کد خبر: ۵۱۸۷۰۵
تاریخ انتشار: ۱۲ : ۰۰ - ۲۸ آذر ۱۳۹۸

خاطرات آیت‌الله هاشمی؛ ۲۷ آذر ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۵: مهدی را به ملاقات آیت‌الله منتظری فرستادم؛ برای احوال‌پرسی و توجیه عدم ملاقات / مدیر اداره اطلاعات قم راجع به همکاری مجمع روحانیون مبارز با بیت آقای منتظری گزارش‌هایی داد

در جلسه هیأت دولت چند مصوبه داشتیم. قرار شد، تصویب نهایی طرح تأمین مسکن کارکنان دولت اعلان شود. شام میهمان رهبری بودم. دربارة تأسیسات جزیره خارک و وضع جزایر ابوموسی و دو تنب و وضع فرمانده نداجا و مسائل مرجعیت و اظهارات اخیر علی تهرانی، علیه آیت‌الله خامنه‌ای و نامه چند تن از اعضای جامعه مدرسین قم در مورد مرجعیت به آقای خامنه‌ای، توسط آقای [ابوالقاسم] خزعلی و اظهارات خود آقای خزعلی و مسائل جاری کشور و مسأله چچن و حمله روس‌ها به آنها مذاکره و در بعضی از موارد تصمیم‌گیری کردیم.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

خاطرات آیت‌الله هاشمی؛ ۲۷ آذر ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۵: مهدی را به ملاقات آیت‌الله منتظری فرستادم؛ برای احوال‌پرسی و توجیه عدم ملاقات / مدیر اداره اطلاعات قم راجع  همکاری مجمع روحانیون مبارز با بیت آقای منتظری گزارش‌هایی دادخاطرات مرحوم  آیت الله هاشمی رفسنجانی را از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۵، هر شب منتشر می‌کند. پیشتر، خاطرات «آیت الله» از سال ۵۸ تا ۷۱ در «انتخاب» منتشر شده بود

به گزارش «انتخاب»؛ متن خاطرات آیت الله هاشمی در روز ۲۷ آذر 1371 تا 1375 در زیر آمده است

 

سال ۱۳۷۱

دیشب محسن به تهران بازگشت و مهدی ماند. مهدی و آقای [سیدعلی] غیوری را به ملاقات آیت‌الله [حسینعلی] منتظری فرستادم؛ برای احوال‌پرسی و توجیه عدم ملاقات. صبح مهدی آمد و گزارش داد.

با صدای مناجات سحری بلندگوهای حرم بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. پس از نماز، رادیوی فارسی [بی‌بی‌سی] انگلیس و [صدای] آمریکا را گرفتم. پس از صبحانه، مدیر اداره اطلاعات قم آمد و راجع به حوزه و بیوت و شروع همکاری تندروها و مجمع روحانیون مبارز با بیت آقای منتظری گزارش‌هایی داد.

برای بازدید کتابخانه آیت‌الله [سید شهاب‌الدین] مرعشی رفتیم. از سالن کتب خطی و کامپیوتر و میکرو فیلم و میکرو فیش بازدید شد. آقای سید محمود [مرعشی نجفی] گزارش داد و از کمک‌های ما تشکر کرد. سری هم به مدرسه در دست ساخت کرمانی‌ها زدم. گمان نمی‌کنم به آسانی بتوانند تکمیل کنند. خیلی پُرخرج است.

به بازدید از مرکز تعلیمات عالی قضایی و تربیتی رفتیم. با زمین بسیار زیاد، خوب و طرح عظیم برای شش هزار دانشجو، از زمان شهید بهشتی کار شروع شده و قابل توجه است. از کلاس‌ها و سالن‌ها بازدید کردیم. در جمع دانشجویان و اساتید و

میهمانان صحبت کردم.[۱] آقای شرعی خیرمقدم گفت.

از آنجا به شهرک مهدیه رفتم که برای طلاب به صورت سازمانی در دست احداث است؛ طرح خوبی است. رهبری و من کمک می‌کنیم؛ کمک بیشتر می‌خواهند. از آنجا به محل سد پانزده خرداد[۲] پرواز کردیم. مهندسان توضیحات دادند. سپس از محل سد و تونل‌ها و تزریقات بازدید کردیم. پس از ناهار و استراحت، صحبت کوتاهی برای کارکنان داشتم.[۳] مصاحبه پایان سفر را در آنجا انجام دادیم. استاندار استان مرکزی و امام جمعه و فرماندار دلیجان هم آمده بودند. آقای [شیخ حسن] صانعی، [سرپرست بنیاد پانزده خرداد] هم همراه‌مان بود و صحبت کوتاهی هم در جمع کارکنان کرد. آقای [حسین] ایرانی، نماینده قم هم تشکر کرد.

به سوی تهران پرواز کردیم. نزدیک غروب به خانه رسیدم. خسته بودم و بچه‌ها نبودند. شلغم نایین که آقاجلال آورده بود، پختم و خوردم. خاطرات دو روز را نوشتم. بچه‌ها آمدند. فاطی از نمایشگاه‌اش خیلی راضی است. فائزه اجازه گرفت که بورسیه دانشگاه الزهرا (س) را بپذیرد.

 

سال ۱۳۷۲

دکتر [سیدمحمدرضا] هاشمی [گلپایگانی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی] آمد. به مناسبت ۲۷ آذر، [روز وحدت حوزه و دانشگاه]، به دانشگاه شهید بهشتی رفتیم. در دفتر رییس دانشگاه، آقایان [هادی] ندیمی، [حسین] نمازی، [محمدناصر] شرافت [جهرمی] و رفیعی

 گزارش دادند و نیازها را مطرح کردند. در همه ابعاد رشد در دانشگاه در دوره برنامه اول به چهار برابر رسیده و من تأکید کردم که این پیشرفت‌ها را بیشتر برای مردم بگویند و برای گرفتن امکانات، کمبودها را بزرگ نکنند.

سپس در جمع دانشجویان، اساتید، مدیران و طلاب در سالن بزرگ رفتم. آقای [علی‌اصغر] باغانی، [نماینده ولی‌فقیه در دانشگاه شهید بهشتی]، خیرمقدم گفت و من دربارة وحدت حوزه و دانشگاه صحبت کردم و به بخشی از سئوالات جواب دادم.[۱] بیشتر حضار برای ابراز احساسات، متمایل به کف زدن بودند و با هدایت دیگران شعارهای حزب‌اللهی می‌دادند.

به دفترم آمدم. آقای نوربخش آمد و دربارة مسائل اقتصادی تذکراتی داد. عصر شورای عالی امنیت ملی جلسه داشت. دربارة تمدید مهلت پرداخت جریمه غایبان سربازی و لغو ممنوعیت سفر نوجوانان به خارج از کشور و سیاست برخورد با اکراد عراق و مسائل جمهوری آذربایجان و امارات مذاکره و تصمیم‌گیری شد. شب در دفترم ماندم. تلفنی با عفت صحبت کردم. مشغول معالجه است.

 

سال ۱۳۷۳

ساعت هفت و نیم، مطابق معمول به سوی دفترم حرکت کردم. تا ساعت نُه و نیم صبح، کارها انجام شد. آقای [سید محمد] غرضی، [وزیر پُست و تلگراف و تلفن] آمد. گزارشی از روند کار خرید ماهواره و توسعه تلفن‌ها و موبایل و مناقصه تعداد پنج میلیون سوئیچ تلفن در برنامه پنج‌ساله دوم داد و از عدم‌همکاری بانک مرکزی گله کرد.

آقای [غلامرضا] شافعی، [وزیر تعاون] آمد. از عدم توجه کافی به تعاونی‌ها شکایت داشت و خواستار تقویت بیشتر یا قبول استعفا شد که اولی را پذیرفتم. در جلسه ستاد تنظیم بازار، بررسی موفقیت طرح مبارزه با گرانی و برنامه خرید کالاهای مشمول طرح را داشتیم که هر دو موفق‌اند. همچنین دربارة رفع موانع در ثبت شرکت جدید فروشگاه‌های زنجیره‌ای بحث کردیم و قرار شد در این هفته به ثبت رسانده شود و در هفته آینده، قبوض مشارکت را توزیع کنند.

عصر دکتر ولایتی، [وزیر امور خارجه] آمد. گزارش اجلاس اخیر سران سازمان کنفرانس اسلامی در مراکش و حمایت مؤثر سلطان حسن، [پادشاه مراکش]، برای تصویب برگزاری کنفرانس‌بعدی در تهران، علی‌رغم تلاش زیاد پاکستان برای تعیین اسلام‌آباد و همچنین امضای توافق‌نامه با کشورهای یمن، عمان و قطر برای همکاری چهارجانبه به صورت محرمانه را داد که کار مهمی است. از وزیر امورخارجه عمان، نقل کرد که انگلیسی‌ها، ابتدا با این همکاری مخالف بودند، اما اخیراً پذیرفته‌اند.

در جلسه هیأت دولت چند مصوبه داشتیم. قرار شد، تصویب نهایی طرح تأمین مسکن کارکنان دولت اعلان شود. شام میهمان رهبری بودم. دربارة تأسیسات جزیره خارک و وضع جزایر ابوموسی و دو تنب و وضع فرمانده نداجا و مسائل مرجعیت و اظهارات اخیر علی تهرانی، علیه آیت‌الله خامنه‌ای و نامه چند تن از اعضای جامعه مدرسین قم در مورد مرجعیت به آقای خامنه‌ای، توسط آقای [ابوالقاسم] خزعلی و اظهارات خود آقای خزعلی و مسائل جاری کشور و مسأله چچن و حمله روس‌ها به آنها مذاکره و در بعضی از موارد تصمیم‌گیری کردیم.

 

سال ۱۳۷۴

دکتر میلانیان آمد. توسط عفت از دل‏درد دیشب مطلع شده بود. ادرار و مدفوع برای آزمایش گرفت و توصیه‌هایی نمود. پس از انجام کارها، به دانشکده الهیات رفتیم؛ برای افتتاح ساختمان جدید که با کمک من، زمین آن از پادگان گرفته و ساخته شده است. در جمع استادان، معرفی اساتید نمونه و برنامه‌ها بود و در جمع دانشجویان و پرسنل و میهمانان، صحبت‌های آقایان دکتر هاشمی [گلپایگانی، وزیر فرهنگ و آموزش عالی] و [سیدابوالفضل] میرمحمدی، [رییس دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران] و شعر حمید سبزواری و سپس صحبت من،[۱] بر محور وحدت حوزه و دانشگاه و اهمیت دانشکده الهیات در معرفی اسلام و انقلاب بود.

به دفترم مراجعت کردم. آقایان [محمد] فروزنده و [محمدحسن] تولایی آمدند. گزارش تکمیل قرارداد با اوکراین، برای ساخت مشترک هواپیمای مسافربری پنجاه نفره آنتونف را دادند و برای تأمین ریال و ارز استمداد کردند.

آقای [گودرز] افتخارجهرمی، [سرپرست خدمات حقوقی بین‏المللی ریاست‏جمهوری]

آمد. گزارش حصول مصالحه  با آمریکا در مورد لایحه غرامت سقوط ایرباس ایرانی توسط ناو آمریکایی را داد. پذیرفته‌اند، مبلغ سی میلیون دلار برای غرامت شهدا و چهل میلیون دلار، با شروط خاصی، بابت خسارت هواپیما بدهند که پذیرفتم.

آقای میرزاده، [رییس سازمان برنامه و بودجه]، برای امور بودجه و مسایل جاری کشور و اختلاف نظر با آقای نوربخش، [رئیس‏ کل بانک مرکزی]، در مورد مسایل ارزی آمد. عصر اخوی محمد، [معاون اجرایی رئیس‏ جمهور]، برای مسأله ارز صنایع آمد که قرار شد، هر ماه چهارصد میلیون دلار داده شود. در جلسه شورای اقتصاد، چند مصوبه داشتیم؛ منجمله ترک مناقصه خرید کارخانه عظیم لوله‌های بدون ‏درز مانیسمان دست‏دوم از بلژیک، با ظرفیت سیصدهزار تُن برای لوله‌های آلیاژی نفت. دکتر نوربخش آمد و برای اجرای سیاست‌های من، اظهارآمادگی‏کرد؛ متوجه شده که من از سخت‌گیری‌های او ناراضی‏ام. قرار شد تولید را تقویت کنند.

دکتر ولایتی، [وزیر امورخارجه] آمد. گزارش کنفرانس خلیج فارس را گفت و نقش دفتر مطالعات [سیاسی بین‏المللی وزارت امورخارجه] را داد. شرکت‏کنندگان کنفرانس از چندین کشور آمدند. برایشان در اهمیت امنیت منطقه و ضرر حضور نیروهای نظامی خارجی، صحبت کردم[۲]. شب به دیدار والده در خانه همشیره فاطمه رفتم. حال‏شان خوب است. اولین بار است‏که آنجا می‌روم.

 

سال ۱۳۷۵

محمد اخوی، [معاون اجرایی رئیس‌جمهور] برای امورجاری‌آمد و اجازه‌گرفت،۳۰۰ هزار تومان از جمعی مرحومه والده را به سادات بدهد. مصاحبه‌ای با روزنامه شرق‌الاوسط و تلویزیون ام بی سی داشتم. بیش از یک ساعت به سئوالاتش جواب دادم.[۱]

[امیرسرتیپ حبیب بقایی]، فرمانده نهاجا [= نیروی هوایی ارتش] آمد. برای اقدام متقابل در صورت حمله آمریکا اعلان آمادگی‌کرد و نیازهای نبرد را مطرح کرد و استمداد نمود. عصر در جلسه هیئت دولت، مصوبات زیادی داشتیم؛ من‌جمله دادن پنجاه میلیون دلار برای گازسوزکردن چهار هزار اتوبوس خط واحد تهران.

شب تا ساعت نُه کارها را تکمیل کردم و برای سفر به ترکیه آماده شدم. مقداری از وقت را صرف تماشای فوتبال نیمه‌نهایی تیم ایران و عربستان نمودم که مساوی بودند. متأسفانه در ضربات پنالتی، یک گل عقب ماندیم. با توجه به اینکه در گیم سابق، سه بر صفر آن‌ها را شکست داده بودیم، متأسف شدم. آخر شب چمدان را برای سفر فردا بستم.

نظرات بینندگان