پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : نهمین
جلسه دادگاه رسیدگی به فساد بزرگ مالی صبح یکشنبه با حضور ناصر سراج به
عنوان قاضی دادگاه و فراهانی به عنوان نماینده دادستان آغاز شد.
به گزارش پایگاه خبری تخلیلی انتخاب، مدیرکل سابق طرح و بودجه وزارت راه و ترابری در دفاع از خود در دادگاه رسیدگی به پرونده فساد بزرگ مالی گفت: من باعث کاهش تلفات جاده ای شده ام و متهم نیستم.
نماینده دادستان در تشریح کیفرخواست گفت: آقای ش. ر مدیرکل طرح و بودجه وزارت راه و ترابری به دلیل اخذ وثیقه 600 میلیونی متهم به ارتشا به مبلغ 266 هزار دلار از ا. گ و 165 میلیون دلار از آقای ر به دستور مه آفرید خسروی است.
وی افزود: با توجه به موارد اشاره شده در کیفرخواست برای متهم تقاضای مجازات قانونی دارم.
در ادامه متهم با حضور در جایگاه در دفاع از خود گفت : من اتهاماتم را قبول ندارم. 4 ماه است در بند 241 بازداشت هستم. من فرزند 10 روزه و فرزند 4 ساله دارم و در آن شرایط بازداشت شدم و به انفرادی رفتم.
قاضی هنوز هم در انفرادی هستید؟
متهم نه. در بند عمومی هستم.
قاضی: هتل که نیست زندان است.
متهم : من و خودم و برادرم رزمنده دوران دفاع مقدس بودم .من باعث شدم خیلی از تلفات جاده ای کاهش یابد و در بخش ریلی خیلی خدمات ارائه کردم.من نباید متهم باشم .خدا کمکم کند.
ش . ر در ادامه در دفاع از خود اظهار داشت: 135 میلیون تومان نبوده بلکه 35 میلیون تومان بود. آن هم مربوط به اعتبارات خارج از شمول بوده و همه ساله دستگاهها برای پرداخت به پرسنل استفاده می کنند.
متهم ردیف اول نهمین دادگاه رسیدگی به فساد مالی ادامه داد: من اصلا آن زمان مه آفرید را نمی شناختم. در انتهای سال 88 از سوی وزیر ابلاغ شد تا اعتبارات خارج از شمول توزیع شود.آقای "ح. ب" 250 میلیون را به آقای الف در قبال خارج از شمول داد تا به پرسنل بدهد. این اعتبارات و پولها ربطی به آریا نداشت.
قاضی : 135 میلیون از آقای ر گرفتید. حالا در مورد 300 میلیون تومان توزیع دهید؟
متهم : من از آقای ش.ب دوست 20 ساله ام مبلغ 300 میلیون دریافت کردم. با هم شرکت داشتیم و کلی ساختمان با هم ساختیم
و این پول را از ایشان گرفتم.
قاضی : این 300 میلیون رشوه است یا نه؟
متهم : نه این مراوده بوده است. آقای ر بارها و بارها پول به من داده است.ش. ب فرزند شهید بود و نخواستم پایش گیر بیفتد و عزتش پایمال نشود.
قاضی : این 266 هزار دلار را که آقای ر تو ماشین گذاشت و رفت یعنی چه؟
متهم :آقای ب بارها با آقای رمراوده داشت و همیشه با هم پول رد و بدل داشتند. این پول را با هم خانه ای خریدیم و برای کمک به نیازمندان دادیم.
قاضی : شما کمیته امداد هستید؟
متهم : نه کمیته امداد نیستیم ولی می خواستیم در این راه برویم. من از بچگی با فقر و بدبختی بزرگ شدم. در منطقه 18 تهران اولین لیسانسه بودم.من چون فقر را لمس کرده بودم می خواستم تنها کمک کنم.
قاضی : 22 میلیارد تومان میان شماها تقسیم شده از خودت دفاع کنید. آیا این پول به حساب شما آمده یا نه؟
متهم : بله. من وقتی در وزارت راه و ترابری بودم 10 هزار کیلومتر را در دستور کار قرار دادیم و سالانه 4 هزار نفر از کشته ها کاهش یافت.من کار خیر کردم.
اتهامات موکلم دردادگاه کیفری باید رسیدگی شود
وکیل متهم ردیف اول نهمین دادگاه رسیدگی به فساد مالی گفت: اتهامات موکلم باید در دادگاه کیفری رسیدگی شود و او بی گناه است.
وی در دادگاه اظهار داشت: : من 11 سال است وکیل هستم، در این پرونده فهمیدم این خانواده و متهم اصیل و معتقد به اسلام است و فردی خدوم و صادق و گناهکار نیست.من با بررسی مدارک پرونده فهمیدم ایشان در پرونده راه آهن شیراز بندر عباس کار قانونی کرده است و تبانی نکرده است.
قاضی : حق الوکاله گرفتی از خودت تعریف کنی؟
وکیل : هنوز نگرفتم.موکل من نباید بازداشت می شد و اتهامات انتصابی به ایشان مبنی بر ارتشا صحیح نیست.
وکیل گفت: این دادگاه نمی تواند بر برخی از اتهامات رسیدگی کند و باید در دادگاه کیفری مطرح شود.
وی در مورد اتهامات موکلش گفت: برنده مزایده در پروژه خط آهن شرکت ابنیه بوده که مدیریتش را آقای گ برعهده داشته و خودش اعتراف کرده به موکلم پول نداده است.همچنین هیچیک از عناوین جزایی ارتشا و تحصیل مال نامشروع منتسب به موکل نیست و من درخواست برائت از ایشان را دارم.
قاضی: بارها گفته ام ابلاغ من عام است و می توانم رسیدگی کنم.
120شب است که حس شب اول قبر را دارم/ صلاحیتم درمجلس هشتم تایید شده بود
"ش.ر" متهم ردیف اول نهمین دادگاه پرونده فساد مالی با بیان اینکه از زمان دستگیری هر شب احساس شب اول قبر دارد گفت: از گرفتن این پول پشیمانم، ولی آن را صرف کار خیر کردم.
وی با بیان این که از گرفتن این پول پشیمانم، ولی آن را صرف کار خیر کردم گفت :من هر شب گریه می کنم و می گویم خدایا من را به دنیا برگردان،من 120 شب هر شب، شب اول قبر را دارم حس می کنم. من شرکتی به نام دژبان سازه داشتم ولی وقتی سمت گرفتم در وزارت راه شرکت را به نام همسرم کردم، من داشتم کارخانه بتن سازی می زدم،من خیلی کار می کردم.
قاضی گفت شما به عنوان مدیرکل حق داشتی این کارها را بکنی؟
متهم گفت: من این شرکت را قبل از پست به نام همسرم کردم.من صحبتی با آقای" گ" نداشتم.می دانستم ایشان مدیرعامل شرکت ابنیه است،من آسایشگاه معلولین دختر در کرج را پیدا کردم تا برایشان کار خیر انجام دهیم. من مسئولیت، امتیاز و گرید در وزارت خانه نداشتم. من می خواستم از دستگاه دولتی خارج شوم و در شرکت آقای "ر" مشغول به کارشوم.
متهم گفت: من کار غیر شرعی انجام ندادم،ولی قباهت انجام دادم واز خانواده ام تقاضی بخشش دارم.
وی در حالی که می گریست خطاب به قاضی گفت: من تازه توانستم فرزند 4 ماهه خودم را لمس کنم،در وزاتخانه راه و ترابری از تمام نمایندگان مجلس بپرسید که من چه کردم، بنده در مناقصه راه آهن شیراز و بندر عباس مجری بودم ونقش موثری داشتم وزیر اختیاراتش را به من تفویض کرده بود.
وی گفت: این پروژه طلایی بود و خیلی اعتبار داشت ،من به هیچ عنوان نه قصد رشوه گرفتن داشتم و هیچ گناهی نکردم.
وی از دادگاه خواست با وثیقه آزاد شود و به خانواده اش رسیدگی کند . متهم گفت: من کاندیدای دوره هشتم مجلس بودم و تائید صلاحیت شدم.
رشوه 266 هزار دلاری به مدیرکل وزارت راه
نماینده دادستان در تشریح کیفرخواست ش.ر گفت: متهم در جلسه بازپرسی اعتراف کرده به خاطر پروژه شیراز - بندرعباس 266 هزار دلار گرفته است.
نماینده دادستان تهران در تشریح کیفرخواست آقای ش.ر.،مدیرکل طرح و برنامه و بودجه وزارت راه و ترابری گفت:وی بازداشت به علت عجز از تودیع وثیقه به مبلغ 600 میلیون تومان، از تاریخ 21 دی ماه سال 90 و تشدید آن به قرار بازداشت موقت از تاریخ 16 بهمن سال 90 متهم است به ، ارتشاء به مبلغ 266 هزار دلار در یک نوبت از آقای ا.گ و مبلغ 135 میلیون تومان از آقای ا.ر. مدیرعامل شرکت پونر.
وی افزود: آقای ا.گ. در تحقیق انجام شده در بازپرسی به تاریخ هشتم بهمن سال 90 اظهار داشته است که آقای ش. ر.، مدیرکل برنامهریزی و در اصل، اجراکننده مناقصات بوده و قرارداد اولیه همکاری شرکت پ با وزارت راه را ایشان منعقد کرد و اسنادی که توسط مجری طرح (آقای ع .ا. مدیر راه و ترابری لارستان) به تأیید میرسید، میبایست توسط وی تصویب می شد. و از همه مهمتر این که ارتباط اصلی با معاونت راهبردی را ایشان مدیریت میکرد و مبلغی بین پانصد تا ششصد میلیون تومان [بابت انجام این کار] به آقای ش. ر. پول پرداخت شده است. آقای ش.ر. در جلسه بازجویی مورخ 19 دی سال 90 اظهار داشته است که مبلغ 266 هزار دلار بابت پروژه بندرعباسـ شیراز با اصرار آقای ا.ر. از ایشان دریافت کرده است. آقای ش.ر. در جلسه بازجویی مورخ 10 بهمن سال 90 نزد بازپرس اظهار داشته است: «اینجانب بابت پروژه راهآهن بندرعباسـ شیراز مبلغ 300میلیون تومان [معادل همان 266 هزار دلار] پول دریافت کردهام».
نماینده دادستان خاطرنشان کرد. متهم ش.ر. در خصوص دریافت صد میلیون تومان دیگر بابت پروژههای دیگر از آقای ا.ر.، در جلسهی بازجویی مورخ 10 بهمن سال 90 در شعبه بازپرسی، ضمن اقرار به بزه انتسابی، اظهار داشته است: اظهار شرمساری میکنم و دفاعی ندارم.
رسیدگی به اتهام باند رشوه در وزارت راه/ اقدامات متهم رابین هودی بود
نماینده دادستان با اشاره به جزئیات پرونده یکی از متهمان پرونده فساد مالی بزرگ گفت: متهم ادعا میکند کیف قهوه ای رنگ که حاوی 267 هزار دلار بوده است گرفته و صرف کار خیر کرده است.
نجفی نماینده دادستان در توضیح اتهامات آقای ش . ر گفت: 10 درصد از سهام شرکت پونر به این افراد واگذار می شود،آقای باقری با مرحوم ریاضی کار می کرده است و اینها یک باند در وزارت راه بودند.
نماینده دادستان گفت: وی با مسئولان وزارت راه ارتباط داشته است، متهم در سال 67 با ریاضی ارتباط داشته و وقتی مسئول می شود به شرکت تونر خدمات زیادی می دهد و رتبه این شرکت را بالا می برد وپروژه های زیادی به ریاضی می دهد.
نماینده دادستان گفت: آقای متهم شما می گویید مبلغ 135 میلیون تومان اشتباه تایپی بوده مگر ما در دادستانی نشستیم و حواسمان نیست، شما 220 میلیون تومان به اقای ریاضی دادید ، چرا باید 60 درصد این بودجه به کارفرما داده شود؟
وی ادامه داد: این پروژه برای جمع آوری اطلاعات بوده است ،مدیر کل راه و ترابری لارستان از دوستان دوران کارمندی متهم بوده که وی هم در این دادگاه باید پاسخگو باشد.آقای" ر" به دلیل نسبت فامیلی با آقای "ب" وزیرراه حلقه ارتباطی دقیق داشتند تا پروژه ها را به این گروه بدهند،متهم مجری پروژه مناقصه راه آهن شیراز بندر عباس بوده است.
نمایده دادستان ادامه داد: وزارت راه بسیج شده بوده تا این پروژه ها به شرکت ابنیه داده شود انگار در دستور کار وزارتخانه بوده است، متهم اعتراف کرده است پروژه ها به گروه آریا داده شده وحتی پروژه دو طبقه کردن راه رشت ساری هم قرار بود به این شرکت داده شود.اگر پروژه ها منتفی می شد یک پروژه جدید به آنها داده می شد.
وی ادامه داد: متهم گفته است انگار کمیته فنی بازرگانی خود من بودم و من اعلام می کردم چه افرادی برنده مناقصه می شوند،متهم علی رغم اینکه کارمند دولت بوده مکررا در شرکت پونر هم حضور داشته است وعلم تخلف را داشته است و می دانسته است رشوه می گیرد.
متهم می گوید: من در جلسه ای رفته بودم وقتی از جلسه خارج شدم مرحوم" ر"وی را سوار ماشیم می کنند وقتی ایشان اشاره کردند که از عقب ماشین کیف قهوه ای رنگی است،من برداشتم و این پولها 267 هزار دلار بود.من قانع شدم بردارم و در کار خیر استفاده کنم. اقدامات این متهم رابین هودی بوده است.
نماینده دادستان گفت: آقای" گ" در اعترافات خود گفته است به متهم گفتیم کی پرداخت بعدی را می دهید تا سهم شما را بدهیم که در همین راستا دستگیریها انجام شد.
نجفی تاکید کرد: این متهم اصلا متنبه نشده و من در خواست اشد مجازات را برای او دارم.
نمیدانستم پولهای در پاکت رشوه است!
مجری سابق طرح راه آهن شیراز ــ بندرعباس گفت: من نمی دانستم در پاکت چه بوده است، اصلا آن را خرج نکرده ام و تمامی پولها را به دادستانی بازگردانده ام.
متهم آقای "الف "در جایگاه قرار گرفت. این متهم مجری طرح راه آهن شیراز بندرعباس در اداره کل راه و شهرسازی در لارستان بوده است.
او با بیان اینکه اتهامات وارده را قبول ندارم گفت:من مبلغی را دریافت کردم که 168 هزار یورو بوده و این را قبول دارم.
قاضی گفت: چرا این رشوه ها با ارز و دلار بوده است؟
متهم گفت: این پولها درون پاکت بود و من نمی دانستم،من این مبلغ را اصلا خرج نکردم و بعد تمام پول را به دادستانی بازگرداندم که 302 میلیون تومان بود.
وی ادامه داد:انجام مناقصه از کانال من انجام شد. این مناقصه آگهی شد، 17 شرکت حضور داشتند و 6 شرکت واجد شرایط مرحله دوم شدند.
قاضی گفت: شما بفرمائید چرا به شما پول دادند.
متهم گفت: نمی دانم.
وکیل متهم ردیف دوم (آقای الف) در دفاع از موکل خودگفت:موکل من تنها گزارش ابلاغ های معاونت فنی وزارت راه را دریافت می کرده و این جز وظایف مجری است. تمام کارها را شرکت پیمانکار انجام می داده و موکلم تنها ناظر بوده است.
وی گفت: رشوه 168 هزار یورو موکلم توسط شخصی در دفتر کارش داده شده و وی اصلا دخل و تصرفی در پول نکرده است. او شک می کند و سریع با این افراد تماس گرفته و از آنها خوست تا پول را پس بگیرند ولی آنها قبول نکردند تا اینکه دستگیری ها انجام شد.
وکیل مدیرکل راه و شهرسازی لارستان گفت: موکل من ارتباط و آشنایی با گروه آریا و شرکت تراورس نداشته است و
وزارت راه با شرکت پاسیلو نظارت کلی بر شرکتهای پیمانکار داشت و موکل من گزارش کار را به معاونت فنی وزارت راه ارائه می داد.
قاضی خطاب به وکیل گفت: من مانده ام چرا این پولها از روی هوا میاد تو دفتر افراد یا تو جیب افراد،انگار آنها هم خیر بودند.
نجفی نماینده دادستان از متهم سوال کرد شما می گوئید: می خواستید پول را پس دهید به کی می خواستید پس بدهید؟
وکیل تلاش می کند بگوید ایشان مجری بوده یا نه و این فرقی ندارد. متهم ناظر بوده است،وی از سوی وزارت راه مجری طرح بوده و اسناد باید به تائید وی می رسید و تمامی اقدامات پس از تائید ناظر قابل اجرا بود.
نماینده دادستان گفت: متهم می گوید متوجه نشدم این رشوه است. شما به مخاطب احترام بگذارید مگر می شود مدیرکل راه یک استان نداند این رشوه است یا خیر؟
نجفی اظهار داشت: آقای" گ "در ابقای آقای "الف" نقش به سزایی داشته است و خود متهم برایش مهم بود تا بماند. و آقای "گ "گفته است پس چون من او را ابقا کردم تو باید به دستورات من عمل کنی و اینچنین شد که متهم کارفرما شد.
نماینده دادستان گفت: این رشوه ها به صورت شبکه ای انجام می شده و چون متهم کارگذار حکومت بوده است لذا تقاضی تشدید قرار وثیقه ایشان را به بازداشت موقت دارم.
نماینده دادستان درخواست بازداشت مدیر کل راه لارستان را به قاضی ارائه کرد.
آقای الف مدیرکل اسبق راه و شهرسازی لارستان در دفاعیه آخر خود در جایگاه قرار گرفت و گفت: فرایند مناقصه قانونی بوده و می توانم بگویم قانونی ترین فرایند مناقصه در طول تاریخ وزارت راه بوده است.
قاضی گفت: شما رشوه گرفته اید حالا می خواهید خرج کنید یا نکنید.
متهم گفت: این را قبول دارم،من حقوقم برای کارمندی بود و چرا باید دنبال ابقای خودم باشم و به وزیر هم نگفتم ابقا شوم.
بله دوست داشتم در اجرای پروژه باشم،چون پروژه بزرگی بود.
قاضی گفت: شما الان سر کار هستید؟
وکیل گفت: بله.
قاضی گفت: شما وقتی کیفرخواستتان صادر شده حق ندارید سرکار بروید .
متهم گفت: من جانباز هستم و خدمتگذار هستم. من هنوز سرکار نرفتم و در مرخصی هستم. هنوز وزارتخانه چیزی به من ابلاغ نکرده است و می تونم بروم سرکار. ولی در جلسات بوده ام.
رشوه 168 هزار یورویی برای انجام کارهای خیر
مدیر سابق راه و ترابری شهرستان لارستان امروز به اتهام دریافت رشوه 168 هزار یوروئی پای میز محاکمه قرار گرفت.
در کیفرخواست متهم که امروز در دادگاه قرائت شد آمده است: آقای ع.ا، مدیر راه و ترابری شهرستان لارستان، بازداشت از تاریخ 16 بهمن سال 90 به جهت عجز از معرفی وثیقه به مبلغ پانصد میلیون تومان، متهم است به: دریافت مبلغ 168 هزار یورو رشوه از آقای م.ا.، با وساطت و مشارکت آقایان ا.گ. و ش.ر.
با عنایت به اظهارات ا.گ. دایر بر اینکه «... جناب آقای ا. ر. مبلغ 700 میلیون به حساب من واریز کرد که بنده همان روز به گروه برگرداندم و در یک جلسه ناهار، ا .ر. گفت برای اینکه مجری با من همکاری خوب کند (جناب مهندس ع .ا. هم اکنون مدیر کل وزارت راه در لارستان و مجری پروژه شیراز- بندرعباس) فکر میکنم 300 میلیون تومان پرداخت به ایشان داشت ...».
2- اظهارات مورخ 12/11/1390 متهم در پاسخ به سوال دایر بر اینکه 300 میلیون تومان را از چه کسی و بابت چه چیزی دریافت کردید؟ حاکی از آنکه «این مبلغ توسط آقای ش .ر. به اینجانب پرداخت شد که ایشان اظهار میداشتند از طرف آقای ا .گ. بوده است یک بار آقای ا .گ. به من گفتند که شنیدم کارهای خیری انجام میدهی اگر مبلغی از طرف اینجانب به شما رسید طیب و طاهر و با رضایت اینجانب است و این مبلغ را به این نیت دریافت کردم ولی چون در مصرف آن شک داشتم بنابراین به مبلغ فوق که در قالب ارز خارجی بود دست نزدم».
3-اظهارات مورخ 16/11/1390 متهم بدین شرح که: «یک بار مرحوم آقای ا .ر. به من گفتند که شماره حساب خودتان را بدهید قرار شده است مبلغی جهت انجام امور خیریه به شما پرداخت شود که بنده قبول نکردم و بعداًمبلغ فوق را از طریق آقای ش .ر . دریافت کردم که گفتند از طرف آقای ا .گ. به شما رسیده است و بابت امور خیریه است که شما در آن مشارکت دارید».
4-اظهارات سایر متهمین ش.ر.، م.ا.، ک.ر. و دفاعیات بلاوجه متهم برغم اقرار به دریافت وجه.
دلالی 600 میلیونی هم به دادگاه آمد
نماینده دادستان در دفاع از کیفرخواست گفت: آقای ک.ر.، بازداشت به علت عجز از تودیع وثیقه به مبلغ 700 میلیون تومان از تاریخ 11 بهمن سال 90 متهم است به:
1- تحصیل مال از طریق نامشروع (به مبلغ 113 هزار یورو)؛
2- وساطت یا معاونت در رشاء (بابت مبلغ 202 هزار یورو).
وی افزود: نامبرده به خاطر ارتباط نزدیکی که در وزارت راه و ترابری داشته است، رابط خوبی برای ا.گ. به عنوان مدیرعامل شرکت تراورس محسوب میشده است که بتواند پروژهی خط آهن بندرعباسـ شیراز را به شرکت تراورس واگذار کند. نامبرده به درخواست آقای ا.گ.، موضوع را در وزارت راه مطرح میکند و پیرو دستور آقای ا .گ.، به مسؤولین وزارت راه اطلاع میدهد که در صورت برنده شدن شرکت تراورس در مناقصه، شرکت تراورس حاضر است 6 درصد از قراردادِ 1200 میلیارد تومانی را به کارفرما پرداخت کند.
پیرو این امر، توافق نهایی صورت میگیرد و در پی آن، از مبلغ چهار میلیارد تومان مذکور مبلغ 600 میلیون تومان به دستور آقای ا.گ. در حق آقای ک.ر. پرداخت میشود و ایشان به دستور آقای ا .گ.، مبلغ 202 هزار یورو به آقای م.ا. پرداخت میکند و مابقی معادل 113 هزار یورو را تصاحب میکند؛ علیهذا اتهامات مشارٌالیه نیز بر اساس اقاریر وی و اظهارات سایر متهمان محرز و مسلم میباشد.
پشتپرده شرکت فولاد فام اسپادانا/ چکهای سفید امضاء و هیات مدیرهصوری
بر اساس کیفرخواست، آقای ی.م.،مدیرعامل سابق شرکت فولاد فام اسپادانا، آزاد با تودیع وثیقه به مبلغ 35 میلیارد ریال ، متهم است به:
1ـ شرکت در اخلال در نظام اقتصادی کشور، از طریق تبانی با مفسدین شبکه بانکی و سایر متهمین، و مشارکت در اداره شبکه یا باند کلاهبرداری و دخالت مستقیم و غیرمستقیم در انجام معاملات صوری منتهی به اخذ وجوه نامشروع موضوع پنجاه و سه فقره LC جمعاً به مبلغ 000/000/700/226/11 ریال؛
2ـ شرکت در پولشویی عواید حاصل از جرم، موضوع تعداد پنجاه و سه فقره گشایش اعتبار اسنادی صادره از بانک صادرات شعبه گروه ملی اهواز که به تقاضای شرکت فولاد فام اسپادانا تنزیل شده است.
3ـ تحصیل مال از طریق نامشروع به میزان سی و پنج میلیارد در قبال ثمن فروش شرکت فولاد فام اسپادانا با علم به این که ثمن معامله از محل LCهای غیرقانونی و یا منشأ نامشروع بوده و هدف از فروش شرکت نیز صرفاً تسهیل وقوع جرم میباشد.
با توجه به محتویات پرونده، تحقیقات به عمل آمده، اظهارات سایر متهمان، گزارش کلیه مراجع ذیربط ، بدین شرح که آقای ی.م. اظهار میدارد: «آقای خ. در ارتباط با گشایش اعتبارها به بنده، در جواب این که دیگر نمیتوانیم گشایش را بپذیریم، گفت شرکت را برای من بخر و من با مالک شرکت صحبت کردم و ایشان با توجه به گشایشهای قبل از اول مهر 89 موافقت کرد و گفت شرکت را با ارزش دفتری ترازنامه موقت 31 شهریور سال 89 که درآمد شرکت (سه میلیارد تومان) بود، به آقایان معرفی شده انتقال کرد. یعنی وجهی از آقای خ. دریافت نشد .
اظهارات ا.ش : «نحوهی تملک شرکت فولاد فام اسپادانا در سال 1389 با بررسی که آقایان ی.م. و د. بر روی شرکت انجام دادهاند، تحصیل شده است. به نظرم حدود قیمت برآوردی سه و نیم میلیارد تومان بوده است که وجه آن را شرکت گروه ملی صنعتی فولاد ایران به شرح ذیل پرداخت کرده است از بابت گشایشهای اولیهای که روی شرکت اسپادانا در سال 1388 و اوایل سال 1389 صورت پذیرفته، با توجه به این که کالا تحویل گروه ملی نشده است، وجه در حسابهای فولاد اسپادانا باقی ماند. از همان محل سرمایه قبلی پرداخت شده و در سررسید، گروه ملی صنعتی فولاد اقدام به پرداخت تعهدات خود نزد بانک صادرات کرده است؛ بنابراین سرمایه اولیه تحصیل شرکت فولاد فام اسپادانا از محل نقدینگی گروه ملی تأمین شده است» .
اظهارات ج.ا : «شرکت فولاد فام اسپادانا جز شرکتهای گروه ملی صنعتی فولاد ایران بود و از اول سال 1388 که شرکت گروه ملی جز شرکتهای گروه آریا شد، آقای م مدیرعامل این شرکت با آقای خ. و آقای ا.ش. رفت و آمد داشتند. حسابهای بانکی این شرکت در اهواز بود و در حدود شش حساب بانکی و آقای م. هرگاه وجهی باید به حساب آریا واریز میشد، با دفتر اهواز تماس میگرفتند... بعد از مدتی آقای م. از سمت خود کنارهگیری کرد و افراد جدیدی صاحبان امضا شدند؛ اما همچنان مدیریت این شرکت با آقای م. بود ... شرکت فولاد یار ایرانیان جز شرکتهای تعاونی گروه ملی بودند و هیچ جایی برای این شرکت افتتاح حساب نشد. یک بار پول به حساب آنها واریز شد که این شرکت با مدیریت آقای ه. زیر نظر آقای م. (اسپادانا) کار میکرد آقای ش. با آقای م. هماهنگی کرد و پول از فولاد یار به حساب شرکت الیت انزلی واریز شد.
اظهارات ج.ا: «کلیهی امور مالی این شرکت (فولاد فام اسپادانا) توسط آقای م. انجام میشد ... اینجانب تعداد کمی، با آقای ن. تماس تلفنی داشتم و امور این شرکت توسط آقای م. انجام و مدیریت میشد».
تحقیقات به عمل آمده نشان میدهد که آقای ی.م. به عنوان مدیرعامل سابق شرکت فولاد فام اسپادانا پس از آن که چند فقره گشایش را در زمان مدیریت عاملی خویش امضا مینماید، با هماهنگی ب.ب. و ا.ش. و تصمیم آقای م.ا.، اشخاص دیگری به نامهای ک.ن.، ا.ر. و م.ح. را به انگیزهی اخذ دستمزد گزاف به کار گرفته و با انتقال مسؤولیت امضا به ایشان، از پشت صحنه، اقدامات شرکت فولاد فام اسپادانا را مدیریت می کرده است؛ لذا سوءنیت وی کاملاً محرز میباشد.
متهم اظهار داشته :در تاریخ 10 آذر 89 به دلیل حجم زیاد کار و امتناع از امضای چکهای سفید، جابجا شدم. آقای م.ا. بلافاصله مرکز شرکت فولاد فام اسپادانا را به تهران انتقال و سپس دفتر نمایندگی کیش را ایجاد کرد... قبل از واگذاری شرکت تا تاریخ یکم مهر 89 تمام هماهنگیها با آقای م.ا.انجام میشد و به دستور ایشان عین مبالغ از حساب شرکت فولاد فام به حساب آقایان ا.ش.و س.م. واریز میشد و پس از آن نیز تا گشایش حسابهای تهران و کیش تا تاریخ 5/8/1389 با هماهنگی آقایان م.ا. و ش. وجوه به حسابهای فوق واریز می شد.... با توجه به این که کلیه چکهای تهران و کیش نزد شرکت امیرمنصور آریا بود، رأساً از حسابهای اسپادانا برداشت و از واریز آنها اطلاعی ندارم... کلیه چکهای بانکی اهواز نزد مشارالیه بوده است... با توجه به این که اینجانب مسؤول دفتر اهواز و مدیر اجرایی شرکت بودم، آقای ن. وکالت امضای چکها را به اینجانب تفویض و چکهای اهواز با امضای اینجانب و یکی از اعضای هیأت مدیره آقای ر. یا آقای م.ح. انجام میشد و از تاریخ 10/9/1389 مدیرعامل ک.ن. و اعضاء ا.ر. و م.ح. انجام میشده است... هنگامی که چک صادر میشد، اینجانب امضای دوم را به نیابت از آقای ن. انجام میدادم. به هیچ وجه از گشایش اعتبارهای فولاد فام از تاریخ 5 تا 10/8/1389 به بعد به حسابهای اهواز واریز نشده و به حسابهای اهواز صرفاً برای امور جاری از جمله خرید ضایعات فروش محصول و... استفاده میشده است».
متهم در بازجویی مورخ 31 شهریور سال 90 در خصوص نقش مشارالیه در چکهای تهران و کیش و گشایش اعتبارها اظهار کرد «هماهنگی اعتبارها توسط گروه امیرمنصور آریا (م.ا.) به کیش ارسال و توسط آقای ک.ن. انجام و به حسابهای کیش واریز می شد. ضمناً تمام چکهای کیش و تهران نزد امور مالی گروه امیرمنصور آریا (م.ا.) بوده و توسط آنها صادر و پولها جابجا می شده است که بنده اطلاعی از چگونگی جابجایی آنها ندارم».
وی در خصوص علت دقیق جابجایی مشارالیه از هیأت مدیره فولاد فام اسپادانا اظهار کرد: «زمانی که آقای مه آفرید شرکت فولاد فام اسپادانا را با توافق منتقل کرد به من پیشنهاد داد که به اتفاق دو نفر دیگر عضو هیأت مدیره شوم که من قبول نکردم و پیشنهاد مدیرعامل شدن را دادم که ایشان قبول کرد و آقایان هیأت مدیره کنونی را به عنوان هیأت مدیره و سهامداران معرفی کرد. پس از انتقال شرکت فولاد فام اسپادانا، دفتر شرکت به تهران انتقال داده شد و قرار شد در بانکهای تهران حساب افتتاح شود. من به آقای ا.ش. اعلام کردم اگر حساب باز شود و دسته چک اخذ شود چک سفید، امضاء نمیکنم. پس از اطلاع آقای م.ا.، نامبرده اعلام کرد اگر آقای م. امضاء نمیکند، شخص دیگری را جایگزین کنید که آقای ش. با من تماس گرفتند و اعلام کردند اگر چکها را امضاء نکنی منتقل میشوی و من هم گفتم امضاء نمیکنم. در جلسهای که آقایان ش. و ب. حضور داشتند من مطالبم را اعلام کردم و آقایان قبول کردند که من از مدیرعاملی کنار بروم، ولی از من خواستند کارهای اجرایی شرکت که هیچ ارتباطی به تعهدات ندارد را انجام دهم که من قبول کردم و دو روز بعد تغییرات انجام شدو آقای ک.ن. به عنوان مدیرعامل معرفی شد... آقای م.ا. با توجه به این که گفته بودم دیگر نمیتوانیم گشایش را بپذیریم، گفت شرکت را برای من بخر. من با مالک شرکت (آقای ا.) صحبت کردم و ایشان با توجه به گشایشهای قبل از تاریخ 1/7/1389 موافقت کرد و گفت شرکت را با ارزش دفتری ترازنامهی موقت 31/6/1389 که درآمد شرکت 000/000/000/3 تومان بود، به آقایان معرفی و انتقال داده شد و وجهی از آقای م.ا. دریافت نشد و فقط درآمد شش ماهه پرداخت شد و آقایان ن.، ر. و ح. نیز پس از اعلام موافقت، توسط آقای ب. به عنوان انتقال گیرندگان معرفی شدند...».
متهم در جلسهی اول بازجویی مورخ 31/6/1390 در خصوص نحوه و محل پرداخت حقوق پرسنل شرکت فولاد فام اسپادانا اظهار داشت: «حقوق پرسنل و مدیران در پایان هر ماه از حسابهای شرکت در اهواز به حساب پرسنل واریز میشد و حقوق مدیران شرکت توسط آقای ش. با هماهنگی آقای ب. انجام میشد»
وی در صفحه 1 جلسه دوم بازجویی مورخ 6/9/1390 در خصوص این که چرا بدون این که کالایی توسط شرکت فولاد فام اسپادانا به گروه ملی صنعتی فولاد ایران فروخته شود، پیش فاکتور و سیاهه تجاری صادر و فرم گشایش اعتبار تنظیم میشد، اظهار داشت: «ابتدا قرار بود از محل شمشهای وارداتی سایر شرکتها، شمش تحویل گروه ملی شود، اما این اتفاق نیفتاد و کالایی تحویل نشد؛ چون آقای مه آفرید گفتند که شمش و هم مدارک حمل را تحویل میدهیم و به خاطر این که شرکت فولاد فام اسپادانا واگذار شد، این کار انجام نشد. ضمناً فرم گشایش اعتبار توسط شرکت فولاد فام اسپادانا تنظیم نمیشد... ما اسناد اعتبار را آماده میکردیم و به جزیره کیش میفرستادیم و تحویل گیرنده آقای س.خ. میشد و بعد از آن تا هنگام واریز وجه که س.خ. اعلام می کرد هیچ گونه اقدامی توسط شرکت فولاد فام اسپادانا انجام نمیشد... برای چهارده فقره اعتباری که من انجام دادم، همه آنها توسط بانک ملی شعبه جزیرهی کیش به حساب شرکت فولاد فام اسپادانا واریز میشد و سپس با هماهنگی آقای ش. به حساب معرفی شده واریز میشد... همه دستورات آقای مه آفرید شفاهی بود و هیچگونه دستور کتبی نداشت... به خاطر اعتماد به ایشان که گفتند کالا تحویل گروه ملی به نام اسپادانا میدهیم و فقط دلیل همین بود و من هم اشتباه کردم و باید از اول نزدیک نمیشدم. وقتی اولین گشایش انجام شد، دیگر نمیدانم چه شد که نتوانستم اعلام کنم شمشها چه شد و زمانی که شرکت اسپادانا را در تاریخ 1/7/1389 واگذار کردیم، دیگر فکر میکردیم چون شرکت متعلق به مجموعه آقای خسروی است، اشکالی ندارد».
متهم ادامه داد «من ماهیانه در سال 1389 حقوق هفت میلیون تومان و در سال 1390 مبلغ ده میلیون تومان میگرفتم و کل حقوق دریافتی تا تاریخ 31/4/1390 مبلغ هشتاد و دو میلیون تومان میباشد. دو ماه و ده روز مدیرعامل و نه ماه مدیر اجرایی بودم».
درجلسه بازجویی در مورد اطلاعات مشارالیه از گروه امیرمنصور آریا و شخص مه آفرید اظهار داشت:«گروه امیرمنصور آریا در سال 1388 گروه ملی صنعتی فولاد ایران که اولین کارخانه تولید میلگرد در ایران است را خریداری کرده و اینجانب از پرسنل بازنشسته آن شرکت هستم و .... به نظر بنده با خرید گروه ملی اعتبار به دست آورد و شرکتهای گروه آریا عمدتاً مصرف کننده بودند مانند شرکت تدبیر که پیمانکاری شرکتهای گروه را انجام میدهند و نقطه قوت ایشان و گروهشان، تأمین منابع مالی از بانکها بوده است. البته در گروه ملی عملکرد رو به بهبودی بوده و دلیل اصلی آن نیز تزریق وجوه به شرکت بوده است. آقای م.ا. نیز شخصیت ناشناختهای بود ... به نظر بنده از نظر تشکیلات مدیریتی بیبهره بودند و دلیل آن نیز شخصیت خود ایشان بود که تمامی کارها با نظر ایشان و سلیقهی ایشان انجام میشد. آدم بلندپرواز با رؤیاهای بزرگ بود».
من یک مدیرعامل صوری بودم/ کار اصلی من دلالی برلیان است
در کیفرخواست دادستانی تهران برای آقای ک.ن.، مدیرعامل شرکت فولاد فام اسپادانا،آزاد با تودیع وثیقه به مبلغ ده میلیارد ریال آمده است ، ک.ن متهم است به:
1ـ شرکت در اخلال در نظام اقتصادی کشور از طریق تبانی با مدیران شرکت امیرمنصور آریا و مفسدین شبکه بانکی و انجام معاملات صوری و کلاهبرداری کلان از منابع بانکی موضوع پنجاه و سه فقره LC تنزیل شده توسط شرکت فولاد فام اسپادانا در بانک ملی کیش جمعاً به مبلغ 000/000/700/226/11 ریال و شرکت در تحصیل مال از طریق نامشروع به مبلغ مذکور و جعل و استفاده از اسناد جعلی مرتبط با گشایشهای اعتبار اسنادی شرکت فولاد فام اسپادانا با امضا به جای آقای ا.ر.
2ـ شرکت در پولشویی عواید حاصل از جرم از طریق تحصیل و نقل و انتقال وجوه ناشی از تنزیل به گروه سرمایهگذاری امیرمنصور آریا، موضوع تعداد پنجاه و سه فقره گشایش اعتبار اسنادی صادره از بانک صادرات شعبهی گروه ملی اهواز و تنزیل شده به تقاضای شرکت فولاد فام اسپادانا به مبلغ 000/000/700/226/11 ریال.
در گزارش اداره کل اقتصادی وزارت اطلاعات در خصوص اهم اعترافات متهم ک.ن. آمده است: «....روزی که مرا آوردند، گفتند جزو هیأت مدیره یک شرکت باش و حقوقی در حد پانصد هزار تومان بگیر. بعد از یک ماه گفتند که شما مدیرعامل باش و این شرکت از دو بخش کاری برخوردار است، یکی بازرگانی که شما مدیریت کن و شامل خرید و فروش قراضه و شمش فولادی و ورق میباشد. یکی هم بخش بانکی که ما اداره میکنیم و بنده حتی اجازه نگهداشتن دسته چک و جابجا کردن پول در هیچ کدام از حسابها را نداشتم. حتی برای اجاره دفتر کیش، من از تهران چک گرفتم و به حساب صاحب ملک میدادم. هیچ گونه و در هیچ شرایطی به غیر از حقوق بنده که یک پانصد هزار تومان، سه فقره یک میلیون تومان و دو فقره یک میلیون و هشتصد هزار تومان، دو فقره سه میلیون تومان و سه فقره چهار میلیون تومان میبود، هیچگونه پولی دریافت نکردم و تصور من از بابت شمشهای مورد معامله در رابطه با LCها این بود که به گروه ملی شمش هم میفروشیم؛ به خاطر این که شرکت ما ضایعات فلزی گروه ملی را تا تقریباً 90 درصد تأمین میکرد که رقم بزرگی بود».
نامبرده در خصوص فعالیتهای خود اظهار میدارد: «بنده در کیش فعالیت بازرگانی نداشتهام؛ بلکه به تهران و اهواز سرکشی میکردم و اگر لازم بود به امیرمنصور آریا هم سری میزدم تا از کارهای شرکت خود باخبر شوم و اما در کیش از بهمن ماه که LC برای شرکت باز میشد، آنها را امضاء کرده و به بانک مربوطه تسلیم میکردند. در حقیقت کاری در کیش برای انجام دادن برای شرکت فولادفام اسپادانا نبود. همچنین به کار شخصی خود نیز میرسیدم که در دبی انجام میدادم و آن هم دلالی برلیان بود که تقریباً ماهی دو مرتبه از کیش به دبی رفته و در صورت امکان، همان شب به خانه بازمیگشتم. در خصوص LCهایی که برای شرکت باز میشد، از مبلغی که بانک به شرکت میداد باخبر بوده؛ اما این که این پول به چه طریقی از حساب به جایی دیگر میرفت، هیچ نمیدانستم و نمیدانم و همین طور بابت شمشهایی که در ازای LC فروخته میشد. در همین حد میدانستم که ما به گروه ملی شمش میفروشیم. آقای ب.ب. از دوستان دوران نوجوانی من میباشد که از طریق ایشان به عنوان امین شرکت معرفی شدم و در ابتدا به عنوان هیأت مدیره و بعد به عنوان مدیرعامل شرکت معرفی شدم که هیچگونه سابقهای نه در کار فولاد و نه در مدیرعاملی داشتم... در مهر ماه همان سال (1389) بعد از پنج ماه، آقای ب.ب. به من زنگ زد و گفت اگر مایلی، اسمت را در یکی از شرکتهایمان رد کنم و یک حقوقی به تو برسد، که من هم قبول کردم. بعد از چند روز گفتند که شرکتی به اسم فولاد فام و شما هیأت مدیره آن هستید و حقوقی پانصد هزار تومانی میگیری. بعد از آن هم مدیرعامل شدم و حقوقم یک میلیون تومان شد ...»
نامبرده در خصوص حساب بلند مدت شرکت فولادفام اسپادانا در بانک سپه اظهار میدارد: «روزی حسب اتفاق من و همسرم، آقای س.خ.را در مرکز تجاری کیش دیدیم که از بانک سپه بیرون میآمد. از او پرسیدم اینجا چه کار میکنی؟ گفت یک حساب بلند مدت پنج ساله به اسم شرکت شما باز میشود که در آینده بیایید و این را امضاء کنید که بعد از یکی دو هفته این کار را انجام دادیم. بیخبری من از این جریان آن قدر بود که حتی نمیدانستم سه میلیارد از این پول، LC خود فولاد فام بوده که سررسید شش ماه آن رسیده بود و باید دریافت میکردیم که دریافت نشد و آن مبلغ در بانک سپه به اضافه دو میلیارد دیگر در حساب فولادفام اسپادانا ماند. امروز هم به ما از بانک زنگ زدند و گفتند که بیایید و یک حساب کوتاه مدت باز کرده تا سود آن را به حساب شرکت واریز کنند... اینجانب به اتفاق آقای ا.ر. و م.ح. به بانک ملی مرکزی کیش و ملت مرکزی کیش و سپه مرکزی کیش رفته و حساب شرکت فولاد اسپادانا را در حضور کارکنان بانک باز کردیم. ما در بانک سامان نیز حساب داریم که فرم آن با امضای آقای ا.ر.از تهران به دست بنده رسید و من نیز آن را به بانک سامان بردم و امضای خود را آنجا برای باز کردن حساب کردم».
سرمایه شرکت امیرمنصور آریا بیست میلیارد تومان میباشد که سهام آن را به ترتیب نوزده میلیارد به اسم ا.ر. و هشتصد میلیون اینجانب و دویست میلیون تومان م.ح.» .
نامبرده در خصوص وظایف خود در شرکت فولاد فام اسپادانا اظهار داشت: «امضاء کردن پیشفاکتورها برای گرفتن LC فقط؛ نه برای چکهای شرکت اسپادانا، بازدید از انبار تهران و گرفتن آمار قراضه شرکت و اگر انبار کسری داشت، از من میخواستند تا برایشان فراهم کنم؛ چون در شرکت امیرمنصور آریا، آقای ب.ب. را داشتم، میتوانستم کارها را سریع انجام دهم... بنده حقی در ارتباط با جابجایی پولها نداشتهام و چندین بار تقاضای دسته چک کردم. برای این که به هرحال هر مدیری باید خبر از چکهای آن شرکت داشته باشد؛ اما به من گفتند که شما حق داشتن دسته چک ندارید و هر چکی که از بانک میگیرید، به تهران بفرستید... من حتی نمیدانم چند نفر پرسنل در شرکت فولاد فام اسپادانا کار میکنند»
نامبرده در پاسخ به علت امضای LCها اظهار میدارد: «تنها دلیلش اعتماد به سیستم امیرمنصور آریا بوده که ناشی از آن بود که دوستم آقای ب.ب. در آن شرکت بوده و خیر و صلاح ما را میخواست و تا حدودی هم میدانست که شرکت فولادفام اسپادانا به گروه ملی قراضه میفروشد ... مدارک مربوط به LCها را بنده شخصاً امضاء کردم. منظورم پیش فاکتورها میباشد؛ چون به بنده گفته بودند که شما گیرنده LC میباشید و خطری شما را تهدید نمیکند. برای سهولت کار، به جای آقای ا.ر. هم، بنده زیر پیش فاکتورها را امضاء میکردم. البته اولین بار شخصاً به آقای ا.ر. زنگ زدم و گفتم که آقا من دارم به جای شما پیشفاکتورهایLC را امضاء میکنم. آیا مانعی ندارد؟ ایشان هم بعد از این که مطمئن شدندLC به ما ربطی ندارد، گفتند که امضاء کن آقا، شما امین هستید... بنده هیچگونه حقی برای برداشت از حساب نداشتم».
نامبرده در خصوص نقش آقای ش. اظهار میدارد: « خبرها از دفتر آقای ش.، از طرف خانم ح. و بعد از طرف خانم ز. به دفتر کیش داده میشد با مشخصات کامل وزن و قیمت» .
وی در خصوص تسهیلات دریافتی شرکت فولادفام اسپادانا اظهار میدارد: «میزان تسهیلات دریافتی شرکت فولادفام اسپادانا، سیصد و بیست میلیارد تومان است و من در جریان نحوه گرفتن تسهیلات نبودم. برای این که بنده مدیرعامل صوری این شرکت بودهام ... من به علت این که در کیش زندگی میکردم و از دوستان آقای ب.ب. بودم، ایشان از من درخواست کرد که در ابتدا به عنوان هیأت مدیره و بعد به عنوان مدیرعامل انتخاب شوم... اگر اشتباه نکنم قبلاً (مدیرعامل شرکت فولاداسپادانا) آقای ی.م. بودند» .
طبق نامه ادارهی کل اطلاعات استان خوزستان: نامبرده مدیرعامل شرکت فولاد فام اسپادانا میباشد و همسر ایشان به نام خانم ش.م. عضو شرکت سرمایهگذاری امیرمنصور آریا، به طور همزمان، مسؤولیت دفاتر شرکتهای فولادفام اسپادانا و گروه ملی در کیش را برعهده داشته و تمامی دیسکانتهای اعتبار اسناد در بانک سامان شعبه کیش را شخصاً انجام و تشریفات اداری دیسکانتها در بانک سامان، با هماهنگی فیمابین خانمها م. در کیش و خانم ز کارمند شرکت سرمایهگذاری امیرمنصور آریا در شعبات کیش و تهران صورت گرفته است.
نظر به توضیحات صدرالذکر، اظهارات متهم و توجه به مستندات موجود در پرونده، مشارٌالیه، علیرغم صوری بودن فعالیتش در شرکت فولاد فام اسپادانا و اطلاع کامل از فعالیتهای غیرقانونی گروه امیرمنصور آریا، به طور شبکهای و با هماهنگی مدیران و اعضای هیأت مدیره شرکتهای گروه ملی صنعتی فولاد و توسعه سرمایهگذار امیرمنصور آریا، مرتکب تخلفات عدیدهای از قبیل تحصیل مال از طریق نامشروع، کلاهبرداری، تضییع حقوق دولت و نهایتاً اخلال در نظام اقتصادی کشور شده است.
همه میگویند از من 200 میلیون گرفتند
فراهانی نماینده دادستان در جایگاه قرار گرفت و گفت: متهم اصلی خسروی است و اینها شبکه است. چون صلاحیت متهم اصلی در دادگاه انقلاب قابل رسیدگی است پس به اتهامات سایر متهمان هم در این دادگاه رسیدگی می شود.
در ادامه، وکیل آقای "ر" در ادامه دفاعیات خود گفت: اظهارات سایر متهمان در زندان دلیل بر جرم موکل من نمی شود. دادسرا حق ندارد اقرار را تجزیه کند و آن قسمت که به ضرر متهم است تنها بیان کند. موکل من گفت آقای"الف" سه ماه بعد از عزل از وزاتخانه در دفتر من بوده است. چه دلیلی است که موکل من کیفی که به آقای "الف" داده مطلع بوده که محتویاتش چی هست؟
در ادامه این جلسه دادگاه ،نماینده دادستان گفت: پرونده یکی از وزاری سابق دولت نهم و سایر مسئولان وزارت راه در دادگاه مفتوح است. از دادگاه می خواهم متهم پرونده بازداشت شود.
متهم دوباره به جایگاه فراخوانده شد و درآخرین دفاع از خود گفت: من وقتی که آزاد شدم دیگر از صحبت کردن با دولتی ها اکراه دارم. حاضرم از گرسنگی بمیرم ولی با دولتی ها کار نکنم.
قاضی گفت: الان به این فکر افتادید.
متهم خطاب به قاضی سراج گفت: من شما را دوست دارم با شما احساس امنیت می کنم. آن روز آقای "الف"گفت: آن روزی که به من پاکت دادی 200 هزار یورو بود. بعد شد هزار450 یورو. من هرچه از شرکت تراورس گرفتم رسید دارد. من 350 میلیون برای قراردادم درخواست دادم که تنها 200 میلیون پرداخت شد، بروید ببینید 400 میلیون کجا گم شده است.
وی ادامه داد: اگر پرونده ای از"ب" وجود دارد ربطی به من ندارد و کسی از من پول نگرفته است. من بخش خصوصی بودم و ترس از گرفتن پول نداشتم. در جو دادسرا همه می خواهند همدیگر را متهم کنند. در این پرونده همه انکار می کنند. همه می گویند از من 200 میلیون گرفتند چون می خواهند خودشان را راحت کنند.
متهم ادامه داد: من زمان اقرار حال عادی نداشتم،من همیشه از شرکت طلبکار بودم. ولی چون استرس داشتم نوشتم بدهی داشتم.
شرکت مجبور بود با من کار کند چون اختراع برای من بود.
وکیل متهم در جایگاه قرار گرفت و گفت:ه دلیلی ندیدم که موکلم متهم باشد. ما قانون آیین دادرسی کیفری نداریم.
چه کسی گفته است وسط آخرین دفاع نماینده دادستان بیاید حرف بزند، این حق الناس است.
وکیل گفت:آقای قاضی ما به ارادت داریم.
قاضی گفت: به جای این حرف ها از خودتان دفاع کنید.
وکیل گفت: متهم اصلی معاون وزیر است و باید در دادگاه کیفری پرونده پیگیری شود. موکلم نمی دانست داخل بسته ها چیست. در ضمن موکل من مراودات مالی داشته و طلبکار هم بوده و این پول برای پارتی بازی نبوده است.
چک سفید امضا ندادم برکنارم کردند
ی .م در جلسه دادگاه در دفاع از خود اظهار داشت: اتهامات وارده را قبول ندارم ولی اظهارات خودم را قبول دارم. من 75 روز مدیرعامل فولاد فام اسپادانا بودم .13 فقره ال سی باز شد و 78 میلیارد تومان پول به حساب شرکت آمد. تمام پولها به شرکتهای امیرمنصور واریز شد. من پولها رابه حساب شخصی آقای ش و گروه آریا ریختم. وقتی دی ماه دیگر مدیر نبودم دیگر در گشایش ها دخالتی نداشتم. تنها 13 فقره به مبلغ 307 میلیارد تومان امضا کردم و دیگر ال سی گشایش نداشتم.
وی افزود: 9 فقره این ال سی ها به بهانه شمش و چهار فقره هم به بهانه آهن قراضه باز شد. ما قراضه ها را دیدیم ولی شمشها را ندیدیم. من وقتی گفتم دیگر نمی توانیم گشایش ال سی داشته باشیم خسروی گفت شرکت را می خریم. سه میلیارد تومان ساختمان و دارایی داشت و خریدند. من جای کسی امضا نکردم .وقتی شرکت به تهران منتقل شد خسروی گفت در همه بانکها حساب باز کنید. شما چکها را سفید امضا کرده و بدهید به خزانه .من گفتم من چک سفید امضا نمی کنم. رفتم اهواز و آقای ش گفت خسروی گفته اگر امضا نکنی جابجایت می کنم. بعد جای من آقای د آمد.
مدیرعامل سابق شرکت فولاد فام اسپادانا در دفاع از خود گفت: بنده اظهارات آقای ش را قبول ندارم. اظهارات خانم الف هم غلط است و من تنها یک کارگر اجرایی بودم. 300 شغل ایجاد کردم و در فولاد اسپادانا هم کلی کار کردم. من کجای این شبکه بودم.
فامیل وزیر دولت نهم: وزیر سابق نیازی به این خرده پولها ندارد/ از ارتباطات فامیلی سوء استفاده نکردم
متهم ردیف سوم پرونده بزرگ مالی با اشاره به این که رابطه او با وزیر سابق دولت نهم رابطه استاد و شاگردی بوده است گفت: حسابهای وی را چک کنید، او نیازی به این خرده ریزها ندارد.
در دفاع از خود گفت: من عضو هیئت رئیسه گروه ترافیک بودم و سه اختراع در کارنامه ام ثبت شده است و فوق لیسانس عمران دارم. من اتهامات وارده را قبول ندارم. سابقه کار من بر می گردد به زمان دولتی بودن شرکت تراورس. ارتباط من با وزریر سابق دولت نهم استاد شاگردی بوده است و نمی توانسته از من حق حساب بگیرد. درست است من فامیل وی هستم ولی من از این ارتباط سوء استفاده نکردم. شما بروید حسابهای بانکی وی را چک کنید وی نیازی به این خرده ریزها ندارد.
وزیر روز اولی که آمد خطاب به من گفت: اگر از بخش خصوصی فاصله بگیری می توانی به وزارتخانه بیایی. وقتی آقای" گ " فهمید من در کارم وارد هستم به عنوان مشاور در تراورس مشغول به کار شدم.
او ادامه داد: من 30 درصد هزینه ها را کاهش دادم، دو سیستم جدید من هزینه یک سال پروژه را کاهش داد. ارتباط مالی من زیاد بود و همیشه یک میلیارد از این شرکت طلبکار بودم. حالا بگوئید 200 میلیون گرفتید؟ در حالی که این 200 میلیون در مقابل یک میلیارد چیزی نیست.
متهم ردیف سوم گفت: آقای" الف" دوستی بود که به من خیانت کرد. زمانی که من خارج بودم وی دردفتر من کار می کرده و تخلف می کرده است. من اصلا از هیچیک از این موارد اطلاع نداشتم. من دنبال ثبت اختراعم بودم که میلیاردها تومان ارزش داشت، حالا بروم 200 میلیون تومان رشوه بگیرم. من در اسپانیا دفتر دارم.
قاضی گفت: مه آفرید گفته شما 400 میلیون گرفتید و از وزیر 6 تفاهم نامه گرفتید.
متهم گفت: پول به دفتر من آمده ولی من نگرفتم. آقای "الف" در دفتر من پولها را می گرفته است. من پنج تفاهم نامه با وزارت راه و شرکت تراورس بستم و این نیازی به پارتی من نداشت آنها با نمایندگان مجلس رفتند دفتر وزیر تا تفاهم نامه بسته شود. من دلال نیستم. همه من را می شناسند،این پولها از گروه آمده بیرون ولی اصلا به دست من نرسیده است.
سوابق من را بررسی کنید. آنها هر جا کم آوردند به من اتهام زدند.من چهار بار به عنوان مشاور فنی شرکت در جلساتی که وزیر هم بود حضور داشتم، من دنبال گدابازی و دله دزدی نیستم، من می توانم میلیاردها تومان درآمد داشته باشم.
در ادامه محمد اسلامی وکیل متهم در جایگاه قرار گرفت و در دفاع از موکل خود گفت: رسیدگی به اتهامات تمامی وزارا و معاونین آنها در صلاحیت دادگاه کیفری است. در رای هیئت وحدت رویه آمده است که هر وقت متهم چندین جرم داشته باشد دادگاهی باید رسیدگی کند که مهمترین جرم آن متهم باشد.
قاضی گفت: شما خارج از موضوع صحبت می کنید. نمی توانید دفاع کنید بروید بنشینید.
شغل موکل شما چیست؟
وکیل گفت: شغل موکلم هر چه که هست؟ شما باید بگذارید من صحبت کنم.
قاضی گفت: موکل شما دولتی نیست پس چرا می گویید دادگاه کیفری باید رسیدگی کند.
موکل از جایش بلند شد و گفت: من افتخار می کنم سراج قاضی پرونده است.
وکیل به موکلش گفت: شما صحبت نکنید و سر جایتان بنشینید.
موکل گفت: 6 متهم را آوردید تو دادگاه می خواهید زود رای بدهید بگذارید من صحبت کنم.
قاضی گفت: شما یک ساعت است وقت دادگاه را گرفته اید.
وکیل گفت: آقای قاضی اتهامات متهم پرونده مرتبط با معاون وزیر است و باید پرونده در دادگاه کیفری استان برود.
قاضی خطاب به وکیل گفت: دادگاه صالح است.
موکلم ماشین امضاء بود و مدیرعاملی را یدک میکشید
ک. ن -مدیرعامل فولاد فام اسپادانا- در دفاع از خود گفت: اتهامات وارده را قبول ندارم. اگر صد بار دیگر هم اینجا باشم همانهایی که قبلا اقرار کرده ام را قبول دارم.
قاضی: می دانی وظیفه مدیرعامل چیست؟
متهم : به من گفتند شما فقط باید این کارها را انجام بدهید. فکر می کردم این ضایعات بخشی از ال سی ها است. من هیچکس را نمی شناختم. من رئیس بانک ملی کیش را از زمان بازداشت می شناختم. من حتی داخل بانک هم نمی توانستم بروم. "س" ساکن کیش بود و برادر زن مه آفرید بود و قدرت داشت.
فردای روز ازدواجم رفتم کیش و فولاد فام را نمی شناختم.آقای سراج من دسته چک خودم را با دستان خودم دادم به مه آفرید. من چکها را سفید می دادم و حتی یک برگ چک را امضا نمی کردم. نمی دانستم پولها کجا می رود. من حتی پول اجاره هم نداشتم و از تهران برایم چک می فرستادند.
مدیرعامل شرکت فولاد فام اسپادانا گفت: من ماهانه از 500 هزار تا 4 میلیون حقوق می گرفتم.
در ادامه دادگاه وکیل مدیرعامل شرکت فولاد فام اسپادانا در جایگاه قرار گرفت و گفت: موکل من سابقه فعالیت در شرکت و خرید و فروش ضایعات فلزی و حتی حقوق بانکی نداشته است. فقط کارمند بوده ولی مدیرعاملی را یدک می کشیده است.چون خانم م ،همسر موکلم در این شرکت بوده او را به شرکت می برد و موکلم هم آن زمان بیکار بوده است.
وی گفت: موکل من تنها ماشین امضا بوده است. خانواده اوی می گویند او خیلی زود باور است و قلب پاکی دارد.
وکیل ک ن در مورد اتهامات به موکلش گفت: 13 فقره ال سی ها برای مدیرعامل قبلی بوده و تنها 40 فقره برای موکل من است. همچنین در موضوع اخلال در نظام اقتصادی باید بگویم که متهم باید از ارتکاب جرم اطلاع داشته باشد. ولی موکل بنده عمدا کاری انجام نداده است. موکل من تنها کارمند حقوق بگیر بوده است. موکل حتی امکان پرداخت چک را نداشته است. وی حتی در گشایش اعتبار اسنادی دخیل نبوده است، از دادگاه تقاضای برائت موکلم را دارد.
این پرونده چهرههای ماندگار است
قاضی فراهانی در جلسه دادگاه امروز گفت: باید نام این پرونده را بگذاریم پرونده چهره های ماندگار. یکی رشوه گرفته مسجد بسازد، یکی رشوه گرفته برای خیریه، یکی هم برای معلولان. ما هم باید دسته گل بگیریم به استقبال آقایان برویم. البته من هم اگر وکیل بودم همینطور دفاع می کردم و وظیفه وکیل هم دفاع است. ما هم با دفاعیات وکیل می توانیم به برخی موارد پی ببریم. من زبانم قاصر است که چقدر با زمینه ناهمواری در این پرونده روبرو هستیم. مفسدان دانه درشت در این پرونده کم نیستند.
نماینده دادستان خطاب به متهم گفت: با فرض اینکه دفاعیات شما صحیح باشد رفتار شما غیرمتعارف است. حتی پیگیری کردم آنها گفتند شما حتی حق ورود آهن به ایران را ندارید.
قاضی خطاب به متهم: آیا سوال نکردید این پولها چگونه می آید و کجا می رود؟
متهم : من چون صاحب پول نبودم فکر می کردم پول خودشان است و خودشان می دانند.
فراهانی: با این همه ولی من می گویم وی علم به تمام کلیات داشته است. مگر اینکه وکیل مدرک سفاهت بیاورد. امثال مه آفرید کم نیستند، اینطور باشد هر کس بیاید و مدیر شود بعد بگوید من نمی دانستم و آزاد شود. آیا وی از خود نمی پرسیده که چرا من می خورم و می خوابم و ماهی 4 میلیون می گیرم.
متهم : من قبول دارم در ماه حقوق 4 میلیونی می گرفتم. خوردن و خوابیدن نداشتم. من هفته ای یکبار اهواز و تهران بودم. کارم را انجام می دادم. مفت نمی خوردم.من 5 ماه دیگر پدر می شوم، مرا تبرئه کنید.
رئیس هیئت مدیره فولاد فام 19 سال سن داشت
الف در جایگاه قرار گرفت و گفت: اتهامات را قبول ندارم. من هر چه گفته بودم صحیح است. من یک امضا در چکها و ال سی ها ندارم. من نایب رئیس هیئت مدیره بودم و رئیس هیئت مدیره آقای ر بود که 19 سال بیشتر نداشت. من اصلا آورده نداشتم. نمی دانستم چرا این سهام دارد به نام من می شود. با آقای ب دوست بودم. برای ما مهم بود که در شرکتی که کار می کردم دارد بانک تاسیس می کند. من هم تنها ظواهر را می دیدیم . حتی آقای خسروی و ش را در دادسرا ندیدم. وقتی کنار آقای ش نشستم اون نمی دانست من عضو هیئت مدیره هستم و تعجب کرد. دیدن خسروی در حد ما نبود. من اصلا نمی دانستم ال سی چی هست.
وکیل متهم در دفاع از او گفت: موکل من اصلا نمی داند هیئت رئیسه چه هست و حتی نمی داند جرم چیست و قانون چه می گوید. این شرکت از جهل جوانان استفاده کرده است. وقتی اوراق را مطالعه کردم همه آن اظهار نظر بود. ادله قانونی نیافتم.
پایان نهمین جلسه دادگاه فساد مالی
نهمین جلسه رسیدگی به پرونده فساد بزرگ مالی با رسیدگی به اتهامات 6 نفر و گرفتن آخرین دفاعیات یکی از متهمان پایان یافت.
به گزارش انتخاب به نقل از مهر، هشتمین جلسه دادگاه رسیدگی به پرونده فساد مالی بزرگ عصر یک شنبه به ریاست قاضی ناصر سراج با رسیدگی به اتهامات 6 متهم و اخذ آخرین دفاعیات م - ز یکی از متهمان زن به پایان رسید.
بخدا از حفظ شديم