پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : در سالهای گذشته، رئیس جمهور بارها و بارها بر کنترل نرخ سود در بانکها اصرار ورزیده و به طرفداران افزایش آن حمله کرده است.
بدیهی بود با اجرای قانون هدفمندی یارانه ها، مقدار معتنابهی نقدینگی وارد چرخه مالی کشور می شود. نرخ سود بانکی که پایین باشد، کسی پولش را به بانک نمی سپرد. سرمایه راه می افتد به سوی بازارهای پرسود؛ طلا، ارز، مسکن و... این چرخه باطل ادامه می یابد، زیرا از سوی دیگر بانکها به سبب کمبود نقدینگی، نمی توانند به بخش تولید وام بدهند. با این حساب به سبب کمبود عرضه وام و افزایش شدید تقاضا، نرخ سود برخلاف بخشنامه های دولتی، به لطایف الحیل توسط صاحبان سرمایه بالا می رود، بنابراین اقتصاد مملکت از اینجا رانده و از آنجا مانده می شود، چرا که نه نرخ سود پایین می ماند و نه سرمایه های سرگردان به چرخه تولید می رسد.
آسیب در چرخه تولید مساوی کاهش درآمدهای مالیاتی دولت وافزایش انگیزه برای ورود سرمایه به بازار دلالی است. بالا رفتن قیمت ارزهای گوناگون و در رأسشان دلار، سبب می شود مردم همان اندک سپرده ها را نیز از بانک بیرون بیاورند و ارز و طلا بخرند و بازار را بیشتر آشفته کنند و بانکها ضعیف تر و بی رونق تر شوند. دولت در چنین گردابی برای تأمین بودجه عظیم یارانه مردم، پول کم می آورد. از آنجا که نپرداختن یارانه، هزار و یک عارضه اجتماعی و سیاسی دارد، همه ترجیح می دهند از هر جای دیگر بزنند تا پولی که باید به حساب یارانه ها ریخته شود کم نیاید. بنابراین یکجا پرداخت حقوق کارمندان، جایی تأمین منابع مالی پیمانکاران دولت و... هزار و یک جای دیگر کارها به تأخیر می افتد. بدترین و خطرناک ترین بخش اما پرداخت نشدن بودجه های عمرانی است. امسال در حالی که حدود دو ماه به پایان سال مانده، تنها 28 درصد بودجه عمرانی پرداخت شده و 72 درصد آن، یعنی 25 هزار میلیارد تومان در جیب دولت مانده است، یعنی دولت 73 درصد بودجه هایی که قبلاً برای راهسازی، توسعه بنادر، مدرسه سازی، صنایع جدید، شهرسازی را امسال پرداخت نکرده. چرا؟
یک دلیل می تواند کاهش درآمدهای دولت باشد به دلیل بلایی که خودش در خود و اقتصاد مملکت و مردم آورده و بخشی به دلیل نیاز برای پرداخت یارانه به مردم لازمست که می بینید ساخت یک جاده یا یک پل و... که باید چند ماهه تمام می شده، چند سال طول می کشد. باری، بعد از این همه اصرار برکاهش نرخ سود بانکی و بروز این همه مشکلات بخاطر آن و بعد از آنکه رئیس جمهور بارها طرفداران افزایش نرخ سود را غافل و جاهل و مخالف پیشرفت کشور و امثال آن نامید، اکنون همه کارشناسان، از جمله چهره های اصلی اقتصاد دولت تأکید می کنند برای رام کردن دلار وحشی، باید نرخ سود زیاد شود. الان که بانکها طبق بخشنامه مجبورند نرخ سودشان را زیر چهارده و در مواردی حتی زیر ده درصد نگه دارند، خودشان اگر از بانک مرکزی بخواهند پول بگیرند، همان دولت مخالف افزایش سود، با نرخ 18 درصد به آنها پول قرض می دهد. جانم برایتان بگوید، بعد از چند سال آزمون و خطا روی زندگی میلیونها ایرانی و گوش نکردن حرف کارشناسان مربوط حالا دولت به این نتیجه رسیده که باید نرخ سود را افزایش دهد؛ کاری که اگر از همان اول می شد، شاهد بسیاری از این بدبختی ها نبودیم تاوان این تصمیمهای اشتباه را اما قشر ضعیف و گرفتار کشور با افزایش هزینه ها و گرانی کمرشکن می پردازد!