پس از انتشار خاطرات روزانه آیت الله هاشمی رفسنجانی، «انتخاب» قصد دارد این بار بخش های گزیده ای از خاطرات دیگر شخصیت های مهم و تاثیرگذار کشور را روزانه، مرور و منتشر کند
به گزارش انتخاب، در خاطرات اعتماد السلطنه دوشنبه ۲۲ تیر ۱۲۷۲آمده است:
امروز بندگان همایون سوار شدند. به دیو آسیاب که آب معدنی است تشریف بردند. من لباس پوشیده [به] منزل صدراعظم [امینالسلطان] رفتم. جمعی از روضهخوانها را از سادات و غیره دیدم که از شهر میآمدند. در منزل صدراعظم، جلالالدوله و امینحضور بود. محمدابراهیم خان معاون و امین همایون و امینخلوت [و] شهابالملک بودند. ناهاری خوردیم. بعد از ناهار بنای بازی شد. من شنیده بودم که صدراعظم به بازی آس۱ میل دارد و این بازی را نمیدانستم. یعنی در طفولیت، چهل سال قبل از این، در وبایی سختی که در طهران بروز کرده بود و ما در شمیران بودیم، والدهام از برای اینکه نترسم و خیالم پریشان نشود، شبها اجازه داده بود با عالیه سلطان خانم، دختر فتحعلی شاه، و شاهزاده مهمان دختر محمدعلی میرزا که غالبا در خانه ما بودند من آسبازی میکردم و «بلیت» هم یک ربعی بود. «ربعی» عبارت از چهار قسمت از یک شاهی پول سیاه بود. دیگر از آن وقت به بعد هیچ بازی نکرده بودم. پریشب با خان محقق و ادیبالممالک و منوچهر میرزا دو سه دست بازی کردم. دوباره یاد گرفتم و امروز منزل صدراعظم بلیتی یک اشرفی و توپ دو اشرفی بازی کردم و حاضر بودم که پنجاه شصت تومان ببازم. الحمدالله بیست اشرفی بردم. پانزده شانزده عددش را از من گرفتند و چهار اشرفی به منزل آوردم. همت غریبی از صدراعظم دیدم. در یک جرگه امینهمایون، من، شهابالملک که با محمدابراهیم خان شریک بود و خود صدراعظم آسبازی میکردیم. جرگه دیگر امینخلوت، امینحضور و غیره طوروم بازی میکردند. صدراعظم هم با ما آسبازی میکرد و هم با آنها طوروم [نوعی بازی قمار]، که در یک مجلس دو قمار میکردند و میبردند. یعنی مردم تملقا میباختند. در گوشه دیگر چادر هم جمعی تخته و در گوشه دیگر جمعی شطرنج بازی میکردند و بسیار مجلس عالی بود. شیخ شیپور هم در این میانه مزاح میکرد. چورچیل هم امروز از شهر وارد اردو شد. منزل دندانساز منزل کرده و پیش صدراعظم آمده بود. تا دو ساعت به غروب مانده در آنجا بودم. بعد به منزل آمدم. امروز در اردو مابین مهترهای عزیزالسلطان [ملیجک] و غلامهای کشیکچیباشی دعوایی شده، مهترهای عزیزالسلطان دست دو نفر از غلامان شاهی را با قمه قطع کرده بودند.
خاطرات اعتمادالسلطنه، ص ۸۹۰.
منبع: روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، با مقدمه و فهارس از ایرج افشار، تهران: امیرکبیر، آذر ۵۰، ص ۸۹۰
پینوشتها
۱. منظور از آسبازی با ورق پاسور بوده که نوعی قمار است و ظاهرا در دوره ناصری در دربار ایران رایج گردید و بعد میان مردم رواج یافت. ورق این بازی که بیشتر در میان خانها و اشراف شیوع داشت از چلوار آهار داده شده، به ابعاد تقریبی ۷ در ۴ سانتیمتر بود. ورقها برای هر نفر ۵ برگ؛ شاه، بیبی، سرباز، لکات و آس بود. پشت همه کارتها سیاه بود. روی ورقهای شاه: سبز، بیبی: سفید، سرباز: خاکی، لکات: قرمز و آس: مشکی بود. بازیکنان که تعدادشان محدودیت نداشت دور سفره یا پتویی که بر زمین میگستراندند مینشستند و به هر نفر پنج کارت میدادند و بازی میکردند. مثل تمام قماربازها تبانی میان بازیکنان رایج بود. [منبع: تهراننامه]
.

