کد خبر: ۵۸۳۹۱
تاریخ انتشار: ۲۲ : ۰۳ - ۲۳ فروردين ۱۳۹۱
روپوش پزشکی بپوشید تا احساس کنید باهوش تر هستید؛

لباس ها معجزه می کنند!

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
آدمی به آنچه در سر دارد خلاصه نمی شود
دانش و فناوری- امیرحسین کریمان: همان چیزی هستید که می پوشید!

 

برایا ساوارا، سیاستمدار فرانسوی در قرن 18 میلادی بیشتر به دلیل خوراک شناسی و جمله های معروفش در این زمینه شهرت دارد. او در جایی نوشته است: به من بگو چه می خوری تا بگویم کیستی! این عبارت اینک به صورت ضرب المثل «همان چیزی هستید که می خورید» کاربرد دارد.
گویا اینک باید دست به کار سکه زدن ضرب المثل تازه ای شد و این بار گفت: همان چیزی هستید که می پوشید!
دانشمندان بر این باورند لباس هایی که انتخاب می کنید نماینده شما بوده و دیگران از این رهگذر هر کس را می شناسند. شاید لباس های پیش پا افتاده دوران دبیرستان - که دانش آموزان نقش چندانی در انتخاب آنها نداشته و ندارند- همیشه نشانه نوعی بی اختیاری بوده و از درد درونی دوران نوجوانی بسیاری از آدم ها حکایت داشته است. هنگامی که بزرگتر شده و کاری را شروع می کنید با پوشیدن کت و شلوار، پیراهن و دامن، کفش های پاشنه دار و خلاصه انواع پوشاک شیک به دنیای خوش پوشی گام می گذارید، گونه ای از حس زیرکی تجاری و اعتماد به نفس را در دیگران بر می انگیزید.
داستان به همین جا پایان نمی گیرد زیرا پوشاک گزینی افراد افزون بر آنکه دیدگاه دیگران را تحت تأثیر قرار می دهد درک درونی آنان را از «خویشتن» نیز شکل می دهد. با این وصف، آیا گرایش های پوششی هر کس براستی می تواند به تغییرات روانشناختی در او منجر شود؟
این همان پرسشی است که مدتها ذهن پروفسور آدام گالینسکی را در دانشکده مدیریت «کلاگ» در دانشگاه «نورث وسترن» به خود مشغول کرده بود. انیمیشن مشهور ]خانواده[ «سیمپسون ها» را باید یکی از خلاقیت های آمریکایی به شمار آورد که سرشار از موضوعات تآمل برانگیز برای پژوهش های دانشگاهی است و در این زمینه منبعی الهام بخش برای آدام گالینسکی به شمار می آید.
علاقه پروفسور گالینسکی هنگامی برانگیخته شد که در یکی از قسمت های انیمیشن «سیپسون ها»، دانش آموزان شهر «اسپرینگ فیلد» وادار به پوشیدن لباس های متحدالشکل خاکستری رنگ و ملال انگیز مدرسه می شوند. بدین ترتیب کودکان دانش آموز در دام اندوه لباس هایی گرفتار می آیند که برخلاف خواست آنان است. اما با از راه رسیدن توفان و بارش باران همه چیز به یک باره دگرگون می شود زیرا با خیس و رنگارنگ شدن لباس های مدرسه، شادمانی دوباره به دنیای کودکان باز می گردد.
این انیمیشن به ظاهر سرگرم کننده، گالینسکی را به فکر انداخت آیا لباس هایی که می پوشیم روی رفتارها و عملکرد ذهنی ما تأثیر می گذارند؟
پروفسور گالینسکی برای یافتن پاسخ این پرسش به اتفاق یکی از همکارانش، سه آزمون ساده و البته مرتبط را انجام دادند. نخست از 58 دانشجو خواسته شد در آزمون «دقت گزینشی» شرکت کنند. این افراد باید نام رنگ هایی را که احتمالاً به رنگ دیگری نوشته شده بود، شناسایی می کردند(مثلاً واژه «آبی» ممکن بود به رنگ قرمز نوشته شده باشد). برخی دانشجویان لباس هایی به تن داشتند که معمولاً در کوچه و خیابان می پوشند و به گروهی دیگر گفته شد «روپوش سفید آزمایشگاهی بپوشند. در پایان آزمایش آشکار شد خطاهای کسانی که روپوش سفید پوشیده بودند تا 50 درصد از گروه مقابل کمتر است.
در آزمون دوم، شرکت کنندگان باید دو تصویر تقریباً همسان را تماشا می کردند که با یکدیگر تفاوت های جزیی داشتند. پس از آن باید بی درنگ دست به کار فهرست کردن تفاوت ها می شدند. در این آزمون، عده ای از دانشجویان «روپوش سفید آزمایشگاهی» به تن داشتند که به آنان گفته شده بود بالاپوش پزشکی است. گروهی دیگر نیز روپوش کاملاً مشابهی را پوشیده بوند با این تفاوت که به آنان تأکید شده بود بالاپوش نقاشی است. عده ای از دانشجویان نیز با لباس های عادی خود در آزمایش شرکت داشتند. یافته های این آزمایش نشان داد کسانی که تصور می کردند روپوش پزشکی پوشیده اند در مقایسه با دیگران، تفاوت های بیشتری را در دو عکس شناسایی کرده اند.
در آزمون آخر، شرکت کنندگان بار دیگر به سه گروه تقسیم شدند. گروهی «روپوش پزشکی» و عده ای «روپوش نقاشی» پوشیده بودند و بقیه تنها یک «روپوش پزشکی» را می دیدند که روی میزی در مقابل آنان قرار داشت. این بار از همه دانشجویان خواسته شد مقاله ای درباره «روپوش سفیدی» بنویسند که به تن داشته یا در برابر دیدگان آنان خودنمایی می کند. پس از آن، آزمون شناسایی تفاوت تصاویر دوباره تکرار شد. برای سومین بار، کسانی که «روپوش پزشکی» پوشیده بودند در مقایسه با دیگران، عملکرد بهتری از خود نشان دادند.
پروفسور آدام گالینسکی و همکارش نتیجه گرفتند فرایندهای روانشناختی در آدمی با مفاهیم نمادین و قراردادی لباس هایی که می پوشد، ارتباط دارد. این دانشمندان، عبارت «شناخت پوششی» را برای معرفی این فرایند روانی برگزیده و آن را چنین تعریف می کنند: تأثیر سامانمندی که لباس ها روی فرایندهای روانشناختی کسانی می گذارند که آنها را پوشیده اند.
پزشکان در باور عمومی، افرادی هشیار و دقیق به شمار می آیند بنابراین هنگامی که شرکت کنندگان در این آزمایش ها، روپوش پزشکی به تن داشتند - نادانسته و در فرایندی خود به خودی - هشیاری و دقت عملکردی بیشتری نشان می دادند.
بی تردید اگر کسی باور داشته باشد پزشکان متکبر و بی ملاحظه هستند پوشیدن روپوش پزشکی نمی تواند تغییری در تمرکز او ایجاد کند و بر عکس ممکن است به ولنگاری دامن بزند. با وجود این برای اثبات این فرضیه هم باید آزمایش های دیگری ترتیب داد.
نظرات بینندگان