پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : 
پس از انتشار خاطرات روزانه آیت الله هاشمی رفسنجانی، «انتخاب» قصد دارد این بار بخش های گزیده ای از خاطرات دیگر شخصیت های مهم و تاثیرگذار کشور را روزانه، مرور و منتشر کند
به گزارش انتخاب، در خاطرات علم آمده است:
صبح دو سه نفری را که وقت داده بودم، منجمله دو نفر وکلای بلوچستان را در منزل پذیرفتم. بعد شرفیاب شدم. شرفیابی خیلی به اختصار برگزار شد. فقط چند فقره کارهای خیلی فوری را به عرض رساندم. منجمله باز اردشیر زاهدی، سفیر شاهنشاه، استدعا کرده بود که چند نفر نمایندگان تلویزیونهای مختلف و جراید مختلف شرفیابی حاصل کنند. فرمودند: «بگو آخر مگر من آرتیست هستم که باید اینقدر در تلویزیونها و جراید ظاهر شوم؟ به علاوه مگر وقت داریم که این همه مردم پدرسوخته را ببینیم. نه تنها در آمریکا اینقدر برای ما مشتری راه نیندازند بلکه در اروپا و آسیا هم جلوی این کار را بگیرند.»
بعد هم فرمودند: «مصاحبه فولبرایت با جراید خوب نبود. باز هم خرید اسلحه را از طرف ما تخطئه کرده.» عرض کردم: «با غلام که صحبت عکس میکرد و میگفت حالا میفهمم که چه اندازه این کار لازم بود و هست.» فرمودند: «اینها به هر صورت جنبه عوامفریبی کارشان را فراموش نمیکنند.»
بعد مرخص شدم و به کارهای جاری خیلی زیادی که واقعا دیوانهام کرده بود رسیدم. با عجله منزل رفتم. خانم بوتو مهمان من بود ولی انصافا مثل دیوانه بودم چون تمام مدت هم که مهمانها بودند، من پای تلفن بودم. اینها تعجب کردهاند که این چه جور زندگی است. وزیر خارجه هند ناهار شرفیاب بود. من اجازه گرفته بودم که به علت مهمانی خودم نروم.
بعدازظهر هم تمام کار کردم. شب مهمانی میلاد مسعود والاحضرت همایونی در کاخ علیاحضرت ملکه پهلوی بود. خیلی جمعیت زیادی بود. تا نصف شب طول کشید. من حالا منزل آمده مثل مرده، واقعا مثل مرده هستم.
امروز ملکه اینگرید دانمارک [ملکه مادر] مهمان ما بود، وارد شد.