کد خبر: ۵۶۹۷۰
تاریخ انتشار: ۲۸ : ۱۰ - ۱۴ فروردين ۱۳۹۱

آيا دانشمندان ما شعبده‌بازان خوبي هم هستند؟

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
وبلاگ « يك پزشك » كه عمده مطالب آن در حوزه‌هاي آي‌تي ، پزشكي و گاه سينما و كتاب است، در يكي از آخرين پست‌هاي خود كه توسط نويسنده مهمان آن نوشته شده به مقوله‌اي با عنوان «دانشمندان جادوگر » پرداخته است.

نويسنده با اشاره به برخي فيلم‌ها چون « پرستيژ» كه داستان رقابت دو شعبده‌باز حرف‌اي را روايت مي‌كند، نوشته است:

چندی پیش پس از مطالعه مطلبی، فکری به ذهنم خطور کرد که بد ندیدم با شما به اشتراک بگذارم: مطابق برخی تقسیم‌بندی‌ها، شعبده، شاخه‌ای از علم است. یک شعبده‌باز با حقه‌‌هایش می‌تواند مردم را متعجب کند و یا خشم آنها را نیز برانگیزاند، دانشمندانی مانند گالیله و کوپرنیک هم در دوره خود با ادعای بیان چرخش زمین به دور خورشید و گرد بودن زمین، کفرگو و جادوگر قلمداد می‌شدند.

تماشاگرانی که یک شعبده را نظاره می‌کنند دارای یک مزیت هستند، آنها می‌دانند در حال فریب خوردنند و لذت تماشای یک شعبده نیز همین است که شما در عین این‌که می‌دانید در حال فریب‌خوردن هستید، چگونگی آن را درک نمی‌کنید و فکرتان مداوم در پی روش‌های مختلف انجام آن شعبده است. اما یک شعبده‌باز بلافاصله حقیقتِ حقه همکار خود را متوجه می‌شود.

نکته قابل قیاس شعبده‌بازان و دانشمندان در این است که دانشمندان همواره در یک تردید غریزی در مورد اتفاقات اطراف خود هستند، آنها در تلاشند همواره روش انجام یک اتفاق را بیابند، اما نه لزوما با فریب افراد و همکاران خود.

نکته مهمی که همه دانشمندان می‌توانند از جادوگران بیاموزند آن است که عمیق‌تر و متفاوت‌تر از افراد دوره خود بیندیشند تا چیزی خلق کنند که مانند جادو همگان را حیرت‌زده نماید . جایی نیز خواندم که « آرتور سی کلارک» گفته است : « فن‌اوری پیشرفته‌، از سحر و جادو قابل تشخیص نیست.»

آیا فکر نمی‌‌نید افرادی مانند «ادیسون» که کاربردهای بدیع الکتریسیته را به مردم معرفی كرد و یا نمونه معاصر آن «استیو جابز» فقید چیزی کمتر از جادوگران ندارند؟! به نظرم همان‌قدر که مردم با دیدن شعبده‌های یک شعبده‌باز و یا جادوگر مبهوت حقه‌های او می‌شوند ، همان‌قدر هم در کنفرانس‌های معرفی محصولات اپل حیرت‌زده می‌شوند و با تمام وجود، فرد روی صحنه را تشویق می‌کنند .

تفاوت آن‌ها در این است که دانشمندان روشی را که باعث حیرت‌زده شدن ما می‌شود، مخفی نمی‌کنند، اما جادوگران آن را مانند یک راز نزد خود نگه می‌دارند که آن هم بعد از مدتی توسط شخصی برملا مي‌شود و تحسین همگان را برمی‌انگیزد.

لذت تماشای یک شعبده علاوه بر فکر پشت آن ، مدیون نقش شعبده‌باز آن نیز هست؛ یعنی اگر آن شعبده‌باز بتواند به خوبی نقش خود را بازی کند و کارش را مهم جلوه دهد، آن حقه از ذهن تماشاگران پاک نخواهد شد؛ این‌جاست که در مقایسه یک شعبده باز و دانشمند به نقش مهم چگونگی عرضه آن پی می‌بریم؛ همان چیزی که بزرگان این عرصه در دنیا توانسته‌اند بدست بیاورند.

چندی پیش وقتی کتاب زندگی‌نامه استیو جابز را ورق می‌زدم چشمم به پاراگرافی افتاد که در مورد کنفرانسی نوشته بود استیو جابز در حال اعلام انتشار مجموعه نرم‌افزاری آفیس برای سیستم عامل مک بود و قرار شد ارتباط زنده‌ای با بیل‌گيتس داشته باشد كه ناگهان تصویر چهره بیل‌گیتس به صورت بسیار بزرگ پشت سر استیو جابز پخش مي‌شود كه نشان‌دهنده سیطره مایکروسافت بر اپل بود‌. استیو جابز در کتاب گفته بود که آن کنفرانس بدترین اجرا در طول زندگی‌اش بود .

و نکته‌ای که برای ما ایرانیان هنوز قابل لمس نیست این است که چرا حیرت معرفی محصولی جدید‌، در کشور خودمان را احساس نکرده‌ایم. ما حتی اگر بزرگترین فن‌آوری‌ها را نیز تولید کرده باشیم، نمی‌دانیم چگونه باید مثل یک شعبده‌باز، نفس تماشاگران را در سینه حبس کنیم و شوق آنها را برانگیزانیم .

هنگامی که داشتم این مطلب را می‌نوشتم، تصویر کاراکترهای فیلم «پرستیژ» کریستوفر نولان به ذهنم می‌آمد، که اگر این فیلم را ندیده‌اید پیشنهاد می‌کنم آن را حتما تماشا كنيد.
نظرات بینندگان