
خودم نمیدانم، نمیدانم چطور به صورت مادرم و حتی پسرم نگاه کنم.
به نظر خودت عامل بدبختیهایت چیست؟
عجله در ازدواج و اعتیاد مرا بدبخت کرد.