کد خبر: ۵۵۵۵۵۰
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۵۹ : ۲۳ - ۲۵ خرداد ۱۳۹۹
تورق خاطرات چهره ها در «انتخاب»؛

خاطرات آیت‌الله هاشمی؛ ۲۴ خرداد ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۶: سران موتلفه تقاضا داشتند به مهدوی کنی اصرار کنم از دبیری جامعه روحانیت استعفا ندهد

«خاطرات آیت الله هاشمی»: سران مؤتلفه به مناسبت سالگرد شهادت پيشتازان مؤتلفه آمدند. در جلسه خصوصي، تقاضا داشتند كه به آقاي [محمدرضا] مهدوي‏‌كني اصرار كنم كه از دبيري جامعه روحانيت مبارز استعفا ندهد. در جلسه رسمي آقاي [حبیب‏الله] عسگراولادي، گزارشي داد و من صحبت تشويق‏‌آميز نمودم. با آقاي مهدوي كني براي ادامه دبيري صحبت كردم؛ نرم‌تر شد.
خاطرات آیت‌الله هاشمی؛ ۲۴ خرداد ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۶: سران موتلفه تقاضا داشتند به مهدوی کنی اصرار کنم از دبیری جامعه روحانیت استعفا ندهد
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

خاطرات آیت‌الله هاشمی؛ ۲۴ خرداد ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۶: سران موتلفه تقاضا داشتند به مهدوی کنی اصرار کنم از دبیری جامعه روحانیت استعفا ندهد

 

خاطرات مرحوم  آیت الله هاشمی رفسنجانی از سال ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۶، هر شب منتشر می‌‌شود. پیشتر، خاطرات «آیت الله» از سال ۵۸ تا ۷۱ در سرویس تاریخ «انتخاب» منتشر شده بود.

سرویس تاریخ «انتخاب»: متن کامل خاطرات ۷۱ تا ۷۶ (که به صورت اختصاصی در «انتخاب» منتشر می‌شود) در زیر آمده است

 

سال ۱۳۷۱
مديران جهاد سازندگي و نمايندگان توليدگران از روستاها و عشايران و توليدگران نمونه آمدند. گزارش‌ دادند و خواسته‌هايشان را طرح كردند. من هم صحبت كردم. آقايان [محمدكاظم] سيفيان و [محمد] رحيميان آمدند و براى دانشكده هنرهاى زيبا كمك خواستند. آقاى [علي اكبر] ناطق نورى آمد. دربارة امور مجلس و دولت مذاكره شد. آقاى [اسدالله] صالحى‌فروز، [مديرعامل شركت ملي گاز] آمد. گزارش وضع صنعت گاز را داد و نيازها براى رساندن توليد و انتقال به سطح نياز مصرف را مطرح كرد.
[آقاي تنيگر سيگوا]، نخست‌وزير گرجستان و همراهان آمدند. تقاضا دارند كه صدور گاز طبيعى ايران به گرجستان زود شروع شود كه روسيه با ديدن رقابت ايران، دست از فشار و باج‌خواهى بردارد. خواستار توسعه روابط‌ هستند. نامه [رييس‌جمهورشان]، آقاي [ادوارد] شوارد نادزه را آورده بود؛ مرا به گرجستان دعوت كرده‌اند. توضيحاتى درخصوص شرايط و مشكلات‌شان دادند.
عصرآقاى [بيژن نامدار] زنگنه، [وزير نيرو] آمد. در مورد مخالفت ديوان عدالت ادارى با افزايش نرخ برق صحبت شد. شوراى عالى اقتصاد جلسه داشت. دربارة قيمت سيمان و سياست‌هاى تعديل بحث بود.

 

 

سال ۱۳۷۲
در گزارش‌ها پيشرفت نيروهاى شورشى در جمهوری آذربايجان به سوى باكو و تشديد درگيرى‌ها در سومالى جلب توجه مى‌كند. صبح [آقاي سرگئي ميخالوئيچ ترتياكف]، سفير جديد روسيه براى تقديم استوارنامه آمد. فارسى صحبت مى‌كرد. تبريك يلتسين [به مناسبت انتخاب مجدد به ریاست جمهوری] را هم داشت. مدعى است كه آقاى يلتسين در مواجهه با مخالفان در اصلاح قانون اساسى پيروز مى‌شود. گفت مى‌دانند غربى‌ها علاقه‌اى به رفع مشكلات روسيه به صورت كامل در حد پيروزى ندارند و در حد عقب راندن ماركسيست‌ها و تحكيم نظام آزاد حمايت مى‌كنند. به همين دلیل، بهبود روابط با كشورهاى منطقه را در سياست کلان خود اولويت مى‌دهند. [آقاي محمد ازهاري عبدالكريم]، سفير مالزى براى خداحافظى آمد؛ زود او را منتقل كرده‌اند.
آقاى [مصطفی] پورمحمدى از وزارت اطلاعات آمد. آقاى فلاحيان را براى وزارت تأييد كرد؛ بعضى‌ها مدعى بودند از مخالفان است. استاندار و نمايندگان چهارمحال بختيارى آمدند و براى امور عمرانى استان استمداد كردند. صحبت از انتقال نيروگاه اتمى دارخوين به آنجا شد؛ بناست این نیروگاه را چينى‌ها بسازند.
آقاى [عبدالله] نورى، [وزیر کشور] آمد. گزارش كاملى از آمار انتخابات‌هاى همه دوره‌هاى بعد از انقلاب را آورد و از حُسن اجراى كار با كامپيوتر در اين دوره گفت. عصر شوراى عالى انقلاب فرهنگى جلسه داشت. وضعيت دانشگاه تربيت مدرس و اصلاح آيين‌نامه فرهنگستان‌ها در دستور بود.
شب [آقای سیدحسین مرعشی]، استاندار كرمان به منزل آمد. در مورد كارخانه ذوب آهن بردسير و نيز شركت هواپيمايى ماهان استمداد كرد و گزارش برگزارى انتخابات را داد.

 

 

سال ۱۳۷۳
دادستان‏‌ كل كنيا و همراهان آمدند. صحبت‌ها تشريفاتى بود. آقاى رضوى آمد. گزارشی از سفر مكه داد و براى استاندارى تهران، اظهار آمادگى كرد. آقاى [ابوالفضل] توكلى بينا، [مشاور رییس‏‌جمهور در امور اصناف] آمد. ايراداتى به ستاد و بعثه حج داشت و از طرح قيمت‌گذارى تعريف كرد و طرحى براى چاى داشت.
جلسه كميته تنظيم بازار ارز داشتيم. طرح تأسيس بورس ارز از طرف بانك مركزى طرح شد اما مورد استقبال قرار نگرفت. پيشنهادهای ديگر هم به جايى نرسيد. بالابردن سود سپرده‌هاى كوتاه مدت براى جمع كردن نقدينگى و كم‏كردن فشار از ارز مورد قبول واقع شد.
عصر هیأت دولت جلسه داشت. ساعت نُه‏‌ ونیم به خانه آمدم. فاطى از اندونزى مراجعت كرده بود و از كنفرانس اسكاپ براى زنان، كلى تعريف داشت.

 

 

سال ۱۳۷۴
در خبرها عمليات وسيع چريكي چچن‌ها در خاك اصلي روسيه جلب توجه مي‌كند. [آقای کاستلا نتا]، سفير ايتاليا، در پايان مأموريت، براي خداحافظي آمد. سران مؤتلفه به مناسبت سالگرد شهادت پيشتازان مؤتلفه آمدند. در جلسه خصوصي، تقاضا داشتند كه به آقاي [محمدرضا] مهدوي‏‌كني اصرار كنم كه از دبيري جامعه روحانيت مبارز استعفا ندهد. در جلسه رسمي آقاي [حبیب‏الله] عسگراولادي، گزارشي داد و من صحبت تشويق‏‌آميز نمودم
عصر به خانه آمدم. به استخر كُلر زدم. با آقاي مهدوي كني براي ادامه دبيري صحبت كردم؛ نرم‌تر شد. شب عفت منزل فائزه بود. تنها غذا خوردم.

 

 

سال ۱۳۷۵
در منزل بودم. بيشتر وقت به مطالعه تاريخ گذشت. ظهر و شب، بعضى از بچه‌ها بودند. عفت از لندن، تلفنى خبر داد كه براى روز سه‌شنبه وقت از دكتر گرفته‌اند. دكتر [سیدمحمود] طباطبايى، ریيس دانشگاه علوم پزشكى شهيد بهشتى آمد. شكايت داشت از اقدامات خلاف قانون افرادى از دانشجويان انجمن اسلامى كه بعد از صحبت رهبرى در مورد اسلامى‏‌كردن دانشگاه‌ها، تحركات ايذايى را آغاز كرده‌اند و از مشكلات مالى بيمارستان‌ها در ارتباط با قانون بيمه گفت.

 

 

سال ۱۳۷۶
بعد از نماز صبح ديگر نخوابيدم. شب هم كم خوابيده بودم. براى برنامه اجلاس و اصلاح نطقم و ملاقات‌ها مطالعه كردم. ساعت هشت صبح، آقاى ماهاتير محمد، [نخست‏‌وزیر مالزی] براى ملاقات آمد. با هم صبحانه خورديم. مذاكرات كوتاه و دربارة توسعه همكارى‌ها بود. ساعت نُه به ملاقات آقاى سوهارتو، [رییس‏‌جمهور اندونزی] رفتيم. همگى در همين هتل اقامت دارند. صحبت تشريفاتى و دوستانه بود.
سپس براى اجلاس، به كاخ مجاور رفتيم. در اجلاس،آقايان دميرل و اربكان از تركيه و همه سران ديگر سخنرانى كردند؛ مجموعاً دو ساعت صرف سخنرانى‌ها شد، با مضامين شبيه به هم. فقط من در صحبت‌هايم به آمريكا حمله كردم؛ به خاطر به‏‌رسميت‏‌شناختن بيت‌المقدس براى پايتخت اسرایيل كه برخى انتقادها را در كشورهاى اسلامى و عربى برانگيخته و به هيأت‌هاي ديگر پيشنهاد دادم كه بيانيه در اين خصوص از سوى اجلاس داده شود؛ نپذيرفتند. انتظار داشتم كه اربكان بپذيرد؛ او هم نپذيرفت. خيلى محتاط شده و مى‌ترسد.
اسناد را امضا و مبادله كرديم و خبرنگاران عكس تهيه كردند. سپس به دروازه كاخ در ساحل بُسفُر رفتيم. عكس و فيلم در جمع سران گرفتند. بعد از نماز، براى ضيافت به كشتى رفتيم. با آقاى اربكان، دو سه ساعتى روى آب گشتيم و ناهار را در حال حركت صرف كرديم. دو طرف من اربكان و [کمال] جنزوری، نخست‏‌وزير مصر بودند. با جنزوری ، صحبت‌هاى دوستانه‌اى داشتيم. خيلى خوشحال شد. نظرم را دربارة سازش مصر با اسرایيل پرسيد. گفتم به نفع مصر و اسرایيل شد و به ضرر اسلام و عرب. خواستار تجديد روابط شد. گفتم با روابط مادون سفارت موافقيم. تصميم و حكم امام، مانع تجديد سفارت است.
عصر به ملاقات آقاى دميرل رفتيم. صحبت دربارة مسایل پ.ك.ك و ادعاى فراركردن آنها از عراق به ايران بود كه بنا شد گروه تحقيق مشترك تشكيل دهيم. سپس مصاحبه‌اى با كانال هفت تلويزيون تركيه كردم. با هلى‌كوپتر به فرودگاه رفتيم. ساعت دوازده شب، بدون استقبال رسمى وارد تهران شديم. ساعت یک بامداد خوابيدم. هم نماز و هم شام را در هواپيما داشتيم.

 

نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۴
غیر قابل انتشار: ۳
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۱:۱۵ - ۱۳۹۹/۰۳/۲۶
0
0
آن شب کی
نظرات بینندگان
captcha