فردا: مصاحبه با ابولقاسم طالبي به سختي انجام گرفت سخت از اين نظر كه او در
تهران نبود وبراي ديدن اقوامش به زادگاه در اصفهان رفته بود. در هر صورت
با اصرار قرار یک گفتگو را در گلزار شهداي اصفهان گذاشتیم. گفتگو با
ابوالقاسم طالبی در مورد فيلم قلادهاي طلا وحاشيه هايش را مي خوانيد.
*********************
-
بگذارید از یک شبهه خاص بحث را آغاز کنیم. برخی ها که مشخص است از چه
گروهی هستند می گویند فيلم قلاده هاي طلا يك فيلم حكومتي است. .. منظورشان از فیلم حکومتی چیست؟
- به اين معنا كه فیلم به درخواست حكومت ساخته شده و يا دغدغه آن از سوی حکومت وجود داشته است؟منظور از حكومتي يعني اينكه حكومت من را صدا كرده و گفته كه اين فيلم را بساز؟
- بله.اگر
منظور اين است كه يك نفر از حكومت من را صدا كرده و گفته كه اين فيلم را
براي انديشه هاي ما بساز، چون از این موارد زیاد پیش می آید به عنوان مثال،
نيروي انتظامي، اين و آن را صدا مي كند و فيلم سفارشی مي سازد اگر منظور
اين است كه باز هم معنای حكومتي ندارد و تعريف فیلم حكومتي اين نيست كه
حاكميت يك موضوع به شما بدهد و بگوید برو با آن یک فيلم اين طور كه من مي
گویم بساز و ذهن و اراده خودت را دخیل نکن. اتفاقا خيلي از كساني كه منتسب
به حكومت هستند را هم ديديم كه با این شیوه فيلم ساختند. من معتقدم اگر بحث
قدرت حاكميت را كنار بگذاريم، چون يكي از اراده های حاكميت قدرت است، و
فقط به دغدغه ايجاد فرهنگ يك حكومت توجه کنیم باید این کار صورت پذیرد چون
شخص من، دغدغه حفظ اين حاكميت را دارد.

اگر
حاكميت هم اين كار را نكند، من اعتراض مي كنم كه چرا فيلمي نمي سازد كه در
راستاي تحقق آرمان شهدا باشد و حاكميت ملي تقویت شود. فيلمي كه من ساختم
در رابطه با وحدت ملي و حاكميت ملي است. لذا اگرفیلم قلاده های طلا از نظر
مخاطب به دنبال حاكميت و وحدت ملي است، اين فيلم، مي تواند فيلم حکومتی
باشد اگر نه که نیست. اما، از اين منظر كه اگر حاكميت با من در ساخت فيلمی
که وحدت ملي و حاكميت ملي جزو عناصر محوري آن است، همراه است بله من يك
فيلم حكومتي ساخته ام. اما اين تعريف شما كه كسي من را صدا كرده و گفته بيا
برو اين فيلم را بساز، اين طور نبوده. بر همين مبناست كه مي بينیم يكي از
حساس ترين نقاط حكومت و دولت با اين فيلم مخالفت کردند.
- آقاي طالبي، موضوع اين فيلم از چه زمانی در ذهن شما شكل گرفت؟ در
حين اتفاقاتي كه در حال رخ دادن بود، يعني دقيقا يك هفته يا 10 روز بعد از
انتخابات که من در خيابان ها و بين مردم حضور پيدا كردم و شاهد دشمني بين
برادرانم بودم. در آن شرایط مي ديدم که به حاكميت كلي كشور و وحدت ملي در
معرض آسیب است. با توجه به اينكه من از 17 سالگي در فضای سياست بودم و
مسايل سياسي را حضرت امام براي ما شكافته و مي دانيم كه در اين مواقع چه
اتفاقاتي مي افتد و دشمنان چه تصميماتي مي گيرد، بسیار نگران بودم. همين
طور كه اين صحنه ها را می دیدم موضوع در ذهن من به صورت قصه ته نشين مي شد و
نهايتا به اينجا رسيد و 20 دي 88 نقطه شروع قصه شد.
- دقيقا پس از 9 دي ؟بله،
تقريبا پس از 9 دي ماه، به این نتیجه رسیدم که وقت آن است که این قصه را
به تصوير كشيد؛ چون قبل از 9 دي هنوز درگيري ها پایان نیافته بود. وقتي
درگيري وجود دارد نمي شود در خيابان كار كرد. پس از آن به لطف الهي و دعاي
آنهايي كه دعايشان گيراست شروع به تحقیفات كرديم و تحقيقات غير از آنچه كه
مي دانستم و ديده بودم، آغاز شد.
- هماهنگی ها به چه صورتی انجام می گرفت؟هماهنگي
ها بسیارسخت بود، چون شما مي خواهيد به يك سري مسائلی دسترسي پيدا كنيد كه
مهر محرمانه روی آن خورده است. اما کسانی هم هستند که معتقدند که باید آن
قدر اطلاعات به جامعه بدهيم كه جامعه اشباع شود و خودش انتخاب كند.
متاسفانه دید دوم در كشور ما در داخل دستگاه ها خريدار ندارد. اما آقاي
مصلحي يكي از كساني بود كه فضای کافی در این زمینه به من دادند و اعتقاد
ایشان این بود که بسیاری از اين اطلاعات را می توان به مردم انتقال داد.
سردار مقدم و آقاي رادان نیز بر همین نظر بودندُ اما اينكه چرا این اتفاق
نمي افتد نمي دانم.
- در اين تحقيقاتی که انجام دادید، با چه کسانی از آن کاندیداها صحبتی داشته اید؟من راجع به آن دو نفر هيچ چيزي نگفته ام.
- مي خواهم بدانم شما با آنها صحبت كرده ايد؟من با آقاي رضايي و احمدي نژاد مفصل و با هر كدام تقريبا 2 ساعت و نيم صحبت كرده ام.
من
با اين دو نفر هم كه صحبت كردم ، جواب سوالاتم را گرفتم. حالا شما روي این
موضوع مانور ندهید. در این مورد نبايد صحبت کنم اگر نه من هيچ ابايي از
اينكه آن را عنوان كنم ندارم اما گفتنش را نمي توانم بگويم.
- يعني تصريح مي كنيد كه با آن 2 نفر هم از كانال هايي ارتباط داشتيد؟به
هر حال شما نمي توانيد راجع به پروسه اي صحبت كنيد که آن را حلاجي نكرده
باشيد. كيس هايي وجود داشتند، که در رابطه با اكثر آنها مطالعاتی انجام
دادم و به بیشتر سوالاتم رسيدم و جواب سوالاتم را تا آنجا كه لازم داشتم از
طرق مختلف گرفتم.
- يعني نظرات اين چهار نفر را گرفتيد، با ذکر اینکه با آن 2 نفر ديدار داشتيد.من نفر نگفتم.
-
شما حرف من را اگر اشتباه است تصحیح کنید ؛ شما سوالات خود را با محسن
رضايي و محمود احمدي نژاد رو در رو مطرح كرديد و جواب تان را گرفتيد.بله.
- و با آن 2 نفر هم از طريق برخي افراد كه با آنها ارتباط داشتند، با آنها صحبت كرديد و پاسخ سوالاتتان را گرفتيد، درست است؟من جواب سوالاتم را گرفتم اما از چه طريقي را به شما نمي گويم.
- يعني به نظرات هر چهار نفر دست پيدا كرديد؟من سوالاتي را كه از اين افراد داشتم، به جوابشان رسيدم.
- پس نقطه نظرات آنها را گرفتيد و ابهامي برای نوشتن قصه برايتان باقی نماند؟سوالي
نداشتم كه جوابي نداشته باشد. نه اينكه ابهامي وجود نداشت. ابهام ها هنوز
هم در خیلی موارد وجود دارد. ولي من يك سري سوال داشتم كه در شكل گيري قصه
برایم مهم بود وجوابشان را پيدا كردم.
- برخورد اين افراد با شما چطور بود؟كسي با من برخورد بد نكرد.
- و همان لحظه به پاسخ ها می رسيديد؟همان
لحظه كه نه، ولي بالاخره اتفاق می افتاد. البته فقط اين چهار نفر نبودند،
مثلا من با دبير شوراي امنيت ملي و خود آقاي مصلحي هم صحبت كردم، چون ايشان
در جريان تمام جلسات بود ، با همه صحبت كردم. با قاضي مرتضوي هم 2 تا سه
ساعت صحبت كردم.
- من در
جايي ازقول شما خواندم كه روز 25 خرداد کسانی كه تظاهرات كردند، افرادی
بودند كه براي جمهوريت نظام آمدند و دفاع كردند و آدم هاي باغيرتي بودند،
مي خواهم در اين مورد بيشتر توضيح دهيد.؟آدمي كه راي مي دهد و
در خانه اش ساكت مي نشيند، آدم ويژه اي نيست. ويژه آن کسی است كه اگر راي
داد و رايش مورد خدشه قرار گرفت و به اين نتيجه رسيد كه تقلب شده، بدون
اينكه بيايد تخريب كند و حاكميت ملي را به خطر بيندازد بيايد و اعتراض كند
اعتراض مدني و مسالمت آميز. روز 25 خرداد اين اعتراض مسالمت آميز بود، ولي
مجوز نداشت که مربوط به وزارت كشور است و به من ربطي ندارد. من به عنوان
يك شهروند، يك نويسنده و كارگردان و كسي كه سياست را مي شناسد، معتقدم كه
آدم هايي كه حركت مي كنند، از آدم هايي كه نشسته اند بهترند. آدم هايي كه
حركت مي كنند ولي تخريب نمي كنند، تخريب چه از نظر ديالوگي و چه از نظر
شكستن و كشتن و ابزار نشدن براي ديگران.
- یعنی شما روز 25خرداد را اين طور ديديد؟بله. ما نبايد به فيلم مان الصاق شويم. در فيلم به صورت واضح گفته شده، ديالوگي كه از دهان بسيجي گذاشتم را من نوشته ام.
- يعني اين ديالوگ شخص ابوالقاسم طالبي است؟مشخصا
همین طوراست و فكر مي كنم حاكميت هم همين نظر را دارد. اين نظر به وحدت
ملي نزديك تر است. حالا اگر کسی نظر ديگري داشته باشد من نمي دانم.
سناریویی
که من به وزارت ارشاد دادم قصه ديگری بود. يعني آقاي شمقدري وقتي فيلم را
ديد گفت اين فیلمی نيست که ما خواندیم. قصه اي كه من به وزارت ارشاد دادم
اين نبود. هيچ كس نه بالاسر من بود و نه هيچ كس به من گفت كه چي بساز، كجا
برو، كجا بيا. حتی شش تا سناريو در دست وزارت اطلاعات بود که هيچ كدام
اصلي نبود. آدمهاي مختلفي آمدند و فيلم ما را ديدند. ببينيد آقاي نقدي چون
تهيه كننده فيلم روايت فتح بود، آقاي پناهيان فيلمنامه ای در مورد بسيج و
نيروهايي كه در مساجد كار مي كنند داشتند و از من خواستند آن را ببينم، سر
صحنه آمدند. اما، آقاي رادان خيلي به ما كمك كردند، چون در اين فيلم با
نيروي انتظامي زیاد سروكار داشتيم. من آقاي رادان از سال 62 يا 63 در
كردستان سقز مي شناسم، هر دو بسيجي بوديم، رفاقت ما هيچ ربطي به اين فيلم
ندارد، قبل از ساخت اين فيلم رفيق بوديم.
- پس براي حمايت نيامده بودند و حضور آنها سرصحنه رفاقتی بود؟ نه
من آقاي رادان را خودم دعوت كرد وآقاي نقدي هم كه روايت فتح دعوت كرده
بود، لطف هم كردند آمدند. كساني ديگر هم آمدند. از خارج از كشور هم آمدند
ولي اين حرف ها به فيلم حاشيه مي دهد، شايد چند تا اصلاح طلب هم آمدند اما
اين حرف ها فيلم را خراب کند، ما چهار تا رفيق اصلاح طلب هم داريم، من رفيق
داشتم كه زنداني بوده، در مرخصي آمده سر صحنه که شايد هم عكاس عكسي هم
انداخته باشد.
- يعني آدم هايي از هر دو جناح آمدند؟بله.
از نظر ضد انقلاب ها دیدن اين فيلم براي كساني كه در آمريكا هستند، جرم
است، خانم معصومه قمي" مسيح علي نژاد" به من زنگ زد من شماره را نگاه
نكردم، با من نزديك به 50 دقيقه صحبت كرد، ولي حدود 30 دقيقه از مصاحبه را
گذاشته بقيه را کار نکردند . من هدفم اين بود كه ببينم چقدر قدرت اين را
دارد كه در حد وبلاگ خودش آزادي خواه باشد، ولي نبودند، خب بعد هم من با
خودم فكر كردم كه اين بنده خدا چيكار كند، اين بايد پول در بيارد، بايد
زندگي بچرخاند، بايد بگوید من رفتم دفاع كردم از ديدگاه شما، من ارتباط
دارم من مي توانم شلوغش كنم، تا آنها روی او حساب كنند ماه بعد به او حقوق
دهند وگرنه از كجا زندگي كند، اگربا فحش دادن به ما پول در بياورند تا از
جاي ديگه ما راضي هستيم غيرتمان اين را بيشتر قبول مي كند. من با خارجي ها
كار ندارم، همين خود آقاي رادان با ما مكه بود، يادم هست كه داشت نماز مي
خواند، پشت مقام ابراهيم رفته بود تو حال خودش، دو سه تا دانشجو مي ديدم
كنارش ايستادند و عكس گرفتند، من به شوخي مي گفتم كه اين آن رادان نيست،
بيايید بروید. بعد خنده شان مي گرفت، منظور اينكه اصلا اين طوري نيست، خيلي
ها مي آمدند و عكس مي گرفتند و مي رفتند، ولي هيچ ربطي به فيلم نداشتند،
خيلي ها من را مي شناسند، ولي من حرف هيچ كسي را گوش نمي دهم، تا خودم
معتقد نباشم، آن كار را انجام نمي دهم، هر كسي هر چه مي خواهد بگوید، من
ايمان داشته باشم انجام مي دهم.
من مومنانه فيلم ساختم، يه سوژه ايمان
داشتم، حالا اگه كسي بياید پيش من سر صحنه، بگوید اين كاراكتر بد است، آن
یکی خوب است یا جاي اين را عوض كن، در ساخت این فیلم نه بوده و نیست، اين
حرف ها مال كسانی است كه من و كار را نمي شناسند.
- پس در ساخت این فیلم از سوی كسي آزاری ندیدید؟ آزار
به این شکل نبود، مثلا يكي دو نفر رد مي شدند، متلكي مي انداختند، از هر
دو طرف، مثلا چند تا حزب الهي رد مي شدند و چیزی می گفتند یا يكي مي گفت
سبزها آدماي شيك و جنتلمني هستند، چرا لباسهایشان اينطور است. خانمي می گفت
ما خيلي از اين دخترهاي سياه لشگر شما خوشگل تريم، چرا واقعيت را نشان نمي
ديد. اما موردی که براي خانم مريلا زارعي، اتفاق افتاد از داخل صنف بود،
يعني يک سري آدمهایی داخل صنف وجود دارند كه البته تعدادشان بسیار كم
هستند، ولي تفكرات فاشيستي دارند و مي گویند بايد آن طوري كه ما فكر مي
كنيم شما فكر كنيد و اين جور كه ما مي گویيم بايد بازي كنيد، غير از اين
باشد، براي شما مزاحمت ايجاد مي كنيم، تحريم مي كنيم، فحش مي دهيم، البته
من اصلا هيچ وقت به این مسائل توجه نكردم و برایم مهم نبوده، اما خانم
زارعي مي گفت من انگيزه شما را ندارم، برخورد هم خشن است، كم مانده با چاقو
ما را بزنند.
آدم هايي هم بودند كه به بازیگران یا دست اندرکاران فیلم
مي گفتند كه اگر با اين گروه کار كنيد ديگر به شما كار نمي دهند ، ولي
افرادی هم در فیلم من بودند مانند آقاي حيايي با اينكه تعهد داشت كه فقط سر
كار من باشد، اما از من اجازه گرفت و سرکار دیگری هم رفت و همچنين آقاي
شريفي نيا در 2 تا 3 تا فيلم بازي كرد.
- اگر بخواهید به يك خبرنگار خارجي، موضوع فيلم را توضیح دهید چه می گویید؟معمولا مي گویم برو فيلم را ببين خودت مي فهمي موضوع فیلم چیست.
- مثلا یکی می گفت فیلم را ديدم اما نفهميدم موضوع آن چیست؟چون موضوع با اطلاعاتم در تناقض بوده است.اگه واقعا كسي رفته باشه و نفهميده كه موضوع فیلم چیست، يا آي كي یوي من مشكلي دارد يا او. (مي خندد)
- نه من مي خواهم خودتان شفاف موضوع فیلم را بگویید؟نفوذ
و طمع ديگران براي از بين بردن ميهن ما و نفاقي که در انتخابات در كشور
ایجاد شد همچنین نقادي هایی كه بعد از انتخابات به وجود آمد موضوع فیلم تا
جایی که در اختیار من بود این است.
- نكته مهمی كه در فيلم وجود دارد، نفوذ دشمن به دستگاه اطلاعاتي است، . اين نفوذ دشمن، مستند بود یا فقط یک قصه است؟بعضی قسمتهای آن مستند وجود دارد اما بعضی از آن هم فقط قصه است، يعني فقط قصه است.
- مي خواهم بدانم تا چه حد واقعيت دارد؟ما
از نفوذ دشمنان در جنگ بسیار لطمه ديديم، هميشه فكر مي كردیم كه نفوذيها
كراوات دارند، صورتشان سه تيغ شده اما اين طور نيست. من مي گویم دشمن
همواره در صدد نفوذ بوده و ما ضررهاي سنگيني از این نفوذها خورده ايم،
شهيد رجايي، شهيد بهشتي، نزديك به 70 نماينده كشور احمدي روشن، شهيد قدوسي
ما بايد چشم هایمان را باز كنيم، بايد بگوبيم، هشدار دهیم، فيلم بسازيم اما
بی جهت هم به كسي تهمت نزنيم.
- شما مي خواهيدبگويید يك آدم بي طرف هستيد؟من
قبل از انتخابات گفتم به چه کسی راي مي دهم، پس بي طرف نيستم، ولي در فيلم
وحدت ملي رعايت شده است. همه مي دانند من به چه کسی راي دادم، هر كسي كه
به اين چهار نفر راي داده، خائن نيست، كسي كه راي نداده و باعث اغتشاش شده
خائن است، هر كسي كه مومن بوده، راي داده، براي حمايت از حاكميت كشورش، خود
امام(ره) هم مي گفت كه نماز قضا دارد ولي راي ندارد و بايد راي داد، چون
هر كسي تحقيق كرده به نماينده خودش كه فکر می کرده صلاحيت دارد، راي داده،
اين جرم نيست و اينكه به خاطر باورشان آمدند بيرون، اما بعد ديدند اين طور
نيست و بعد از 25خرداد هيچ راهپيمايي بزرگي نديديد این هم جرم نیست. نه
اينكه مردم ترسيدند، این به دیلی قانع شدن مردم بعد از خطبه هاي رهبري بود
خيلي ها هم اگر قانع نشدند، به اين نتيجه رسيدند كه بيرون آمدن كمك به دشمن
است و دیگر نيامدند. من خودم تا 25 خرداد را قبول دارم اما كسايي كه
سردسته بودند، آدمهاي نظام نبودند.شايد خيلي اتفاقات در كوچه يا محله شما
اتفاق افتاده كه من نديدم اما آنچه كه در سطح كلان ملي بوده و ديدم را فیلم
کردم. فيلم من يك فيلم ملي است و من فقط به اصل ماجرا پرداختم.
-
برای سوال آخر، اصغر فرهادي جايزه اي گرفت كه خیلی ها معتقدند جایزه مهمی
بود، خيلي ها جرف از استكبار جهاني و... زدند، نظر شما در مورد فیلم جدایی
نادر از سیمین چیست البته با توجه به اینکه شما به عنوان داور جشنواره
فيلم فجر به اين فيلم جايزه داديد. ما انقلاب كرديم كه مردم
بتوانند حرف بزنند، يكي می گوید جایزه صهيونيستي است، يكي دیگر انقلابي،
خيلي ها مي گویند بهترين جايزه دنياست، بالاخره همه بايد حرف بزنند ، هر
كسي بايد نظرش را بگوید، ولي نبايد اهانت و تخريب شود و نبايد دروغ گفت.
در
رابطه با اسكار آقاي فرهادي باید بگویم؛ اسكار يك جايزه مهم سينمايي در
دنياست. فيلم اصغر فرهادي در خدمت استكبار نبود، ولي خيلي ها گفتند
استكباري است، فيلم اصغر فرهادي صهيونيستي نيست. آقاي فرهادي ديني به آقاي
شمقدري دارد، اما هر كس سياست خودش را دنبال مي كند، من اين فيلم را ديدم و
به آن جايزه دادم. به من هم زنگ مي زدند و این حرفها را تکرار کردند که شك
كردم و دوباره فيلم را با ويديو ديدم، اصغر فرهادي در این فیلم مي گوید كه
ايراني ها هر چقدر هم كه دروغ بگویند، سر قرآن دروغ نمي گویند، چون مسلمان
و مومن هستند، اين حرف بزرگي است. مي گویند سياه نمايي كرده، خوب شما
بگویید چه کسی در فیلم هایش سیاه نمایی نكرده است نه اينكه همه فيلمسازهاي
ايران را گل و بلبل نشان می دهند! به نظر من دعوايي كه در مورد آقاي فرهادي
درست شد، پخش كننده ها مقصر بودند، آنها يك آبي و قرمز درست می كنند تا
استاديوم پر شود وگرنه پر نمي شود.
جناب طالبی بقول معروف قبول نیست شما دیدی . خب اینکه پر معلومه ..
فیلمی صهیونیستی است که ملت خودش را منافق و وطن فروش خطاب میکند .