کد خبر: ۵۱۷۵۲۶
تاریخ انتشار: ۰۱ : ۰۰ - ۲۲ آذر ۱۳۹۸

خاطرات آیت‌الله هاشمی؛ ۲۱ آذر ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۵: در مراسم فاتحه آیت ‌الله گلپایگانی، قبل از آمدن رهبری، به دلیل امنیتی برگشتم که دو نفرمان در یک‌جا نباشیم

 برای شرکت در مراسم فاتحه آیت ‌الله گلپایگانی که از طرف رهبری برقرار شده است، به مدرسه شهید مطهری رفتیم. قبل از آمدن ایشان، به ملاحظات امنیتی، من برگشتم که دو نفرمان در یک‌جا نباشیم. آقای محمدخان، [وزیر امور اقتصادی و دارایی] آمد. دربارة مسائل اقتصادی و ریاست بانک مرکزی صحبت شد. آقای [مصطفی] میرسلیم، برای دستور شورای عالی انقلاب فرهنگی آمد.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

خاطرات آیت‌الله هاشمی؛ ۲۱ آذر ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۵: در مراسم فاتحه آیت ‌الله گلپایگانی، قبل از آمدن رهبری، به دلیل امنیتی برگشتم که دو نفرمان در یک‌جا نباشیمخاطرات مرحوم  آیت الله هاشمی رفسنجانی را از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۵، هر شب منتشر می‌کند. پیشتر، خاطرات «آیت الله» از سال ۵۸ تا ۷۱ در «انتخاب» منتشر شده بود

به گزارش «انتخاب»؛ متن خاطرات آیت الله هاشمی در روز ۲۱ آذر 1371 تا 1375 در زیر آمده است

 

سال ۱۳۷۱

ساعت هشت و نیم به دفتر رسیدم. کار زیادی نبود. آقایان [محسن] نوربخش، [وزیر امور اقتصادی و دارایی] و [کمال] خرازی، [نماینده دائم ایران در سازمان ملل] آمدند. از عواقب تندروی‌ها و تیره کردن روابط خارجی اظهار نگرانی کردند و برای جلوگیری از عواقب سوء چاره‌جویی نمودند.

دکتر [سیدمحمدرضا] هاشمی [گلپایگانی] برای دستور شورای عالی انقلاب فرهنگی آمد. برای شرکت در مراسم جشن فارغ‌التحصیلی دانشجویان، به دانشگاه هوایی رفتیم. بعد از تشریفات نظامی، سان و استماع گزارش و اجرای سرود، جوایز اهدا شد و سخنرانی کردم.[۱] رژه رفتند. در ساعت دوازده و نیم به دفتر برگشتم.

تا ساعت شش بعد از ظهر کارها انجام شد. فیلم مربوط به سفر یزدم را دیدم. این فیلم را صداوسیمای مرکز یزد تهیه کرده و از سیمای سراسری هم پخش شده است. خیلی جالب تهیه کرده‌اند. آیت‌الله خامنه‌ای قبلاً دیده بودند و گفتند ببینم و تهیه‌کننده را تشویق کنم.

قسمتی از سخنرانی‌ام برای تقدیم بودجه به مجلس را خواندم و اصلاح کردم. شورای عالی امنیت ملی جلسه داشت. دربارة کیفیت برخورد با مسأله حقوق بشر که اهرم دشمنان شده و مسأله جزیره ابوموسی که اماراتی‌ها از دبیرکل سازمان ملل خواسته‌اند که واسطه شود، بحث و تصمیم‌گیری کردیم. قرار شد با [آقای گالیندوپل]، نماینده ویژه سازمان ملل در حقوق بشر همکاری شود و وضع داخلی را اصلاح کنیم و [در مورد جزیره ابوموسی]، وساطت دبیرکل را فعلاً بپذیریم. قرار شد بخشی از اراضی جزایر خلیج‌فارس را برای تشویق به مسکونی شدن آنها، به افراد بفروشیم. به خانه آمدم. سریالی را تماشا کردم.

 

سال ۱۳۷۲

صبح عفت همراه خانم نقاش به فرودگاه رفتند. ساعت ده، جمعی از روحانی‌های سازمان تبلیغات اسلامی که در ادارات انجام وظیفه می‌کنند، آمدند. آقای [محمود] محمدی عراقی، [رئیس سازمان تبلیغات اسلامی] گزارش داد. من هم برایشان صحبت کردم و نصیحت نمودم که از طریق منطق و استدلال و تقویت ایمان مردم، خدمت کنند و نه از راه تهدید و دعوا.[۱]

 برای شرکت در مراسم فاتحه آیت ‌الله گلپایگانی که از طرف رهبری برقرار شده است، به مدرسه شهید مطهری رفتیم. قبل از آمدن ایشان، به ملاحظات امنیتی، من برگشتم که دو نفرمان در یک‌جا نباشیم. آقای محمدخان، [وزیر امور اقتصادی و دارایی] آمد. دربارة مسائل اقتصادی و ریاست بانک مرکزی صحبت شد. آقای [مصطفی] میرسلیم، برای دستور شورای عالی انقلاب فرهنگی آمد.

آقایان محلوجی، عادلی و کلاهدوز آمدند. در مورد نیازهای ارزی طرح آلومینیوم بندرعباس صحبت شد. برای تأسیسات برقی، اعتبارات خارجی تأمین شده، ولی تضمین بانک ملی را می‌خواهند؛ گفتم بررسی کنند، اگر شرایط خوبی دارد بپذیرند. گزارش توافق‌ها با ترکمنستان برای تأسیس کارخانه سنگتراشی و فروش سنگ و همچنین گزارش منابع برای معادن طلای زره شوران را با مشارکت یک شرکت استرالیایی دادند.

عصر دکتر حبیبی آمد. گزارش کار ارقام بودجه دستگاه‌ها را که به توافق رسیده‌اند، داد. آماده سفر به سوریه است. دربارة مسایلی که ممکن است مطرح شود، نظرم را گرفت. در جلسه هیأت دولت، بحث مهمی نداشتیم. بیشتر به مراجعات وزیران پاسخ دادم.

 اول شب به دفترم رفتم و مقداری با کتاب‌ها مشغول بودم. مطابق معمول ساعت هفت‌ونیم شب به دفتر آیت ‌الله خامنه‌ای رفتم. دربارة مرجعیت و مسائل حوزه‌ها و ادعای وقف خانم صُغری اناری در مورد منطقه وسیعی از رفسنجان مذاکره کردیم. ایشان هم به این نتیجه رسیده که دستخط منسوب به امام، جعلی است و از دفتر امام هم نقل شده که دستخط جعلی است. به خانه آمدم. کسی نبود. خاطرات را نوشتم و خوابیدم.

 

سال ۱۳۷۳

[آقای محمدرضا نعمت‌زاده]، وزیر صنایع آمد. برای تسهیل افتتاح اعتبارات ارزی صنایع و تسهیلات در استفاده از ارزهای صادراتی با اصلاح مصوبات کمیته بند ۳ و اجازه صادرات به بعضی از تولیدات که اخیراً برای پایین آوردن قیمت‌های گزاف صادر کردن آنها منع شده، مثل رب‌گوجه فرنگی استمداد کرد و از حذف تبصره تجزیه مدیریت صنایع به کمک شورای نگهبان خوشحال بود.

آقای [محسن] نوربخش، [رییس‌کل بانک مرکزی] آمد. گزارشی از وضع مصرف ارز و حل بعضی از مشکلات معوقه‌ها و مشکلات باقی مانده و نیازهای ارزی سال ۱۳۷۴ داد و از آرامش در بازار آزاد ارز گفت و توضیحی از طرح جدید برای تسهیل استفاده از ارز صادرات داد و برای جلوگیری از فشار تقاضای ارز دستگاه‌ها استمداد کرد. خانم دکتر [شهلا] حبیبی، [رییس مرکز زنان ریاست‌جمهوری] آمد. برای خرید محل دفتر زنان استمداد کرد و از کم توجهی ادارات نهاد و برخورد وزارت اطلاعات گله داشت.

[آقای فرناندو اولیویرا]، وزیر تجارت پرتغال آمد. مذاکرات در خصوص توسعه همکاری بازرگانی بود. گفت، برای این منظور یکصدوپنجاه میلیون دلار اعتبار داده‌اند. آقای آل اسحاق، [وزیر بازرگانی] هم گزارشی از سفر به لهستان و آمادگی لهستانی‌ها، برای فروش هر نوع نیازهای نظامی و غیره به ایران و توسعه همکاری داد.

تلفنی با آیت‌الله خامنه‌ای صحبت کردم. در مورد مرجعیت، پیشنهادی دادم و

نظریه‌ای گفتم که در مورد اعلان عدم پذیرش مرجعیت، خوب است عجله نشود که برای کیفیت اعلان بیشتر مشورت کنیم.

عصر آقای [مسعود روغنی] زنجانی، [رییس سازمان برنامه و بودجه] آمد. آخرین اصلاحات بودجه ۱۳۷۴ را توضیح داد. شورای اقتصاد جلسه با چند مصوبه ساده داشت. تا ساعت نُه شب کارها را انجام دادم و به خانه آمدم. منتظر متن نهایی سخنرانی فردا در مجلس بودم که نرسید. قسمتی از سریال «آپارتمان» را تماشا کردم؛ چیزی که نشان اهانت به آذربایجانی‌ها باشد، ندیدم. نمایندگان آذربایجان و بعضی از دانشگاهیان تبریز و ارومیه، به عنوان اهانت به مردم تُرک‌زبان شکایت کرده‌اند.

 

سال ۱۳۷۴

در خبرها، اعتصابات همه‏گیر فرانسه در مقابل سیاست‌های دولت مورد توجه است. به خاطر بارش برف، حرکت اتومبیل‌ها کُند بود. دیرتر به دفتر رسیدیم. آشیخ حسین هاشمیان برای استمداد جهت طرح انتقال آب به رفسنجان آمد. آقای عباد [= علی ربیعی]، معاون وزیر اطلاعات آمد. از روحیه حاکم بر وزارت اطلاعات از جهت سوءظن و بدبینی و ... انتقاد دارد

گروه مهندسی‏کیانژاد، برای توضیح ابتکار الفبای فارسی و عربی- با ادغام اِعراب‌ها در حرف- آمدند؛ جالب است، ولی احتیاج به بررسی دارد. در مورد امتیازات آن نسبت به وضع موجود، قرار شد برای بررسی،کمک کنیم. شورای الگوی مصرف، جلسه با چند گزارش و بدون مصوبه و تأکید بر تبلیغات داشت.

عصر دکتر حبیبی، [معاون اول رئیس‏ جمهور] آمد. در مورد فروش کارخانه‌ها به ایثارگران گزارش کار داد و نظرخواست. در مورد سفر به قزاقستان و ترکمنستان هم کسب نظر کرد. [آقای سور بونتر]، رییس دیوان عالی کشور اندونزی آمد؛ مذاکرات تشریفاتی بود.

شب شورای عالی انقلاب فرهنگی، جلسه با چند مصوبه داشت. رؤسای چند دانشگاه کشور آمدند. از مشکلات‏شان که در اثر دخالت‌ انجمن‌های اسلامی و نمایندگان رهبری و دانشجویان حزب‌اللهی به وجود آمده، شکایت داشتند و کمک خواستند. گفته شد، اگر مقررات را رعایت کنند و با تخلفات از طریق اهرم‌های انضباطی برخورد کنند، حل می‌شود.

 

سال ۱۳۷۵

جمعی از کارکنان دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی آمدند. آقای [مصطفی] میرسلیم، [دبیرشورای‌عالی انقلاب‌فرهنگی]، گزارش‌کار داد. من هم درباره فرهنگ وسعت قلمروی مسائل فرهنگ و تعدد و فراوانی و پراکندگی عوامل فرهنگ‌ساز جامعه صحبت کردم.[۱] از اینکه مردم و مسئولان، در مورد مسائل فرهنگی سرزنش شوند، انتقاد کردم و گفتم جامعه ما از لحاظ فرهنگی، نسبت به سایر کشورها وضع بهتری دارند و باید از زبان تشویق هم استفاده کنیم.

[آقای علی یعقوبی]، نماینده بهار و کبودرآهنگ همدان آمد. ضمن قدردانی از خدمات فراوان من برای عمران کشور و منطقه‌اش، درخواست کمک بیشتر کرد. [آقای سیداسماعیل موسوی]، امام‌جمعه، [آقای سیدسجاد کاظمی]، استاندار و نمایندگان استان زنجان، برای قدردانی از سفرم به آنجا آمدند. هدایایی آوردند و درخواست داشتند در مسأله استان شدن قزوین، نگذاریم تاکستان از زنجان جدا شود و به قزوین بپیوندد؛ در همان جلسه، [آقای رجب رحمانی]، نماینده تاکستان، ضد آن را خواست. گفتم مسأله فعلاً در مجلس است، از آنجا پیگیری کنند. هر چند انصاف این است که به خاطر نزدیکی به قزوین، به آنجا وصل شوند.

آقای [عباس] آخوندی، وزیر مسکن [و شهرسازی] آمد. گزارش موضوع اصلاح ساختار میدان مرکزی قم و آستان را داد و من هم نظراتی دادم؛ در قم مورد اختلاف علما است. عصر با اتومبیل به قم مسافرت کردیم. در مسیر طرح حرم تا حرم را دیدیم. دو طرف قسمت اعظم جاده را با درختکاری سرسبز کرده‌اند و قسمتی هم مانده است؛ باید تکمیل شود.

مغرب به قم رسیدیم. پشت مدرسه فیضیه، کنار رودخانه پیاده شدیم. از مدرسه فیضه عبور کردیم. طلاب که با حضور بی‌خبر ما غافلگیر شده بودند، اطراف من اجتماع کردند و با احساسات و شعارهای فراوان، ابراز محبت کردند. نتوانستیم مدرسه را تماشا کنیم. آقای شیخ علی‌پناه اشتهاردی هم- که فعلاً پیشنماز در مدرسه است- آمد و ابراز محبت کرد.

 از آنجا به دفتر آستانه رفتیم. نماز مغرب و عشا را خواندیم و برای مراسم سالگرد فوت والده، به مسجد اعظم رفتیم. جامعه مدرسین و آستانه و مجلس خبرگان گرفته‌اند. جمعیت زیادی در مراسم و طلاب جمع شده بودند. احساسات پُرشوری بروز دادند. جمع زیادی از علما من‌جمله آقایان مشکینی و موسوی اردبیلی هم آمده بودند که کنار من بودند. آقای [عبدالله] فاطمی‌نیا، سخنرانی‌کرد و آقای [سید محمد] کوثری، روضه خواند.

سپس برای شام به دفتر آستانه رفتیم. نقشه‌های اصلاح ساختار اطراف حرم را دیدم. آقای عبدالله نوری، خوابی از یک نفر را نقل کرده که مرحوم ابوی گله‌کرده بودند از اینکه در بعضی از سفرها هم به قم سر قبر ایشان نرفته‌ام. رفتم به حرم و سپس قبر والده که با ازدحام و احساسات زیاد، نتوانستیم زیاد بمانم. به زیارت قبر مرحوم ابوی در قبرستان نو رفتم. آنجا هم فاتحه‌ای خواندیم. یک نفر از آواره‌های عراقی هم آنجا آمد؛ مقداری دعا و قرآن خواند. خواستم کمکی بکنم، نپذیرفت. گفتند از ثروتمندان عراق است که صدام آواره‌اش کرده است.

 به تهران برگشتیم. ساعت ده شب به خانه رسیدیم. عفت قبل از ما به خانه رسیده بود. پیش از ظهر به قم و به منزل اخوان مرعشی رفته و بعد از جلسه عصر مراسم بر سر قبر والده، به خانه یک جانباز رفته بود. هفته گذشته در مراسم آقامیرزا احمد، نامه‌ای به او داده و اظهار فقر شدیدکرده بود. جانباز از دیدن همسر رئیس جمهور در خانه‌اش متعجب شده و از کمک‌ها تشکر کرده بود.

 

نظرات بینندگان
captcha