پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
گرچه مطالعه و مرور رخدادهای گذشته، به ویژه از سال ۸۴ به این سو، و گشودن
پروندههای تخریب و تهمت، ذائقة دوستان انقلاب را تلخ و خاطرشان را مکدّر
میکند و مانند آن است که کسی گور نامطبوعی را نبش کرده باشد! اما باید
بپذیریم که متأسفانه تکرار دائم اتهامهای بیسند و ایراد سخنان هیجانی به
مدد رسانههای در اختیار از سویی، و سکوت مصلحت اندیشانه بزرگان رسانه دار
در قبال آن از سوی دیگر، باورهای ناصواب و گمراه کنندهای را لا اقل در بخش
وسیعی از جامعه سامان داده و اعتماد عمومی را سست و متزلزل ساخته است!
اگر برگهایی از این پرونده شش ساله را ورق بزنیم و نگاهی به قضایای تلخ و
ناخوشایند آن بیندازیم، روزهایی را مرور خواهیم کرد که در آن، به گونهای
ره آوردهاي انقلاب به حراج گذاشته شد، آرمانهاي نظام زیر سؤال رفت، و
چهرههای شاخص و یاران امین امام بیاعتبار شدند، گذشته تیره و تار نشان
داده شد و اعتماد عمومی خدشه دار گردید.
فراموش نکردهایم که در آن روزها، مسؤولان کنونی دولت، و به عبارت بهتر،
سران دولت نهم و دهم و حامیان سرسخت ایشان، برای اینکه اهرمهای قدرت را در
دست بگیرند و «خود» را اثبات کنند! از چند حربه و ترفند بهره بردند که
متأسفانه برخی از این ترفندها هنوز هم کارآیی خود را از دست نداده و
همچنان مورد استفاده است. آن حضرات، نه تنها در حدوث، بلکه در بقای قدرت
نیز از همین حربهها ـ که در ذیل بدانها اشاره میشود ـ بهره میبرند:
۱. جماعت یاده شده، از آقای هاشمی رفسنجانی دشمنی فرضی ساختند و از او به
عنوان مدیریکه «از مردم فاصله گرفته»، «درد محرومین را احساس نمیکند»،
«به وسیلة گروهی مرفّه و سرمایه دار محاصره شده»، «به دنبال کسب قدرت و جاه
طلبی است» و... یاد کرده و بیمهابا بر او تاختند! و به تعبیر برخی
ظریفان، سایة او را در مقابل خویش قرار دادند و با ترسیم تقابل و ایجاد
فضای غیر اخلاقی و غیر شرعی، به جلب آرا از این راه پرداختند، بیآنکه
هزینهها و خسارتهای جبران ناپذیر چنین رفتاری را محاسبه کنند و به تبعات
ناشی از آن بیندیشند!
۲. با برنامه ریزی چندین ساله و سناریوسازی حساب شده، شایعات و اتهامهای
بیسندی را بر ضد وی پراکندند و بدینوسیله کوشیدند ایشان را از جایگاه ویژه
و برجستهای که داشت کنار بزنند و برای اینکه کارنامه درخشانش در پیش و پس
از انقلاب را زیر سؤال ببرند، به این سخن معروف حضرت امام (قدس سرّه) که
فرمودهاند: «میزان حال فعلی افراد است»۱ متمسّک شدند و آن را بهانه و دست
آویز قرار دادند، در حالی که با یک بررسی اجمالی، میبینیم در مجموعه ۲۱
جلدی «صحیفه امام»، تنها در سه مورد چنین تعبیری به کار رفته است و هر سه
مورد، در وضعیت زمانی و مکانی خاصی بیان شده و در باره افرادی است که در
گذشته کارنامه بد و منفی داشته و بعدها با انقلاب همراه شدند و یا خودشان
را حامی و همراه انقلاب نمایاندند، نه کسانی که خود همزاد انقلاباند و بیش
از ۵۰ سال تلاش مخلصانه و مبارزه خستگی ناپذیر داشته و تمام عملکردشان از
سوی بنیانگذار جمهوری اسلامی و رهبر معظم انقلاب مهر تأیید خورده و نمره
قبولی گرفته است!
با مراجعه و دقت در آن سه مورد ـ که در پانوشت بدانها اشاره شده ـ به
روشنی میتوان فهمید که هدف حضرت امام (قدس سره) از بیان این سخن، جذب حد
اکثریِ افراد بوده است، در حالی که متأسفانه امروزه کسانی با استناد به این
سخن، بنا دارند بسیاری از یاران اصلی و ریشه دار امام را از نظام حذف کنند
تا خودشان را اثبات نمایند!
۳. با ایراد سخنان جنجالی و هیجانی و ارائه نشانهها و سرنخهای گنگ و مبهم
از شبکههای بزرگ و مافیایی، دشمن فرضی و خيالي خود را متهم به ثروت
اندوزی و قدرت طلبی کردند و به دنبال آن فریاد برآوردند که ما آمدهایم:
ـ دست مافیای قدرت و قبیله نفت خوار را از کشور کوتاه کنیم!
ـ دوران تسلط برخی از گروهها بر منابع ثروت را پایان دهیم!
ـ برای مبارزه با فساد و برپایی عدالت ثابت قدم ایستادهایم و تا قطع کردن دست دستاندازان به بیتالمال از پای نمینشینیم! و...
و اینها همه، در حالی است که:
اولاً: مقام معظم رهبری مکرر توصیه کردهاند که کاندیداها از بد
اخلاقیهای انتخاباتی بپرهیزند و فرمودهاند: «تخریب کردن چهرههای محترم و
موجّه، منطق عقلی و شرعی ندارد.»
ثانیاً: از آرزوها و آرمانهای اولیة رهبران و سران نظام ما، به ویژه حضرت
امام خمینی (قدس سره)، دستیابی به سیاستِ اخلاق محور و به عبارتی، پیوند
«اخلاق» و «سیاست» بود و مردم ما همواره بر این موضوع مباهات میکردند که
تفاوت نظام ما با دیگر نظامها و امتیاز ما به آنها، داشتن اخلاق و سیاست
با هم است، و امید وار بودند که دولتمردان، در روند مدیریت خود، دین داری و
معنویت گرایی را به عنوان پایه و اساس ادارة کشور مورد توجه قرار دهند و
این ویژگیِ نظام به مرور ایام تقویت و نهادینه شود، اما متأسفانه دیدند که
در دورههایی، به ویژه در شش سال گذشته، نه تنها چنین امری تحقق نیافت،
بلکه از آن فاصله نیز گرفتیم و حتی بسیاری از شاخصها و معیارها تغییر
یافت و گاهی جابجا هم شد!
ثالثاً: همیشه با جدیت و قاطعیت، مرام ماکیاولی را نکوهش و محکوم
کردهایم که چرا اخلاق را در سیاست نادیده میگیرد و برای رسیدن به هدف، به
کار گرفتن هر وسیلهای را مجاز میشمارد؟! و بر این باور بودهایم که «هدف
وسیله را توجیه نمیکند!» و طبق منطق اسلام، مسلمان نمیتواند به خاطر
مصالح جناحی، گروهی و باندی، ارزشهای الهی را کنار بگذارد و نمیشود از
اعمال و شیوههای ناشایست و حرام، برای رسیدن به اهداف و ارزشهای الهی بهره
گرفت و با مَرکَب باطل به حق رسید؛ چرا که «از خطا، جز خطا نزاید!»
و به گفته عالم دردمند و دینشناس، استاد شهید مطهری:
«... برای (رسیدن به) حق، باید از حق استفاده کرد... ما همان طور که
هدفمان باید مقدس باشد، وسایلی هم که برای این هدف مقدس استخدام میکنیم
باید مقدس باشد؛ مثلاً ما نباید دروغ بگوییم، نباید غیبت کنیم، نباید تهمت
بزنیم؛ نه فقط برای خودمان نباید دروغ بگوییم، به نفع دین هم نباید دروغ
بگوییم؛ یعنی به نفع دین هم، نباید بیدینی کنیم، چون دروغ گفتن بیدینی
است؛ یعنی به نفع دین دروغ گفتن، به نفع دین بیدینی کردن است. به نفع دین
تهمت زدن، به نفع دین بیدینی کردن است. به نفع دین غیبت کردن، به نفع دین
بیدینی کردن است. دین اجازه نمیدهد ولو به نفع خودش ما بیدینی کنیم...»
(مجموعه آثار شهید مطهری، ج۱۶، سیری در سیرة نبوی)
اکنون نیزکه زمان زیادی به انتخابات مجلس شورای اسلامی نمانده است، همین
افراد، به ویژه گروه موسوم به «جریان انحرافی» که برای اغراض سیاسی و جناحی
و به خاطر رسیدن به خواستههای نفسانی، حاضرند از اصول و ارزشها بگذرند و
از عقاید و باورهای خود انصراف دهند، بار دیگر دست به کار گردیده علاوه بر
ترفندهای قدیمی، به ابزارها و شیوههای جدیدتر نیز متوسل شدهاند. جریان
یاد شده، اخیراً در رسانههای فعال خود ـ که حیاتشان را مدیون بیت
المالاند ـ مطالبی را در قالب «گفتوگو» آنهم با اشخاص ناشناخته در
انقلاب و احیانا برخی از ائمه جمعه جوانِ شهرکهای غیر معروف ـ که از گذشته
انقلاب و انقلابیون آگاهی چندانی ندارند ـ انتشار میدهند تا فضای
انتخابات را به نفع خود تغییر دهند. اینجاست که همگی مسئولیم اوضاع را به
درستی رصد کنیم و مردم را به فراست و هشیاری فرا بخوانیم تا بار دیگر به
جای «آب» به سمت «سراب» سوقمان ندهند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. («ميزان، حال فعلى اشخاص است» با غمض عين از بعض لغزشهايى كه در رژيم سابق داشتهاند...) (صحيفه امام، ج17، ص139)
(«ميزان درگزينش، حال فعلى افراد است»، مگر آنكه از گروهكها و مفسدين باشند...) (صحيفه امام، ج17، ص220)
(من در طول مدت نهضت و انقلاب به واسطه سالوسى و اسلام نمايى بعضى افراد
ذكرى از آنان كرده و تمجيدى نمودهام، كه بعد فهميدم از دغلبازى آنان اغفال
شدهام. آن تمجيدها در حالى بود كه خود را به جمهورى اسلامى متعهد و
وفادار مىنماياندند، و نبايد از آن مسائل سوء استفاده شود. و «ميزان در
هركس حال فعلى او است»...) (صحيفه امام، ج17، ص452)