arrow-right-square Created with Sketch Beta.
کد خبر: ۶۰۸۴۳۶
تاریخ انتشار: ۵۹ : ۰۹ - ۳۰ اسفند ۱۳۹۹
گزارش «المیادین» از موانع پیش پای آمریکا؛

بایدن و استراتژی فرسایشی در خاورمیانه

بررسی روند تحولات در خاورمیانه و تحرکات روسیه در خلیج فارس، به اضافه سفرهایی که هیئتهای حزب الله و وزیر خارجه اسرائیل به روسیه داشتند، نشان می دهد که تلاشهایی برای به حرکت درآوردن آبهای راکد در خاورمیانه در جریان است، بویژه پس از آنکه طرفهای بین المللی یا منطقه ای از پیشبرد استراتژی خود و اعمال نفوذ و قدرتشان ناتوان شده بودند.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

ليلى نقولا در المیادین نوشت: بررسی روند تحولات در خاورمیانه و تحرکات روسیه در خلیج فارس، به اضافه سفرهایی که هیئتهای حزب الله و وزیر خارجه اسرائیل به روسیه داشتند، نشان می دهد که تلاشهایی برای به حرکت درآوردن آبهای راکد در خاورمیانه در جریان است، بویژه پس از آنکه طرفهای بین المللی یا منطقه ای از پیشبرد استراتژی خود و اعمال نفوذ و قدرتشان ناتوان شده بودند.

به گزارش سرویس بین الملل «انتخاب»، در ادامه این مطلب آمده است: خاورمیانه از ابتدای بهار عربی مرحله بی سابقه ای را تجربه کرده است. از زمان دوره دوم ریاست جمهوری اوباما در کاخ سفید و بویژه پس از شکست طرح اساسی او، منطقه وارد یک مرحله «فرسایشی» شد و با اینکه ترامپ سیاستی کاملا متفاوت از اوباما را در پیش گرفت، استراتژی فرسایشی آمریکا به حال خود باقی ماند.

برای اینکه خط مشی های آمریکا برای اجرای استراتژی فرسایشی که اوباما اجرا کرد را دریابیم و بدانیم بایدن تا چه اندازه از ادامه این استراتژی استفاده می کند، ناگزیر باید مروری داشته باشیم بر استراتژی آمریکا در منطقه از زمان جرج بوش تا به امروز:

استراتژی بوش: نفوذ کامل برای مبارزه با تروریسم

پس از 11 سپتامبر 2001، دولت جرج بوش اقدام به اجرای برنامه ای برای یک تغییر فراگیر در خاورمیانه کرد، که از عراق شروع شده و مانند یک دومینو در تمام جهان عرب امتداد می یابد، اما این نقشه شکست خورده و هزینه های زیادی بالغ بر تریلیونها دلار برای آمریکا در برداشت، علاوه بر اینکه ارتش امریکا را در باتلاق عراق غرق کرده و عراق را به یک جنگ داخلی طایفه ای کشاند.

در دهه اول قرن بیست و یک، آمریکایی ها متوجه شدند که چین توانسته است در سطح اقتصادی و ژئوپلتیک در منطقه شرق آسیا جهش هایی داشته باشد، از این رو، مراکز فکری و منشورهای ارتش آمریکا شروع کردند به بررسی این موضوع که پیشرفت چین، چالش بزرگی برای ایالات متحده در سطح رهبری جهان به دنبال دارد.

استراتژی اوباما: توجه به آسیا

با روی کار آمدن اوباما در کاخ سفید در سال 2008، سه مأموریت اصلی در برابر او بود: مهار چین، خروج آمریکا از پیامدهای بحران اقتصاد جهانی که با فروپاشی بانکهای آمریکایی شروع شد و حل مشکلاتی که بعنوان میراث بوش در خاورمیانه به جا مانده بود.

استراتژی اوباما حفظ منافع امریکا در خاورمیانه بدون دخالت مستقیم و استفاده از تواناییهای نظامی، دیپلماتیک و اقتصادی برای مهار چین بود. پس آمریکایی ها وارد طرح هیلاری کلینتون برای تحقق منافع امریکا، از طریق ائتلاف با اسلام سیاسی «اخوانی» شدند. با پایان دوره اول ریاست اوباما، طرح هیلاری کلینتون به کلی شکست خورد و در ادامه، حضور آمریکا در منطقه بیشتر شد. به این ترتیب، بار دیگر ارتش آمریکا در سال 2014 وارد عراق شد و آمریکایی ها در دوره دوم ریاست جمهوری اوباما، به استراتژی فرسایشی روی آوردند، یعنی از سیاست «جنگ کل علیه کل» استفاده کردند تا توازن نظامی را محقق کنند و توان روسها، ایرانی ها و حزب الله در مبارزه را به فرسایش ببرند، اما این مهم محقق نشد.

ترامپ؛ تفکیک و تجزیه ائتلاف ها

با روی کار آمدن ترامپ، وی تمایل خود برای عقب نشینی از منطقه را اظهار کرد و در همین راستا، با روسها به تفاهم رسید تا زمینه برای مقابله اش با چین فراهم شود. برنامه ترامپ، فروپاشی ائتلافهای زمان اوباما بود. بویژه ائتلاف چین-روسیه و ائتلاف روسیه -ایران، با ارائه امتیازهایی به روسیه در سوریه و اوکراین.

ترامپ با موانع داخلی و خارجی مواجه شد که به او اجازه اجرایی کردن برنامه اش را نداد، از این رو، ایرانی ها و هم پیمانانشان با استفاده از ابزارهای اقتصادی و نه ابزارهای نظامی- تحت فشار قرار گرفتند. روسها هم از روابط شخصی ترامپ با پوتین بهره برده و نفوذشان در میدان سوریه را توسعه دادند.

جو بایدن؛ پرداختن به مشکلات داخلی آمریکا

شکی نیست که بایدن مأموریتهای خارجی و داخلی دشواری دارد و ترامپ جهان متفاوتی را برای او به ارث گذاشته است. رهبری ایالت متحده از سوی ترامپ، مشکلاتی را برای متحدان آمریکا به دنبال داشت و خروج وی از توافقها و سازمانهای بین المللی، به اضافه جامعه تقسیم شده آمریکا، باعث افزایش شکاف اجتماعی شد و اینطور که به نظر می رسد، دموکراتها نمی توانند از سیطره داخلی ترامپ به اسانی رهایی یابند.

با وجود اینکه اولویتهای استراتژی آمریکا همچنان مهار چین و روسیه است، اما در شرایطی که ساختار داخلی آمریکا دچار بحران است، پرداختن به بازدارندگی و مقابله خارجی، چه فایده ای برای آمریکایی ها دارد؟

به نظر می رسد آتش بس و اداره درگیری و کاهش دخالت آمریکا در خاورمیانه شعله ور، با بازنگری در سیاستهای قبلی به نحوی که موجب حفظ منافع و نفوذ آمریکا در منطقه شده و امنیت اسرائیل را نیز در نظر بگیرد، مسیر بهتری برای جو بایدن و دولتش باشد و دو امر را برای آن محقق کند، اول آنکه دولت بایدن می تواند به اولویتهای داخلی رسیدگی کرده و با تحقق دستاوردهایی خود را برای انتخابات میان دوره ای 2022 و انتخابات ریاست جمهوری 2024 آماده کند و دوم اینکه می تواند پیشرفت چین را کنترل کند.

این مسیر از جنبه عقلانی و محاسبات سود و زیان، منطقی تر است و شکی نیست که می تواند برای منطقه خاورمیانه و ملتهای آن هم مفید باشد، اما موانعی که وجود دارد، به موضع دولت بایدن و متحدان اروپایی آن در مورد روسیه و عدم تمایل آنها به دادن نقش بیشتری به آمریکا در خصوص نفوذ در سوریه، فشارهای داخلی و حملات رسانه ای از سوی جمهوری خواهان مربوط است که تا حد زیادی کار بایدن را دشوار کرده و برنامه او برای کاهش تنشها و درگیریها در منطقه را تحت تاثیر قرار می دهد.

نظرات بینندگان